X

مدیر فنی

دفتر سینمایی

سام نوری مجری مسابقه «ایرونیجات» شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: «سام نوری» برای اجرای اولین مسابقه شبکه ایران کالا با عنوان «ایرونیجات» انتخاب شد.

به گزارش سینماپرس، «ایرونیجات» به کارگردانی رضا مهرانفر و تهیه کنندگی سیدحسین هادیان فر این روزها در پیش تولید قرار دارد و حضور سام نوری به عنوان مجری در آن قطعی شده است.

«ایرونیجات» رقابتی برای تعیین قیمت واقعی کالاهای مختلف است و شامل بخش ها و مراحل مختلفی خواهد بود که علاوه بر شرکت کنندگان داخل استودیو، بینندگان را نیز درگیر می کند.

سام نوری آخرین بار در تلویزیون سری دوم سریال «دیوار به دیوار» را روی آنتن داشت و پیش از آن نیز در نقش وکیل خاندان دیوان سالار در «شهرزاد۳» نقش آفرینی کرده بود. او چندین همکاری با مهران مدیری نیز در آثاری چون «در حاشیه»، «عطسه»، «شوخی کردم»، «قهوه تلخ» و «مرد دوهزارچهره» داشته است.

«نهنگ عنبر» آخرین کار سینمایی اکران شده نوری و «نهنگ آبی» سریال در حال ساخت فریدون جیرانی از کارهای دیده نشده او است.

«ایرونیجات» با هدف معرفی کالاهای ایرانی و آشنایی مخاطبان با قیمت های واقعی اجناس ساخته می شود و بنا است از بهمن ماه به صورت هفتگی به عنوان اولین مسابقه شبکه ایران کالا روی آنتن برود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«دنگ و فنگ روزگار» به مهدی امینی خواه رسید – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مجموعه طنز «دنگ و فنگ روزگار» به کارگردانی جواد مزدآبادی و تهیه کنندگی امیر طالبی کاشانی با اضافه شدن مهدی امینی خواه به تصویربرداری خود در محله طرشت تهران ادامه می دهد.

به گزارش سینماپرس و به نقل از روابط عمومی سیما فیلم؛  این مجموعه تا کنون بیش از ۳۵ درصد ازمراحل فیلمبرداری خود را پشت سر گذاشته و بعد از لوکیشن مغازه فریدون (غلامرضا نیکخواه آزاد)  در منطقه طرشت گروه برای ادامه تصویربرداری به خانه ای در سعادت آباد خواهند رفت.

ایفای نقش های محوری این مجموعه برعهده سیروس گرجستانی و محمد نادری است؛  دو دوستی که طی شراکت دچار مشکلاتیمی شوند و ناچار هستند طی سال ها این مشکلات را پنهان کنند.  همین مساله باعث رقم خوردن اتفاقات مختلف طنز می شود.  

«دنگ و فنگ روزگار»  سریالی اپیزودیک است که در کنار آن یکداستان محوری و اصلی روایت می شود.  هر هفته یک قصه جدیدشروع شده و با پایان هفته به اتمام می رسد به این ترتیب این مجموعهذ ۳۰ قسمتی تقریبا ۵ فصل ۶ قسمتی را در برمی گیرد.

پیش بینی می شود تصویربرداری این مجموعه که اوایل آبان ماه کلید خورده تا پایان سال به اتمام برسد و در سال ۹۸ از شبکه یک سیما روانه آنتن شود.

سیروس گرجستانی،  محمد نادری،  نیما شاهرخ شاهی،  بیژن بنفشه خواه،  زهره فکور صبور،  سوگل طهماسبی،  محمد فیلی، غلامرضا نیکخواه،  امیر غفارمنش،  ساعد هدایتی،  شیرین آقارضاکاشی،  پانته آ مهدی نیا،  سینا رازانی،  زهرا داوود نژاد،  مهری آلآقا،  مریم شاه ولی،  مینا نوروزی،  ساقی زینتی،  بیتا خردمند، عباس محبوب،  طاهر علایی،  فریده دریامج،  ژیار محمدزاده،  ساره صحرایی،  ستاره صحرایی،  سیروس میمنت و ….. از جمله بازیگران این مجموعه پُربازیگر هستند.

بخشی از عوامل این مجموعه عبارتند از تهیه کننده: امیرحسین طالبی کاشانی،  کارگردان: جواد مزدآبادی،  طراح و سرپرست فیلمنامه: حسن وارسته،  نویسندگان: حسن وارسته و امیر شاداب، مدیر تصویربرداری: خسرو دادگرمرا،  تصویربردار: مهدی دادگرمرام،  مدیر صدابرداری و صدا گذاری: امید قربانی،  دستیار اولکارگردان: مهدی برگ نیل،  برنامه ریز: امید همتی فراز،  دستیارانکارگردان: مجید معافی و رضا لشگری،  منشی صحنه: آرزوقربانی،  مدیر تولید: بیژن محرمی،  طراح گریم: امید گلزاده،  طراحصحنه و لباس: کینوش ایزدی،  مجریان گریم: عاطفه تهرانی،  امیرخدادای،  میلاد بهداد و نسیم رضازاده،   مجری نور: حمید کردبچه، دستیاران تصویر: محمد موسوی،  عباس پرهیزکار،  انصار زرینجامه و ایمان رستمی،  اپراتور دوربین: محمدرضا ابراهیم،  دستیاراول صحنه: قاسم مربی،  دستیاران صحنه و لباس: سارا سعادت، سحر سطوت و پویا نجفی،  دستیاران صدا: حسین شریفی وحسین حسنی،  مدیر تدارکات: حسین امینی،  دستیار اولتدارکات: محمد رسول ابراهیم پور.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

روایت محمدرضا شمس از «ضحاک» بار دیگر خواندنی شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کتاب «ضحاک» نوشته‌ محمدرضا شمس با تصویرگری پیمان رحیمی‌زاده برای دومین بار وارد بازار کتاب کودک و نوجوان شد.

به گزارش سینماپرس، شمس در این کتاب که از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده به نقل داستان تولد تا به بند کشیده شدن ضحاک پرداخته است. داستان با روایت نیکی‌های مرداس آغاز شده و با مناظره‌ ضحاک با اهریمن بر سر به دست آوردن تاج و تخت ادامه پیدا می‌کند.

بر این اساس در یک روایت تو در تو خواننده‌ نوجوان با بخشی از ادبیات کلاسیک ایران آشنا می‌شود. محمدرضا شمس نویسنده‌ شناخته شده‌ کودک و نوجوان تنها به بازنویسی اثر دست زده است.

روایت ضحاک در چند بخش با عنوان «ضحاک»، «مرداس»، «پادشاهی ضحاک»، «جمشید»، «ارمایل و گرمایل»، «خواب دیدن ضحاک»، «فریدون»، «کاوه آهنگر» و… نقل شده است.

در بخشی از این روایت آمده است: «فرانک، فریدون را به البرز کوه برد و به مردی پرهیزکار سپرد که دل از دنیا بریده بود و گوشه‌ تنهایی گزیده بود و روزگار را به دعا و نیایش می‌گذراند. فریدون رشد کرد و بالید تا به ۱۶ سالگی رسید. روزی در پی مادر از کوه پایین آمد. او را یافت و سبب این جدایی را جویا شد. فریدون چون دانست ضحاک، پدر و دایه‌اش را کشته است. کینه‌ او به دل گرفت و سوگند یاد کرد به کین‌خواهی آن‌ها برخیزد.»

گفتنی است این اثر که ۲۰هزار تومان قیمت دارد، نخستین بار در سال ۱۳۹۳ با شمارگان ۷هزار نسخه به دست مخاطبان گروه سنی «د» (۱۲ تا ۱۴ سال) رسیده و هم اکنون در ۵هزار نسخه بازنشر شده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

چهل سال، چهل فیلم، چهل نما – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فرهنگسرای امید سیر تطور و تحولات سینمایی چهل سال پس از انقلاب اسلامی را بررسی می کند.

به گزارش سینماپرس؛ مدیریت فرهنگی هنری منطقه ۱۳ در آستانه چهل سالگی پیروزی انقلاب اسلامی و با هدف بررسی سیر تطور و تحولات این چهل سال اخیر در حوزه سینمای کشور اقدام به تولید مجموعه ویدئویی دیدنی با عنوان “چهلنما” کرده است.

در این مجموعه که از ۱۲ دیماه سال جاری در فضای مجازی بویژه اینستاگرام منتظر می گردد در آیتم های کوتاه به معرفی و بررسی چهل فیلم برتر پس از انقلاب اسلامی پرداخته می شود .

عمده موضوعات و رویکردهای این چهل فیلم منتخب در حوزه انقلاب اسلامی ، دفاع مقدس ، ارزشهای اخلاقی ، گفتمان انقلاب اسلامی و … است که هر روز به معرفی و بررسی یکی از این آثار پرداخته می شود.

نقاط عطف انقلاب اسلامی همچون تحولات پس از انقلاب ، دسیسه های دشمنان در سالهای ابتدایی انقلاب ، شروع جنگ تحمیلی و تاثیرات آن بر زندگی فردی و اجتماعی افراد، تحولات اجتماعی و فرهنگی دهه های ۷۰ و ۸۰ و همچنین موضوعاتی چون : دفاع از حریم اهل بیت و مدافعان حرم را می توان در سیر حیاط سینمای پس از انقلاب به خوبی مشاهده نمود.

همچنین بناست این محصول فرهنگی در قالب یک مستند دو بخشی تهیه و عرضه گردد.

علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص این خبر و دیگر برنامه های مجموعه می توانند به  فرهنگسرای امید به نشانی : میدان امام حسین (ع) ؛ خیابان ۱۷شهریور ؛ خیابان خشکبارچی ؛ بوستان خیام مراجعه نمایند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

فیلم/دومین تیرز برنامه «عصر جدید» علیخانی – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بعد از انتشار نخستین تیزر برنامه «عصر جدید»، دومین تیزر رسمی این برنامه استعدادیابی منتشر شد.

به گزارش سینماپرس، سازندگان برنامه «عصر جدید» اعلام کرده اند اگر صاحب استعدادی در زمینه‌های سرگرمی، هنری و ورزشی هستید و برای ارسال ویدئو و شرکت در این مسابقه بزرگ، سوال و ابهامی دارید، این کلیپ، به سوالات و ابهامات شما پاسخ می‌دهد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

مهدی نقویان: «نفوذ» از جاسوسی پیچیده‌تر است – اخبار سینمای ایران و جهان

خبرگزاری مهر: مهدی نقویان کارگردان مستند «خارج از دید ۲» درباره حساسیت این مجموعه که به موضوع نفوذ دشمنان در ساختار و نهادهای کشور می پردازد، توضیح داد.

 مجموعه مستند «خارج از دید ۲» به کارگردانی مهدی نقویان در ۲ فاز ۱۰ قسمتی ساخته شده و تاکنون بخشی از آن روی آنتن شبکه سه سیما رفته است. این مجموعه به مصادیق مختلف نفوذ در کشور می پردازد و در پرونده هایی چون استارتاپ و کارآفرینی، سازمان های مردم نهاد، مراکز دینی و… مصادیق نفوذ را بررسی می کند. این مستندها واکنش های مختلفی را هم در برداشته است که مهدی نقویان در گفتگویی در این باره توضیح می دهد.

مجموعه مستند «خارج از دید ۲» با موضوع نفوذ در حوزه های مختلف از شنبه ۸ دی ماه بعد از اخبار شبانگاهی ساعت ۲۲ روی آنتن شبکه سه سیما رفته است.

مشروح این گفتگو را در زیر می خوانید:

*این روزها مستند «خارج از دید ۲» از شبکه سه سیما در حال پخش است که از زاویه های مختلفی نفوذ را معرفی می کن.د چه ضرورتی باعث شد تا به ترسیم نفوذ دشمن در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و… بپردازید؟

– بعد از فتنه ۸۸ بیشترین و مهمترین کلیدواژه ای که در فرمایشات رهبر انقلاب دیده می شد مفهوم نفوذ بود اما در این باره کار رسانه ای نشد و یا به دلیل مسایل امنیتی کمتر درباره برخی از مصادیق نفوذ سخنی گفته شد و اگر هم حرفی زده می شد بیشتر شعاری بود. مجموعه مستند «خارج از دید» در همین راستا تولید شد تا بتواند ذهن مخاطب را روشن کند. ما پیش از این مجموعه مستند «خارج از دید ۱» را ساختیم که مورد توجه قرار گرفت و چون بسیاری از این اتفاقات به بحث نفوذ ختم می شد سراغ ساخت فصل دوم این مجموعه با محوریت نفوذ رفتیم.

نفوذ یک مرحله بالاتر از جاسوسی و حتی پیچیده تر از آن است. در جاسوسی ممکن است کسی سندی را افشا کند و ردپایی از خود به جا بگذارد ولی نفوذ بسیار نرم تر انجام می شود و فردی که کنار شماست و حتی کسی که به عنوان کارافرین کار می کند ممکن است همان فرد نفوذی باشد و بخواهد با بودجه هایی که تزریق می شود، سبک زندگی ایرانی-اسلامی را مورد هدف قراردارد و پایه های حکومت را سست کند.

*مخاطب در این مستند با استارتاپ ها و حتی اپلیکیشن هایی مواجه می شود که به قول شما برخی از مصادیق نفوذ هستند. آیا این مساله مخاطب را نسبت به پیرامونش نگران نمی کند؟

– طبیعتا چون این مسایل تاکنون رسانه ای نشده ممکن است عده ای را با موضع گیری مواجه کند. ما در این مجموعه تاکید داریم که ممکن است نفوذ به همه جا از کارخانه شکلات سازی گرفته تا رسانه ملی وارد شود. ما شاید حدود ۱۰۰ هزار استارتاپ در کشور داشته باشیم که در این مستند به چند نمونه از آنها که مصداق نفوذ بودند پرداختیم که این پرونده ها با هشیاری مقامات امنیتی کشف شده اند.

محدودیت هایی که در حوزه نفوذ وجود دارد و همچنین نوعی جو رسانه ای از طرف شبکه هایی مثل بی بی سی و یا حتی در فضای مجازی علیه امنیت و سیستم قضایی باعث شده است که فقط تهمت و بهتان وارد کنند و گویی ما با نظام ظالمی مواجه هستیم که بدون هیچ دلیلی افرادی را مجرم می شناسند و آن‌ها را مجازات می کنند. ما در همین مجموعه مستند هم نشان می دهیم که در فضای رسانه، محیط زیست و حتی در مراکز دینی با این نفوذ مواجه شده ایم. مثلا ما چند قسمت از این مجموعه را به حوزه خانواده اختصاص دادیم و درباره تهاجم فرهنگی و نفوذ زنان و کارهایی که در این حوزه انجام شده است اشاره کردیم که در اغلب آنها مقاصد فمینیستی و ضداسلامی نهفته است. ما در همین مجموعه مستند نشان می دهیم که بخشی از مسایل زنان متوجه جنسیت خودشان است به طور مثال هما هودفر چندین سال است روی بحث زنانه شدن مجلس کار می کند و تعداد کمتر نمایندگان زن در ایران را بحران حکومت اسلامی دانسته و با انقلاب ۵۷ مرتبط می کند درحالیکه طبق گفته خودش، در کل دنیا نسبت زنان به مردان در پارلمان حدود ۱۹ درصد است و این مساله ربطی به اسلام و مباحث دینی ندارد بلکه مرتبط با تفاوت جنستی زن و مرد است.

*فکر نمی کنید حضور کارشناس برای تحلیل و حتی صحه گذاشتن بر این مباحث می توانست مرجع دیگری برای مخاطب باشد تا بهتر بتواند به این روایات استناد کند؟

– این جنس مستندی که پخش می شود کارشناس‌محور نبود و همانطور که گفتم عرصه تجربه نشده ای است. ما خواستیم به صورت عمقی روی این مباحث و سوژه ها کار کنیم تا به این تفکر که برخی فکر می کنند نفوذ توهم است تلنگر زده باشیم.

با این حال اگر ما می خواستیم همه تلاش های شبانه روزی نهادهای نظارتی را بیان کنیم و با کارشناس هم گفتگو کنیم به مجموعه ای طولانی تر تبدیل می شد.

ما دوست داریم مستندسازان درباره هر موضوع از برنامه ما، آثار دیگری بسازند همچنین پیشنهاد دادیم که یک برنامه استودیویی پس از پخش مستند وجود داشته باشد تا بتوان تحلیلی نیز نسبت به مباحث ارایه کرد.

*تحقیقات شما در این پروژه به چه صورت بود و با توجه به پیچیدگی این کار از چند نفر در تیم تحقیقاتی خود بهره گرفتید؟

– هر قسمت از این مجموعه شامل تلاش های چندین ساله نهادهای امنیتی و قضایی است که این سرنخ ها را پیدا کرده است. نفوذ مثل دزدی نیست بلکه فرد هیچ ردپایی از خود به جا نمی گذارد بنابراین تحقیقات ما بسیار پیچیده بود. یک گروه پنج نفره تحقیق داشتیم و در تمام این تحقیقات سراغ مدارک و اسناد رفتیم و اگر اسناد ما واقعی نباشد با مشکلات و مسایل بعد از پخش آن‌ها مواجه خواهیم شد.

*این تحقیقات چقدر طول کشید؟

– حدود ۲ سال تحقیقات طول کشید و همه پرونده هایی که در این سال ها وجود داشت و حتی بیوگرافی های افراد درگیر، بررسی شد که در نهایت خروجی کار ما ۲۰ قسمت شد که در دو فصل ۱۰ قسمتی پخش می شود و به ۲۰ موضوع اصلی در نفوذ اشاره شده است. همچنین به طور آماری می توان گفت بیش از ۵۰ پرونده در این مجموعه بررسی شد. در قسمت های آینده هم مخاطبان می توانند این نفوذ را در حوزه تغذیه و محصولات تراریخته، مراکز دینی، دانشگاه، رسانه و… مشاهده کنند.

*موانعی هم در ساخت این مجموعه داشتید؟

– ساخت کل این مجموعه هم برای فیلمساز و هم نهاد مسئول بسیار سخت بود چون منِ فیلمساز نمی دانم خروجی کار چقدر مورد انتظارم است و مسئول هم نمی داند چه اتفاقی ممکن است برای پرونده ها رخ دهد حتی در فهم کلمه نفوذ برای مخاطب سختی هایی وجود دارد و  فکر می کند این فرد لزوما باید اسلحه و سلاح یا پوشش عجیبی داشته باشد. به طور مثال در بخش سیاسی ممکن است بسیاری موضع گیری کنند اما فردی مثل باقر نمازی که از وزارت خارجه آمریکا و نهادهای حکومتی آمریکا  پول دریافت کرده که مدارک آنها هم موجود است چه توجیهی برای کارش دارد؟ اگر در کشور خود ما برای یک نفر از سپاه، بیت رهبری و سایر نهادهای اینچنینی پول واریز شود و بعد با این پول برود در آمریکا و سبک زندگی انقلابی-اسلامی را ترویج دهد و یا در انتخابات آن کشور تاثیرگذار باشد چه بلایی بر سرش می آورند؟

*البته حمله و نقدهای تند به برنامه تان کم نبوده است. چه بخشی از این موضع گیری ها به پرداخت های غیرحرفه ای مربوط می شود؟

– رسانه های آن طرفی ما را با یک بمباران رسانه ای مواجه می کنند ولی ما در این طرف هیچ کاری انجام نمی دهیم. ما اینقدر درباره کلمه «نفوذ» بد کار کرده ایم که مردم از شنیدن آن زده می شوند. این موضوع به شدت دستمالی شده است و رسانه های غربی درباره آن بسیار کار کرده اند، ذهنیت های منفی بافته اند و یک مجموعه نمی تواند یک شبه این ذهنیت را تغییر دهد. مخاطب گارد محتوایی دارد چون رسانه های آن طرفی خوب کار کرده اند و رسانه های ما هم بد کار کرده اند. اگر ما فرمایش رهبری را چراغ راه بدانیم از کلیدواژه ایشان که «نفوذ» بوده است نیز استفاده می کنیم اما یک مجموعه خوب و یا حتی بد نیز درباره نفوذ ساخته نشده است. انتظار است نهادهای فرهنگی و انقلابی از این دست کارها انجام بدهند که متاسفانه تاکنون رخ نداده است.

در پایان می خواهم از خبرنگارانی که از این مجموعه حمایت کردند تشکر کنم. همچنین از مدیران تلویزیون که از این مجموعه حمایت کردند تشکر می کنم. مجموعه «خارج از دید ۱» به دلیل مشکلاتی که در پخش داشت به طور کامل روی آنتن نرفت اما امسال این مجموعه خیلی خوب حمایت شد. علی فروغی مدیر شبکه سه بهترین زمان آنتن را به ما داد و اگر حمایت های دکتر علی عسکری رییس صداوسیما و دکتر میرباقری معاون سیما نبود این مجموعه پخش نمی شد. به هر حال روی این کارها حساسیت زیادی وجود دارد و فشارها از بیرون به صداوسیما وارد می شود و با همه اینها این فصل از مستند پخش مناسبی داشت.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

رپرتاژ آگهی شبکه ضدایرانی برای تئاتر لاکچری – اخبار سینمای ایران و جهان

جوان آنلاین: شبکـه ضد ایـرانی «ایـران اینتـرنشنـال» بـرای تئـاتر لاکچـری «بینـوایان» که کـارگـردان آن یک مـدیـر دولتی است رپـرتاژ آگـهی رفت.

شبکه ایران اینترنشنال که سابقه حمایت از انفجار تروریستی اهواز، پخش همایش گروهک تروریستی منافقین و همراهی با رضا پهلوی فرزند شاه مخلوع را دارد، در یک رپرتاژ آگهی تمام عیار سراغ تئاتر لاکچری «بینوایان» رفت که این شب‌ها در سالن بزرگ یک هتل شمال شهر تهران برگزار می‌شود. از نکات جالب توجه این رپرتاژ آگهی، گفت‌وگوی اختصاصی این شبکه ضد ایرانی با حسین پارسایی، کارگردان تئاتر «بینوایان» است. کانال خبری «ستاره‌سینما» با انتشار ویدئوی این رپرتاژ و با اشاره به مسئولیت پارسایی در وزارت ارشاد، می‌نویسد: «اگر یک فیلمساز با یک تلویزیون سیاسی و مخالف مصاحبه کند، برخورد آقای پارسایی با عنوان مدیر کل نمایش خانگی وزارت ارشاد چه خواهد بود؟»

این رسانه می‌افزاید: «آیا بین این تبلیغ با سردبیری ایران اینترنشنال توسط علی اصغر رمضان پور معاون وزیر ارشاد دولت اصلاحات رابطه‌ای وجود دارد یا تمام این اتفاقات تصادفی بوده است؟»، در آخر نویسنده تأکید می‌کند: «چه منطقی برای تبلیغ نمایش اشرافی یک مدیر دولتی و ممیز جمهوری اسلامی توسط یک شبکه سیاسی مخالف جمهوری اسلامی وجود دارد؟» مصاحبه با شبکه‌های ضد انقلاب یا وابسته به ضد انقلاب جرم است. حجت‌الاسلام والمسلمین محسنی اژه‌ای، معاون اول قوه قضائیه می‌گوید: «درخصوص مصاحبه با شبکه‌های ماهواره‌ای بیرون به خصوص شبکه‌هایی که منتسب به ضد انقلاب یا متعلق به کشورهای متخاصم هستند، در سال‌های گذشته شورای عالی امنیت ملی مصوبه‌ای دارد که ابلاغ شده است و هرکسی که در راستای آن مصوبه، خلاف عمل کند، چون مصوبات شورای عالی لازم الاجراست حکم لازم را مطابق با قانون دارد.» وی می‌افزاید: «در واقع هر کسی که مخالف آن سیاست و آن مصوبه اقدام کند و با شبکه‌های ماهواره‌ای و ضد انقلاب و وابسته به ضد انقلاب مصاحبه کند حتماً تحت تعقیب قرار می‌گیرد.»

از سوی دیگر در حالی که وزارت ارشاد بارها بر ممنوعیت تبلیغ در شبکه‌های ماهواره‌ای تأکید کرده است، اینکه یک مدیر وزارت ارشاد از این مسئله ناآگاه باشد و در تولید رپرتاژ آگهی برای «ایران‌اینترنشنال» همکاری داشته باشد، سؤال برانگیز است. شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال یکی از جدیدترین شبکه‌های ضدایرانی است که دفتر آن در لندن قرار دارد و اکثر کارمندان آن سابقه حضور در رسانه‌های ضدایرانی لندن‌نشین را دارند. سرمایه‌گذار و مالک این شبکه تلویزیونی یک تبعه سعودی است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

حضور ۲ اسکاری در پاتوق فیلم کوتاه – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نشست پنجاه و پنجم پاتوق فیلم کوتاه اصفهان برگزار می‌شود.

به گزارش سینماپرس و به نقل از روابط عمومی پاتوق فیلم کوتاه اصفهان، این نشست به اکران فیلم‌های «مرضیه» درناز حاجی‌ها، «نگاه» فرنوش صمدی و «تکلیف» علی خوشدونی فراهانی اختصاص دارد و نشست انتقال تجربه با موضوع «چگونگی جذب سرمایه برای تولید و پخش فیلم کوتاه» با حضور فرنوش صمدی، علی عسگری، درناز حاجی‌ها و علی خوشدونی فراهانی در آن برگزار می‌شود.

این برنامه، یکشنبه ۱۶ دی‌ماه از ساعت۱۵ تا ۱۸:۳۰ در سالن شماره یک پردیس سینمایی سیتی سنتر برگزار می‌شود.

فرنوش صمدی متولد ١٣٦٢ در اصفهان و عضو آکادمی اسکار در بخش فیلم کوتاه است. او فارغ‌التحصیل رشته سینما از آکادمی هنرهای زیبای شهر رم ایتالیا است.

صمدی برای فیلم «سکوت»، برنده تندیس بهترین کارگردانی فیلم کوتاه جشن خانه سینما و نامزد نخل طلای فیلم کوتاه جشنواره کن شده است.

فیلم‌های او تاکنون در بیش از ۴۰۰جشنواره ملی و بین‌المللی حضورداشته و ۱۰۰ جایزه بین‌المللی برای او به ارمغان آورده‌اند.

فیلم کوتاه «نگاه» فرنوش صمدی که مرضیه وفامهر بازیگر اصلی آن است، تاکنون جوایز زیادی به دست آورده است. این فیلم در جشنواره‌ ای دی یو ایتالیا، جشنواره تیمی شورت رومانی و جشنواره وایادولید اسپانیا، جایزه بهترین فیلم را به دست آورد.

این فیلم در جشنواره مینیمالن نروژ و جشنواره اوپسالا سوئد جایزه تماشاگران و در جشنواره نشانه‌های شب ایتالیا، جشنواره کورتی سونیچی ایتالیا، جشنواره زوبروفکا لهستان و جشنواره دوهوک عراق جایزه داوران را به دست آورد.

«نگاه» در جشنواره رگارد کانادا و جشنواره نشانه‌های شب آلمان جایزه ویژه، در جشنواره اچ یو بی ایتالیا جایزه بهترین کارگردانی و در جشنواره اورینتال سوئیس، جایزه دوم بهترین فیلم را به دست آورد.

این فیلم از طرف آکادمی ای اف آی امریکا به‌عنوان بهترین فیلم انتخاب و به اسکار معرفی شد. «نگاه»، نامزد یوزپلنگ طلایی بهترین فیلم کوتاه جشنواره فیلم لوکارنو هم شده است.

علی عسگری متولد ۱۳۶۱ در تهران و فارغ التحصیل رشته سینما از دانشگاه رم ایتالیا و عضو آکادمی اسکار است. او دانشجوی کمپ استعدادهای جشنواره برلین و آکادمی تابستانی جشنواره لوکارنو است.

عسگری با دو فیلم کوتاه «بیشتر از دو ساعت» و «سکوت» در بخش مسابقه جشنواره کن و با فیلم کوتاه «بچه» در بخش مسابقه جشنواره ونیز حضورداشته است.

فیلم‌های کوتاه او در بیش از ۶۰۰فستیوال حضورداشته و بیش از ۱۵۰جایزه به دست آورده است.

عسگری با اولین فیلم بلند خود در بخش رسمی جشنواره ونیز حضور پیدا کرد و موفق به حضور در جشنواره‌های معتبری نظیر تورنتو، زوریخ، سائوپائولو و زاگرب شد. فیلم‌نامه این فیلم با نام «ناپدید شدن» در رزیدانس جشنواره کن پذیرفته‌شده بود.

درناز حاجی‌ها متولد ۱۳۶۷ در تهران و دارای مدرک فوق‌لیسانس کارگردانی سینما است.

او بورسیه تحصیلی مجیک آف پرشیا برای مدرسه فیلم‌سازی لندن را در مقطع کارشناسی ارشد به دست آورده و کارشناسی ارشد فیلم‌سازی را در مدرسه فیلم‌سازی متروپولیتن لندن را گذرانده است.

حاجی‌ها برنده جایزه ویژه هیئت‌داوران از سی و چهارمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران برای فیلم‌های «مارلون» و «مرضیه» وکاندید سیمرغ بلورین بهترین فیلم کوتاه از سی و ششمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم «مارلون» شده است.

او برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه از هفتمین جشنواره فیلم‌های ایرانی پراگ و برنده جایزه بهترین فیلم و بهترین کارگردانی از ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم شهر برای فیلم «مرضیه» شده و پروانه زرین بهترین فیلم کوتاه سی و یکمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودک و نوجوان را برای فیلم «مارلون» به دست آورده است.

حاجی‌ها در پنل هنرهای معاصر ایران در آرت مونته کارلو در کشور موناکو هم سخنرانی کرده است.

علی خوشدونی فراهانی، متولد تهران و دارای مدرک کارشناسی سینما از دانشگاه سوره است.

فیلم «تناوب» این فیلم‌ساز در سی و سومین جشنواره فیلم کوتاه تهران، برنده جایزه بهترین فیلم شد و جایزه بهترین فیلم و بهترین کارگردانی فیلم کوتاه را از جشنواره فیلم‌های ایرانی سانفرانسیسکو به دست آورد. این فیلم، منتخب جشنواره جهانی فیلم فجر هم شده است.ق

فیلم «تکلیف» او هم نامزد بهترین فیلم‌نامه دوره نهم جشن خانه سینما شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

“بی نامی” چرا فیلم ترسویی است؟! – اخبار سینمای ایران و جهان

تسنیم: فیلم «بی‌نامی» اثر الکنی است که مبنای دراماتیکش به یک بی‌مبنایی دچار است و آنرا فیلمی استاندارد با حداقل‌های همان سینمای نخ نمای روشنفکرزده مبتلا به “سرطان تنهایی انسان معاصر” نمی‌تواند قلمداد کرد.

“بی‌نامی” ساخته علیرضا صمدی را می‌توانیم امتداد نوع ابتر و بشدت تقلیدی از سینمای روشنفکرنما، با ساختاری از هم گسیخته و چنگ اندازی بشدت عقب مانده، از الگوهای کلیشه‌ای  هانکه، کیم کی دوک، اندی وارهول و … ، با تعلق خاطر باسمه‌ای به نمایشنامه «چه کسی از ویرجینا ولف می‌ترسد» و پس‌مانده موضوع سردی روابط زناشویی، برگرفته از گزارش، اثر تالیفی عباس کیارستمی و مجموعه بی‌انتهایی از فیلم‌های مشابه و میل به نوستالوژی عشق اول، با رویه دراماتیکی کاملا مخشوش برشمرد.

در فیلم «بی‌نامی» اغتشاش در مدل روایت‌گری بدون تسلط مولف بر سامانه دراماتیک فیلم آغاز می‌شود، با اشاره به صحنه‌ای که امیر (حسن معجونی) وارد کافه می‌شود و خبر از پیدا نکردن کاراکتر آرمین، کارگر سابق کافه و مفقود شدن لپ تاپش را می‌دهد. آیا با یک درام صرفا خبری مواجه هستیم که قرار است وضعیت یک یا چند کاراکتر را تشریح کند؟

خبر دوم این است که محتوای مهمی در لپ تاپ شخصی‌اش وجود داشته است. شخصیت‌ها  بدون معرفی، ناگهان با اتکا به همان مولفه‌ کلیشه‌ای مرسوم در آثار اغلب روشنفکرنماها، یعنی “تنهایی انسان معاصر”، هویت و بروز نمایشی پیدا می‌کنند.

* آیا هویت نمایی با مینی‌مالیسم نباید نسبت معینی داشته باشد؟

در میزانسن‌های از هم گسیخته‌ای ناگهان سیاوش (پوریا رحیمی سام) با حالت رنجوری از کافه بیرون می‌رود. دوربین او را بیرون از کافه دنبال می‌کند؟ آیا دلیلی برای دنبال کردن این شخصیت وجود دارد، آیا سیاوش تا پایان فیلم شخصیت اصلی محسوب می‌شود که دوربین او را دنبال می‌کند؟

*”برهان علیت” در فیلم چه معنایی پیدا می‌کند؟

بحث سنخیت تصویر و نمایی که از سیاوش نشان می‌دهد، اهمیت فراوانی دارد. برای ساده‌تر شدن موضوع به این مسئله اکتفا می‌کنیم که میان رویداد دراماتیکی (علت) که کاراکتر بروز می‌دهد، مثل حال خراب ممتد  سیاوش و  کلی شخصیت‌های بی ربط، رویداد دوم، یعنی اثر شخصیت در متن کلی نمایش، باید رابطه‌ و نسبتی با کلیت درام برقرار کند که از ترکیب‌ آنها درام شکل بگیرد. پس چرا این رابطه لحاظ نمی‌شود؟ چرا سیاوش در فیلم تا انتها یک کاراکتر کاملا پرت و پلاست و اگر او را از مسیر قصه حذف کنیم، اتفاق مهمی نخواهد افتاد، این قاعده شامل باران کوثری هم می‌شود. او نیز می‌توانست در فیلم مثل کاراکتر نغمه حضور نداشته باشد.

با استناد به همین اجرای نادرست صحنه کم‌دانشی کارگردان عیان می‌شود. منظور از دانش، سواد فیلمسازی است و مشخص است که فیلمساز به استاندارهای دراماتیک تسلطی ندارد.

موجودیت و هویت سازی یک مفهوم در پرداخت و معرفی جزئی‌نگر یک کاراکتر ارزش‌های روایی فیلم را غنا می‌بخشد، اما این مسئله در دایره دانش مولفان و مصنفان در سینمای ایران نمی‌گنجد و یک سندروم و بیماری مزمن فراگیر حاد ضد درام در بدنه سینمای روشنفکری جاری است؛ و کارگردان بی‌نامی هم بدان مبتلا.

به دلایل ذکر شده نمای دنبال کردن سیاوش بیرون از کافه اشتباه است و با نمای بعدی، در خانه پدر امیر ارتباطی ندارد. ایستادن ریحانه (باران کوثری) در مقابل سیاوش برای نرفتنش، آیا ارتباطی با پوستر نمایشنامه «چه کسی از ویرجیناولف می‌ترسد» که در کافه نصب شده  دارد؟ اگر داشته باشد، مولف جرات و شجاعت نمایشش را ندارد و اگر ادعا کند که جراتش را داشته، اشاره دراماتیک پررنگ آن را بلد نیست.

مقدمه فیلم تکلیف ما را با فیلمساز و پرده‌های نمایشی بعدی روشن می‌کند که از سینمای روشنفکری به شکل ناشیانه‌ای، نکاتی را تیتروار رونویسی کرده‌، اما اندازه، نسبت و معنای هر تصویر را با منابع گرته‌برداری شده نمی‌داند.

استدلال دراماتیک باید در صحنه ارائه شود، فیلم لبریز کنش‌ها و خرده نمایش‌های فاقد استدلال است، چرا آرمین رفت؟ چرا بازنمی‌گردد؟ چرا با شخصیت اصلی یک قرار ملاقات نمی‌گذارد؟ لپ تاپ را که پس از مدتی بازمی‌گرداند، چرا با خودش برده است؟ چرا حاضر نیست با امیر قرار بگذارد؟ چه چیزی را به امیر بدهکار است؟ فقط یک یادداشت؟! 

در قسمت‌های ابتدایی دستیار امیر(معجونی) پدرش را تیمار می‌کند و امتناع از پرستاری پدر، فاقد استدلال روانی است. صحنه غذا دادن دستیار به پدر تمام می‌شود. دستیار در مقابل امیر نشسته است،اما رابطه‌اش  را با پدرش توضیح نمی‌دهد.

امیر و دستیارش مشغول تمرین نمایشنامه هستند، او در صحنه بعدی به دستیارش تلفن می‌زند و دوش می‌گیرد و به خواب می‌رود. فلاش بک‌ها و معلق شدن میان خواب و بیداری و دیدن نغمه در خواب چه اثری در بازگویی ذهن امیر دارد؟ فیلمساز هنوز خوب دیدن را درست تجربه نکرده که بخواهد درست ساختن را تجربه کند. کات‌ها و پرش‌های متفاوت از بیداری به رویا را بلد نیست و تدوین و نماهای اصلی این صحنه خارج از قواعد فیلمسازی است.

ناگهان امیر از خواب می‌پرد و سوار مترو می‌شود. وقتی کلیت را مرور می‌کنیم، متوجه خواهیم شد که  رابطه امیر با همسرش دچار گسست شده و او همزمان تصمیم دارد که نمایشنامه «چه کسی از ویرجیناولف می‌ترسد» را روی صحنه ببرد. صراحت دراماتیک در فیلم نیست، باز توضیح روابط به نوعی پرده‌پوشی شبه مینی‌مال دچار است و کاراکترها به همین دلیل، ذره‌ای حس برنمی‌انگیزد.

امیر به دنبال آرمین به دنبال آشنای مشترک، رضا، می‌رود. او با خانواده‌ آرمین در شهر دیگری تماس می‌گیرد و  متوجه می‌شود که یک هفته از او خبری نیست و دیالوگی که رضا – با بی خبرنمایی از آرمین – به امیر می‌گوید شاهکار است: ” قبول داری نامردیه؟!” این جمله دقیقا یعنی چی؟ یعنی امیر باعث رفتن آرمین شده یا کارگر امیر دست به خودناپدیدی زده است؟

دلیل این ناپدید شدن چقدر از حیث اجتماعی یا از حیث دراماتیک ارزشمند است؟ ارزش‌های عمومی‌ شخصیت‌های داخل فیلمی باید قابل تعمیم به جهانی بیرون باشد یا با میانگین کنشگری اجتماعی، به اندازه چند درصد کوچک نسبتی داشته باشد.

زمانی  که امیر می‌خواهد از رضا جدا شود می‌گوید: “فکر کردی چون صاحب کارش هستی هر غلطی می‌توانی بکنی؟ اگر بلایی سرش بیاید روزتو شب می‌کنم. نسبت این کاراکتر با امیر چیست که قلدری و قلندری می‌کند؟ پدر اوست یا دوست او؟ چه چیزی میان امیر و آرمین اتفاق افتاده که رضا جوش می‌آورد؟ آیا ابهام سازی بدون استدلال، مغایر با اساس سینمای روشنفکری نیست؟یا بخشی از پارامترهای تازه خودمکشوفه مولف شبه روشنفکرنمای فیلم با حامی سانسورچی اوست.

در همین صحنه با شخصیت امیر که  کاملا غیرکنشگر و صرفا جستجوگراست، آیا انتظار کنشگری بدخیم، در حد و اندازه درگیری فیزیکی را باید داشته باشیم که رضا چنین دیالوگی می‌گوید؟! سرگشتگی و بی‌هدفی بخشی از شخصیت مستاصل امیر را در برمی‌گیرد و چه اتفاقی میان امیر و آرمین افتاده که رضا با او درگیر می‌شود؟

رضا چنین برای انتقام از امیر و ضرب و شتم فیزیکی او چنان مصر است که گویی امیر به سیاوش تجاوز کرده است؟ معمولا چنین انتقامجویی هایی به شیوه کارگردان یا انگیزش مالی و سرقت دارد یا مسئله تجاوز جنسی در میان است.

قرار است که خانه پدر امیر توسط شهرداری خریداری و تبدیل به اتوبان شود. کارمند شهرداری که امیر با او مواجه می‌شود می‌گوید: “اینجا آلمان نیست که هر کس هر جا دلش خواست خانه بسازد؟” پیش آگاهی کارمند شهرداری درباره کشور آلمان و زندگی امیر در این کشور از کجا می‌آید؟ امیر در گذشته آلمان زندگی می‌کرده؟ این مسئله چه ارتباطی به مامور شهرداری دارد و این کارمند مامور اداره شهرداری است یا نوسترداموس؟

امیر هم مونولوگ می‌گوید و فریاد می‌زند پس چرا این شهر هرروز دارد بی ریخت‌تر می‌شود؟ این دیالوگ اوج هنر اعتراضی مولف را هویدا می‌کند؟ چه نماهایی از بی‌ریخت شدن شهر وجود دارد که امیر به آن استدلال می‌کند؟ نماهای بی‌ریخت از شهر باید داخل فیلم باشد.

اگر این نمایش تقیلدی و برداشتی از صحنه پشت بام فیلم فروشنده باشد، باید به مولف تفهیم کنیم، فیلم فرهادی با شهر معنی پیدا می‌کند و نمایش دقیقی از فرهنگ شهری را در فیلمش جا می‌دهد. در فیلم «بی‌نامی» ما با یک خواب گرد پریشان و ترسو مواجه هستیم که دوربین از پهنا و عمق صورتش جدا نمی‌شود. دوربین سیال نیست و از مقابل صورت امیر دور نمی‌شود ، تا ما کمی از بی‌ریختی شهر را ببینیم.

 ما اصلا شهر را در فیلم درک نمی‌کنیم و چند نمایی که از شهر می‌بینیم فوق العاده زیباست و نقض کننده شعار پر پروپاگاندای شبه معترض مولف!

اما نکته مهم‌تر از حیث ساختاری این است که خرده روایت خراب شدن خانه پدری امیر چه ارتباطی به کل داستان دارد؟ فنی‌تر و دقیق‌ترش این است که روایت جز، چه ارتباطی با روایت کل دارد؟ به قول سینمایی‌ها «بچه قصه» چه ارتباطی با قصه پدر (قصه اصلی) دارد؟

در یک نمای شاز، پر از غلط‌های کارگردانی در نحوه اجرا، دوست دختر سیاوش یک آن به سیاوش می‌گوید که بهتر است از هم جدا شوند؟ همسر امیر نقش غمخوار را برای سیاوش بازی می‌کند و امیر هم توصیه می‌کند کسی که باید تنهایی سیاوش را پر کند تو نیستی! در واقع اگر ریحانه در این فیلم همسر سیاوش بود، کلیت درام شکل منطقی‌تری به خودش می‌گرفت.

فیلم در ارائه جزئیات بدون استدلال و بدون روانشناختی دقیق از کاراکترها غوطه‌ور در یک بی‌هدفی و بی منطقی عجیب است و یک مسیر معین روایی را در پیش ندارد و یک نوع اخته شده از تمام آثار سینمایی با تم ” تنهایی انسان معاصر” را در خود جای داده است.

فیلم هیچ ساختار معین و مشخصی برای ارائه یک روایت مدون ندارد، درونمایه‌اش مضحک، واپسگرا، عقب مانده، بشدت کهنه است. «تنهایی انسان معاصر» را سینماگران روشنفکر شرق تا غرب، از فاسبندر، آنتونیونی تا ژاک تاتی و کوریسماکی، مایکل هانکه  و … گاها به شکل منطقی‌تری ارائه کرده‌اند و نمونه تقلیدی از آن بدون یک فیلمنامه مدون، محلی از اعراب ندارد.

امیر از دردی مشترک رنج می‌برد، جنس کاراکترش شبیه شخصیت‌هایی بیشماری است که نماینده تنهایی اگر بوق و کرنای نویسندگان چپ گرای فرنگی و وطنی نبود، کدامیک از فیلم‌های ساخته شده با چنین مضمونی  به یاد می‌ماند؟ شاخص‌ترینش شبح کژدم است آیا آنقدر ماندگاری دارد که با نسل پویشگر دهه هفتاد سازگاری داشته باشد؟

درد امیر تنها با دیدن آرمین حل خواهد شد؟ با نوستالوژی بازی با نغمه و بازیادآوری عشق او مسئله‌ درام و نمایش “تنهایی انسان معاصر” حل می‌شود؟ تولد و تماشای فوتبال در کافه و جشن تولد پرشور امیر از حیث تماتیک، چه ارتباطی به مفهوم کلیشه‌ای “تنهایی انسان معاصر” دارد؟

از قضا وجه دراماتیک «تنهایی انسان معاصر» را دچار خدشه می‌کند، این گرمای پرشور اجتماعی اطراف امیر، نسبت خاص او را با مفهوم جاری در فیلم، تصنعی نشان می‌دهد.

تنهایی انسان معاصر زمانی معنا پیدا می‌کند که  مسئله فقدان و رنج اجتماعی و حتی اقتصادی گریبان شخصیت اصلی را گرفته باشد. کافیست نیم نگاهی به سینمای روشنفکری اروپایی مدل برادران داردن، فلینی، دسیکاو…، کنیم. سینمای هفتاد ساله‌ای که با تمرکز روی چنین تمی ، الزامات متنی و فرامتنی حول شخصیت‌ها را رعایت می‌کند، اما فیلم «بی‌نامی» درمتن فیلمنامه با نوعی اغتشاش مواجه است.

حال دگرگون امیر ارتباط به گذشته‌اش و شخصیت غیرحاضر نغمه دارد. او استیصالش را در گفت‌وگو با دستیار و مراقب پدرش در میان می‌گذارد و این موضوع را مطرح می‌کند که در تصمیم ازدواج، میان نغمه و ریحانه(باران کوثری) تسلیم عقل شده تا با اتکا به ثروت همسرش زندگی راحتی داشته باشد.

این بخش از فیلم، شالوده نمایش “تنهایی انسان معاصر” را نابود می‌کند. حالا پس از چند سال از این تصمیم منصرف شده و نیمچه پشیمانی امیر، چه تاثیری روانی بردگرگونی  و کرختی فیزیکالش دارد؟

فیلم «بی‌نامی» اثر الکنی است که مبنای دراماتیکش به یک بی‌مبنایی دچار است و آنرا فیلمی استاندارد با حداقل‌های همان سینمای نخ نمای روشنفکرزده مبتلا به “سرطان تنهایی انسان معاصر” نمی‌تواند قلمداد کرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

موسسات آموزشی کارشناس تقلبی کنکور به تلویزیون می‌فرستادند – اخبار سینمای ایران و جهان

جوان آنلاین: نفوذ موسسات آموزشی در برنامه‌های تلویزیونی به حدی بوده است که این موسسات، کارمندان خود را به عنوان کارشناسان کنکور به برنامه‌های تلویزیونی می‌فرستادند تا در راستای اهداف این موسسات حرف بزنند.

 با داغ شدن بحث ارتباط میان موسسات کنکور با تلویزیون و نقش پررنگ تبلیغات این موسسات در جلوگیری از حذف کنکور، این بار غلامرضا کاتب نماینده مجلس و عضور شورای نظارت بر صداوسیما، بخشی از جریان نفوذ موسسات آموزشی در برنامه‌های تلویزیونی را افشا کرد.

کاتب در گفت و گو با «خانه ملت»، به ارتباط میان موسسات کنکوری و برنامه سازان صداوسیما به جلسه اخیر شورای نظارت بر سازمان صداوسیما اشاره می‌کند و می‌گوید: «در مورد تبلیغات فزاینده و مغایر با نظام تعلیم و تربیت موسسات آموزشی و کنکوری در صداوسیما موضوع در جلسه شورای نظارت بر سازمان صداوسیما مورد بحث و بررسی قرار گرفت که شامل دو بخش است؛ نخست در مورد موسسات آموزشی کنکور که مافیای عجیبی در کشور هستند و اجازه نمی‌دهند وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم به قانون عمل کنند، زیرا بر اساس قانون می‌بایست از سال ۱۳۹۷ به بعد، ۸۵ درصد جذب دانشجویان از طریق معدل باشد نه کنکور. »

کاتب می‌افزاید: «این موسسات فشار می‌آورند و روحیه تست‌زنی را که بر خلاف علم‌گرایی است، همچنان ترویج می‌کنند در حالی که تست‌زنی یعنی ذبح علم. با این حال اینکه موسسات پول پرداخت می‌کنند تا در قالب آگهی، تبلیغاتی داشته باشند، خلاف قانون و خلاف شرع نیست؛ البته قابل تامل است. »

صداوسیما بر روی صحت کارشناسان دقت کند

عضو شورای نظارت بر صداوسیما می‌گوید: «اگر در برنامه‌های مختلف، مناظرات، جلسات گفتگو و … افرادی از سوی این موسسات در قالب کارشناس معرفی می‌شوند، صداوسیما کنترل کند و اجازه حضور به آن‌ها ندهد. این موسسات فقط دنبال منافع درآمدی شخصی خودن هستند و هیچ توجهی به تولید علم و کیفیت علمی دانش‌آموزان ندارند ضمن اینکه نمی‌خواهند استرس از دامن خانواده‌ها حذف شود».

کاتب تصریح می‌کند: «هدف قانونگذار این بود که استرس از دانش‌آموزان و خانواده‌ها گرفته شود، زیرا صندلی‌های خالی دانشگاهی کشور بسیار زیاد است و اصلا ضرورتی ندارد خانواده‌ها تا به این حد درگیر شده یا برای دانش‌آموزان استرس ایجاد شود. »

بزرگ‌ترین حامی رسانه‌ای کنکور

در روزهایی که حذف کنکور به عنوان خواسته‌ای عمومی مطرح شده است. یک رسانه به طور مشخص به عنوان حامی اصلی باقی ماندن کنکور در نظام آموزشی فعالیت دارد. تلویزیون بخش قابل توجهی از فضای رسانه‌ای حامی بقای کنکور را پشتیبانی می‌کند. «خبرآنلاین» در گزارشی به همکاری رسانه‌ای صداوسیما و موسسات کنکوری پرداخته و می‌نویسد: «طبق تعرفه‌های مشخص‌شده صدا و سیما برای برنامه‌های تبلیغاتی کنکور، جمع کل ۱۳ برنامه در یک‌ساعت، دو میلیارد و ۲۸۹ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان و جمع کل ۱۳ برنامه در یک‌ماه، ۵۷۶ میلیارد و ۹۷۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان است. این در حالی است که تکرار این برنامه‌های نیز شامل تعرفه می‌شود و هزینه جداگانه‌ای برای آن محاسبه می‌شود. در واقع برنامه‌های آموزشی صدا و سیما برای کنکور و مشاوره‌های کنکوری ماهانه به بیش از ۵۰۰ میلیارد تومان می‌رسد که این درآمد کلان، جدا از آگهی‌های تبلیغاتی برای کنکور است. ضمن اینکه در بسیاری از این برنامه‌های آموزشی، از افرادی برای آموزش استفاده می‌شود که عموما سواد و تحصیلات مرتبط و قابل قبولی ندارند و باعث گمراه‌شدن کنکوری‌ها می‌شوند. در واقع کنکور بیش از آنکه مشخص‌کننده آینده یک نوجوان باشد، تبدیل به مافیایی شده که هرکس به‌دنبال منفعتی در آن می‌گردد و صدا و سیما هم بخش بزرگی از آن است. »

تبلیغ غیر مستقیم کنکور آنتن فروشی است

احتیاج صداوسیما به ادامه همکاری با موسسات کنکور، منشاء مالی دارد. محمدرضا خوشرو کارشناس رسانه درباره نقش آگهی بازرگانی در تامین رسانه‌ها در بحران مالی فعلی می‌گوید: «یکی از مهمترین منابع تامین مالی رسانه‌ها تبلیغات بازرگانی است و یکی از معضلات، بحث اقتصاد رسانه است؛ اینکه رسانه‌ها در میان چالش مشکلات مالی و بودجه‌های محدود و هزینه‌های فزاینده تولید و پخش برنامه‌ها، چطور باید به رسالت و ماموریت و مهمتر از همه حفظ استقلال رسانه، عمل کنند. آنتن‌فروشی اصلا زیبنده رسانه حاکمیتی جمهوری اسلامی نیست. به طور کلی تاثیرپذیری رسانه‌ها از صاحبان سرمایه اتفاق بسیار ناگواری است که از قدیم در دنیا مطرح بوده و همچنان نیز ادامه دارد و امروز هم در رسانه حکومتی کشورمان شاهد آن هستیم. »

خوشرو با اشاره به تاثیرات مخرب تبلیغات محصولات کمک آموزشی در برنامه‌های آموزشی صداوسیما، می‌گوید: «اقدام آن دسته از برنامه‌های آموزشی صداوسیما که حامی آن‌ها شرکت‌های تجاری تولید محصولات کمک آموزشی است، اصلا پذیرفتنی نیست. اگر قرار باشد این شرکت‌های آموزشی در تلویزیون تبلیغ داشته باشند باید حتما در باکس آگهی بازرگانی باشد و نه در برنامه‌های آموزشی. » پرداختن به کنکور در قالب آگهی‌های مستقیم موسسات بزرگ کنکوری یا در قالب برنامه‌های آموزشی کنکور که با دعوت از کارشناسان همان موسسات انجام می‌گیرد، توجه خانواده‌ها را به اهمیت حفظ کنکور و بقای این روش سنجش آموزش برای گذر به آموزش عالی، چندین خانواده ایرانی را در مقابل بحرانی ساختگی قرار می‌دهد که سرنوشت فرزندشان صرفا با عبور موفقیت آمیز از گذرگاه کنکور با همراهی موسسات آموزش کنکور مقدور می‌سازد. فضای رسانه‌ای که کنکور در تلویزیون ایجاد کرده است، صرفا با ایجاد جایگزین مناسب مالی در صداوسیما قابل رفع است وگرنه تازمانی که ارتباط مالی موثری میان موسسات کنکور و صداوسیما وجود دارد و این رسانه گرفتن پول از موسسات آموزشی را روش خوبی برای کسب درآمد بداند، امیدی به همراهی با حذف کنکور از سوی این رسانه وجود نخواهد داشت.

کاتب عضور شورای نظارت بر صداوسیما می‌گوید: «فقط در دوران جام جهانی قرارداد تبلیغات یک موسسه آموزشی ۳۲ میلیارد تومان بوده است که این امر نشان می‌دهد درآمد در طول سال برای موسسات مختلف رقم بالایی است. » آیا صداوسیما حاضر خواهد بود از چنین درآمد هنگفتی به راحتی چشم پوشی کند!؟

مشاهده خبر از سایت منبع