X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

«گورکن» و «کوپال» هر دو در یک باشگاه فکری هستند با داستانی متفاوت – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: «کاظم ملایی» گفت: «گورکن» تولید بسیار سخت‌تری نسبت به «کوپال» دارد اما هر دو در یک باشگاه فکری هستند.

به گزارش سینماپرس، «کاظم ملایی» که دومین فیلم بلند سینمایی خود با نام «گورکن» را به‌تهیه‌کنندگی سینا سعیدیان و با حمایت بنیاد سینمایی فارابی جلوی دوربین برده است، در پاسخ به این پرسش که فیلم «گورکن» چقدر به جهان ذهنی تصویر شده‌اش نزدیک شده، گفت: مخاطب برای من اهمیت بسیار زیادی دارد و همیشه با خودم فکر می‌کنم چگونه می‌توان سینمای شخصی خود را حفظ کرد ولی در کنارش مخاطب زیادی را هم با خود همراه کرد. «گورکن» و «کوپال» هر دو در یک باشگاه فکری هستند. جهان هر دو فیلم شبیه به هم هستند ولی دنیای داستان هر کدام، متفاوت است. «گورکن» در ظاهر قصه‌ زمینی‌تر و آدم‌های آشناتری دارد ولی در بطن داستان همان جنون و شیدایی «کوپال» در آن موج می‌زند. ولی «گورکن» بر خلاف «کوپال» تک لوکیشن و تک بازیگر نیست و این موارد، شاخصه‌هایی هستند که در جذب و همراهی مخاطب اهمیت بسیار زیادی دارد.

او درباره این که فضای تولید چقدر به رسیدن به این جهان شخصی کمک کرده و دغدغه‌هایی که برای اجرا دارد و میزان انرژی که در فیلمسازی می‌گذارد، چقدر تابع شرایط تولید است، گفت: در شرایط سخت سینمای ایران که بیشتر جاهایی مثل اوج، سرمایه‌ ساخت آثار بیگ پروداکشن را می‌پردازند و تهیه‌کننده‌های بخش‌ خصوصی هم روز به روز محتاط‌تر و نگران‌تر می‌شوند، «سینا سعیدیان» به عنوان یک تهیه‌کننده‌ بخش خصوصی و غیروابسته، تمام تلاش خود را می‌کند تا در تهیه و تولید یک فیلم مستقل و درست شریک باشد و این بسیار برای من باارزش و مغتنم است و طبیعتا موجب همراهی و صبوری من در لحظات سخت تولید می‌شود.

ملایی درباره این که این بار چقدر نسبت به «کوپال» شرایط برایش مطلوب بوده، اظهار داشت: من در «کوپال» به عنوان کارگردان و تهیه‌کننده مسئولیت و تعهد بسیار بیشتری داشتم ولی الان در «گورکن» حواسم صرفا روی کارگردانی کار متمرکز است ولی این نکته هم وجود دارد که «گورکن» تولید بسیار سخت‌تری نسبت به «کوپال» دارد و همان طور که گفتم از مهم‌ترین تفاوت‌های آن، تعدد بازیگر و لوکیشن است که بی‌شک انرژی و توان بسیار زیادی از یک کارگردان می‌گیرد.

گفتنی است فیلم‌برداری فیلم سینمایی «گورکن» به کارگردانی کاظم ملایی در تهران ادامه دارد و پیش‌بینی می‌شود برای نخستین بار در جشنواره فیلم فجر رونمایی شود.

ویشکا آسایش، حسن معجونی، مهراوه شریفی‌نیا، بهنوش بختیاری، رضا بهبودی، مهدی حسینی‌نیا، سیاوش چراغی‌پور، یدالله شادمانی و گوهر خیراندیش بازیگران «گورکن» هستند.

از عوامل سازنده «گورکن» می‌توان به نویسنده و کارگردان: کاظم ملایی، تهیه‌کننده: سینا سعیدیان، مدیر فیلم‌برداری: مجید گرجیان، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: آلاله هاشمی، طراح چهره‌پردازی: محمود دهقانی، مدیر صدابرداری: محمد کیان ارثی، طراح صحنه: منیر رضی‌زاده، طراح لباس: ندا نصر، جانشین تولید: حامد آزادی، عکاس: یوسف عبدالرضایی اشاره کرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اربعین از نگاه غرب در مستند «٤٠» روی آنتن می‌رود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مستند «۴۰» با نگرشی نو به موضوع راهپیمایی و همایش عظیم اربعین حسینی پس از سه سال تحقیق، پژوهش و فعالیت میدانی به مرحله تولید و پخش رسید.

به گزارش سینماپرس، مستند «۴۰» با نگرشی نو به موضوع راهپیمایی و همایش عظیم اربعین حسینی پس از سه سال تحقیق، پژوهش و فعالیت میدانی به مرحله تولید رسید که به زودی روی آنتن شبکه‌های داخلی و خارجی خواهد رفت.

این مستند به سفارش شرکت White Frame و به تهیه‌کنندگی و کارگردانی احسان حلمی تولید شده است.

«۴۰» از یک تیم پژوهشی بین‌المللی تشکیل شده تا با حضور میدانی به جمع‌آوری بیش از ٣٠٠ گفتگو در کشورهای مختلف بپردازد.

مستند «۴۰» برای مخاطب جامعه غربی و غیرمسلمانان تولید شده و زبان اصلی آن انگلیسی است و به دو زبان عربی و فارسی نیز دوبله شده است.

حلمی تهیه کننده و کارگردان مستند «۴۰» درباره این مستند گفت: این مستند، پژوهشی واقع‌بینانه از نگاه غیرمسلمانان و غربی‌ها به گردهمایی عظیم اربعین است که در سیر آن، مولفه‌هایی همچون رفتارشناسی دینی مردم جهان، قیاس کمی و کیفی این راهپیمایی با تجمع‌های مشابه مذهبی، بررسی آداب، رسوم، عادات و سبک مهمان نوازی اربعینی را از زاویه ای تحلیلی بررسی کرده است.

وی در پایان سخنانش بیان کرد: «چهل» ضمن جامعه‌شناسی ادیان مختلف، با تکنیک و محتوای روز سینمای مستند توسط عوامل بین‌المللی تولید شده و اثر یادشده برای رقابت در چنین سطحی با ١٢ دوربین حرفه‌ای، موسیقی متن اختصاصی با نوازندگی بیش از ۱۰ ساز زنده، تدوین جذاب و ریتم سریع به مرحله پخش رسیده است.

مستند «۴۰» همزمان با پخش جهانی، در ایران از رسانه ملی پخش خواهد شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

رعایت شاخصه‌های سینمای کودک شرط دریافت «نشان سینمای دوستدار کودک» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: دبیر جشنواره فیلم کودک و نوجوان گفت: در خصوص تولید در سینمای کودک و نوجوان طی سال جاری، پانزده فیلم سینمایی کودک را در مراحل مختلف همچون پیش تولید، فیلمبرداری و یا تدوین داریم، پس می‌توان گفت که سال ۱۳۹۹ سال خوب سینمای کودک از حیث تولید و اکران خواهد بود.

به گزارش سینماپرس، علیرضا تابش مدیرعامل بنیاد سینمای فارابی، با اشاره به فرارسیدن روز جهانی کودک پیرامون برگزاری جشنواره فیلم کودک به میزان گفت: هم‌اکنون در شهر اصفهان هستم و به مناسبت روز جهانی کودک در شهر اصفهان به عنوان مرکز سینمای کودک گرد هم جمع شده و طی مراسمی از عوامل برگزاری این جشنواره قدردانی خواهیم کرد.

وی در همین راستا ادامه داد: خوشبختانه امسال استقبال بیشتری از جشنواره بین المللی فیلم کودک و نوجوان نسبت به سالهای گذشته صورت گرفت، این جشنواره امسال در تمامی سطح کشور مخصوصاً نقاط محروم برپا شد، امسال برای اولین بار نظرسنجی مردمی صورت گرفت و در کل ارزیابی‌های نشان می‌دهد جشنواره سی و دوم فیلم کودک و نوجوان مورد رضایت نسبی میهمانان واقع شد.

دبیر جشنواره فیلم کودک و نوجوان با اشاره به شور و هیجان برگزاری جشنواره سی و دوم اضافه کرد: کارکرد جشنواره ها وقتی مثمر ثمرتر می‌شود که ما شاهد اکران آثار سینمای کودک در طی سال باشیم و من امیدوارم در سال پیش رو اکران آثار کودک در زمان خوب و با کیفیت و دقت بالایی صورت گیرد.

وی با تاکید بر لزوم بسترسازی برای پخش بهتر آثار سینمای کودک اظهار کرد: امید است که در سال جاری ما در دو بخش سینماها و سامانه‌های مجازی پخش فیلم شاهد بسترسازی مناسب و ارائه جایگاه مناسب به آثار سینمای کودک و نوجوان باشیم.

مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی درباره برنامه‌های آتی خود برای جشنواره فیلم کودک سال آینده تصریح کرد: طی سال آینده در نظر داریم تا «نشان سینمای دوستدار کودک» را به سینماهایی که شاخصه‌های سینمای کودک را رعایت می‌کنند، تعلق بگیرد. ایجاد تسهیلات برای خانواده‌ها و تنوع بخشی در قبال اکران آثار سینمای کودک از جمله معیارهای انتخاب سینمای برتر برای دریافت این عنوان و نشان هستند.

وی با اشاره به روند مثبت سینمای کودک همزمان با روز جهانی کودک افزود: خوشبختانه ما هم اکنون سیزده فیلم سینمایی در ژانر کودک و نوجوان را آماده اکران داریم، این اتفاق دستاورد بسیار بزرگی است و نشان می‌دهد که سینمای کودک در بخش خصوصی و نهادهای حمایتی با مدیریتی بسیار خوب پیش رفته است، از این میان شش فیلم در سرگروه‌ها قرارداد خود را امضاء کرده‌اند و سه فیلم دیگر در انتظار اکران هستند.

تابش با اشاره به روند بسیار مثبت سینمای کودک در سال جاری خاطرنشان کرد: برای سینمای کودک و نوجوان طی سال جاری، پانزده فیلم سینمایی را در مراحل مختلف همچون پیش تولید، فیلمبرداری و یا تدوین داریم، پس می‌توان گفت که سال ۱۳۹۹ سال خوب سینمای کودک از حیث تولید و اکران خواهد بود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سلبریتی‌ها خدایگان جهان امروز هستند/ حکومت باید ضوابط روشن و مشخصی برای سلبریتی‌ها تعیین کند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: حکومت می‌تواند سلبریتی‌ها را جهت‌دهی کند. از محبوبیت سلبریتی‌هایی که ضوابطش را رعایت می‌کند در جهت مسائل مختلف استفاده کند و به آنها تریبون بدهد.

به گزارش سینماپرس، نسبت سلبریتی با رسانه‌های نوین و ذائقه انسان امروز چیست؟ سلبریتی در چه بستری رشد می‌کند؟ چرا ذائقه انسان امروز با گذشته نه چندان دورش شباهتی ندارد. چرا ابتذال کلیک می‌خورد و طرفدار دارد؟ همه این‌ها سوالاتی است که در همزمانی اتفاقات مختلف در رسانه‌های نوین مطرح می‌شود. وقتی کلیک‌ها به سمت ابتذال حرکت می‌کنند. سلبریتی‌های مبتذل رکورد کلیک‌ها و کامنت‌ها را جا به جا می‌کنند. چهره‌های عجیب با ظواهر عجیب پرطرفدار می‌شوند و خبر دستگیری‌شان گاهی به جای انزجار آنها را پرطرفدارتر می‌کند، این سوال پیش می‌آید که انسان  گذشته که زیبایی و اخلاق را ستایش می‌کرد چه روندی را طی کرده‌ است که امروز برای ابتذال کف می‌زند؟ نقش رسانه‌های نوین در این میان چیست؟ با «دکتر سیدمهدی ناظمی» دکترای فلسفه و هنر در این باره حرف زدیم.

مشاهیر در گذشته برای شهرت باید واجد خصایص مهمی می‌بودند

سلبریتی در نسبت با سرمایه‌داری متاخر اهمیت پیدا می‌کند. ریشه‌هایی از سلبریتی بودن را نه با خود این کلمه بلکه با کلمات دیگر می‌توان در تاریخ پیدا کرد. به طور مثال مشاهیر را می‌توان در روزنامه‌ها و ژورنال‌های قدیم پیدا کرد. منتهی اینطور بود که آن مشاهیر به لحاظ تاثیرگذاری اجتماعی ابتدا باید واجد خصلت‌های مهمی می‌بودند و بعد رسانه این خصلت‌ها را برجسته می‌کرد. نتیجه این بود که به طور مثال کسی در زمان حیات «میشل فوکو» او را به عنوان یک فیلسوف مطرح نمی‌شناخت اما به تدریج در اواخر عمر و پس از مرگش فوکو تبدیل به یک چهره شد. مشابه این اتفاق برای بسیاری از اندیشمندان اتفاق افتاده‌است. این یعنی آنها خصیصه‌ای داشتند و برجسته‌سازی آن خصیصه را رسانه برایشان انجام می‌داد.

سلبریتی نمی‌تواند از زمان حال بیرون بیاید

فردی که سلبریتی به شکل امروزی آن است در زمان «حال» وجود دارد و نمی‌تواند از این زمان «حال» بیرون بیاید. کسی که به طور طبیعی به شهرت می‌رسد معمولاً در «حال» نیست. بلکه یک مسیر و فرآیندی را طی کرده‌است و به مقداری از شهرت رسیده‌است و باقی را رسانه‌ها برایش انجام می‌دهند. حالا اینکه رسانه‌ها بر چه اساسی فردی را برای مشهور شدن انتخاب می‌کنند بحث دیگری است ولی معمولا بر اساس مناسبات قدرت انتخاب می‌کنند. در مدرنیته کلاسیک یعنی زمانی که روزنامه‌ها در قدرت بودند شهرت به این شکل بود. اما وقتی مدرنیته کلاسیک را طی می‌کنیم و از قرن بیستم به بعد وارد فضای مدرنیته متأخر می‌شویم. می‌بینیم رسانه‌ها زیاد می‌شوند و فرم‌های رسانه‌ای مختلف وارد می‌شوند. رسانه‌ها وارد منازل می‌شوند و تصویری‌تر می‌شوند و فرهنگ انسان قرن بیستمی کاملاً بصری می‌شود. هیچگاه فهم و دستگاه ادراکی‌ انسان به مانند امروز بصری نبوده‌ است. با این اتفاق فرآیند مشهور شدن هم بصری می‌شود. پس وقتی بصری شدن مهم می‌شود دیگر مهم نیست که شما دانشگاه رفته‌اید یا نرفته‌اید بلکه معیار اصلی میزان استعداد برای بصری بودن است. برای همین بازیگران سینما مهم‌تر می‌شوند.

با بصری‌تر شدن رسانه‌ها سینما قدرت گرفت

وقتی سینما ظهور می‌کند. بازیگر سینما شخصیت مهمی نیست و حتی به چشم حقارت به او نگاه می‌شود. چون اصل بازیگری، با تئاتر تعریف می‌شد. زیرا بازیگر تئاتر باید سال‌ها تلاش و تمرین کند. با وجود اینکه تئاتر هم یک مدیوم بصری است، اما مدیوم تئاتر به این شکل است که قابی جلوی چشم شما بسته نمی‌شود. شما در تئاتر نمی‌توانید یک قاب کلوزآپ داشته باشید. برای همین هنرپیشه تئاتر برای اینکه به چشم بیاید باید خیلی بیشتر تلاش می‌کرد. برای همین به بازیگران سینما چندان اهمیت داده نمی شد. اما به مرور بازیگر تئاتر برای اینکه پول بیشتری به دست بیاورند با خجالت و ناراحتی به سمت سینما می‌رفتند. با قدرت پیدا کردن سینما کم کم مفهوم بازیگری سینما مطرح می‌شود. سینما به این ترتیب نسبتش با سرمایه ارتباط قویتری پیدا می‌کند، خودبه‌خود بازیگری سینما امر مرتبط‌تری با سرمایه می شود و تئاتر به کنج هنر می‌رود و سینما به عرصه صنعت و مبادلات سرمایه می‌آید. همه مواردی که ذکر کردیم به سینما قدرت می‌دهد و در موازات سینما، تلویزیون نیز در رقابت با او پیش می‌رود. البته به نظر من قدرت تلویزیون بیشتر است. چون تلویزیون نیاز کمتری به هنر دارد و سینما به هنر نیاز دارد و این کار را سخت‌تر می‌کند.

رسانه‌های نوین تشریفات ندارند

وقتی به اواخر قرن بیستم می‌رسیم تحول بزرگتری در عرصه رسانه رخ می‌دهد و آن ظهور رسانه‌های نوین و اینترنت است. رسانه‌ای که نه رادیوست، نه تلویزیون است و نه سینماست. اما می‌توان در آن رادیو گوش داد، تلویزیون تماشا کرد و فیلم سینمایی دید و حتی کتاب خواند. یکی از اصلی‌ترین تفاوت‌های این نوع رسانه‌ها با رسانه‌های کلاسیک‌تری مثل تلویزیون و سینما این است که فردی‌تر و یا منتشر هستند. یعنی به تعداد زیاد قابل تکثیر هستند. سینما هم قابل تکثیر بود ولی قابل تکثیر بودن سینما در مقایسه با هنری مثل نقاشی به چشم می‌آمد. اما برای رفتن به سینما شما باید در صف می‌ایستادید بلیط می‌خریدید و طی یک تشریفاتی یک فیلم را مشاهده می‌کردید. اما رسانه‌های جدید منتشرتر هستند. الان مخاطب همان فیلم را بدون هیچ تشریفاتی از مانتیتور روی میزش و در ادامه در صفحه موبایلش می‌بیند.

در رسانه‌های امروز معنا و مفهوم به نفع‌ بصری‌تر شدن کمرنگ می‌شود

سلبریتی‌های جدید حتی با سوپراستارهای ورزش و سینما هم متفاوتند. با سلبریتی‌هایی طرف هستیم که نیاز نیست هنر خاصی داشته باشند یا چیز خاصی بدانند بلکه باید بدانند چطور توی چشم باشند و یک روانشناسی را به طور غریزی بدانند و بتوانند آن را اعمال کنند. این دقیقاً همین نوع سلبریتی‌هایی هستند که در زمانه ما زندگی می‌کنند و در اینستاگرام وجود دارند و ما با آن‌ها طرف هستیم. هرچه از سه مرحله اول روزنامه‌ها، بعد سینما و تلویزیون به سمت رسانه‌های امروزی می‌آییم معنا و مفهوم به نفع بصری‌تر شدن کمرنگ می‌شود. با آمدن رسانه‌های نوین آن حداقل مفهوم هم از بین می‌رود و حرف اصلی را رسانه‌های شخصی درون جیب افراد می‌زند.

رسانه‌های نوین سطحی‌ترین درگیری ذهنی را با مخاطب دارد

رسانه‌های نوین می‌توانند معانی و مفاهیم را انتقال دهند. اما این امکان را ندارند که آن معانی و مفهوم شکل جمعی به خود بگیرند. شما در تلویزیون و رادیو این امکان را دارید که ایدئولوژی را بسط بدهید. شورش و بلوا ایجاد کنید. اما در رسانه‌های جدید به تنهایی امکان ایجاد یک حرکت ایدئولوژیک وجود ندارد. اگر در مقاطعی هم در کشور ما شاهد بوده‌ایم که شبکه‌های اجتماعی پشت این کار قرار می‌گیرند، برای زمانی ست که یک پشتوانه عینی دیگری ایجاد شده‌است که شبکه‌های اجتماعی در کنار آن قرار گرفته‌اند. در شبکه اجتماعی رویداد اتفاق می‌افتد اما این رویداد، معنازا نیست. به طور مثال شما در دنیای قدیم وقتی یک کتاب را می‌خواندید ممکن بود یک معنا در ذهن شما اتفاق می‌افتد. بعد که روزنامه‌ها وارد می‌شوند می بینید که معانی رقیق می‌شوند. تلویزیون که می‌آید می‌خواهد حالا مفاهیم را نمایش دهد. در رسانه‌های نوین حتی نمایش دادن آن معانی هم دشوار است. برای آنکه در رسانه‌های نوین شما فی الجمله سطحی‌ترین درگیری ذهنی را با مخاطب دارید. مثل علاقمندان جدول که می‌دانند ادیسون کی به دنیا آمده و کی فوت کرده‌ است. اما چیز علمی و معنایی از او نمی‌دانند. در واقع جهان معنایی از بین رفته است، هر چند بتوان چیزکی از معنا را به طور منفرد برداشت کرد.

به نابودی کامل روحی رسیده ایم

اگر بخواهیم درباره دنیای بعد از رسانه‌های نوین صحبت کنیم باید بگوییم بعد از سیاهی دیگر رنگی نیست و ما امروز به نابودی کامل روحی رسیده‌ایم. آن روحی که باید انسان‌ها را به هم پیوند دهد وجود ندارد. الان از مردم عادی کوچه و بازار بپرسید انسان بودن انسان به چیست؟ می‌گویند به عواطف ماست اما این جواب درستی نیست. عواطف را حیوانات هم به وضوح دارند. مثل حیوان ماده‌ای که از فرزندانش مراقبت می‌کند. آن چیزی که در عالم انسانی ما وجود دارد آن معانی است که ما با آن درگیر هستیم و از طریق آن تمدنمان را می‌سازیم. معانی پیش از این ممکن بود به صورت یک اثر هنری بزرگ منتقل شوند. مثل یک سازه معماری منتقل شوند. شما امروزه در جهان ساخت و سازهای متنوعی پیدا خواهید کرد. اما کدامشان به اندازه خانه کعبه است که انسان قرن‌ها دور آن میچرخد؟ کدام سازه‌های امروزی توانسته‌اند در این اندازه با اهمیت باشند؟ هیچکس به خاطر نوع مرغوبیت سازه ایفل برای دیدنش نمی‌رود. این سازه معنا و مفهومی برای مردم شهر داشته است. انسان قدیم برای دیدن سراغ سازه‌ها نمی‌رفت بلکه آنها ملاقات می‌کردند و همین کلمه ملاقات ارزش آن سازه را نشان می‌دهد. شما به ملاقات هرکسی نمی‌روید. شما مردم کوچه و بازار را می‌بینید. اما به ملاقات یک نفر می‌روید.

انسان امروز ناچار است که با اینترنت زندگی کند

اتفاقات تاریخی وقتی رخ می‌دهند نمی‌آیند از آحاد مردم بپرسند که آیا رخ بدهیم یا رخ ندهیم؟ اتفاقات از دل یک مجموعه واکنش‌ها خلق می‌شوند. حتی در همین دنیای مدرن اتفاقاتی هم که به وجود می‌آیند باز هم قابل پیش‌بینی نیست. وقتی پنتاگون برای اهداف نظامی‌اش اینترنت را تولید کرد هیچ‌گاه به خواب هم نمی‌دید چنین اتفاقاتی در آن رخ دهد. اگر کسی چنین خوابی هم می‌دید خواب شاعرانه و هنرمندانه‌ای بود نه خواب یک مهندس یا تکنسین علمی. همه شرایط و عوامل دخیلی که شرایط رسانه‌های امروزی را به وجود آوردند، ما را به ناچار در این موقعیت قرار دادند و بنابراین دیگر من نوعی اختیار آن را ندارم که بگویم من دوست دارم در این موقعیت باشم یا نباشم. بله شما می‌توانید اینترنت همراهتان را برای مدتی خاموش کنید و نداشته باشید اما بعد از یک ساعت برای انجام کارهای بانکی‌تان باید دوباره آن را روشن کنید. آن وقت اگر پیام دوست‌تان را در یک شبکه اجتماعی که در آن عضو هستید جواب ندهید، از شما دلگیر خواهد شد. شما اختیارش را دارید که در روستایی به صورت کاملا طبیعی زندگی کنید. اما دیگر نمی‌توانید بگویید من در این جهان زندگی می‌کنم. کسی که در این جهان زندگی می‌کند ناگزیر است که با اینترنت زندگی کند و اقتضائاتش را بداند و سلبریتی دقیقا در این فضاست که جا پیدا می‌کند.

سلبریتی‌ها خدایگان جهان امروز هستند

سلبریتی‌ها خدایگان جهان امروز هستند. در دنیای یونانیان می‌بینید که برای اولین بار خدایان و ماجرای خدایان را به نمایش در می‌آید. قبل از یونانیان خدایان به نمایش در نمی‌آمدند بلکه بشر در آیین خدایان شرکت می‌کرد. در دوره‌های بعد این آیین‌ها شکل نمایشی به خود گرفت. بعد از آن در قرون وسطی این نمایش‌ها به شکل نقاشی درآمد. در دوره مدرن این نمایش اساسا شکل سکولار پیدا می‌کند. شما در این نمایش دیگر بشر را می‌بینید. چون انسان نیازمند است خودش را قربانی کند. این یک نیاز غریزی است. ما در پرستش و قربانی کردن بی‌اختیاریم. اگر دقت کنید همه ما در حال قربانی کردن خودمان برای چیزی هستیم. وقتی انسان امروز به جایی می‌رسد که دیگر خدایان ماورای زمین و خدایان ماورای آسمان را نمی‌خواهد و می‌گوید من خودم را برای او قربانی نمی‌کنم. پس باید چیزهایی دیگری را جایگزین کند. در عشق ادبیات کهن ایرانی، عشق شکل تمثیلی پیدا می‌کند و آنقدر در آن اغراق می‌شود که همه می‌پذیریم که شکل زمینی ندارد. در عشق جهان رومانتیک در قرن هفده و هجده عشق زمینی اوج می‌گیرد. چون انسان عشق آسمانی‌اش را ترک کرده‌است و باید برای آن مابه‌ازاء پیدا کند. همینطور که جلو می‌آییم می‌بینیم عشق زمینی هم معنایی ندارد. همه ما مراسم شوهای هنرمندان را دیده‌ایم که هواداران حاضرند خودشان را برای آن سلبریتی قربانی کنند و این چیزی که از مواجهه یک انسان شیفته با قدیس و خدایگانش ندارد. اینجاست که می‌توان گفت سلبریتی‌ها خدایگان جهان امروز شده‌اند.

سلبریتی دنیای متاخر هیچ خط قرمزی را نمی‌پذیرد

هرچه به جلوتر می‌آییم می‌بینیم آن متعلقی که قربانی کننده خودش را برایش فدا می‌کند به خاطر بحرانی که در دنیای متاخر به وجود آمده رو به تنزل رفته‌ است. در زمانی که خرید پوسترهای چهره‌های مشهور رونق داشت. خود بازیگرها و هنرپیشه‌ها تلاش می‌کردند حداقل تظاهر به اخلاقی بودن کنند. همین الان هم این قواعد در غرب وجود دارد که اگر شما می‌خواهید سلبریتی بمانید باید یک سری ضوابط را رعایت کنید. برخلاف کشور ما که دائم با سلبریتی‌ها کشمکش وجود دارد در غرب به این شکل نیست و آنجا قانون همه چیز را مشخص می‌کند و اگر سلبریتی آن قوانین را رعایت نکند یک شبه او را پایین می‌کشند و محو می‌شود. البته ضوابط اخلاقی و فرهنگی که آن‌ها تعیین می‌کنند و خط قرمزهایی که دارند با ما متفاوت است و ممکن است عده‌ای خط قرمز را رد کند اما بالاخره یک قوانینی حاکم است که سلبریتی از آن تبعیت کند.

هرچه جلوتر می‌آییم همین امر بصری‌تر شدن رسانه‌ها هم تا یک جایی جواب می‌دهد و بعد شاهد این هستیم که حتی همین هم بی‌محتوا و بی‌معنا می‌شود و عده‌ای وقتی می بینند اندک ادراک بصری را هم ندارند دست به کارهای عجیب و بعضا غیراخلاقی می‌زنند که می بینیم این گونه از سلبریتی‌ها در کشور خودمان هم وجود دارند. ویژگی‌هایی که این نوع سلبریتی‌ها دارند این است که فاصله‌ای که بین سلبریتی و هوادار وجود دارد را کمتر می‌کنند.   حال به مرحله‌ ظهور سلبریتی‌هایی رسیده‌ایم که برای اینکه تمایزشان را به گروه قبلی نشان بدهند در نهایت پستی و حتی کثافت‌کاری ظاهر می‌شوند. این سلبریتی تابوها را شکسته‌ است. او هیچ خط‌قرمزی ندارد و بشر امروز می‌گوید من این را دوست دارم چون آن انسان امروزی که هیچ امرمتعالی را نمی‌پذیرد خواهان سلبریتی است که دقیقا هیچ چیزی را نپذیرد و پای‌بند چیزی نباشد.

تفکر انسان امروز بصری است و این بصری بودن هر روز تشدید می‌شود و این روند دیگر در اختیار من و شما نیست که باشد یا نباشد. فقط می‌توانیم مساله را بیان کنیم که یک سری از انسان‌های مستعد به خودشان بیایند. سلبریتی هم در همین فضای بصری سلبریتی است. اگر این فضا نباشد محو می‌شود و از بین می‌رود و سلبریتی دیگری دوباره در این فضا ظهور می‌کند. این خودبه‌خود رخ می‌دهد.

به انسان امروزی بابت سلیقه نازلش نمی‌توان خرده گرفت

در دهه هفتاد با یکی از دوستانم در بزرگراهی در تهران با خودرو حرکت می‌کردیم، از رادیو یک موسیقی غربی پخش می‌شد. به دوستم گفتم به چشم‌اندازهای بزرگراه نگاه کن، چقدر این چشم‌انداز و این ساختمان‌ها و این اتوبان با این موسیقی هارمونی دارد. اما حالا شما یک موسیقی سنتی پخش کنید. این موسیقی نسبتی با زندگی امروز ما ندارد. شما انگار باید این نوع موسیقی را در یک سازه سنتی و باستانی بشنوید تا درکش کنید. چون اجزای مختلف ادراکی انسان باهم کار می‌کند و همه آن‌ها طفیلی تفکر انسان است و تفکر انسان طفیلی چیزی است که از وجود به او قسمت می‌شود و قسمت انسان عامی امروز چیزی نیست جز یک انسان محوری فردگرایانه و متلاشی شده و معناستیزانه و بصری شده. پس عجیب نیست که او به چیزهایی گرایش دارد که فاخر ندانیم و شاید حتی نشود به او خرده گرفت.

در این جهان تنها می‌توان گفت که خود شما باید فاخر شوید و بعد اثر فاخری تولید کنید و بعد از آن تنها توقع داشته باشید آدم‌هایی از جنس خودتان دور اثر شما حلقه بزنند. اینکه شما به عنوان یک سیاستگذار بگویید همه موسیقی‌ها را جمع کنید و از فردا موسیقی‌هایی که من می‌گویم را گوش کنید جواب نمی‌دهد. مردم تابع اقتضائات زندگی خودشان جلو می‌روند و کاری با شما ندارند.

حکومت باید ضوابط روشن و مشخصی برای سلبریتی‌ها تعیین کند

دولت‌ها و حکومت‌ها باید در ابتدا بدانند مسؤول کلیه اتفاقاتی است که داخل مرز سیاسی به نام ایران رخ می‌دهد. یعنی یک برگ درخت در خیابان افتاد دولت و حکومت مسؤول آن است. اما اساسا مسؤولیت سیاسی برای رجال سیاسی ما چندان معنی ندارد و دلیل بسیاری از نابسامانی‌های داخلی همین موضوع است. اگر این موضوع جا افتاد حالا می‌توان به حکومت گفت که باید یک سری قوانین و ضوابط فراجناحی و فرادستگاهی فرهنگی تنظیم شود. آن وقت می‌توان گفت سلبریتی‌هایی که ظهور می‌کنند باید از این قوانین و ضوابط پیروی کنند. این ضوابط هم پیچیده نیست و شامل یک سری اصول است. به طور مثال سلبریتی ایرانی حق ندارد در مورد موضوع اسرائیل موضع‌گیری مثبت داشته باشد. همانطور که سلبریتی خارج از ایران حق ندارد درباره اسرائیل موضع‌گیری منفی داشته باشد. یا به طور مثال در فضای عمومی جامعه نباید عکسی از حضور در یک مراسم نامناسب از شما منتشر شود. اگر سلبریتی به این موضوع عمل نکرد حکومت باید از قدرتش استفاده کند و او را کنار بگذارد. یعنی حکومت باید به سلبریتی سوار باشد نه اینکه سلبریتی به حکومت سوار باشد. متاسفانه ما آنقدر رها کرده‌ایم که یک سلبریتی جیب‌هایش را از پول حکومت پر می‌کند و اشباع می‌شود بعد می‌گوییم چرا این کار را کرد. اگر یک ضابطه حاکم باشد بسیاری از آنهایی که در نیمه راه بزرگ شدن هستند جرات تخطی پیدا نمی‌کنند چون می‌دانند حذف خواهند شد.

برعکس حکومت می‌تواند سلبریتی‌ها را جهت‌دهی کند. از محبوبیت سلبریتی‌هایی که ضوابطش را رعایت می‌کند در جهت مسائل مختلف استفاده کند و به آنها تریبون بدهد.

*فارس

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

برگزیدگان مسابقه داستان‌های کوتاه برای اقتباس تقدیر می شوند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: آیین اختتامیه «مسابقه داستان‌های کوتاه برای اقتباس» هم‌زمان با سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران در روز کتاب و سینما برگزار و از برگزیدگان تقدیر می‌شود.

به‌گزارش سینماپرس، جوایز برگزیدگان «مسابقه داستان‌های کوتاه برای اقتباس» در روز کتاب و سینما سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران توسط مدیران عامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان و انجمن سینمای جوانان، اهدا خواهد شد.

همچنین امتیاز ده داستان کوتاه منتخب برای اقتباس فیلم کوتاه، هر اثر به مبلغ ده میلیون ریال، توسط انجمن خریداری خواهد شد و داستان‌های منتخب مشترکا توسط انجمن و بنیاد جهت عرضه به دفاتر سینمای جوان در سراسر کشور، به چاپ رسیده و منتشر خواهد شد.

«مسابقه داستان‌های کوتاه برای اقتباس» با مشارکت بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان و انجمن سینمای جوانان، در راستای تداوم استقبال جوانان علاقه‌مند به کتاب و سینما و رشد کمی و کیفی فیلم‌های اقتباسی و به‌منظور آموزش و ایجاد امکان تولید آثار مشترک و شناسایی داستان‌نویسان و فیلم‌سازان جوان با رویکرد رشد و بالندگی فرهنگ، هنر و ادب ایران زمین و همچنین تشویق و ترغیب جوانان به بهره‌برداری از ادبیات غنی فارسی و ارتباط با یک‌دیگر با هدف تهیه و تولید فیلم اقتباسی؛ برگزار می‌شود.

در این مسابقه آثار با مضامین معطوف به «اهمیت خانواده و سبک زندگی»، «امید و نشاط اجتماعی»، «عدالت‌خواهی و مبارزه با فساد»، «خودباوری، اراده و قدرت ملی» و «افزایش سرمایه اجتماعی» در اولویت قرار دارد. همچنین حمایت‌های انجمن، معطوف به فیلم‌ها و فیلم‌نامه‌هایی با فضا و رویکردهای امیدآفرین و اخلاق­گرا خواهد بود.

علاقه‌مندان می‌توانند برای ثبت نام تا تاریخ ۲۰ مهرماه ۱۳۹۸، به آدرس www.eghtebas.adabiatirani.com مراجعه یا برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن ۸۸۳۰۰۸۲۴-۰۲۱ داخلی ۲۰۱ تماس حاصل کنند.    

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

به رابطه‌ی میان اهالی هنر کودک و نوجوانان، و مخاطبانشان بیشتر بیاندیشیم – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: علیرضا تابش دبیر سی ودومین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان ‌نوجوانان به مناسبت روز جهانی کودک یادداشتی منتشر کرد.

به گزارش سینماپرس، علیرضا تابش دبیر سی ودومین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان ‌نوجوانان به مناسبت روز جهانی کودک یادداشتی نوشت که در ادامه می خوانید.

به نام خدای زیبایی‌ها

مروز و در «روز جهانی کودک» در اصفهان آیین سپاس از تلاشگران سی و دومین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان برگزار شد. به همین مناسبت و در این یادداشت نکاتی را یادآور می شوم:

۱)برخلاف آنچه در ظاهر به نظر می‌رسد، سالهاست در دنیای کسب و کار، نسبت میان فضای کسب و کار خلاقانه، و جامعه‌ی پیرامون آن، پیوندی وثیق و جدی است. منطقه «سیلیکون ولی» Silicon Valley به عنوان موفق‌ترین جامعه‌ی کسب و کار محور، به هیچ رو در هر محیط و جامعه‌ای قابل الگو برداری نیست. امروز که عازم شهر اصفهان بودم، با خود فکر می‌کردم کدام شهر مثل اصفهان، می‌تواند فضای مناسب جغرافیایی و اجتماعی برای «کسب و کارهای محتوا محور» و «صنعت تصویر برای کودک و نوجوان» را فراهم کند؟ و به نظرم رسید همین نکته را با خوانندگان این یادداشت در میان بگذارم.

۲)شواهد این تناسب، کم ‌تعداد نیستند، استقبال گرم داوران کودک و نوجوان و اهمیتی که امسال در جشنواره برای سینما قائل شدند، همچنین ثبت رکورد جدیدی توسط «داوطلبان» مشارکت در فرآیند این دوره از جشنواره، حضور نشاط بخش «خبرنگاران نوجوان» در تمام لحظات جشنواره، و آمادگی و استقبال «مدیریت شهری» از برگزاری این جشنواره، همه برای اهالی فن، نشانه محسوب می‌شوند، نشانه‌ی اینکه اصفهان، فضایی مناسب، و حتی شاید مناسب‌ترین جامعه‌ی شهری برای استقرار یک جامعه‌ی کسب و کاری، یا به بیان دیگر «سیلیکون ولیِ سینمای کودک و نوجوان» در شهر اصفهان است. اتفاقی که می‌تواند اصفهان را به «قطب خلاقیت صنعت تصویر» برای کودکان و نوجوانان تبدیل کند.

۳)نکات فوق، وقتی در کنار حضور و کمک به توان‌ خواهان و معلولان عزیز، و استقبال کم‌ نظیر مناطق کم‌تر برخوردار شهری از سینما سیار، در نظر گرفته می‌شود، ما را مصمم‌تر می‌کند که نگاهی متفاوت به شهر اصفهان، جامعه‌ی شهری این منطقه‌ی جغرافیایی داشته باشیم. گویی همه‌چیز برای یک جهش و خلق یک قطب فرهنگی جدید آماده است. من از این مناسبت، یعنی روز جهانی کودک، مفتخرم اعلام کنم، بنیاد سینمایی فارابی و دبیرخانه‌ی جشنواره‌ی فیلم‌های کودکان و نوجوانان ایران، این آمادگی را دارد که با رعایت الزامات مشخص، با نهادهای همکار برای تبدیل اصفهان به قطب جدید صنعت تصویر کودک و نوجوان همکاری کند.

۴)میزبانی از سومین دوره المپیاد فیلمسازی نوجوانان، رخداد معنادار دیگری بود که ما را قانع ساخت جدی‌تر به مرکزی برای پرورش صاحبان فکر و ایده، در میان کودکان و نوجوانان بیندیشیم و به رابطه‌ی میان اهالی هنر کودک و نوجوانان، و مخاطبانشان بیشتر بیاندیشیم، و انتقال تجارب بزرگترها را، به شیوه‌های نوین و مبتنی بر مفاهیم دنیای کسب و کار، پی‌گیری کنیم.

۵) از جمله‌ی این الزامات می‌توان به فعالیت مستمر دبیرخانه‌ی جشنواره در تهران و اصفهان، پایش مداوم فیلم‌های خارجی، همکاری های بین جشنواره ای، برگزاری دوره‌های آموزشی و آشنایی بیشتر جوانان، نوجوانان و کودکان با مفاهیم هنری از یک سو، و فرآیندهای کسب‌ وکارهای نوین از سوی دیگر، تاسیس مراکز و نهادهای مروج فناوری‌های نو ظهور و… اشاره کرد، برخی از این فعالیت‌ها به تنهایی از دست ما برمی‌آید و برخی دیگر نیز نیازمند همکاری با نهادهای دیگری مثل شهرداری اصفهان، استانداری و دیگر نهادهاست که امیدواریم پس از اعلام این پیش‌قدمی از سوی سازمان امور سینمایی و بنیاد سینمایی فارابی و دبیرخانه جشنواره، این نهادها هم به میدان بیایند و با هم، به اصفهان، این شهر هنر و زیبایی، عنوان دیگری نیز بیافزاییم، که بیش از هرچیز پیام‌آور امید و آینده‌ای روشن است.

۶)بار دیگر این روز ویژه را به همه‌ کودکان و نوجوانان، و کسانی که عمر و انرژی خود را مصروف آینده‌ای بهتر برای آنان می‌کنند، تبریک می‌گویم و امیدوارم این گام‌های کوچک نیز، در تاریخ بلند بالای خدمتگزاران به فرهنگ کودکان و نوجوانان سرزمینان به یادگار بماند و تا سال‌ها پس از ما دنبال شود.

علیرضا تابش

۱۶ مهر ۱۳۹۸

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«روایت هیأت» در راستای امر مقام معظم رهبری شکل گرفته است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: سردبیر برنامه تلویزیونی روایت هیأت گفت: برنامه تلویزیونی روایت هیأت همزمان با اربعین حسینی در ۱۰ قسمت از شبکه افق پخش خواهد شد.

به گزارش  سینماپرس، حجت الاسلام والمسلمین علیرضا ربانی‌منش با اشاره به تهیه و اجرای برنامه روایت هیأت، اظهار کرد: روایت هیأت نخستین برنامه‌ای است که به صورت تخصصی در رابطه با کارکردها، رسالت‌ها و وظایف هیأت به بحث و بررسی می‌پردازد.

وی با اشاره به اینکه برنامه روایت هیأت در درجه نخست در راستای امر مقام معظم رهبری شکل گرفته است، بیان کرد: این برنامه با سابقه و در ادامه سلسله نشست‌های هیأت پژوهی که در ۱۴ جلسه و در راستای امر مقام معظم رهبری در سال ۹۵ و در دیدار با مداحان مبنی بر اینکه در حوزه هیأت باید کار تخصصی و علمی صورت بگیرد، برنامه‌ریزی و آماده پخش شده است.

سردبیر برنامه تلویزیونی روایت هیأت با بیان اینکه اگر ادبیات علمی در حوزه هیأت جریان‌ساز شود می‌توانیم از ظرفیت دانشگاه‌ها و مراکز علمی در این راستا استفاده کنیم، تصریح کرد: هیأت یک ظرفیت عظیم است که از دل مردم برخواسته و متاسفانه این امر مهم فراموش شده در حالی که با توجه به گستره هیأت و مخاطبین آن می‌توان از این ظرفیت‌ها در زمینه‌های مختلف استفاده شود.

حجت الاسلام والمسلمین ربانی‌منش از اهمیت فعالیت در این زمینه یاد کرد و گفت: در جامعه امروز به بحث عزاداری پرداخته شده درحالی که عزاداری تنها یکی از کارکردهای هیأت است و رسانه‌ها باید در راستای دیگر کارکردهای آن فرهنگ‌سازی و فعالیت‌های لازم را انجام دهند.

سردبیر برنامه تلویزیونی روایت هیأت با بیان اینکه رسانه‌ها می‌توانند در حوزه تولید محتوای اندیشه هیأت از ظرفیت جامعه ایمانی مشعر استفاده کنند، یادآور شد: اگر این تولید محتوا برون سپاری شده و اعتماد میان رسانه و نهادهای خصوصی که به صورت تخصصی در این حوزه فعالیت می‌کنند شکل بگیرد قطعا می‌توانیم به دستاوردهای ارزشمندی برسیم.

حجت الاسلام والمسلمین ربانی‌منش ادامه داد: موضوعات مختلفی ازجمله ظرفیت‌ها و کارکردهای هیأت نظیر رسالت‌های هیأت در حوزه خانواده، نقش هیأت در پیشرفت اقتصادی کشور، ظرفیت‌های بین‌المللی هیأت و کارکردهای فراعزاداری هیأت در این برنامه با حضور کارشناسانی نظیر حجت‌الاسلام والمسلمین پناهیان، دکتر سهیل اسعد، حاج حسین یکتا و دیگر اساتید حوزه و دانشگاه مورد گفتمان قرار می‌گیرد.

سردبیر برنامه تلویزیونی روایت هیأت در پایان خاطرنشان کرد: این برنامه به تهیه کنندگی پیمان نوراسماعیلی در ۱۰ قسمت همزمان با اربعین حسینی از شبکه افق پخش خواهد شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

دلزدگی مخاطبان نشانه افول کار یک کارگردان – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: چیزی که نشانه افول است، جو عمومی جامعه و رویکرد مخاطبان نسبت به فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی است. کلیشه‌های آشنا و پرتکرار سبکی که حسین سهیلی‌زاده برای قصه‌گویی و فیلمسازی انتخاب کرده بود، طی چند سال اخیر بیش از اندازه توسط خود او و کارگردان‌های دیگر مورداستفاده قرار گرفته و همین مخاطبان را دلزده کرده است.

به گزارش سینماپرس، حسین سهیلی‌زاده از سال ۱۳۷۸ و وقتی ۲۵ ساله بود، تا امروز که ۴۵ ساله شده، حدود ۲۰ سال در تلویزیون ایران سریال‌سازی کرده است. او حتی یک کار سینمایی هم ندارد و هیچ‌وقت تا قبل از سریال «مانکن» در شبکه نمایش خانگی حضور نداشت. سهیلی در سال‌هایی که برای تلویزیون فعالیت می‌کرد، بسیار پرکار بود و حالا که سریال «مانکن» به کارگردانی او در شبکه نمایش خانگی توزیع می‌شود، می‌توان گفت یکی از بومی‌های تلویزیون از موطن اصلی‌اش به یک سرزمین یا شاید به یک بازار دیگر کوچ کرده است. این آیا نشانه‌ای از افول تلویزیون در سال‌های اخیر است. بررسی این روندها در سریال‌سازی تلویزیون ایران طی سال‌های اخیر مجال و مقال جداگانه‌ای می‌طلبد، اما نقدا می‌شود کوچ امثال سهیلی از خانه اصلی‌شان را نه به‌دلیل افول تلویزیون، بلکه به‌دلیل افول خود آنها دانست.

حسین سهیلی‌زاده در سال‌های ۱۳۸۸ و ۱۳۸۹ با دو سریال پربیننده «فاصله‌ها» و «دلنوازان» به نامی نسبتا آشنا برای مخاطبان تلویزیون تبدیل شد؛ اما نه تا آن حد که بینندگان، سریال‌ها را به‌خاطر حک شدن نام او در تیتراژ ببینند، چنانکه سیروس مقدم چنین جایگاهی را پیدا کرده است. از همان روزها که «فاصله‌ها» و «دلنوازان» روی آنتن تلویزیون رفت، انتقادات زیادی نسبت به سطحی بودن و کلیشه‌ای بودن کیفیت آنها مطرح می‌شد. این انتقادها بیشتر متوجه تاثیری بود که گفته می‌شد کارهای سهیلی‌زاده و به موازات آن سریالی مثل «ستایش» می‌توانست روی سطح سلیقه مخاطبان ایرانی بگذارد. چنین انتقادهایی اما نمی‌توانست جلوی کار حسین سهیلی‌زاده، سدی ایجاد کند.

او در همان سال ۱۳۸۹ سریال «سراب» را هم برای شبکه یک سیما ساخت که سال بعد پخش شد و نتوانست مخاطبانی در اندازه دو سریال قبلی‌اش به دست بیاورد، سپس نوبت «سه، پنج، دو» برای شبکه تهران رسید که هرچند طرفدارانی پیدا کرد، اما باز هم خاطره «فاصله‌ها» و «دلنوازان» را تکرار نکرد. «دختران حوا» و «آوای باران» دو کار بعدی او بودند که دومی تعداد مناسبی از مخاطبان را به دست آورد و اینها هنوز سهیلی‌زاده را روی فرم نشان می‌داد. پس از آن دو سریال، «آخرین بازی» و «نیاز» توسط او جلوی دوربین رفتند که هیچ‌کدام مخاطب چندانی نداشت و «پریا» در ۱۳۹۵ را می‌شود آخرین کار موفق حسین سهیلی‌زاده در تلویزیون دانست.

«مرز خوشبختی» و «هست و نیست» توسط او در ۱۳۹۶ ساخته شدند و هیچ‌یک بیننده چندانی نداشتند. البته قضاوت درباره افول و رونق کار یک کارگردان در تلویزیون، نمی‌تواند براساس دوسریال کم‌مخاطب صورت گیرد؛ چه اینکه سینوس‌ها و فرود و فرازهایی از این دست در کار هر فیلمسازی وجود دارد، اما چیزی که نشانه افول است، جو عمومی جامعه و رویکرد مخاطبان نسبت به این سبک به‌خصوص از فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی است. کلیشه‌های آشنا و پرتکرار سبکی که حسین سهیلی‌زاده برای قصه‌گویی و فیلمسازی انتخاب کرده بود، طی چند سال اخیر بیش از اندازه توسط خود او و کارگردان‌های دیگر مورداستفاده قرار گرفته و همین مخاطبان را دلزده کرده است.

  فیلمفارسی‌های پاپ

حسین سهیلی‌زاده پس از آنکه سبک سریال‌سازی‌اش در تلویزیون مثل سابق جواب نمی‌داد و برای مخاطبان تکراری شده بود، حالا به شبکه نمایش خانگی آمده بود تا با استفاده از زرق و برق لوکس و اشرافی این فضا، بخت خودش را در یک مدیوم دیگر آزمایش کند. اما او به اینجا هم دیر رسیده و وقتی آمده است که رئال‌مادریدی از ستاره‌های بازیگری در روایت داستان و شکوه قصرها، خانه‌های اعیانی و همین‌طور نمایش شیک‌ترین ماشین‌ها و به‌طور کل سبک زندگی‌هایی به‌شدت اشرافی، دیگر مثل سابق برای مخاطبان تروتازه نیستند. فیلمسازی حسین سهیلی‌زاده در این مدیوم جدید که به آن ورود کرده، از همین‌جاست که دچار تناقضی اساسی و جدی می‌شود. او می‌آید تا هرچه در توانش هست، تصاویر شیک و ماشین‌ها و لباس‌های لاکچری را نشان مخاطب بدهد و علاقه‌مندان به این فضا را جذب کند تا بگوید همه اینها بد هستند و از این طریق، منتقدان این سبک زندگی را هم جذب کرده باشد. حتی اگر یک فیلمساز پخته و عمیق می‌خواست چنین دوگانه‌ای را یک‌جا جمع کند، ممکن نبود بتواند از دامنه تناقضات آن برکنار بماند و مشخص است که سبک عامیانه حسین سهیلی‌زاده حتی بیشتر می‌تواند از این ناحیه ضربه بخورد. ژست انتقاد اجتماعی گرفتن و سطحی‌ترین بیان ممکن را برای روایت یک سریال انتخاب کردن، تناقض دیگری است که «مانکن» حسین سهیلی‌زاده گرفتار آن شده است. چنین کاری بیشتر از آنکه رفتن سراغ دردها و دغدغه‌های مردم به نظر برسد، شبیه کاسبی از وضع موجود است. فیلمفارسی دقیقا چنین شیوه‌ای بود.

در اوج فاصله طبقاتی دهه‌های ۴۰ و ۵۰، فیلمفارسی یا همان فیلم‌های آبگوشتی، با ژستی که سعی می‌کرد مردمی و متعلق به طبقات پایین به نظر برسد، تقریبا تمام سینمای ایران را قبضه کرده بود، اما هرچه گذشت، مخاطبان سینما بیشتر از قبل نسبت به این کلیشه‌های ریاکارانه بی‌میلی نشان دادند و کار به جایی رسید که در سال‌های ۵۵ و ۵۶، عملا سینمای ایران ورشکسته شده بود. مدتی دوری از این فضاهای کلیشه‌ای، اگرچه ممکن است دلزدگی مردم را نسبت به آنها تا حدودی از یادشان ببرد و باعث شود آثار به این سبک، پس از ورشکستگی کامل در یک دوره زمانی، مجددا به میدان بیایند، اما هر دوره‌ای مقداری از اعتبار کلی این آثار کم می‌کند و طبیعتا دوره‌های اقبال به آنچه به‌عنوان فیلمفارسی می‌شناسیم، هر بار کوتاه‌تر از قبل می‌شود.

«مانکن» در همان سکانس افتتاحیه‌اش نشان می‌دهد که یک فیلمفارسی پاپ است. اندکی پس از اینکه کاوه (امیرحسین آرمان) به همتا (نازنین بیاتی)، به شکلی بیرون‌زده و غلوشده می‌گوید که باید از هم جدا شوند، حدود چهار دقیقه کامل یک موسیقی پاپ با صدای فرزاد فرزین پخش می‌شود. این در حالی است که طی سکانس قبلی هم موسیقی از دیالوگ‌ها غالب‌تر بود و پس از قطع شدن صدای فرزین، باز موسیقی پاپ و غلیظ دیگری روی صحنه قدم زدن همتا در یک خیابان برفی و نگاه کاوه از پنجره یک اتومبیل به بیرون پخش می‌شود. این دقیقا تکنیک فیلمفارسی بود که هروقت از درگیر کردن مخاطب توسط پرورش درام ناتوان می‌ماند، کار را با غلوهای روایی و بازی‌های درشت ادامه می‌داد و وقتی این روش هم جواب نمی‌داد، قصه‌گویی را رها می‌کرد و دست به دامان موسیقی می‌شد. کاوه پس از این سکانس به منزل بسیار اعیانی کتایون با بازی مریلا زارعی می‌رود و معلوم می‌شود جدا شدن از همتا خواست کتایون بوده است. کتایون دخترعموی پدر کاوه است که حالا به دلیل بدهی به زندان افتاده است. بین کتایون و پدر کاوه رابطه‌ای عاشقانه وجود داشته، اما مشکلاتی بر سر راه آن رابطه ایجاد می‌شود و پدر کاوه با زن دیگری که حالا مادر کاوه است، ازدواج می‌کند. حالا کتایون می‌خواهد با کاوه ازدواج کند و در قسمت‌های آینده، چنین هم می‌شود. پس از این صحنه، دوربین به خانه بی‌اندازه فقیرانه مادر و خواهر کاوه سر می‌زند. آنها آش می‌پزند تا دستفروشی کنند و بدهی مرد خانواده را بدهند که از زندان بیرون بیاید. به‌راستی باور اینکه خانواده‌ای تا آن حد اعیانی، بلافاصله پس از شکست خوردن مالی، حاضر شوند به چنین کاری تن بدهند و امید داشته باشند که با این درآمدهای خود بدهی کلانی را پس بدهند، چقدر محتمل و واقعی است؟ درگیری همتا با ناپدری معتادی که مادرش را کتک می‌زند و فرار از خانه و سپس آشنایی با یک باند خلافکار و درآمدن به عضویت آن هم در همین حد سطحی و غیرمنطقی است.

رابطه کاوه و کتایون، یادآور رابطه‌ای است که فیلم «در امتداد شهر» به‌عنوان یکی از شاخص‌ترین فیلمفارسی‌های قبل از انقلاب نمایش می‌داد. خصوصیت عمده این نوع آثار آن است که به بهانه مذمت یک چیز، آن را نمایش می‌دهند تا مخاطب را جذب کنند. پرویز ناتل خانلری همان سال‌ها در یکی از مجلات ادبی نوشته بود که رمان‌های بازاری ایران، به بهانه مذمت شهوات، آنها را نمایش می‌دهند و به خاطر نمایش شهوات است که می‌فروشند. این شیوه غیر از مشتهیات جنسی، در مورد خشونت، کسب ثروت از راه ناسالم و موارد متعدد دیگر هم وجود دارد. «در امتداد شهر» هم هر چیزی را که در ظاهر نقد می‌کرد، در واقع نمایش می‌داد و هنوز هم این فرمول در حال اجراست؛ یعنی «مانکن» طبق این قاعده رفتار می‌کند.

*فرهیختگان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اشرافی‌گری روی میز «نسل امروز» می رود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: برنامه تلویزیونی «نسل امروز» در آخرین قسمت خود جمعه این هفته ۱۹ مهرماه، با عنوان اشرافی‌گری به بررسی پدیده اشرافیت و شیوع آن به جمعی از مسئولین و برخی مردم می‌پردازد.

به گزارش سینماپرس، سردار پرویز سروری عضو سابق شورای شهر تهران و نماینده ادوار مجلس، کیوان ساعدی فعال فضای مجازی و حجت الاسلام سید رضا تقوی نماینده ولی فقیه در وزارت جهاد کشاورزی، مهمانان این هفته «نسل امروز» خواهند بود.

تهیه کنندگی این برنامه بر عهده مریم فیروزی و اجرا و سردبیری آن نیز بر عهده امیرابراهیم رسولی است.

برنامه تلویزیونی «نسل امروز»، از اسفند ماه سال ۹۷ هر جمعه‌ ساعت ١٠:٢٠ از شبکه پنج سیما پخش ‌شده است و تلاش کرد تا با پرداختی مستدل به مسائل فرهنگی و اجتماعی روز بپردازد. در این برنامه تلاش شد در هر موضوع شبهات و نظرات مختلف مطرح و درباره آنها بحث شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سرگروه های سینمایی موظف به اکران یک فیلم کودک و نوجوان هستند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: سخنگوی شورای صنفی نمایش گفت:سرگروه‌هایی که تا کنون فیلم‌های حوزه کودک و نوجوان خود را اکران نکردند، هفته آینده اقدام به معرفی و ثبت می‌کنند.

به گزارش سینماپرس، اکران ضعیف حوزه سینمای کودک و نوجوان به جایی رسید که راهکارهایی برای خروج از این وضعیت ارائه شد که یکی از آن‌ها اکران حداقل یک فیلم در طول سال توسط هر سرگروه سینمایی است.

غلامرضا فرجی سخنگوی شورای صنفی نمایش بیست و هفتم شهریور امسال در گفت و گویی با باشگاه خبرنگاران جوان، به جزئیات این مصوبه و اجرای آن اشاره کرد و گفت: «از ابتدای سال ۹۸ تنها چند سینما برای اکران فیلم‌های کودک اقدام کرده‌اند. سینما فرهنگ فیلم‌های «پیشونی سفید ۳» و «تپلی و من» را اکران کرده است و سینما استقلال، اکران فیلم «منطقه پرواز ممنوع» و سینما زندگی اکران فیلم «تورنادو» را در برنامه دارد. همچنین سینما آزادی اعلام کرده قصد اکران انیمیشن «بنیامین» را دارد، اما تاکنون سینماهای آستارا، باغ کتاب و ایران قراردادهای فیلم کودک و نوجوان خود را ارائه نداده‌اند.»

حالا با گذشت تقریبا یک ماه از این گفت و گو و ورود به نیمه دوم سال، مصاحبه دیگری با فرجی انجام دادیم که گفت: «سرگروه‌هایی که اقدام به ثبت فیلم‌های حوزه کودک و نوجوان نکرده اند، هفته آینده این کار را انجام خواهند داد».

طبق قانون جدید، سرگروه‌های سینمایی موظف به اکران حداقل یک فیلم کودک و نوجوان در طول سال هستند در غیر این صورت تخلف کرده و با اجرای قانون مواجه خواهند شد.

مشاهده خبر از سایت منبع