X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

فیلم قاچاق‌شده مانی حقیقی هم اکران آنلاین می‌شود – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرنگار مهر، بعد از فیلم سینمایی «بی‌رویا» ساخته آرین وزیردفتری، فیلم سینمایی «تفریق‌» تازه‌ترین ساخته مانی حقیقی هم بعد از عرضه نسخه غیررسمی، وارد چرخه رسمی اکران آنلاین می‌شود.

بنابر اطلاع‌رسانی سایت فیلیمو، فیلم «تفریق» از روز چهارشنبه و به‌صورت قانونی در قالب اکران آنلاین در دسترس مخاطبان قرار خواهد گرفت.

در فرآیند اکران آنلاین هر مخاطب با تهیه بلیت به مدت ۸ ساعت امکان تماشای آنلاین فیلم را دارد.

فیلم سینمایی «تفریق» به کارگردانی مانی حقیقی سال گذشته جزو پنج فیلمی بود که از سوی بنیاد سینمایی فارابی برای معرفی به‌عنوان نماینده سینمای ایران به آکادمی اسکار در نظر گرفته شده بود که سرانجام فیلم «جنگ جهانی سوم» به کارگردانی هومن سیدی برای این منظور انتخاب شد.

حقیقی «تفریق» را در سال ۹۸ و به تهیه‌کنندگی مجید مطلبی مقابل دوربین برد. ایفای نقش‌های اصلی این فیلم را نوید محمدزاده و ترانه علیدوستی برعهده دارند.

فیلم «تفریق» یکی از فیلم‌هایی است که در هفته‌های اخیر، بدون ورود به چرخه رسمی اکران عمومی، نسخه غیرقانونی آن در فضای مجازی منتشر شد.

دبیر ستاد صیانت از آثار سینمایی سازمان سینمایی، اعلام کرد عوامل این فیلم نسبت به قاچاق آن شکایتی را ثبت نکرده‌اند و حالا قرار است نسخه قانونی آن از طریق اکران آنلاین به دست مخاطبان برسد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«عمود صِفر» در قاب شبکه قرآن

«عمود صِفر» در ۱۵ قسمت ۱۵ دقیقه‌ای به تهییه کنندگی و کارگردانی حسین سوهانی در ایام اربعین حسینی از شبکه قرآن پخش خواهد شد. این برنامه با اجرای سیدمهدی تحویلدار بوده که در هر قسمت میزبان، مهمانی ویژه خواهد بود.

«عمود صِفر» قلب عزاداران حسینی است و با عرض ارادت وسلام به ساحت مقدس سیدالشهدا (ع) با حرم حضرت ابا عبدالله (ع) ارتباط قلبی برقرار می‌کند.

موضوع و محوریت اصلی این برنامه پیاده روی اربعین و روز‌های اربعینی خواهد بود که هرشب یک مهمان ویژه خواهد داشت. هر کدام از این مهمان‌ها گره خورده با اربعین حسینی هستند و از اقشار مختلف مردم هستند.

این برنامه از روز شنبه ۱۱ شهریور ماه در ساعت ۰۷:۴۵ صبح به روی آنتن شبکه قرآن خواهد رفت. بازپخش آن نیز ساعت ۱۳:۰۰ خواهد بود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سکان «شبکه اربعین نوجوانی» در دست دهه هشتادی‌هاست

برنامه «شبکه اربعین نوجوانی» ویژه برنامه‌ای مناسبتی است که قصد دارد اربعین امسال را به شیوه نوین برای نوجوانان روایت کند.

سکان ویژه برنامه «شبکه اربعین نوجوانی» به تهیه کنندگی پیمان خزلی در دست دهه هشتادی‌هاست تا با خلق گفتگویی جذاب با کارشناسان برجسته در حوزه اربعین حسینی (ع)، ارتباط مستقیم با کربلای معلی، معرفی کتب و اخبار مرتبط با پیاده روی اربعین و نیز گپ و گفت با شاعرانی آیینی نوجوان در این حوزه، این ویژه برنامه را برای این گروه سنی دیدنی‌تر کنند.

این برنامه مناسبتی نوجوان محور که به صورت اختصاصی برای ایام اربعین امسال تهیه و تولید شده، قرار است به مدت ۱۰ شب از قاب شبکه امید، تماشایی شود.

برنامه «شبکه اربعین نوجوانی» از فردا چهارشنبه ۸ شهریور تا شنبه ۱۸ شهریور از ساعت ۱۸ به مدت ۴ ساعت روی آنتن شبکه امید می‌رود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نقش امام حسین(ع) در تغییر افراد در «طریق» روایت می‌شود

ویژه برنامه اربعینی شبکه یک با عنوان «طریق»، روایت رفتن افراد به کربلا و شرکت در راهپیمایی اربعین و حال و هوای مهمانان برنامه را از زبان خودشان بازگو می‌کند.

میزبان این برنامه مجید یراق بافان که هر شب گفت و گوی صمیمانه با چهره‌های شناخته شده مردمی دارد.

محمدحسین سعادتی تهیه کننده درباره «طریق» گفت: ما در این برنامه به دنبال روایت رفتن افراد مختلف به کربلا هستیم. در «طریق» از کشش و جذبه افرادی که شاید خیلی با فلسفه اربعین آشنا نبودند و سبک زندگی متفاوتی را زیست می‌کردند سخن می‌گوییم. از لحظاتی که دل افراد گره می‌خورد به امام حسین (ع) و راهی پیاده روی اربعین می‌شوند.

سعادتی خاطرنشان کرد: برنامه «طریق» با نگاهی نو و متفاوت با موضوع پیاده روی اربعین تولید شده و قرار است مهمان‌های ویژه‌ای در این برنامه حضور یابند، این مهمان‌ها افرادی هستند که امام حسین علیه السلام در زندگی آن‌ها تاثیر مستقیمی داشته و مسیر زندگی‌شان عوض شده است.

تهیه کننده این برنامه ادامه داد: در «طریق» سه پرده داریم. پرده نخست شخصیت خود شرکت کننده قبل از این که اتصال پیدا کند به اباعبدالله الحسین (ع)، در پرده دوم درباره این اتصال و چگونگی تحول صورت گرفته صحبت می‌کنیم و در پرده آخر هم به حضور این شخص در راهپیمایی اربعین و فعالیتی که در این ایام انجام می‌دهد، اختصاص دارد.

سعادتی ادامه داد: مهمانی که در قسمت نخست برنامه «طریق» داشتیم علی دیسکو بود که سبک زندگی خاص خود را داشت و حضورش در یک هیات باعث شد که با امام حسین (ع) عجین شود و زندگی گذشته خود را رها کند. البته این تغییر و تحول به تدریج صورت گرفته است و ما این مساله را از زبان خودش در برنامه می‌شنویم.

یا مهمان دیگری به نام محمدعلی شعبانی که پسر مرتضی شعبانی فیلمبردار شهید آوینی بود که علاقه چندانی به این شهید بزرگوار نداشت، اما پس از سفری که همراه پدرش به عنوان دستیار تصویربردار اربعین به کربلا می‌رود و حادثه‌ای که برایش اتفاق می‌افتد متوجه می‌شود مشکلی که برایش پیش آمده به واسطه سفر اربعینی که رفته، برطرف شده است.

مهمان‌هایی که در برنامه حضور دارند دکتر علی آقامحمدی است مدیر گروه اقتصادی دفتر مقام معظم رهبری و عضو مجمع تشخیص مصحلت نظام است.

دکتر آقامحمدی که بزرگترین کاروان اربعینی ایرانی با نام کاروان «هیات رهسپاران عصر حضور» را هدایت می‌کنند و حدود ۲۰ هزار نفر را از اقصی نقاط کشور و مناطق محروم به صورت رایگان به کربلا می‌برند و همه امکانات را در اختیار زائران حسینی (ع) قرار می‌دهند که حدود ۹۰ درصد این افراد سفر اولی هستند.

از دیگر مهمانان سردار حسن زاده فرمانده سپاه محمدرسول الله تهران هستند و همچنین برخی مسئولان مرتبط با مراسم برگزاری راهپیمایی اربعین در برنامه حضور خواهند داشت.

دو شب آخر این برنامه که منتهی به اربعین است، ویژه برنامه‌ای برای جاماندگان اربعین پخش خواهد شد و ما درخدمت سردار حسن زاده دبیرستاد جاماندگان اربعین هستیم که هر ساله از میدان امام حسین (ع) تا حرم شاه عبدالعظیم حسنی (ع) برنامه دارند و درباره جاماندگان و حس و حال این افراد صحبت می‌کنیم.

وی تاکید کرد: یک بخش دیگر در برنامه تحت عنوان «روایت طریق» با صدای حامد عسگری داریم که درخصوص نوجوانی است که برای نخستین بار راهی سفر کربلا و راهپبمایی اربعین شده است. این نوجوان بعد از رفتن به هیاتی، متوجه می‌شود کاروانی قرار است عازم کربلا و عتبات عالبات شود و این نوجوان همان جا تصمیم می‌گیرد همراه این کاروان در راهپیمایی اربعین شرکت کند. در ادامه اجازه این نوجوان از خانواده و گرفتن گذرنامه و مراحل قانونی خروج از کشور برای سفر به کربلا را مرحله به مرحله شاهد هستیم تا در مسیر مرز و نجف و …

یک بخش هم «محمدحسین رجبی دوانی» مورخ و پژوهشگر تاریخ اسلام درخصوص اربعین‌های گذشته صحبت می‌کنند.

این کارشناس از اربعین سال ۶۳ هجری قمری تا به امروز به قدمت اربعین و برگزاری مراسم و زائران امام حسین (ع) اشاره می‌کند.

در این برنامه همچنین گزارش‌های تصویری هم از برخی عوامل برنامه که هم اکنون در عراق مستقر هستند تصاویر راهپیمایی اربعین را ارسال می‌کنند.

وی با اشاره به دکور خاص این برنامه هم گفت: این دکور بزرگ دارای ۴۰ متر طول و عرض ۳۰ متر است که به نوعی طریق و پیمودن راه را تداعی می‌کند.

خاطر نشان می‌شود «طریق» از چهارم شهریور ماه به روی آنتن شبکه یک رفته است و پخش آن تا پانزدهم شهریور ادامه دارد.

از دیگر عوامل این برنامه می‌توان به رضا الهی به عنوان جانشین تهیه کننده، حسین شمسایی مدیر تولید، مسعود آهنچی به عنوان سردبیر.

زینب صادقی کیا مسئول هماهنگی مهمانان، احمد ناصری پور برنامه ریز و مهدی پورحسینی مدیر تدارکات اشاره کرد. مدیر پروژه هم حسین نیرومند است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

بازخوانی نوحه‌های قدیمی برای نسل جوان بسیار تاثیرگذار و جذاب است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: معاون سیمای سازمان صدا و سیما با حضور در برج میلاد تهران به تماشای کنسرت عاشورایی مصطفی راغب در چارچوب ویژه برنامه «چهارپایه عشق» نشست.

به گزارش سینماپرس، محسن برمهانی معاون سیمای سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با حضور در کنسرت راغب که این شب ها در برج میلاد تهران برگزار می شود، بازخوانی نوحه های قدیمی برای حضرت اباعبدالله الحسین(ع) توسط این خواننده را جذاب و تاثیرگذار برای نسل جوان دانست.

برمهانی در حاشیه این کنسرت، گفت: بازخوانی نوحه های قدیمی که از دوران گذشته در ایام محرم و صفر اجرا می شد، بسیار برای نسل ما نوستالوژیک و همچنین برای نسل جوان بسیار تاثیرگذار و جذاب است.

وی ادامه داد: ممکن است برخی افراد با اجرای هیات های مذهبی و یا حضور در مجالس عزاداری اباعبدالله الحسین (ع) ارتباطی نداشته باشند، اما با اجرای این کنسرت آنها نیز به اینگونه مراسم می آیند و از اجرای نوحه های عزاداری به این سبک و سیاق لذت می برند.

به گفته معاون سیما، مصطفی راغب ارادت خود را اینگونه به امام حسین (ع) ادا می کند و این اقدام در نوع خود قابل تقدیر است، چراکه علاوه بر جمعیت حاضر در سالن، بیش از هزار نفر از مخاطبان عمومی نیز این برنامه را آنلاین تماشا کردند که قطعاً بسیاری از مخاطبان، اهالی هنر و یا نسل جوان هستند.

برمهانی افزود: در میان اهل بیت، امام حسین (ع) اندکی فرق دارد و مردم از هر طیف و نگاهی عاشق امام حسین (ع) و از خودگذشتگی ایشان در دفاع از مظلوم و آزادی بشر می شوند و این موضوع تنها برای مسلمانان نیست و حتی بسیاری از غیرمسلمانان نیز به این امام بزرگوار ارادت دارند.

کنسرت آیینی «چهارپایه عشق» تا ۱۰ شهریور ماه ساعت ۲۰ در مرکز همایش های برج میلاد تهران برگزار می شود و علاقه مندان برای تهیه بلیت می توانند سامانه اینترنتی برج میلاد مراجعه کنند.

مخاطبان تنها با در دست داشتن بلیت های کنسرت که از سایت ارائه بلیت تهیه کرده اند، امکان ورود به سالن و تماشای کنسرت را خواهند داشت.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«عشق» در تلویزیون یک حیطه ممنوعه است/بازبینی سریال «همسران» را شخص آقای «لاریجانی» انجام می‌داد! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بیژن بیرنگ نویسنده و کارگردان تلویزیون می‌گوید: دقیقه ای ۳۲ هزار تومان بابت همسران پول گرفتیم ولی آپارتمان را با موکت خاکستری، دیوارهای سفید و مبل‌های آبی خوشگل کردیم. همه را هم از میدان امام حسین(ع) دست دوم خریدیم. یک روز مدیر شبکه آمد. می‌خواست ببیند چرا این خانه این قدر شیک است. اما وقتی دید موکت‌هایی به این ارزانی انداخته‌ایم تعجب کرد.

به گزارش سینماپرس، ایرنا این بار سراغ کارگردان نام آشنای سریال‌های کمدی دهه ۷۰ رفته است. مرد ۷۴ ساله‌ای که قرار بود اولین کار خود را با ساخت سریالی ۱۰ قسمتی درباره نیروی هوایی آغاز کند. حمله نیروهای متجاوز عراقی اما این پروژه را ناکام گذاشت و اتفاقی افتاد که پای او را به تلویزیون باز کرد. مدتی بعد با نویسندگی دو مجموعه پر مخاطب محله بروبیا و محله بهداشت، نام «بیرنگ» در سیمای جمهوری اسلامی سر زبان‌ها افتاد.

اما آنچه سبب نام آوری وی در سریال سازی شد، ساختن دو مجموعه همسران و خانه سبز به همراه یار غار خود مسعود رسام بود. این دو مجموعه آن قدر مخاطب پیدا کرد که به قول بیرنگ در موقع پخش؛ شهر خلوت می‌شد.

گفت و گوی ایرنا با بیژن بیرنگ ۲ ساعت و نیم طول کشید. وی در بخش یکم این مصاحبه از چگونگی ورود خود به سیما گفت، از نویسندگی آثار کودکانه‌اش صحبت کرد، درباره چاق و لاغر حرف زد و گفته‌هایش را با سریال همسران پایان برد. بخش نخست این گفت‌وگو در پی می‌آید:

شما لیسانس ادبیات نمایشی از دانشکده هنرهای دراماتیک دارید و برای ادامه تحصیل به آمریکا رفتید تا در رشته فناوری آموزشی درس بخوانید. چه شد برگشتید؟

برای پاسخ دادن به سوال شما باید کمی به گذشته برگردم. من ادبیات نمایشی خواندم. اکثر ما بعد از گرفتن مدرک باید کارشناس تئاتر در یکی از شهرستان‌ها می‌شدیم. از سویی چون کسی را هم نداشتیم در سینما و تلویزیون به ما میدان داده نمی‌شد.

من اعتقاد دارم آدم نباید آرزو داشته باشد بلکه باید خود را به مسیری بسپارد که هستی و کائنات برای او در نظر گرفته است. یکی از چیزهایی که کائنات برای من در نظر گرفت درس خواندن در رشته تکنولوژی آموزشی بود. داستان از این قرار بود که اواخر سال ۵۱ یا ۵۲ بود که دانشگاه شریف که آن موقع آریامهر نام داشت، پروژه ای به نام تحقیق در روشهای نوین آموزشی برگزار کرد. من جذب آن پروژه شدم. رییس آن موقع دانشگاه دکتر نصر بود.

یک‌مرتبه جنگ شروع شد و باید نوع دیگری به ماجرا نگاه می‌شد. من مانده بودم و این اسناد. اسناد مملکتی که اگر دست دشمن می‌افتاد خطرناک بود

آنجا با تکنولوژی آموزشی آشنا و به این رشته علاقمند شدم. دو سال در آنجا کار کردم و قرار شد به من برای ادامه تحصیل در همین رشته بورسیه آمریکا بدهند ولی به دلیل اختلاف با اساتید برجسته دانشگاه آریامهر، بورسیه‌ام منتفی شد. برای خدمت به سربازی رفتم. بعد از پایان خدمت با پولی که در دوران سربازی با کار کردن جمع کرده بودم به آمریکا رفتم و در رشته تکنولوژی آموزشی درس خواندم. می خواستم درسم را تا پایان مقطع دکتری پیش ببرم ولی به انقلاب خورد و نشد.

دانشجوی خوبی بودم و یکی از اساتیدم گفت همین جا در آمریکا بمان تا با هم کار کنیم اما من پاسخ دادم که می خواهم برگردم ایران تا مملکتم را بسازم. یکی دو روز پس از رفراندوم آری یا خیر به جمهوری اسلامی به ایران برگشتم. هواپیمایی که با آن به ایران آمدم پر از دانشجویانی بود که مانند من داشتند به ایران برمی‌گشتند.

چطور وارد تلویزیون شدید؟

آن وقت کسی در ایران از رشته تکنولوژی آموزشی اطلاعی نداشت. مدتی بیکار گشتم. دوستی به نام آقای عظیم جوانروح داشتم که فیلمبردار و مدیر تولید شبکه ۲ سیما بود. با هم رفیق‌تر که شدیم به من گفت بیا یک فیلم مستند راجع به نیروی هوایی بساز. می‌دانید که نیروی هوایی خیلی روی بورس بود و است. یک پایه انقلاب هم همین بچه‌های نیروی هوایی بودند. من به نیروی هوایی رفتم و شروع به تحقیق کردم. چون خدمتم را هم در نیروی هوایی گذرانده بودم آن جا را می‌شناختم. این نیرو به لحاظ امنیتی در مقایسه با نیروی زمینی جای بسیار حساس‌تری بود، البته هنوز هم به نظرم این طور است. وقتی برای ساخت این فیلم شروع به تحقیق از قسمت‌های مختلف نیروی هوایی کردم، دیدم پرسنل این نیرو هر چه اطلاعات دارند به من می‌گویند. این برای من خیلی عجیب بود. مدام به آنها می‌گفتم این اطلاعات جزو اسناد طبقه بندی شده است ولی آنها اعتنایی نمی‌کردند. خلاصه یک پوشه اطلاعات در این مصاحبه‌ها جمع کردم و رفتم تا فیلم مستند را بسازم.

ولی یک مرتبه جنگ شروع شد و باید نوع دیگری به ماجرا نگاه می‌شد. من مانده بودم و این اسناد. اسناد مملکتی که اگر دست دشمن می‌افتاد خطرناک بود. من این اسناد را هنوز تایپ هم نکرده بودم و دست نویس بود. قاعدتا با آغاز جنگ، دیگر ساخت آن سریال هم منتفی شده بود. یک روز آن اسناد را برداشتم و با زحمت از یکی از مدیران سازمان صدا و سیما وقت گرفتم و پیش او رفتم. گفتم فلانی هستم و قرار بود یک فیلم مستند ۱۰ قسمتی درباره نیروی هوایی بسازم.

دانشجوی خوبی بودم و یکی از اساتیدم گفت همین جا در آمریکا بمان تا با هم کار کنیم اما من پاسخ دادم که می خواهم برگردم ایران تا مملکتم را بسازم. یکی دو روز پس از رفراندوم آری یا خیر به جمهوری اسلامی به ایران برگشتم. هواپیمایی که با آن به ایران آمدم پر از دانشجویانی بود که مانند من داشتند به ایران برمی گشتند

گفت: خب!

گفتم: جنگ شده است دیگر!

گفت: خب!

گفتم: این ها را تحقیق کرده‌ام.

گفت: خب!

گفتم: آمده‌ام این‌ها را به شما بدهم.

گفت: این‌ها چی است؟

گفتم:‌ فکر کنم همه اسرار طبقه بندی شده نیروی هوایی داخل این پوشه است، طوری که من حتی جرات نکردم بدهم یکی این‌ها را تایپ کند.

مثل این که با یک آدم احمقی روبرو شده باشد گفت: جدی می‌گویی!؟

گفتم: بله.

اسناد را از من گرفت و البته شاید خودش هم نفهمید آنها چه بودند.

محله بهداشت و محله بروبیا

این اتفاق زمان مدیریت آقای محمد هاشمی بر صدا و سیما رخ داد؟

بله. البته این فردی که گفتم زیردست او بود. اسناد را که به او دادم گفت تو یک کاری بکن. برو طبقه پایین، در واقع خواست به من لطفی بکند – آنجا گروه جوان سیماست، برو با آنها کار کن. من رفتم در گروه جوان و چرخ روزگار دوباره مرا به سمت تلویزیون چرخاند. آن جا با آقایان وحید نیکخواه آزاد و مسعود رسام آشنا شدم.

آقایان و خانم ها فردوس کاویانی، اکبر عبدی، رضا ژیان، فاطمه معتمدآریا، حسین پناهی، حمید جبلی در محله بروبیا بازی می‌کردند. ضمن این من و آقای رسام تهیه کننده این کار بودیم. در نخستین جشنواره صدا و سیما هم جایزه بهترین تهیه کنندگی را بابت این سریال گرفتیم

اولین برنامه تان چه بود؟

آسمان و ریسمان. من نویسنده آن بودم و آقای ایرج طهماسب و خانم فاطمه معتمدآریا و یک آقایی که بعدها از ایران رفت در آن بازی کردند. قصه دو عروسک بود و یک مجری. اصلا برنامه آقای مجری از همان جا شروع شد. آن آقایی که به آمریکا رفت صدایش طوری بود که بعدها آقای حمید جبلی طوری صداسازی می کرد که صدایش مثل او شود. این برنامه آنقدر گرفت که جلوی آن را گرفتند.

برای چی جلویش را گرفتند؟

گفتند خیلی می‌خنداند.

چه کسی این را گفت؟

آقای مهدی ارگانی که بعدها مدیر شبکه شد. او مغز متفکر سازمان بود. اوایل انقلاب بود، البته آدم‌های دیگری هم بودند مثل آقای وحید نیکخواه آزاد و خانم فرشته طاهرپور. گفتم: چی آن حرام است؟ گفتند وقتی می خندیم نباید دندان‌هایمان پیدا شود. بعد همه داشتیم می‌گفتیم و می‌خندیدیم که من گفتم آقای ارگانی من الان دارم لوزه شما را هم در خنده‌تان می‌بینم بعد می‌گویید دندان نباید در خنده پیدا باشد! سال‌ها بعد آقای ایرج طهماسب این برنامه را به شکل‌های مختلف ادامه داد.

دیگر چه؟

مدتی بعد قرار شد یک برنامه در مورد جنگ ساخته شود. کتابی به اسم مادر را به من دادند و گفتند سناریوی آن را بنویس. من کلی تحقیق کردم و سناریویش را نوشتم. ۲۰ دقیقه از آن ساخته شد که کارگردان با تهیه کننده مشکل پیدا کرد و ساخت برنامه ادامه پیدا نکرد. می‌خواهید بگویم آن چه شد؟

بفرمایید.

قصه آن بعدا شد باشو غریبه کوچک. نسخه تلویزیونی آن هم شد سریال گل پامچال. البته ما آن را نساختیم. ما آن را به گروه شاهد تلویزیون دادیم و گفتیم می‌خواهیم این را بسازیم. گفتند خیلی خوب است. قرار شد ما را خبر کنند که خبری نشد. یک روز دیدیم همان دارد از تلویزیون پخش می شود به نام گل پامچال.

همه گفتند برو اعتراض کن. گفتم بابا ول کن بچه‌های خودمان آن را ساخته‌اند. باز هم فکرهای جدید به مغز من می‌آید و آدم با یک کار تمام نمی‌شود.

بعد از محله بروبیا یک ذره به مشکل برخورد کردیم. قلم من و طنز من را دوست نداشتند و می گفتند بیرنگی است. من تبدیل به یک سبک شده بودم. بعد من را وادار می‌کردند چیزهایی بنویسم که بیرنگی نباشد اما هر چه می‌نوشتم می‌گفتند بیرنگی است

شما نویسنده مجموعه محله برو بیا بودید که سال ۱۳۶۲ از سیما پخش شد. نویسندگی این سریال ربطی به تحصیلاتتان داشت؟

تمام کارهای من به رشته تکنولوژی آموزشی ربط دارد. در کارهای من و آقای رسام همیشه یک نوع آموزش وجود داشت؛ نه آموزش در حیطه درسی، بلکه آموزش مسائل زندگی و خانوادگی و روانشناسی. اساس کار من هم همیشه تحقیق بوده است.

هدفتان از ساخت این مجموعه، آشنایی کودکان با قانون بوده است؟

آشنایی بچه‌ها با مسائلی بود که خارج از خانه برای آنها اتفاق می‌افتاد.

مثل چه؟

مانند رد شدن از خیابان یا این که اگر گم شدند چه کار کنند؟ بخشی از آن هم به قانون برمی‌گشت. چون بیرون از خانه شما با قانون در تماس هستید. به همین جهت ما در آن سریال شخصیتی به نام پاسبان داشتیم و مسائل قانونی هم در آن مطرح می‌شد.

بازیگرانی در این سریال بازی کردند که یا مشهور بودند یا بعدها سرشناس شدند…

بله. آقایان و خانم‌ها فردوس کاویانی، اکبر عبدی، رضا ژیان، فاطمه معتمدآریا، حسین پناهی، حمید جبلی. ضمن این من و آقای رسام که تهیه کننده این کار بودیم در نخستین جشنواره صدا و سیما هم جایزه بهترین تهیه کنندگی را بابت این سریال گرفتیم.

از محله بهداشت بگویید. مجموعه‌ای که از سال ۱۳۶۳ از شبکه ۲ سیما پخش شد.

در محله بهداشت شورای ۱۱ نفره ای در صدا و سیما وجود داشت که آدم‌های گردن کلفتی مثل فخرالدین انوار و محمد بهشتی عضوش بودند. الان اسامی همه آنها یادم نیست ولی آنها به ما سفارش کار می‌دادند. مثلا ارگانی گفت به بچه‌ام قول داده‌ام این بار سوپرمن هم در این سریال باشد. ما هم همه این‌ها را در این مجموعه قرار دادیم.

تا جای که خاطرم است این مجموعه پرطرفدار شد؟

همین طور است. در سازمان صدا و سیما، بخشی به نام سازمان ارزشیابی وجود داشت که از قسمت‌های خوب این سازمان بود. البته متاسفانه این بخش بعدا کنار گذاشته شد. این بخش ارزیابی می‌کرد که برنامه‌های تلویزیون چقدر به اهداف از پیش تعیین شده خود رسیده‌اند. طبق ارزشیابی این بخش، محله بروبیا در حد بسیار بالایی به اهداف خود رسید. البته متاسفانه بعد از مدتی جلوی پخش این مجموعه هم گرفته شد.

یکی از قسمت‌ها حتی قصه زندگی یکی از قهرمانان ورزشی ما بود که آخر عمرش را در خانه سالمندان گذشت. نقش او را آقای رضا کرم رضایی بازی کرد. دامادش وقتی دید او دیگر قهرمان نیست و سنش بالا رفته است او را خانه سالمندان گذاشت. آرزوی این آدم این بود که یک بار دیگر قهرمان ورزش خود شود تا دختر و دامادش دوستش داشته باشند

مدتی بعد هم به همراه آقای مسعود رسام سریال چاق و لاغر را ساختید؟

ما کارمندان سازمان صدا و سیما بودیم. بعد از محله بروبیا یک ذره به مشکل برخورد کردیم. قلم و طنز من را دوست نداشتند و می‌گفتند بیرنگی است. من تبدیل به یک سبک شده بودم. مرا وادار می‌کردند که چیزهایی بنویسم که بیرنگی نباشد اما هر چه می‌نوشتم می‌گفتند بیرنگی است. فیلم سینمایی هم می‌نوشتم می‌گفتند بیرنگی است. بالاخره با یک برنامه‌ای به نام در خانه دوباره به برنامه‌سازی برگشتیم. فکر کنم سال ۶۴ بود. آقای اکبر عبدی هم در آن بازی می‌کرد. این برنامه خیلی موفق شد. در این مدتی که ما داشتیم کار می‌کردیم اکثرا من و رسام برنامه‌های کودک و برنامه‌های عید را تهیه می‌کردیم.

درباره چاق و لاغر بیشتر می‌فرمایید؟

برنامه‌ای را ما تهیه کردیم که قرار بود در یک سالن با مجری‌گری مجید قناد اجرا شود. قرار شد کودکان جشنی را برای سالگرد پیروزی انقلاب بگیرند اما دو مامور ساواکی که یکی‌شان چاق و دیگری لاغر بود این جشن را به هم بزنند. فکر اولیه این کار با ایرج طهماسب بود. سال اول این برنامه را من و رسام انجام دادیم. چند سالی هم آن را به شکل عروسک دستی ادامه دادیم. بعدا هم کارگردان های دیگر این مجموعه را جلو بردند.

چرا این مجموعه مخاطبان زیادی پیدا کرد؟

شما وقتی آدم‌های بدجنس را هم بانمک نشان دهی مردم دوستشان دارند. البته این ها دو مامور بدبخت ساواکی بودند و بدبخت‌تر از آنها رئیسشان بود که گیر این دو خنگول افتاده بود. رئیسشان هر کاری می‌کرد این‌ها خرابش می‌کردند.

قهرمانی که به خاطر قهرمان نشدن از خانه بیرون انداخته شد

بعد از این همه کار کودک، سراغ کار بزرگسالان هم رفتید و «این خانه دور است» را ساختید؟

بله. نه سراغ افراد بزرگسال که سراغ افراد مسن رفتیم. قصه این سریال راجع به خانه سالمندان است. دو خانم مسن، یک عمر با هم دوست بوده‌اند. آن‌ها به یکدیگر خواهر می‌گویند. فرزندان یکی از آنها مادرشان را به خانه سالمندان می‌برند. خانم دیگر می‌گوید حالا که خواهرم به خانه سالمندان رفته است من هم او را تنها نمی‌گذارم و به آنجا می‌روم. او برخلاف مخالفت‌های خانواده‌اش به خانه سالمندان می‌رود.

در این سریال تقریبا تمام قصه‌هایی که سالمندان دچار آن می‌شوند را ساخته‌ایم. یک سری از آن قصه‌ها اصلا به روز شده داستان‌های خارجی مانند شاه لیر شکسپیر است. داستان خیلی پدر و مادرها همین است. برخلاف آن که فکر می‌کنند فرزندان آنها را در پیری نگه می‌دارند، فرزندانشان این کار را نمی‌کنند.

ما اولین کسانی بودیم که در صدا و سیما به صورت هفتگی سریال ساختیم. سه روز تعطیل می‌کردیم. من می‌رفتم در خانه متن را می‌نوشتم. بعد ۴ روز می‌آمدیم ضبط می‌کردیم. همزمان مونتاژ و صداگذاری و موزیک هم انجام می‌شد. این نوعی سیستم هالیوودی در سریال سازی بود

یکی از قسمت‌ها، قصه زندگی یکی از قهرمانان ورزشی ما بود که دامادش آخر عمرش او را در خانه سالمندان گذشت. نقش او را آقای رضا کرم رضایی بازی کرد. دامادش وقتی دید او دیگر قهرمان نیست و سنش بالا رفته است او را در خانه سالمندان گذاشت. آرزوی این آدم این بود که یک بار دیگر قهرمان ورزش خود شود تا دختر و دامادش دوستش داشته باشند.

یکی از سریال های موفق شما، همسران بود. استقبال از این سریال قابل توجه بود.

ما با همسران شهر را خلوت کردیم. اما با سریال بعدی‌مان خانه سبز، شهر را خیلی خلوت کردیم. آنقدر خلوت که مورد حسادت واقع شدیم. به نظرم خانه سبز بهترین سریال بعد از انقلاب بود. چون مردم حتی جملات آن را حفظ کردند. هیچ سریالی نبود که مردم قصه‌هایش را حفظ باشند. اما مردم قصه‌های خانه سبز را هم حفظ هستند. مردم جملات آقای خسرو شکیبایی در این سریال را حفظ کردند.

یک کمدی جدید در صدا و سیما

همسران چرا این قدر موفق شد؟

همسران قرار نبود موفق شود! مدیر گروه سریال شبکه دو، من و آقای رسام را صدا کرد و گفت می‌توانید برنامه‌ای بسازید که دوماهه بیاید روی آنتن؟ گفتیم بله. قدیم‌ها یک جنس کمدی آمریکایی بود که دو زن و شوهر که همسایه بودند آن را خلق می ‌کردند. من از آن الگو گرفتم و متن قسمت اول را نوشتم. ما اولین کسانی بودیم که در صدا و سیما به صورت هفتگی سریال ساختیم. سه روز تعطیل می‌کردیم. من می‌رفتم در خانه متن را می‌نوشتم. بعد ۴ روز می‌آمدیم سریال را ضبط می‌کردیم. همزمان مونتاژ و صداگذاری و موزیک هم انجام می‌شد. این نوعی سیستم هالیوودی در سریال‌سازی بود. سریال Friends این‌جور ساخته شده بود. کارگردانی‌اش را هم دادیم دست یکی از دوستانمان به نام آقای غلامحسین لطفی که در این سریال بازی هم می‌کرد. ایشان یک قسمتش را ساخت. من و رسام نگاه کردیم ولی خوشمان نیامد. گفتیم خوب درنیامده است. لطفی گفت پس چه کار باید کرد؟ گفتیم تو نمی‌توانی هم بازی کنی هم کارگردانی، یکی را انتخاب کن. گفت برای من صرف نمی‌کند.

مانده بودیم چه کنیم که رفتیم خانه سینما. آنجا گفتیم سریال‌مان دارد می‌خوابد، آقای لطفی هم که این را می‌گوید. آقای فردوس کاویانی آن موقع مدیر بازیگران در خانه سینما بود. گفت: چرا لطفی بازی نمی‌کند؟ هیچ کس حق ندارد یک کار را که ۵۰ تا ۱۰۰ نفر دارند از آن نان می‌خورند بخواباند. گفت: اگر کسی این نقش را به من دهد حاضرم خودم بازی کنم.

گفتیم واقعا حاضری؟ گفت: بله. دقیقه ای ۳۲ هزار تومان بابت همسران می‌گرفتیم. منتهی آپارتمان را را خوشگل کرده بودیم؛ موکت خاکستری، دیوارها سفید، مبل ها آبی. همه را هم از میدان امام حسین(ع) دست دوم خریده بودیم. یک روز مدیر شبکه آمد. می‌خواست ببیند چرا این خانه این قدر شیک است. او وقتی دید موکت به این ارزانی انداخته‌ایم تعجب کرد

ایشان آمد و جای لطفی را گرفت. برای خانمی که مقابلش بازی می کرد هم ما رفتیم و خانم مهرانه مهین ترابی را آوردیم. من یک کار کوچک از او دیده بودم. به نظرم آدم با استعدادی بود. خانم الهام پاوه نژاد و فرهاد جم هم در سریال، همسایه آقای کاویانی و خانم مهین ترابی بودند. قسمت اول که پخش شد، سریال گرفت. بعد همین طور ادامه دادیم تا ۲۶ قسمت. سری دومش هم ۲۶ قسمت دیگر شد و در مجموع کار بسیار موفقی از کار درآمد.

همسران یک کمدی جدید در صدا و سیمای جمهوری اسلامی بود که تا حالا اتفاق نیفتاده بود. برای اولین بار یک کمدی سیتکام درست شده بود. کمدی سیتکام بر مبنای دیالوگ است. من حرفی می‌زنم شما جواب می‌دهی و خنده ایجاد می‌شود. ما اولین کسانی بودیم که سیتکام را وارد تلویزیون ایران کردیم.

حملات متعدد روزنامه خاص

محدودیت و سانسور هم داشتید؟

درحدی که هر شب روزنامه خاص مقاله‌ای می‌نوشت که آقای علی لاریجانی (رییس وقت صدا و سیما) این سریال ملعون را کی از آنتن برمی‌داری؟ انجمن سینماگران مسلمان و آقای جواد شمقدری و دوستان هم جزو آدم‌هایی بودند که لحظه شماری می‌کردند این سریال از آنتن پایین کشیده شود. بازبینی این سریال را شخص آقای لاریجانی انجام می‌داد. هر هفته این‌ها ترس و لرز داشتند. گاهی ۱۰ تا ۲۰ دقیقه از کار را در می‌آوردند. می‌پرسیدیم چرا آن را درآوردید؟ می‌گفتند این دارد به او نگاه عاشقانه می‌کند.

آخر می‌دانید عشق در تلویزیون یک حیطه ممنوعه است. ما کمتر در تلویزیون کلمه عشق را به کار می‌بریم، مثلا می‌گوییم دلبستگی یا وابستگی. هنوز هم فکر نمی‌کنم در تلویزیون مردی بتواند به زنی بگوید دوستت دارم و عاشقت هستم. نمی‌توانستیم حالیشان کنیم دلبستگی به معنای عشق نیست. ممکن است من دلبسته ماشینم باشم ولی عاشق آن نیستم.

از طرفی در همسران، برای بار نخست بود که زن وارد حیطه کمدی می‌شد. تا قبل از آن زن در فیلم‌ها و سریال‌ها فقط رخت می‌شست و برنج پاک می‌کرد و خورشت قیمه می‌پخت. همه هم روی زمین می‌نشستند. اولین سریالی بود که اعضای خانواده روی میز نهارخوری غذا می‌خوردند نه روی زمین. اما به ما می‌گفتند چرا خانه‌هایتان شیک است نمی‌شود آن را زشتش کنید؟

ما می‌گفتیم آخر چه‌کارش کنیم؟ ما پول کمی از سازمان می‌گرفتیم.

چرا جلویمان گرفته نشد؟

دقیقه ای چقدر؟

۳۲ هزار تومان. منتهی آپارتمان را را خوشگل کرده بودیم. موکت خاکستری، دیوارها سفید، مبل‌ها آبی. همه را هم از میدان امام حسین(ع) دست دوم خریده بودیم. یک روز مدیر شبکه آمد. می‌خواست ببیند چرا این خانه این قدر شیک است. اما وقتی دید موکت به این ارزانی انداخته‌ایم تعجب کرد.

ما سلیقه به خرج داده بودیم. مثلا در خانه آباژور گذاشته بودیم. قبل از آن چنین کاری را نمی‌کردند. مثلا یک گیاه بود. آقای شمسایی خدابیامرز که نورپرداز خوبی بود، پشتش یک هالوژن گذاشته بود طوری که سایه‌اش روی دیوار افتاده و فضا را شیک کرده بود.

با این وجود کار به جایی رسید که واقعا داشتند جلوی برنامه را می‌گرفتند. به خصوص با فرمایشات آن روزنامه خاص.

سریال همسران

تا این که یک اتفاق افتاد. ماهنامه فیلم، سریال همسران به عنوان بهترین سریال سال انتخاب کرد. بعد از آن نشریه گزارش فیلم در استادیوم ۱۲ هزار نفری آزادی یک جشن گرفت و سریال ما را به عنوان بهترین سریال برگزید. این نشریه همچنین عنوان بهترین کارگردانی و عنوان بهترین بازیگر نقش اول و دوم را به همسران داد. دیگر نشد که این سریال از روی آنتن پایین بیاید. اتفاق بعدی هم در خود صدا و سیما افتاد. در جشنواره صدا و سیما در زیباکنار، سریال همسران بهترین سریال سال شد. خصوصی گفتند که می‌خواستند ۱۱ جایزه به ما بدهند که شخصی تاثیرگذار گفته بود زیادی‌شان می‌شود ۴ جایزه بسشان است و همان ۴ جایزه را هم به ما دادند.

ما اولین سریالی بودیم که در خود سازمان هم کسی نمی‌دانست قسمت بعدی مان چیست. گاهی مدیر شبکه زنگ می‌زد که بیرنگ قسمت بعدی سریال چیست؟ من می‌گفتم مثلا در مورد فلان موضوع می‌خواهم بنویسم. می گفت یک قسمت هم در مورد شایعه بنویس. آن موقع شایعه مساله روز بود. درباره آن هم یک قسمت نوشتم

اتفاق دیگر این بود که قسمت سنجش و تحقیقات سازمان، همسران را به عنوان بهترین برنامه سیما شناخت. جالب است بدانید از روی سریال همسران پنج تز دکتری در رشته‌های علوم ارتباطات و روانشناسی و … نوشته شد. ۲۰ پایان نامه فوق لیسانس هم هم بر روی آن به رشته تحریر درآمد. این‌ها اصل ماجرا را تغییر دادند و ما شدیم سوگلی سازمان.

ما نخستین سریالی بودیم که در خود سازمان هم کسی نمی‌دانست قسمت بعدی مان چیست؟ گاهی مدیر شبکه زنگ می‌زد که بیرنگ قسمت بعدی سریال چیست؟ من می‌گفتم مثلا در مورد فلان موضوع می‌خواهم بنویسم. می‌گفت یک قسمت هم در مورد شایعه بنویس. آن موقع شایعه مساله روز بود. درباره آن هم یک قسمت نوشتم.

یکی از سانسورهایی که آن اوایل اتفاق افتاد این بود که چه معنا دارد زن و شوهرها این قدر با هم قاطی‌اند؟ ما در فرهنگ‌مان چنین چیزی را نداریم که زن و شوهرها این قدر با هم حرف بزنند و کل کل کنند.

گفتیم چه کارش کنیم؟

گفتند: این ها را فامیل کنید.

من هم یک قسمت ساختم و این ها را فامیل کردم. قسمت خوبی هم شد و در این قسمت مشخص شد که خانم پاوه نژاد خواهرزاده آقای کاویانی است. گفتند آن یکی را همین طور کنید که گفتیم تو را به خدا این یکی را کوتاه بیایید.

چون برنامه به نوعی زنده بود و دائم پخش می شد از این اتفاقات می‌افتاد.

چرا فقط دو سری از همسران ساخته شد؟

سری سوم را خواستیم بسازیم که با آقای کاویانی به مشکل برخورد کردیم. ایشان گفت من دیگر بازی نمی‌کنم. یک روز در دفتر نشسته بودیم که چه‌کار کنیم. گفتیم خوب یک سریال دیگر در همان لوکیشن می‌سازیم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«دولت سیزدهم» پر رونق‌ترین دوره فرهنگی کشور است/سال گذشته ۲۰ فیلم سینمایی در تراز انقلاب را تولید کردیم! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در تشریح عملکرد دولت سیزدهم در عرصه فرهنگ گفت: در ابتدای شروع به کار دولت سیزدهم عده‌ای می‌گفتند که این دولت مخالف فرهنگ و هنر است اما امروز پررونق‌ترین دوره فرهنگی کشور است.

به گزارش سینماپرس، محمدمهدی اسماعیلی دوشنبه شب که به مناسبت هفته دولت در «میز خدمت» به میزبانی مسجد حضرت ابوالفضل عباس(ع) در میدان خراسان حاضر شده بود، با گرامیداشت ایام اربعین شهادت امام حسین(ع) افزود: اربعین یک کلیدواژه مهم در فرهنگ شیعی ما است، به ویژه در ۵۰ سال اخیر، اربعین و موتور محرک پیروزی انقلاب اسلامی شد.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: در ۲ دهه اخیر با درایت رهبر انقلاب و میدان‌داری سردار دلها شهید حاج قاسم سلیمانی این سنت مهم شیعی بازخوانی شد و امروز این راهپیمایی میلیونی به تثبیت امنیت ما در منطقه غرب آسیا کمک کرده است.

اسماعیلی با بیان اینکه هفته دولت زمان مناسبی برای بازگویی خدمات و فعالیت‌های دولتمردان است، گفت: در صدر دولتی که امروز مسئولیت اجرایی امور را بر عهده دارد یک فقیه عالی‌مقام، یک دانشمند برجسته قرار گرفته است که از صحابی امام و رهبری است.

وی با بیان اینکه آیت‌الله رئیسی مرد آزمون پس‌داده در برهه‌های مختلف است، ادامه داد: اگر به صحیفه امام خمینی(ره) رجوع کنید ایشان بسیاری از ماموریت‌های قضایی را به آقای رئیسی که در آن زمان جوانی بیست و چند ساله بود واگذار می‌کردند.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با تاکید بر اینکه شعار «دولت مردمی» منبعث از مشی و سیره شخصی رئیس جمهور است، گفت: مقام معظم رهبری در اولین دیدار با مسئولان دولت سیزدهم در سال۱۴۰۰ از این شعار استقبال کردند.

وی با یادآوری اینکه رئیس جمهور تا پایان سال اول دولت به همه استان‌های کشور سفر کردند، تصریح کرد: مشی مردمی یعنی اینکه دولتمردان خود را در میان مردم و موظف به پاسخگویی به مطالبات آحاد جامعه می‌دانند.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: در دولت مردمی هیچ شانیتی برای رئیس جمهور و وزرا جز خدمت و خدمتگزاری به مردم نیست.

اسماعیلی ادامه داد: مردم فضایی را که در سال‌های پایانی دهه ۹۰ بر کشور حاکم شده بود فراموش نکرده‌اند و مهمترین اتفاقی که در نتیجه رای مردم به آیت‌الله رئیسی افتاد، پر شدن شکافی بود که در اعتماد بین مردم و دولت به وجود آمده بود.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره شرایط کشور در زمان تحویل گرفتن دولت گفت: در تابستان ۱۴۰۰، بطور میانگین در هر روز ۷۰۰ نفر از هموطنان‌ را بر اثر کرونا از دست می‌دادیم. دانشگاه‌ها، بازار و مراکز فرهنگی و هنری در حالت نیمه‌تعطیل بودند اما امروز که به گذشته نگاه می‌کنیم جمهوری اسلامی موفق شد بسیار زودتر از کشورهای غربی کرونا را شکست دهد و زمانی که مرگ‌ومیر کرونا در کشور صفر شد این عدد در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکا سه رقمی بود.

اسماعیلی درباره عملکرد دولت در سیاست خارجی گفت: رئیس جمهور قبلی همه چیز را به حل ارتباط با غرب گره زده بود اما این دولت کشور را از وابستگی القایی به غرب رها کرد.

وی ادامه داد: در آغاز فعالیت دولت، رئیس جمهور تاکید کرد که بنای ما استفاده از ظرفیت‌های منطقه است، این سخن برای برخی مدعیان دیپلماسی خنده‌دار بود اما امروز سهم تجارت ما در منطقه بیش از پنج برابر ۲ سال گذشته شده است.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان خاطره‌ای از زمان ریاست آیت‌الله رئیسی بر قوه قضاییه گفت: آن زمان وزیر وقت خارجه به سران سه قوه نامه‌ای نوشت و گفت تا زمانی که مسئله FATF و برجام حل نشود امکان عضویت ما در پیمان شانگهای وجود ندارد.

اسماعیلی ادامه داد: از زمان دولت اصلاحات همه دولت‌ها به دنبال الحاق به این پیمان بودند و دولت سیزدهم در همان ۲ ماه ابتدایی فعالیت خود ایران را به عضویت پیمان شانگهای درآورد.

وی همچنین با اشاره به عضویت ایران در بریکس گفت: مهم‌ترین هدف این ائتلاف ایجاد ارز مشترک برای مبارزه با دلار است و امروز بخشی از این ائتلاف بزرگ با حضور دولت‌های قدرتمندی چون چین، روسیه و هند شده‌ایم.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به عضویت عربستان سعودی در بریکس گفت: این کشور برای اینکه در بریکس پذیرفته شود ۱۰۰ میلیارد دلار در بانک شانگهای که بانک اصلی این گروه است، سرمایه‌گذاری کرد.

وی با اشاره با سکوت مدعیان دیپلماسی در برابر این دستاورد تصریح کرد: عده‌ای باور نمی‌کردند با اقتدار و با نه گفتن به اروپا و آمریکا به چنین جایگاهی برسد.

عضو کابینه دولت سیزدهم به عملکرد دولت در عرصه فرهنگ پرداخت و گفت: در ابتدای شروع به کار دولت سیزدهم عده‌ای می‌گفتند که این دولت مخالف فرهنگ و هنر است اما امروز پررونق‌ترین دوره فرهنگی کشور است. در یک نمونه هفت میلیون نفر از نمایشگاه کتاب امسال بازدید کردند.

وی ادامه داد: مقام معظم رهبری شخصا چهار ساعت در نمایشگاه حاضر بودند و کتاب‌های مختلف را مورد ارزیابی قرار دادند.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به «فتنه جنگ ترکیبی» در سال گذشته گفت: با یک «تروریسم رسانه‌ای» مواجه بودیم. این تروریسم هر کسی را که می‌خواست فعالیت کند تهدید می‌کرد.

اسماعیلی ادامه داد: منافقین کهنه و منافقین نو در این جنگ شناختی به دنبال اعتبارزدایی از نظام اسلامی بودند.

وی با بیان اینکه «گروهی به دنبال آن بود که جریان فرهنگی کشور را مقابل دولت قرار دهد»، گفت: در این شرایط جشنواره‌ های فجر را با استقبال پرشور مردم برگزار کردیم.

عضو هیئت دولت با بیان اینکه اگر در اقتصاد یک دهه ضعیفی را پشت سر گذاشتیم در فرهنگ دهه‌های ضعیفی را سپری کرده‌ایم، تصریح کرد: جریانی به دنبال تضعیف مدیریت فرهنگی جمهوری اسلامی بودند اما در این ۲ سال به دنبال حاکمیت ارزش‌های الهی و اسلامی در عرصه فرهنگ بودیم.

اسماعیلی خاطرنشان کرد: یک روزی به ما گفتند سینمای ایران ظرفیت تولید پنج اثر ارزشی را در سال ندارد اما سال گذشته ۲۰ فیلم سینمایی در تراز انقلاب را تولید کردیم.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی «بازگشت به مساجد» را یکی از شعارهای کلیدی دولت خواند و افزود: اگر می‌خواهیم وضعیت فرهنگ و هنر به یک ثبات مطلوب برسد باید فعالیت‌های فرهنگی و هنری به مساجد برگردد.

اسماعیلی در پایان این جلسه ضمن گفت‌ وگو با نمازگزاران به سوالات و مطالبات آنان پاسخ داد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تعداد مارکت‌ها و ژانرهای مختلف موسیقی‌ زیاد شده است/تمام کسانی که امروز در موسیقی سلبریتی شده‌اند از صدا و سیما شروع کرده‌اند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: «تمام کسانی که امروز در موسیقی سلبریتی شده‌اند، از صدا و سیما شروع کرده‌اند. یعنی اگر صدا و سیما نبود، این افراد امروز چهره‌های شاخصی نبودند و مردم آنها را نمی‌شناختند اما اگر امروز از این افراد که اسم و رسمی دارند بخواهیم با ما همکاری کنند، دستمزدهای گزاف می‌خواهند.»

به گزارش سینماپرس، هرگاه از ذائقه موسیقایی این روزهای مردم صحبت، از نقش مهم صدا و سیما هم در شکل گیری این ذائقه یاد می‌شود. برخی معتقدند که صدا و سیما از بسیاری مارکت‌های خصوصی ضعیف‌تر عمل می‌کند و به علت محدودیت‌ در منابع مالی همکاری با چهره های مطرح موسیقی را بوسیده و کنار گذاشته است.

یکی دیگر از مسائل مهم درباره صدا وسیما، مقوله «کپی رایت» است که پیشتر طی سلسله گفت‌وگوهایی به آن پرداخته‌ایم و طی مصاحبه با هنرمندان عمدتا مطرح می‌شد، یکی از بزرگترین ناقضان حقوق کپی رایت، صدا و سیما است. درحقیقت به عقیده آنها صدا و سیما در موارد بسیاری حقوق صاحب اثر را به رسمیت نشناخته و بدون اجازه آثار هنرمندان را پخش می‌کند.

اما در همان زمان ایسنا مصاحبه‌ای با محمدمهدی نراقیان (مدیر وقت دفتر موسیقی و سرود صداوسیما) منتشر کرد که در پاسخ به چرایی این مسئله توضیح داد: «هیچ قانونی که بخواهد صراحتا برای سازمان و هر رسانه دیگری جهت پخش آثار موسیقی و درباره ساز و کار پرداخت حق و حقوق هنرمندان تکلیف قانونی تعیین کند، وجود ندارد.»

البته او همچنین معتقد بود: «به غیر از طیف محدودی از هنرمندانی که مشهور هستند و مردم آنها را می‌شناسند، برای بقیه فرصتی است که کارهای خود را از طریق رسانه ملی عرضه می‌کنند و مردم آنها را به این طریق خواهند شناخت که به نفع آنها خواهد بود.»

به هر حال این اظهار نظرات از جانب نراقیان در آن زمان در حالی بود که به فاصله چند روز بعد، علیرضا قزوه به عنوان مدیر جدید دفتر موسیقی صدا و سیما معرفی شد.

حالا پس از پیگیری‌های ایسنا، علیرضا قزوه به این خبرگزاری آمد و درباره موضوعات مختلفی از جمله کپی رایت، موسیقی فیلم، موسیقی کودک، سرود و … صحبت کرد که در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.

***

یکی از مسائلی که همیشه در حوزه هنر به خصوص موسیقی با آن درگیر هستیم، به کپی رایت برمی‌گردد. بسیاری نیز بر این عقیده هستند که یکی از ناقض‌های اصلی کپی رایت، صدا و سیما است. آیا شما بر این مسئله قائل هستید؟

آهنگسازان بسیاری را می‌شناسم که کارهای هم را کپی می‌کنند. اینگونه بخواهیم نگاه کنیم حافظ هم از روی سلمان ساوجی و خواجوی کرمانی کپی کرده است؛ البته این سوال را رئیس صدا و سیما باید پاسخ دهد ولی صدا و سیما چگونه می‌تواند با بودجه‌ای که دارد در همه موارد، کپی رایت را رعایت کند؟ با این حال در اکثر موارد آثار موسیقی از هنرمندان خریداری شده است، امضای آنها را هم داریم و گاهی اعتراض‌هایی که می‌شود به علت زیاده طلبی برخی است. در مقابل گاهی هم ممکن است، شبکه‌ای بدون اجازه صاحبان اثر، آثاری را پخش کند. من نه قصد دفاع از صدا و سیما را دارم نه از هنرمندان؛ زیرا هر کدام ممکن است، مقصر باشند ولی به طور کلی مرکز موسیقی صدا و سیما دو حوزه اصلی مهم دارد؛ یکی از آن دو حوزه، تولید است که آثاری را با نگاه نمونه سازی تولید می‌کند.

همچنین بخش اعظم کار ما نظارت است؛ به گونه‌ای که بسیاری از کارهایی که قرار است از صدا و سیما پخش شود، باید با نظارت مرکز موسیقی صدا و سیما صورت بگیرد؛ البته شاید این سوال پیش بیاید که مگر این آثار مجوز ارشاد را ندارند ولی مسئله اینجاست که ارشاد محدودیت‌های کمتری نسبت به صدا و سیما دارد. پخش آثار موسیقی از صدا و سیما گاه اینگونه است که تهیه کننده، یک آلبوم را برای ما می‌آورد که بررسی کنیم کدام قطعه از رادیو یا تلویزیون قابل پخش است؟ تا مدتی این اتفاق بدون سلسله مراتب خاصی رخ می‌داد ولی از برهه‌ای به بعد اگر اثری را برای پخش در اختیار ما بگذارند، امضای رضایت آنها برای پخش اثر را ثبت می‌کنیم.

اما در بین هنرمندانی که مدعی هستند آثارشان بدون اجازه از صدا و سیما منتشر می‌شود، هستند هنرمندانی که سال‌ها پیش حق و حقوق خود را گرفته‌اند ولی امروز مخالف پخش اثر خود هستند.

اگرچه که در صدا و سیما یک حوزه تولید داریم که صفر تا صد با سفارش اثر به شاعر، آهنگساز و خواننده کار را در استودیوهای خودمان می‌سازیم و آرشیو می‌کنیم؛ اما بعدتر برخی از این هنرمندان که دستمزد خود را گرفته‌اند، می‌گویند صدا و سیما نباید کارشان را پخش کند. اگرچه که ما در آرشیو صدا و سیما ۷۰ هزار اثر موسیقی داریم ولی مدام هم نمی‌توانیم به این آرشیوها مراجعه کنیم که کدام اثر مجوز دارد، کدام ندارد.

شعر و موسیقی پا به پای هم

رابطه علیرضا قزوه با موسیقی چطور است؟ موسیقی را در صدا و سیما چگونه می‌بینید؟ اصلا رویکرد شخصی خودتان با موسیقی چگونه است؟

در گذشته دور شعر و موسیقی پیوندی ناگسستنی داشتند، حتی شعر تفوق و برتری بیشتری نسبت به موسیقی داشته است؛ زیرا ابتدا شعر سروده می‌شد و بعد برای آن موسیقی ساخته می‌شد. حتی بسیاری از شاعران به نام گذشته، خوانندگانی داشتند که شعرهای آنها را می‌خواندند.

در گذشته شاعران موسیقی را به خدمت می‌گرفتند، ولی امروز روند تغییر کرده، افزون بر اینکه بین شعر و موسیقی تفکیک ایجاد شده است؛ یعنی حوزه شعر و موسیقی را از هم جدا می‌دانند، گویی که با هم ارتباطی ندارند. همچنین شاعران را کسانی می‌دانند که در خدمت اهل موسیقی هستند؛ به صورتی که یک خواننده مطرح فکر می‌کند که باید شاعر را به خدمت بگیرد و از او می‌خواهد با کمترین هزینه کار خود را پیش ببرد.

بنده یک نگاه تاریخی دارم و معتقدم که شعر و موسیقی هر دو باید کنار هم باشند. زمانی که به دفتر موسیقی صدا و سیما آمدم، آقای جبلی در حکم من به عنوان «دفتر سرود و موسیقی صدا و سیما» عنوان شعر را هم اضافه کرد. به هر حال من یک ادیب هستم، هیچ ادعایی در موسیقی ندارم که مثلا دستگاه‌های موسیقی را می‌شناسم، صدای خوبی دارم یا ارتباط خیلی نزدیکی با اهالی موسیقی دارم؛ بلکه در کارهایم جنبه ادبی و شعری را لحاظ کرده‌ام و در این زمینه تجربه دارم. با این حال به حوزه موسیقی احترام می‌گذرام، هرچند اتاق فکرهایی داریم که از متخصص‌های موسیقی بهره می‌بریم.

به هر حال باتوجه به ارتباط شعر و موسیقی، در دوره‌ای یک موسیقیدان می‌تواند مدیریت مرکز موسیقی صدا و سیما را برعهده بگیرد و در دوره‌ای هم یک شاعر!

در کار کارگردان‌ها دخالتی نداریم

مدتی است که برنامه‌های استعدادیابی سرود در تلویزیون روی آنتن می‌رود که گاه با نقد مثبت و گاه با نقد منفی همراه هستند. همچنین داوران این برنامه‌ها ارتباطی به این حوزه ندارند. علت چیست؟ مرکز موسیقی صدا و سیما نظارتی ندارد؟

من پاسخگوی یک برنامه تلویزیونی نیستم؛ چون این برنامه‌ها کارگردان دارند و آنها با ذوق و سلیقه خودشان برنامه می‌سازند. از ما هم اجازه نمی‌گیرند که از چه داوری استفاده کنند.

زمانی که به مرکز موسیقی صدا و سیما آمدم، بیشتر فعالیت‌های این مرکز بر سرود متمرکز بود، آن هم سرودی که خوانندگانش کودکان و نوجوان بودند. اگرچه که باید سرود را دسته‌بندی کنیم، سرودهایی که پیشکسوت‌ها، میانسال‌ها و جوان‌ها هم بخوانند. اگر فقط بخواهیم به سرودهای نوجوان‌ها بپردازیم، اشتباه کرده‌ایم. باید همه رده‌های سنی را مد نظر قرار دهیم.

همانطور که اگر تنها به سرود بپردازیم و سایر ژانرهای موسیقی را نادیده بگیریم، اشتباه است. باید تعادلی بین همه ژانرهای مختلف داشته باشیم. حتی در بحث هزینه‌ها سرود به بودجه کمتری نیاز دارد؛ زیرا اعضای یک گروه سرود شاید متشکل از نوجوان‌ها یا کودکان باشد که در این صورت پول کمتری لازم است یا شاید حتی اصلا هزینه بردار نباشد؛ اگرچه که همکاری با یک خواننده حرفه‌ای به ۲۰۰ میلیون تومان پول نیاز است.

البته در صدا و سیما کمتر با این افراد کار می‌کنیم؛ زیرا رسالت ما این است که با جوان‌هایی که استعداد لازم را دارند و دستمزد کمتری دریافت می‌کنند، همکاری کنیم. به هر جهت این افراد هستند که در آینده رشد می‌کنند و چهره می‌شوند. در حال حاضر تعداد گروه‌های سرود در سطح کشور خیلی زیاد شده است. به نظر من در سرود افت نداشته‌ایم و حتی در زمینه سرود نوجوان‌ها رشد هم داشته‌ایم اما افت در سرود بزرگسالان درست است؛ زیرا میدان را به کودکان سپرده‌ایم.

به تعادلی نیاز داریم که گروه‌های رده سنی بزرگسالان را هم در سرود داشته باشیم، زیرا تجربه بیشتری دارند و درست‌تر می‌خوانند.

هنرپیشه‌ها هم می‌توانند درباره سرود نظر بدهند

چرا زمانی که برنامه‌ای با محوریت موسیقی در صدا و سیما ساخته می‌شود، با این مرکز همکاری ندارند که حداقل داورانی که انتخاب می‌شوند با موضوع مشخص شده ارتباط داشته باشند؟

برنامه‌ها و موضوعاتی را به شبکه‌ها پیشنهاد می‌کنیم اما به هر حال زمانی که برنامه‌ای تولید می‌شود، جزئیات برنامه به کارگردان و تیمش بستگی دارد. آنها نیز جزئیات کار خود را با ما چک نمی‌کنند؛ در نتیجه برنامه‌ای ساخته می‌شود که داورش غیرمرتبط با شعر یا موسیقی است و مثلا بازیگر است. البته همان هنرپیشه هم هنر دارد، به هنر نزدیک است و می‌تواند رأی و نظر خود را حتی به عنوان یک نظر مردمی ارائه دهد.

هنوز هم ستاره‌سازی داریم ولی نتیجه زمان‌بر است

در گذشته صدا و سیما بستری برای پرورش ستاره‌های موسیقی بود ولی اکنون مدت‌ها است صدا و سیما از آن فضا فاصله گرفته است. علت چیست؟

تمام کسانی که امروز در موسیقی سلبریتی شده‌اند، از صدا و سیما شروع کرده‌اند. یعنی اگر صدا و سیما نبود، این افراد امروز چهره‌های شاخصی نبودند و مردم آنها را نمی‌شناختند. ولی اگر امروز از این افراد که اسم و رسمی دارند بخواهیم با ما همکاری کنند، دستمزدهای گزاف می‌خواهند؛ زیرا در فضاهای خصوصی همان دستمزدها را دریافت می‌کنند. زمانی که کل بودجه ما پنج میلیارد است، نمی‌توانیم به این افراد دستمزدهای نجومی بدهیم. بنابراین همان دستمزد را بین کسانی که جوان‌تر هستند و کمتر شناخته شده‌اند، تقسیم می‌کنیم. البته تلاش می‌کنیم که با اساتید هم کار کنیم و به عنوان مثال در این سال‌ها ارتباط خیلی خوبی با استاد افتخاری داشته‌ایم.

ولی فردی مثل استاد افتخاری اگر یک قطعه موسیقی برای پخش در صدا و سیما بخواند، دستمزد ۲۰۰ میلیون تومانی نمی‌خواهد و رعایت حال ما و جامعه را می‌کند؛ زیرا معتقد است همه مردم باید از بستر رسانه ملی استفاده ببرند. به هر حال همین افراد جوان‌ بعدها ستاره خواهند شد؛ زیرا افراد با استعدادی هستند و همین حالا نیز برای ما ستاره شده‌اند ولی ستاره شدن آنها زمان‌بر است.

علت چیست؟

شاید چون فضای موسیقی‌های زیر زمینی و آنچنانی اجازه نمی‌دهد، صدای برخی شنیده شود. در دوره‌ای تنها صدا و سیما بود و فضای موسیقی‌های غربی و زیرزمینی زیاد وجود نداشت و آن افرادی که از صدا و سیما معرفی می‌شدند، به خوبی شنیده می‌شدند ولی دیگر شرایط مانند گذشته نیست.

چرا؟ یعنی صدا و سیما نمی‌تواند با مارکت خصوصی رقابت کند؟

نه اینکه نتواند رقابت کند اما تعداد مارکت‌ها و ژانرهای مختلف موسیقی‌ زیاد شده است که جوان‌ها به آنها علاقه بیشتری دارند. به همین جهت، به یک پدیده نو نیاز داریم که هم نیازهای جامعه را برآورده کند و هم اصالت‌ها را پاس بدارد.

تنها نظارت تیتراژ سریال‌ها برعهده ما است

زمانی اگر سریالی از تلوزیون پخش می‌شد، تیتراژ و یا موسیقی آن در ذهن مردم باقی می‌ماند ولی دیگر شاهد آن فضا نیستیم که به ندرت چنین خروجی‌هایی از صدا و سیما داریم. علت چیست؟

حوزه تیتراژ سریال‌ها تا جایی به ما ربط دارد که بررسی کنیم آیا تیتراژ آنها کیفیت کافی دارد؟ ضعفی ندارد؟ شعری که استفاده شده قابل پخش است؟ درحقیقت نظارت تیتراژها به ما مربوط است، اینگونه نیست که آهنگسازی سریال‌ها را برعهده داشته باشیم.

مسئله، زمان است

باتوجه به اینکه تأیید کردید که وظیفه بررسی برعهده شماست، آیا تأیید می‌کنید که در سال‌های گذشته کارهای بسیار ماندگارتری در حوزه تیتراژ داشتیم که بین همه فراگیر می‌شد، ولی در حال حاضر علاوه بر اینکه تولیدات کم شده، کیفیت کارها هم پایین آمده است؟

خیر؛ زیرا این زمان است که موجب می‌شود آن آثار نوستالژی و خاطره شوند. در حقیقت گذشت زمان باعث شده که موسیقی سریال‌های امام علی(ع) یا امام رضا(ع) در ذهن مخاطب ماندگار شود. اکنون هم باید زمان بگذرد تا آثاری که ساخته می‌شوند، ماندگار شوند.

ولی در سال‌های اخیر مثلا بجز تیتراژ سریال «نجلا» کاری در بین مردم همه گیر نشده است!

یکی از مسائل مهم در این زمینه این است که تهیه کننده چقدر بخواهد برای موسیقی کار هزینه کند. البته من نمی‌گویم که از قبل بهتر کار می‌کنیم و قبول دارم کم کار شده‌ایم. ولی نمی‌توان مثلا یک سال اخیر را روی یک کفه ترازو گذاشت و باقی سال‌های فعالیت صدا و سیما را روی کفه دیگر ترازو! باید زمان بدهیم. مسلما سالی یکی دو تا کار خوب تولید می‌شود. آن آثاری هم که در ذهن مخاطب ماندگار شده است با فاصله‌های دو تا یک سال تولید شده است.

در حوزه کودک کم‌کار بوده‌ایم

فعالیت مرکز موسیقی صدا و سیما در حوزه کودک به چه صورت بوده است؟

در حوزه کودک کم کار بوده‌ایم. البته در زمینه نماهنگ کودک بد نبوده‌ایم و در مدت حضور من حدود ۳۵۰ نماهنگ تولید شده است.

از نظر کیفیت چطور؟ کیفیت باعث ماندگاری اثر می‌شود.

همین طور است؛ زیرا زمانی که جامعه آماری شود و از مسئول آمار بخواهند، همین می‌شود. دوره‌ای که نماینده فرهنگی ایران در هندوستان و تاجیکستان بودم، اصلا گزارش نمی‌دادم ولی صد درصد کارهایم را می‌کردم. من گزارش پر کردن را نمی‌پسندم. باید کار کرد؛ زیرا محصول خودش را نشان دهد. من نمی‌گویم که خیلی موفق بوده‌ام در موسیقی ولی تلاشم را کرده‌ام.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

هنرجویان سینما باید دوره مبارزه با استکبار ببینند/ انتقاد به رهاشدگی آموزش های سینمایی! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: تعدادی از سینماگران و کارشناسان فرهنگی کشور در خصوص فقدان آموزش اصولی و حرفه ای در سینمای ایران متذکر شدند: بسیاری از این خانم ها و آقایانی که مجوز برگزاری و تأسیس کلاس های آموزش بازیگری و سینما و… را گرفته اند به هیچ عنوان صلاحیت این کار را ندارند.

تعدادی از سینماگران و کارشناسان فرهنگی کشور در خصوص فقدان آموزش اصولی و حرفه ای در سینمای ایران متذکر شدند: شاه بیت اصلی سینمای ایران باید منویات امام (ره) و رهبری باشد! دانشجویان سینما باید دوره مبارزه با استکبار و صهیونیسم و حمایت از نهضت های آزادی بخش ببینند؛ این افراد خاطرنشان کردند: بسیاری از این خانم ها و آقایانی که مجوز برگزاری و تأسیس کلاس های آموزش بازیگری و سینما و… را گرفته اند به هیچ عنوان صلاحیت این کار را ندارند. نکته جالب اینجا است که آن ها اغلب کسانی هستند که خودشان در هنر عقب مانده اند و هیچ چیز بلد نیستند!

به گزارش سینماپرس تب حضور در سینما به خصوص در سه رشته بازیگری، فیلمنامه نویسی و کارگردانی طی دو سه دهه گذشته گریبان بخش کثیری از نسل جوان را گرفته؛ از تهران تا شهرستان های بعضاً دور و محروم هستند کسانی که آرزو دارند در سینما مطرح و شناخته شوند و به ثروت و شهرت و محبوبیت برسند.

این اتفاق باعث شده تا برخی افراد با سوءاستفاده از نیاز نسل جوان مبادرت به برگزاری کلاس ها، وورک شاپ ها و جلساتی تحت عنوان آموزش سینما کنند که اغلب آن ها غیرعلمی و فاقد هرگونه ارزشی است.

اشتیاق مبرم نسل جوان برای حضور در سینما باعث شده هر روز شاهد تأسیس وورک شاپ ها و کلاس های جدیدی در سطح کشور باشیم و به تازگی بعد از دوران کرونا این برنامه بعضاً به شکل کاملاً آنلاین نیز برگزار می شود. اما متأسفانه بخش عمده ای از این اتفاقات تنها یک فریب است و بس! فریبی که منجر به سوءاستفاده های شدید مالی و… از کسانی می شود که شور حضور در سینما را دارند.

نکته قابل تأمل اما عدم نظارت صحیح و اصولی توسط مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی روی کارکرد این آموزشگاه ها و کلاس ها است؛ اما فاجعه بارتر از آن اینکه در دانشگاه های سینمایی نیز وضعیت بهتر نیست و در آنجا هم این مشکلات به شکل و شیوه ای فاجعه آمیزتر ادامه دارد. یکی از بزرگترین ضعف دانشگاه های سینمایی در این سال ها عدم آموزش محتوای مناسب بر اساس فرهنگ ایرانی-اسلامی به دانشجویان است و قطعاً یکی از عللی که امروز سینمای کشور سرشار از فیلم های بی ارزش، مهوع و سخیف شده همین بی توجهی به مقوله بسیار مهم و ارزشمند محتوا است! در همین راستا با ۱۰ تن از سینماگران و کارشناسان برجسته فرهنگی کشور آقایان: دکتر پرویز فارسیجانی، ابراهیم وحیدزاده، علیرضا سربخش، محمد محمدی، دکتر قطب الدین صادقی، بهروز غریب پور، علی خودسیانی، حسن هدایت، جبار آذین و کوروش زارعی گفتگو داشتیم که ماحصل نظرات ایشان برای اطلاع بیشتر مخاطبان گرامی در ذیل نقل شده است.

دکتر پرویز فارسیجانی تهیه کننده سینما و تلویزیون و استاد دانشگاه در خصوص فقدان آموزش اصولی و حرفه ای در سینمای ایران گفت: در ۲ بعد محتوا و ساختار و تکنیک نتوانستیم به بالندگی لازم برسیم و از این رو بدل به سینمایی مقلد شده ایم؛ متأسفانه تقلید در فرم و محتوا ما را از سینمای آرمانی ایران اسلامی دور کرده است. شاه بیت اصلی سینمای ایران باید منویات امام (ره) و رهبری باشد؛ متأسفانه ما این شاه بیت را نداریم و هیچ آموزشگاه و دانشگاهی مجموعه اندیشه های حضرت آقا و حضرت امام (ره) را به صورت کلاسیک و حرفه ای تعلیم نمی دهند. یکی از معضلات ما نبود اخلاق و مسئولیت آفرینی برای هنرمند است. ما سینما را تنها به صورت تکنیکال یاد می دهیم اما اینکه یک هنرمند در قبال وظیفه ای که بر دوشش است در هر مقام سینمایی از کارگردان گرفته تا بازیگر و فیلمنامه نویس و… در قبال جامعه و آینده کشور خودش نسبت به اخلاق فردی خودش مسئولیت دارد یا خیر، نکته ای است که کسی به آن توجهی ندارد.

ابراهیم وحیدزاده کارگردان سینما نیز در این خصوص متذکر شد: سینمای علمی در کشورمان هیچ گاه جدی گرفته نشده است و دلیل این اتفاق سیاست گذاران فرهنگی در دولت های مختلف اند که در هر مقطعی سعی کرده اند بر اساس سلیقه خود دست فیلمسازان دیگر را برای تولید آثار مورد علاقه شان باز بگذارند. بنده سال ها است در سینمای ایران فعالیت می کنم و هیچ گاه به خاطر نمی آورم که مقوله آموزش در سینما به صورت جدی توسط مدیران فرهنگی دنبال شده باشد. حتی در مقطعی گفتند هر کسی دلش می خواهد فیلم بسازد به میدان بیاید این در حالی بود که قبل از آن ضوابطی بود و هر کس نمی توانست به عنوان فیلمساز وارد عرصه سینما شود.

علیرضا سربخش جانباز روشندل و کارشناس فرهنگی در همین راستا به سینماپرس گفت: متأسفانه مبحث مهم آموزش سینما همواره مورد غفلت شدید مسئولان قرار گرفته است و همین مهم سینمای ما را با خلاءهای زیادی روبرو ساخته است. دانشجویان سینما باید دوره مبارزه با استکبار و صهیونیسم و حمایت از نهضت های آزادی بخش ببینند؛ هر کس می خواهد وارد سینما شود باید در بحث حمایت از نظام و انقلاب اسلامی آموزش ببیند. در دانشگاه ها و آموزشگاه های سینمایی باید استراتژی های روشن و شفاف نظام وجود داشته باشد.

محمد محمدی فعال رسانه و کارشناس فرهنگی در خصوص فقدان آموزش اصولی و حرفه ای در سینمای ایران گفت: الآن چندین آموزشگاه در حال آموزش و تولید فیلم کوتاه هستند آموزشگاه‌ هایی که خودشان هنرجوی علاقه‌مند را جذب می‌کنند، استعدادسنجی می‌کنند، آموزش می‌ دهند، از تولید فیلمش حمایت می‌کنند و فیلم را با روابط و رایزنی خودشان به فستیوال‌ های خارجی و اروپایی می‌فرستند؛ با این تفاسیر عملاً نسل آینده سینمای ایران کاملاً محرز و مشخص است که از چه جنس و چه تفکری خواهد بود. اما در این شرایط این سؤال مطرح می‌شود که نقش و سهم نهادهای فرهنگی ما چیست؟

دکتر قطب الدین صادقی مدرس و بازیگر و کارگردان تئاتر و سینما تأکید کرد: مدیران فرهنگی کم سواد و دارای محدودیت فکری تیشه به ریشه سینما زده اند چرا که آن ها یک گام از سینماگران هم عقب تر ایستاده اند و به جای ترویج خرد و اندیشه، جنگولک بازی را در سینما ترویج می کنند! امروزه سینمای بی هویت و بی سر و ته جایگزین سینمای اندیشه و خردمند شده است؛ وقتی حتی اساتید دانشگاه ها و آموزشگاه های ما فکور نیستند چطور می توانیم توقع داشته باشیم که هنرمند فکور وجود داشته باشد؟ دیگر در این روزگار اساتید بزرگی مانند دکتر الستی، دکتر کاووسی و یا هوشنگ طاهری پیدا نمی شوند. جای این ها خالی است و هرگز پر نمی شود. این ها کسانی بودند که می توانستند منشأ اندیشه و خرد باشند.

بهروز غریب پور نویسنده، کارگردان و پژوهش گر سینما به سینماپرس گفت: مدیران فقط شعار می دهند اما تنها کاری که کرده اند نابودی سینما بوده است و بس! آنچه امروز در سینمای کشورمان شاهد هستیم همان ادامه سینمای فیلمفارسی است که فقط فردین آن حذف شده است! باز هم صد رحمت به سینمای فیلمفارسی چرا که در آن حداقل برخی جنبه های مثبت وجود داشت و در نهایت همه چیز به خوبی و خوشی به اتمام می رسید در سینمای امروز ما که همه ابعاد زندگی انسان ها منفی نشان داده می شود. فیلم های ما شده اند پر از دعواهای خانوادگی، توهین به شخصیت پدر و مادرها، زیر پا گذاشتن ارزش ها و مضحک نشان دادن همه نیکی ها و خصایص انسانی! حتی مقوله ای مانند ازدواج در فیلم های ما مضحک نشان داده می شود و این جای تأسف دارد.

علی خودسیانی فیلمنامه نویس نیز در این باره اظهار داشت: بدیهی است سیاست گذار و مدیر فرهنگی که با رانت اداره امور را در دست گرفته به مقوله های مهم آموزش و ارتقای سینما توجهی ندارد! ما از این افراد که اغلب شناختی از حوزه فرهنگ و هنر ندارند چه توقعی می توانیم داشته باشیم؟ بنده صراحتاً عنوان می کنم آیا وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی از مقوله فرهنگ بویی برده اند؟ آیا شناختی از این حوزه دارند؟ کارکرد ایشان در این حوزه چه بوده است؟ بدیهی است وقتی وزیری برای اداره امور فرهنگی و هنری کشور انتخاب می شود که بویی از فرهنگ و هنر نبرده معاونین زیرمجموعه وی نیز افرادی باشند که دغدغه ای برای رشد و اعتلای حوزه های خود نداشته باشند.

حسن هدایت کارگردان سینما به سینماپرس گفت: آموزش آکادمیک سینما در کلاس های آزاد و دانشگاه ها اغلب کلاهبرداری است! ما مدت ها است شاهد این اتفاق هستیم و این مسأله به دیروز و امروز باز نمی گردد. بنده از اول که وارد سینما شدم تا الآن این نتیجه برایم روشن بوده و هر سال هم قطعی تر می شود که آموزش تئوری در سینما بی معنی است. این کلاس ها و آموزشگاه ها و دانشگاه ها همه دکانی هستند برای سر کیسه کردن جوانانی که با آرزوی فراوان واردش می شوند. البته شاید استثنائاتی در این میان باشد اما مسأله این است که همه این ها پول و وقت هنرجویان را هدر می دهند و در نهایت هیچ پل ارتباطی میان هنرجویان و سینما نمی شوند.

جبار آذین منتقد و مدرس سینما در خصوص فقدان آموزش اصولی و حرفه ای در سینمای ایران گفت: در جامعه ای که آثار هنری اش محتوای شایسته ندارند نمی توان مدعی پاسداری از فرهنگ و ارزش ها بود؛ این وظیفه مدیران فرهنگی است تا تدبیری اندیشه کنند و حداقل در حوزه آموزش محتوای سالم و مناسب اهتمام به خرج داده و سینما را از این وضعیت بحرانی نجات دهند. اگر هدف تجارت و سیاست نبود وخدمت به جامعه اولویت مسئولان بود امروز وضعیت سینمای بیمار ما این گونه نبود. بی شک یک بازنگری اساسی در چگونگی وجود این تشکل ها و موسسات باید صورت بگیرد. ساختارها از نو برای آن ها چیده شود. افرادی که می توانند دست مستعدها را بگیرند وارد کارزار شوند و این ها صرفاً جنبه کلاسی و تئوری نباید داشته باشد و باید جنبه کاربردی بگیرد.

کوروش زارعی بازیگر و کارگردان سینما، تلویزیون و تئاتر در گفتگو با سینماپرس تصریح کرد: اغلب کلاس ها و آموزشگاه های سینمایی یک دکان یا بنگاه درآمدزایی برای موسسان شان هستند و هیچ عایدی مثبتی برای کسانی که در این کلاس ها شرکت می کنند ندارند. اوضاع آموزشگاه ها بسیار خراب تر از چیزی است که می توان تصور کرد و متأسفانه وزارت ارشاد هیچ نظارت جدی روی آموزشگاه ها ندارد و آن ها را به حال خود رها کرده است. بسیاری از این خانم ها و آقایانی که مجوز برگزاری و تأسیس کلاس های آموزش بازیگری و سینما و… را گرفته اند به هیچ عنوان صلاحیت این کار را ندارند. نکته جالب اینجا است که آن ها اغلب کسانی هستند که خودشان در هنر عقب مانده اند و هیچ چیز بلد نیستند؛ حالا چطور می خواهند بیایند و درس سینما یا درس بازیگری به هنرجویان بدهند؟

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

هرآنچه از هشتادمین جشنواره فیلم ونیز باید بدانید/ از تأثیر منفی اعتصابات سینماگران هالیوود تا تقدیر از یک بازیگر درگذشته! – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: هشتادمین جشنواره فیلم ونیز در حالی آغاز به کار خواهد کرد که اعتصاب اتحادیه بازیگران آمریکا در همراهی با اتحادیه فیلمنامه نویسان این کشور تأثیر منفی روی این رویداد سینمایی و بسیاری دیگر از جشنواره ها گذاشته است.

سیدرضا منتظری: هشتادمین جشنواره فیلم ونیز در حالی آغاز به کار خواهد کرد که اعتصاب اتحادیه بازیگران آمریکا در همراهی با اتحادیه فیلمنامه نویسان این کشور تأثیر منفی روی این رویداد سینمایی و بسیاری دیگر از جشنواره ها گذاشته به نحوی که کمپانی «MGM» در میان نگرانی‌ها در مورد اعتصابات جاری هالیوود، فیلم «چالش گران» که قرار بود فیلم افتتاحیه ونیز ۲۰۲۳ باشد را از جشنواره بیرون کشید. این رویداد سینمایی از ۳۰ آگوست تا ۹ سپتامبر (۸ تا ۱۸ شهریور) در ایتالیا برگزار خواهد شد و طبق اعلام پیشین «دیمین شزل» کارگردان فیلم «لالا لند» ریاست هیات داوران بخش مسابقه اصلی ونیز ۲۰۲۳ را بر عهده خواهد داشت.

اعتصاب اتحادیه بازیگران آمریکا در همراهی با اتحادیه فیلمنامه نویسان این کشور که از چندی قبل آغاز شده پس از بی نتیجه ماندن نمایندگان اتحادیه بازیگران با سران استودیوهای هالیوود و سامانه های پخش آن لاین، اعضای اتحادیه از هر گونه فعالیت در تولیدات سینمایی و تلویزیونی و شبکه های پخش آن لاین و نیز معرفی و تبلیغ آثار تولید شده منع شدند.

از ماه ها قبل پیش بینی می شد که این اعتصاب تاثیر منفی بسیاری بر روند برگزاری جشنواره های فیلم و به ویژه ونیز، تورنتو و تلوراید، سه رویداد سینمایی معتبر جهانی در شهریور ماه بگذارد چرا که ستارگان فیلم های آمریکایی از حضور در جشنواره ها و همراهی فیلم ها خودداری خواهند کرد و چنین اتفاقی نیز روی داد!

یکی از نکات قابل تأمل در مورد ونیز هشتادم این است که سیاست گذاران این رویداد تصمیم گرفته اند از یک بازیگر تازه درگذشته پیش از مراسم افتتاحیه رسمی جشنواره تقدیر کنند. جشنواره فیلم ونیز اعلام کرد که برنامه بزرگداشت جینا لولوبریجیدا را با نمایش دو فیلم ترمیم شده و پیش از فیلم افتتاحیه رسمی برپا خواهد داشت. فیلم اول مصاحبه اورسن ولز با ستاره ایتالیایی با عنوان «پرتره جینا» در سال ۱۹۶۸ است که تا سال ۱۹۸۶ نمایشی نداشت و در جشنواره ونیز و در بزرگداشت اورسن ولز به نمایش درآمد. جالب آنکه جینا لولو بریجیدا پس از دیدن این فیلم در ونیز تلاش کرد تا از نمایش آن جلوگیری کند! این نسخه توسط موزه فیلم مونیخ و چینه چیتا رم ترمیم شده است. فیلم دوم، «زن رمی» ساخته ماریو سولداتی در سال ۱۹۵۳ و بر اساس رمانی از آلبرتو موراویا است. خانم لولو بریجیدا در ماه ژانویه گذشته ودر ۹۶ سالگی درگذشت.

اما داوران این رویداد سینمایی نیز متفاوت از گذشته هستند و برخلاف پیش بینی ها هیچ سینماگر ایرانی در لیست داوران این رویداد دیده نمی شود. دامین چزل رئیس هیات داوران مسابقه اصلی است و صالح بکری بازیگر فلسطینی، جین کمپیون کارگردان زن نیوزلندی، میا هانسن-لوو کارگردان زن فرانسوی، گابریل ماینتی کارگردان و بازیگر ایتالیایی، مارتین مک دونا کارگردان و نمایشنامه نویس ایرلندی، سانتیاگو میتره کارگردان آرژانتینی، لورا پویتراس کارگردان زن آمریکایی و شو کی بازیگر زن چینی او را همراهی می کنند.

یوناس کارپینیانی کارگردان ایتالیایی رئیس هیات داوران بخش افق های ونیز است و در کنار وی کوثر بن هنیه کارگردان زن تونسی، کاهلیل جوزف کارگردان و هنرمند آمریکایی، ژان-پل سالومه کارگردان فرانسوی و خانم تریشیا توتل مدیر پیشین جشنواره فیلم لندن قرار دارند.

آلیس دیوپ کارگردان زن فرانسوی رئیس هیات داوران جایزه لوئیجی دو لارنتیس بهترین فیلم اول است و فوزی بن سعیدی کارگردان و بازیگر مراکشی، لورا سیتارلا کارگردان زن آرژانتینی، آندرآ دسیکا کارگردان ایتالیایی و کلئو دومونت کارگردان آمریکایی دیگر اعضای داوری این جایزه اند.

همچنین هشتادمین جشنواره فیلم ونیز فیلم های بخش کلاسیک را اعلام کرد که شامل فیلم های ترمیم شده و مستندهایی درباره سینما است. فیلم ۷۶ دقیقه ای «ساز دهنی» ساخته امیر نادری و محصول سال ۱۳۵۲ در این بخش حضور دارد که توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و استودیو روشنا بازسازی و ترمیم شده است.

از دیگر فیلم های انتخابی بخش کلاسیک ونیز باید از «یکی از قلب» ساخته فرانسیس فورد کاپولا، «جن گیر» ساخته ویلیام فریدکین، «شاه و کشور» ساخته جوزف لوزی، «روزهای بهشت» ساخته ترنس مالیک، «پدری بود» ساخته یاساجیرو اوزو، «سایه های نیاکان فراموش شده ما» ساخته سرگئی پاراجانوف، «شکار» ساخته کارلوس سائورا، «آندری روبلوف- نسخه کارگردان» ساخته آندری تارکوفسکی، «مخلوقات» ساخته انیس واردا و «بلیسیما» ساخته لوکینو ویسکونتی نام برد.

از سوی دیگر هشتادمین جشنواره فیلم‌ ونیز پروژه های بخش Venice Immersive و یا همان واقعیت مجازی را اعلام کرد که شامل ۴۴ پروژه از ۲۵ کشور، ۲۸ پروژه در بخش مسابقه، ۱۰ پروژه در خارج از مسابقه و ۶ پروژه تکمیل شده در دوره کالج بینال است. یک پروژه با عنوان A Vocal Landscape در بخش پروژه های واقیت مجازی کالج بینال به کارگردانی امید زارعی و محصول دانمارک و آمریکا در این بخش حضور دارد.

بخش مستقل روزهای ونیز جشنواره فیلم‌ ونیز اعلام کرد که ژوائو پدرو رودریگز، کارگردان، فیلمنامه نویس، تهیه کننده و تدوینگر پرتغالی رییس هیات داوران این بخش خواهد بود. بخش روزهای ونیز که توسط انجمن کارگردان های سینمای ایتالیا راه اندازی و برگزار می شود، همواره یک سینماگر را به عنوان رییس هیات داوری خود انتخاب کرده و ۲۷ دوستدار سینما دیگر اعضای هیات داوران خواهند بود.

«فرمانده» ساخته ادواردو دی آنجلیس درحالی به عنوان فیلم جدید هشتادمین جشنواره ونیز انتخاب شد که کمپانی «MGM» در میان نگرانی‌ها در مورد اعتصابات جاری هالیوود، فیلم «چالشگران» از جشنواره بیرون کشید. قوانین اعتصاب اتحادیه بازیگران آمریکا، بازیگران را از تبلیغ فیلم های شرکت‌های اعتصاب شده در جشنواره‌ها منع می کند. بدون حضور ستاره های فیلم «چالش گران» روی فرش قرمز و صحبت با مطبوعات، استودیو سازنده احساس کرد که این فیلم بهتر است از جشنواره خارج شود و پس از آن اکران شود.

در کمدی درام «چلنجرز» (چالش گران)، «زندایا» در نقش تاشی، یک اعجوبه سابق تنیس که به مربی تبدیل شده است، بازی می‌کند که با قهرمانی روی دور شکست (مایک فیست) ازدواج کرده است. استراتژی او برای کمک به موفقیت شوهرش زمانی به چالش کشیده می‌شود که همسرش باید با بهترین دوست سابقش پاتریک (با بازی جاش اوکانر) روبه‌رو شود.

اما فیلم جدید «فرمانده» که انتخاب جدید جشنواره ونیز برای افتتاحیه است، داستان واقعی «سالواتوره تودارو» کاپیتان یک زیردریایی ایتالیایی با بازی «پیرفرانچسکو فاوینو» در جنگ جهانی است که یک کشتی تجاری مسلح را غرق می کند اما جان ۲۶ خدمه آن را نجات می دهد. شناور نیروی دریایی درحالی باید به مدت سه روز روی سطح آب حرکت کند و برای نیروهای دشمن قابل مشاهده باشد، تا مسافران را به مکان امن ببرد.

اما در نهایت اینکه آلبرتو باربرا فهرست فیلم های بخش رقابتی افق ها را در حالی اعلام کرد که فیلم سینمایی «تاتامی» ساخته اول زهرا امیر ابراهیمی با گی نیتیو محصول گرجستان و آمریکا در این بخش حضور دارد.

فیلم های دیگر بخش افق ها عبارتند از «ورای کوه ها» ساخته محمد بن عطیه محصول تونس/بلژیک/فرانسه/عربستان/قطر، «چمدان قرمز» ساخته فیدل دوکوتا محصول نپال/سریلانکا، «بهشت در حال سوختن است» ساخته میکا گوستاوسون محصول سوئد/ایتالیا/دانمارک/فنلاند، «آسمان باز» ساخته ماریانا و سانتیاگو آریاگا محصول مکزیک/اسپانیا، «بهشت» ساخته انریکو ماریا آرتاله محصول ایتالیا، «پر وزن» ساخته رابرت کولونی محصول آمریکا، «خوابگاه» ساخته نهیر تونا محصول ترکیه، «سایه آتش» ساخته شینیا تسوکامانو محصول ژاپن، «خانه داری برای نوآموزان» ساخته گوران استولوسکی محصول مقدونیه شمالی/لهستان/کرواسی/صربستان/کوزوو، «در انتظار شب» ساخته سلین روزه محصول فرانسه/بلژیک، «رنگین کمان بنزین» ساخته بیل راس و ترنر راس محصول آمریکا، «توضیح برای همه چیز» ساخته گابور رایژ محصول مجارستان/اسلواکی، «شهر باد» ساخته لخاگوادولام پورف-اوشیر محصول فرانسه/مغولستان/پرتغال/هلند، «یک یکشنبه بی پایان» ساخته آلن پارونی محصول ایتالیا/آلمان/ایرلند، «بی رحم» ساخته نارا نورمانده و تیائو محصول برزیل/فرانسه/ایتالیا، «زخم تردید» ساخته سلمان ناصر محصول ترکیه/اسپانیا/رومانی/فرانسه و Invelle ساخته سیمونه ماسه محصول ایتالیا/سوییس.

همچنین بخش مسابقه ونیز شامل ۲۳ فیلم است، «فرمانده» ساخته ادواردو دو آنجلیس، «سرزمین موعود» ساخته نیکلای آرسل محصول دانمارک با بازی مدس میکلسن، Dogman ساخته لوک بسون، La Bete ساخته برتران بونلو، «خارج از فصل» ساخته استفان بریزه، Enea ساخته اول پیترو کاستیتو محصول ایتالیا، «استاد» ساخته برادلی کوپر که زندگی لئونارد برنستاین را روایت می کند، «پریسیلا» ساخته سوفیا کاپولا که زندگی دختر الویس پریسلی را بازتاب می دهد، «سرانجام آلبا» ساخته ساوریو کوستانزو محصول ایتالیا، «لوبو» ساخته جیورجو دریتری، «خاستگاه» ساخته آوا دو ورنای کارگردان سیاهپوست آمریکایی، «قاتل» ساخته دیوید فینچر با بازی مایکل فاسبندر و تیلدا سویینتون، «خاطره» ساخته میشل فرانکو کارگردان مکزیکی محصول آمریکا/مکزیک، Io Capitano ساخته متئو گارونه درباره مهاجران آفریقایی، «شیطان وجود ندارد» ساخته ریوسوکه هاماگوچی محصول ژاپن، «مرز سبز» ساخته اگنیسکا هولند محصول لهستان درباره مهاجران غیر قانونی، «نظریه همه چیز» ساخته تیم کروگر محصول آلمان/اتریش/سوییس، «چیزهای ناچیز» ساخته یورگوس لانتیموس با بازی اما استون، مارک روفالو، ویلم دفو، El Conde ساخته پابلو لارین شیلیایی، «فراری» ساخته مایکل مان با بازی آدام درایور، پنه لوپه کروز، Adagio ساخته استفانو سولیما محصول ایتالیا، «زن …» ساخته مالگورزاتا ژوموفسکا و میشال انگلرت محصول لهستان و «مقدس» ساخته فین تروخ.

در بخش خارج از مسابقه مستند هایی مانند «جبهه گوئرنیکا» ساخته یروان جیانیکیان و آنجلا ریچی لوکی، «منوی دلپذیر» مستند ساخته فردریک وایزمن ۹۳ ساله، «هالیوود گیت» ساخته ابراهیم نشاط محصول آلمان/آمریکا، «اپوس ریوایچی ساکاموتو» ساخته نئو سورا حضور دارند.

فیلم های سینمایی خارج از مسابقه هشتادمین جشنواره فیلم ونیز هم شامل آثاری است مانند «ضربه شانس» ساخته وودی آلن، «داستان فوق العاده هنری سوگار» ساخته وس اندرسون، «دوره زمانی» ساخته لیلیانا کاوانی که شیر طلای افتخاری جشنواره را نیز دریافت خواهد کرد، «دادگاه نظامی کین میوتینی» ساخته ویلیام فریدکین، «قاتل» ساخته ریچارد لینکلیتر و «یوزپلنگ برفی» ساخته پما تسدن مهم ترین سینماکر تبت که اخیرن درگذشت.

مشاهده خبر از سایت منبع