X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

فراخوان بخش پوستر و عکس منتشر شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فراخوان بخش پوستروعکس از سوی دبیرخانه ششمین جشنواره تئاترخلاق منتشر شد.

به گزارش سینماپرس، روابط عمومی جشنواره تئاترخلاق اعلام کرد امیردرفش رزم دبیر بخش پوستروعکس ششمین جشنواره تئاترخلاق با اعلام انتشار فراخوان بخش پوستر وعکس این جشنواره آخرین مهلت ارسال آثار به این بخش را ۱۸ فروردین ماه ۹۸ قیدنمود.

دبیر بخش عکس وپوسترجشنواره تئاترخلاق برگزاری فراخوان هایی با عنوان پوستر و عکس در حوزه تئاتررا تاکید بر این موضوع  دانست که سبب می شود تئاتر کشور توجه ویژه ی به اعلان ها و تبلیغات تئاتری داشته باشد. وی یادآور شد : «هنرهای تجسمی می توانند تاثیر به سزایی در جذب مخاطب و انتقال درست پیام  اثر نمایشی داشته باشد  و با توجه به وجاهت دانشگاهی این جشنواره در بخش پوستر و عکس، توجه ویژه خود را  به هنرمندان جوان و دانشگاهی اختصاص داده تا بتوانند دست به تجربه های جدید، خلاق و بدیع در ارائه آثار بزنند.»

شرایط شرکت در فراخوان پوستر:

 در بخش پوستر، فقط تمامی اجرا های صحنه ای، محیطی و نمایشنامه خوانی ششمین جشنواره تئاتر کلاسی خلاق امکان شرکت در این بخش را دارند.

شرایط شرکت در فراخوان عکس:

 در بخش عکس، تمامی آثار نمایشی در حوزه تئاتر دانشگاهی شهر تهران که  در سال ۹۷ به روی صحنه رفته اند و نیز تمامی اجرا های صحنه ای، محیطی و نمایشنامه خوانی ششمین جشنواره تئاتر کلاسی خلاق امکان شرکت در این بخش را دارند.

 شرایط کلی شرکت در فراخوان:

آثار می بایست با ایده های نو و به دور از هرگونه کپی برداری طراحی شوند.

 هر هنرمند مجاز است در بخش پوستر ۵ اثر و در بخش عکس ۱۰ اثر را  به ایمیل دبیرخانه ارسال نماید

 ابعاد پوسترها و عکس ها باید در قطع ۷۰×۵۰ سانتیمتر تنظیم شوند و روزولیشن مورد تایید آثار می بایستی ۳۰۰dpi باشد.

عنوان فایل آثار باید انگلیسی باشد و اطلاعات فردی (نام و نام خانوادگی، تلفن تماس، دانشگاه و …) همراه آن ارسال گردد.

در طراحی پوسترها بایستی لوگوهای جشنواره تئاترکلاسی خلاق، انجمن صنفی هنرمندان تئاتر شهر تهران، مرکزهنرهای نمایشی، انجمن هنرهای نمایشی ایران، موسسه فرهنگی هنری باروک، بنیاد رودکی، مجموعه فرهنگی هنری برج آزادی و دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز(دانشکده هنر) در اثر درج شود.

برای دانلود تمامی لوگوها میتوانید به سایت www.theatertehran.com  مراجعه فرمایید.

هیچ اطلاعاتی از قبیل عنوان اثر و نام هنرمند نباید در اثر باشد. آثاری که در داخل آنها این قبیل اطلاعات باشد، از داوری حذف خواهند شد.

نحو ارسال اثر:

علاقه مندان به شرکت در فراخوان می‌توانند  آثار خود و همچنین اطلاعات فردی خود را در فایل word به نشانی  info@classroomtheatre.ir  ارسال نمایند.

گاه شمارفراخوان:

آخرین فرصت ارسال آثار : ۱۸ فروردین ۱۳۹۸

داوری آثار : بیستم فروردین ۱۳۹۸

اعلام آثار راه یافته : ۲۳ فروردین ۱۳۹۸

بر پایی نمایشگاه : ۲۴ فروردین ۱۳۹۸

اعلام برگزیدگان و اهدای جوایز در مراسم اختتامیه ششمین جشنواره تئاتر کلاسی خلاق انجام می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

حجم کتاب‌های شعر کودک ونوجوان رفته رفته آب می‌رود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: نویسنده و شاعر کودک و نوجوان از بی‌توجهی ناشران به انتشار کتاب‌های کودک ونوجوان انتقاد کرد و گفت: حجم کتاب‌های شعر کودک و نوجوان رفته رفته آب می‌رود.

 به گزارش سینماپرس، محمود پوروهاب نویسنده و شاعر کودک و نوجوان در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران پویا، ‌ با انتقاد از کم توجهی ناشران به ادبیات کودک ونوجوان به ویژه شعر گفت: اصولا در سال‌های گذشته به ویژه ۳ سال اخیر کتاب‌های شعر کودک و نوجوان بسیار اندک منتشر شده است، ‌ ناشران اساسا از چنین کتاب‌هایی استقبال نمی‌کنند.

وی ادامه داد:‌ بخشی از این عدم استقبال به وضعیت کاغذ و اقتصاد نشر باز می‌گردد و بخشی دیگر نیز به بی توجهی ناشران به ادبیات کودک و نوجوان. سال گذشته در جریان داوری‌های جشنواره شعر فجر از حجم اندک کتاب‌های کودک و نوجوانی که در سال ۹۶ منتشر شده است، ‌ تعجب کردیم. هم شمارگان پایین است و هم تعداد عناوین کتاب‌ها.

پوروهاب تصریح کرد:‌ استقبال از ادبیات کودک و نوجوان در سال‌های اخیر بیشتر شده است، ‌ اما ناشران همراه با این استقبال پیش نمی‌روند، یا تعداد عناوین بسیار اندک در سال منتشر می‌کنند و یا می‌گویند ما ۲۰۰ نسخه بیشتر از کتاب منتشر نمی‌کنیم. با این تعداد برای نویسندگان نیز صرف نمی‌کند.

این نویسنده کودک و نوجوان ادامه داد:‌ کیفیت ادبیات کودک  و نوجوان نسبت به گذشته بسیار بهتر شده است، ‌ به خصوص شعر نوجوان نسبت به کودک و خردسال بسیار بهتر شده است، ‌ موضوعات و سوژه‌های جدید، نگاه‌های عرفانی، فلسفی در شعرهای نوجوان امروز به خوبی شکل گرفته است.

وی گفت:  البته در این میان یکسری کارهای بازاری همیشه بوده است، اما چون حجم انتشار کارهای کودک و نوجوان اندک شده است، ‌ این کارهای بازاری در سال‌های اخیر خودنمایی بیشتری می‌کند. ناشران خصوصی با گرفتن پول از مولفان کتاب‌های ضعیفی و بازاری بسیاری را در سال‌های اخیر منتشر و روانه بازار نشر کرده‌اند که موحب آسیب این حوزه شده است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«مزخرفات فارسی» را بشناسید – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کتاب «مزخرفات فارسی» به شما در پاکیزه نگه‌داشتن اصطلاحات و واژه‌ها کمک می‌کند.

به گزارش سینماپرس، زبان فارسی اصطلاحات بسیاری را در خود جای داده است. در زندگی روزمره خود از بسیاری از اصلاحات استفاده می کینم و البته کاربرد بسیاری  از اصطلاحات را نمی دانیم. اگر شما از آن دست کتاب دوستانی هستید که به واژه‌ها و اصطلاحات و نیز نگارش پاکیزه و شیوا آن ها اهمیت می دهید، بهتر است کتاب  «مزخرفات فارسی» را  در تعطیلات نوروزی بخوانید تا در عین سادگی سخنان نویسنده به نگارش درست آن ها در یادداشت های خود دست پیدا کرده و در سال جدید به غلط ننوشتن در زبان فارسی کمک کنیم.

مزخرفات فارسی

کتاب «مزخرفات فارسی» به قلم رضا شکراللهی که نوسط انتشارات ققنوس در سال ۱۳۹۶ به چاپ رسیده است. رضا شکراللهی، نویسنده، ویراستار متخصص ادبیات داستانی، فعال ادبی کوشیده است بدون وارد شدن به مباحث تخصصی، برخی ظرایف زبان فارسی روزمره را به زبان ساده و با کمی چاشنی طنز بیان کند. مهمترین هدف نویسنده توجه دادنِ کاربر عامِ فارسی زبان به فکر کردن به واژه‌ها و اصطلاحات و نیز نگارش پاکیزه و شیوا در این یادداشت‌ها بوده است.

درباره کتاب  «مخرفات فارسی» :

نترسید! در پاسداشتِ زبان فارسی ما همه با هم هستیم و، با این همه، قرار نیست نه این ور بغلتیم نه آن ور فقط قرار است برخی شیرینی‌های زبان فارسی را با قاشقِ یک ویراستار بچشیم که سروکارش با زبان روزمره در رسانه‌های گروهی، داستان‌های ایرانی و به‌خصوص‌ در انواع و اقسام شبکه‌های مجازی است. در این راه ممکن است از تیتر روزنامه‌ها سردربیاوریم یا از سخنان دولتمردان یا جوک‌های روزمره‌ در انواع پیام‌رسان‌های اینترنتی یا نوشته‌های ساده فیس‌بوکی یا تابلوها و پلاکاردها یا اشعار شاعران کهن و متون ادبی و تاریخی. خلاصه آن‌که غذایی نخواهد بود که برای چشیدنِ این شیرینی به آن انگشت نزنیم.

در بخشی از کتاب می خوانیم:

برایم پیام فرستاد که  « چه آفتابه درخشانی!  » پرسیدم:  « مگه آفتابه گرفتید؟ از این آفتابه مسی های دکوری؟  » جواب داد:  « خاک تو سره بی ذوقت کنن، آفتابه چیه!  » برایش یک عدد زبانِ دراز با چشمک فرستادم و نوشتم:  « مجید، دلبندم، خودت به جای آفتاب درخشان نوشتی آفتابه درخشان. در ضمن، سرِ من هم تهش ه نداره.  » جواب داد:  «دسته بابات درد نکنه با این پسر بزرگ کردنش. اصلاً برو گم شو!»

خیلی دوست داشتم همان لحظه بروم گم شوم، ولی طاقت نیاوردم و باز برایش نوشتم:  « مگر بابای من دسته دارد؟  » و چند تا چشم گرد و گشاد هم برایش فرستادم. جواب داد:  « وای خدا، آخرش منم مثله خودت دیوونه می کنی!  » فکر کردم دیگر وقتش است واقعاً بروم گم شوم، ولی مگر می شد همان طور که دارم می روم گم شوم، فکر نکنم به معنای مُثله و این که مگر مثله با مثلِ و مثه فرق ندارد؟ امان از این هکسره!

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تاریخ معرفی راه یافتگان به بخش رسمی جشنواره کن – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: جشنواره فیلم کن در ۱۸ آوریل اسامی فیلمهای راه یافته به بخش رسمی خود را اعلام می‌کند.

به گزارش سینماپرس، به نقل از اسکرین، جشنواره بین‌المللی فیلم کن اعلام کرد در یک نشست مطبوعاتی بین‌المللی که ۱۸ آوریل (۲۹ فروردین) در پاریس برگزار می‌شود اسامی حاضران در بخش رسمی این دوره را اعلام می‌کند.

در این نشست که در پاریس برگزار می‌شود رئیس جشنواره یعنی پی‌یر لسکور و تیری فرمو مدیر جشنواره حضور خواهند داشت.

ماه پیش این جشنواره از آلخاندرو گونزالس ایناریتو به عنوان رئیس گروه داوران بخش اصلی نام برد و نادین لبکی را نیز به تازگی به عنوان رئیس بخش نوعی نگاه معرفی کرد.

این جشنواره در عین حال اعلام کرده از جان کارپنتر کارگردان فیلم ترسناک «هالووین» با اهدای جایزه کالسکه طلایی در بخش جانبی دو هفته کارگردانان تجلیل می‌کند.

هفتاد و دومین دوره جشنواره فیلم کن از ۱۴ تا ۲۵ ماه می ۲۰۱۹ (۲۴ اردیبهشت تا ۴ خرداد) برگزار می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

حکایت مدیری که خود را سینماگر می خواند و سینما را درگیر تعارضات می داند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: محمدمهدی حیدریان ضمن مرور خاطرات سال‌های اولیه ورود خود به عرصه مدیریت سینما تأکید می‌کند سینمای ایران همواره درگیر «تعارض منافع» بوده و هست.

به گزارش سینماپرس، محمد مهدی حیدریان چهره‌ای کلیدی در عرصه مدیریت سینمای ایران طی ۴ دهه گذشته بوده و کمتر فصلی را می‌توان بدون حضور و تأثیرگذاری‌اش در کتاب تحولات سینمای ایران پیدا کرد اما بازهم تکیه رسمی‌اش بر کرسی هدایت سینمای ایران در میانه دهه ۹۰ نتوانست بی‌حاشیه باشد.   او که هم ورودش به سازمان سینمایی در زمستان ۹۵ با حاشیه همراه بود و هم وداعش در پاییز ۹۷.

محمد مهدی حیدریان که او را یکی از ریل‌گذاران سینمای ایران در سال‌های ابتدایی پس از پیروزی انقلاب و مشخصاً دهه کلیدی ۶۰ می‌دانند، هنوز و پس از گذشت ۴ دهه حضوری تعیین‌کننده در سینمای ایران دارد. چه زمانی که عهده‌دار هدایت سازمان سینمایی پس از جدایی حجت‌الله ایوبی شد و چه امروز که به جهت اجرایی شدن قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان، کرسی ریاست این سازمان را به حسین انتظامی واگذار کرده و خود در مقام مشاور وزیر ارشاد فعالیت می‌کند.

برخی او را جعبه سیاه تحولات سینمای ایران در سال‌های پس از انقلاب توصیف می‌کنند. اودر حال حاضر  در فرهنگستان هنر مشغول است؛ نهادی که مدت‌ها در کارگروه تخصصی سینمای آن حضور داشته و به تازگی هم حکم ریاست این کارگروه را دریافت کرده است.

بخش نخست گفتگو با محمدمهدی حیدریان با تمرکز بر دیدگاه‌های او درباره جایگاه هنر هفتم در دنیای امروز و نیز روایت سال‌های ورودش به میدان سیاست‌گذاری و مدیریت کلان سینما را در ادامه می‌خوانید؛

* در میان اهالی رسانه مشهور است که به‌رغم حضور پررنگ در جریان سینمای ایران در چهار دهه گذشته، به‌سختی می‌توان با محمدمهدی حیدریان یک گفتگوی چالشی و پرتیتر داشت. به تعبیر ساده‌تر شهرت شما در پاسخ‌های دیپلماتیک و چندپهلو به سؤالات صریح است و به همین دلیل هم کمتر جنجال و حاشیه‌ای به همراه دارد. این محصول یک رویکرد و منش شخصی است یا دلایل دیگری دارد؟

اگر این قضاوت را بپذیریم و مبنای صحبت قرار دهیم، بخشی از آن طبیعتاً می‌تواند حاصل خلق‌وخوی فردی باشد، اما شخصاً هم معتقدم در گفتگوها اولاً باید منطق میان دو طرف حاکم باشد و ثانیاً اصل و جوهره بحث باید اصل موضوع باشد و نه حواشی آن. یعنی اگر قرار است درباره «سینما» صحبت کنیم، باید مشخصاً درباره سینما صحبت کنیم نه موضوعات حاشیه‌ای همچون منافع افراد مختلف که آن هم می‌تواند ریشه در تمایلات افراد مختلف داشته باشد. تلاش کرده‌ام هیچ‌گاه در این فضا خودم را تعریف نکنم و بیشتر به «سینما» و رویکردهای کلان آن وفادار بمانم.

به همین دلیل هم غالباً پرهیز می‌کنم از ورود به بحث‌هایی که سرانجامی غیر از این هدف داشته باشد. معنای این پرهیز هم دوری از چالش نیست، حتماً وارد مباحث چالشی هم می‌شوم ولی تا جایی که به‌اصطلاح «در موضوع» باشد. کمااینکه تا امروز هم بحث‌های چالشی با افرادی که دیدگاه‌های متفاوتی دارند، حتی در تلویزیون داشته‌ام اما از جایی که احساس کردم «سینما» دارد به پای مباحث ما قربانی می‌شود، از ادامه پرهیز کرده‌ام. امیدوارم این گفتگو هم شاهدی بر این رویکرد باشد.

* ان‌شالله که همین‌طور باشد. اشاره‌ای داشتید به «منافع افراد» و این اشاره من را یاد اظهارنظری از منوچهر شاهسواری مدیرعامل خانه سینما انداخت که در توصیف شرایط سینما نقل به مضمون می‌گفتند «سینمای ایران امروز گرفتار تعارض منافع شده است» معتقد هم بودند که این تعارض میان منافع آدم‌های تأثیرگذار، در تحولات سینمای ایران تعیین‌کننده است. شما این ارزیابی را درباره وضعیت امروز ایران مطابق واقعیت می‌دانید؟

از نگاه خودم این اظهارنظر دوست خوبم جناب شاهسواری را اینگونه تکمیل می‌کنم که سینما همیشه درگیر تعارض منافع بوده است. زمانی این منافع شکل حیثیتی، آبرویی و غیرمادی داشت و به‌شدت طرفین در تلاش برای کسب جایگاه بهتر و شهرت و مقبولیت بیشتر بودند. این شرایط مربوط به زمانی است که هنوز بحث اقتصاد در سینما جدی نبود. سرمایه بسیار «خشن» است و با خود خشونت به همراه می‌آورد.

در سال‌های اخیر سینمای ایران با جهش در منحنی اقتصاد، هم در حال بالا رفتن است و هم «انا رجل» گفتن. وقتی حرکت ما در این نمودار باشد، طبیعتاً چالش‌ها خشن‌تر و به‌تبع تعارض‌ها هم جدی‌تر می‌شود.

* و نقش دولت در میانه این تعارض‌ها چیست؟

نقش دولت هم در این تعارض‌ها و هم در هرگونه تعارض دیگری ایجاد تعادل و جلوگیری از غلبه به‌ناحق و حتی یک‌سویه است. این یک‌سویه بودن به‌خصوص گاهی می‌تواند در طول زمان و به‌گونه‌ای اتفاق بیفتد که ناحق بودنش چندان جلوه‌ای هم نداشته باشد اما هست، حتی اگر چهره و ظاهرش گواهی به این ناحق بودن ندهد. دولت باید در این شرایط از سینما مراقبت کند.

مهم‌ترین وظیفه دولت این است که سینما را به‌عنوان رسانه غالب قرن، به رسمیت بشناسد و اهمیت آن را در بخش‌های دیگر حاکمیت نیز جا بیندازد. دولت مدام باید منزلت سینما را یادآوری کند و اجازه ندهد که سینما قربانی یا دست‌مایه تعارضات از هر جنسی، شود. ما در سینما آدم‌های موفق اقتصادی، آدم‌های مطرح اجتماعی و حرفه‌ای‌ها را نیاز داریم چرا که سینمای موفق بدون این‌ها نمی‌تواند شکل بگیرد، اما از آنجایی که هر کدام از این‌ها در دل خود انحصار را طلب می‌کنند، تعارضات به‌صورت ناخواسته شکل می‌گیرد و دولت باید با هوشیاری در این شرایط از سینما محافظت کند.

* پس دولت هم باید به‌دنبال منفعتی باشد؟

حتماً. اساساً دولت از ابتدا منفعت مشخصی دارد. در دوره‌هایی که بنده به‌صورت مستقیم در سینما مسئولیت داشته‌ام، همواره تعریفمان از این منفعت این بوده است که باید در این بحبوحه سروری و پیشروی صنعت و هنر تصویر در دنیا، باید زمینه و مقدمات سهم‌خواهی کشور خود را مهیا کنیم.

سینما می‌تواند زمینه‌ساز توفیقات اقتصادی و سیاسی ما در جهان هم باشد. می‌تواند زمینه‌ساز برقراری امنیت در کشور باشد. این مهم به میزانی محقق می‌شود که خودمان در دولت و حاکمیت سهم برای آن قائل شویم و از دیگر دو سینماگران هم در این میدان سهم‌پذیر باشندمنفعت دولت این است که سینمای ما و صنعت تصویر ما در دنیا صاحب سهم شود. به همین دلیل هم در تمام این سال‌ها همه تلاش و امکانات خود را صرف این سهم‌خواهی کرده و می‌کنیم. این سهم به چه درد ما می‌خورد؟ وقتی می‌گوییم صنعت سینما رسانه غالب عصر امروز است، پس سهم داشتن در آن کمک می‌کند که صدای ما بهتر به گوش دنیا برسد. کمک می‌کند تصویر ما در این دنیایی که برخی تلاش می‌کنند آن را معوج نشان دهند، صورت واقعی‌تری پیدا کند.

سینما از این منظر می‌تواند زمینه‌ساز توفیقات اقتصادی و سیاسی ما در جهان هم باشد. می‌تواند زمینه‌ساز برقراری امنیت در کشور باشد. این مهم به میزانی محقق می‌شود که خودمان در دولت و حاکمیت سهم برای آن قائل شویم و از دیگر دو سینماگران هم در این میدان سهم‌پذیر باشند. تحقق این شرایط حتماً منفعت ما به‌عنوان مدیران سینما و به‌تبع منفعت کلان کشور را به همراه خواهد داشت. این یک بازی برد-برد-برد است. رسیدن به نقطه ایده‌آل بسیار سخت است اما به جهت ظرفیتی که در هنرمندانمان وجود داشته، همواره به‌دنبال این سهم‌خواهی بوده‌ایم. در این مسیر شخصی کردن موضوعات می‌تواند مزاحم باشد و به‌تعبیری منفعت بزرگ‌تر در گرو عبور از منفعت‌های زودگذر و محدودتر است.

* اجازه می‌دهید این تصویری که از نسبت سینما و دولت ترسیم می‌کنید را کمی «ایده‌آل گرایانه» و طبیعتاً غیرواقعی بدانم؟ در ۴۰ سال گذشته واقعاً شاهد چنین منفعت‌طلبی‌های کلانی نبودیم و وقتی از منفعت مدیران و سیاست‌گذاران دولتی سؤال می‌کنم هم مشخصاً منظورم همان منفعت‌های محدود و فردی است. تاریخ تحولات سینمای ایران چنین آدرسی به من می‌دهد که آمدوشد مدیران را متأثر از و در عین حال تأثیرگذار بر منفعت‌های شخصی افراد بدانم…

این می‌تواند همان نقطه‌ای باشد که بحث چالشی مدنظر شما شکل بگیرد، چراکه کاملاً در این زمینه نظرم مخالف با شما است. به نظرم این تصویر اصلاً ایده‌آل‌گرایانه نیست. اگر این حرف را درباره دیگر صنایع می‌زدید من سکوت می‌کردم. اگر درباره دیگر حوزه‌های اقتصادی و صنعتی چنین مسئله‌ای را مطرح می‌کردید می‌توانستم را تا حدودی حق را به شما بدهم اما درباره سینما، اگر شمایی که در این حوزه فعال هستید، قضاوت را کنار بگذارید و نگاهی به داشته‌های ما در این حوزه در مقطع وقوع انقلاب بیندازید و آن را با دنیا مقایسه کنید، حتماً حاصلش به همین خنده‌داری‌ای می‌شود که امروز مطرح می‌کنید؛ چهل سال پیش صحبت از اینکه ایران سینما دارد، خنده‌دار بود. چهل سال پیش طرح این موضوع که سینمای دنیا ناگزیر از توجه به سینمای ایران است، اساساً محلی از اعراب نداشت. این‌ها در آن مقطع همه ایده‌آل گرایانه بود و امروز واقعیت است…

* تردیدی در این دستاوردها نیست و تعریض من هم اصلاً درباره جایگاه رفیع سینمای امروز ایران نبود، آنچه در روایت شما به نظرم ایده‌آل‌گرایانه می‌نماید، نگاه مدیران و دولتمردان به ظرفیت‌های سینما است که واقعاً معتقدم نسبتی با واقعیت این ۴۰ سال ندارد. هیچ‌گاه چنین نگاه جدی و استراتژیکی به سینما نداشته‌ایم و از این زاویه ضربه‌های زیادی هم خورده‌ایم… م.

در این مورد تا حدودی با شما همراهم. اتفاقاً هرگاه مدیریت سینما از این نگاه دور بوده، گرفتار همان بلای منفعت‌های شخصی شده‌ایم. هرگاه منفعت شخصی اعم از مالی و غیرمادی، در دوره هر مدیری اولویت پیدا کرده، حتماً «خیانت» رخ داده است. حیات و منفعت سینما از دوره‌ای به بعد در گرو نگاه و رویکرد بین‌المللی بوده است. از مقطعی به بعد تولید برای خودمان کارکرد نداشت و سینمایی که نگاه به داخل داشته، خاصیت و مأموریت‌هایی که برایش قابل‌تعریف بوده را نمی‌توانسته بپذیرد. پس هر کس در جایگاه هدایت این جریان اولویت را به منفعت شخصی داده است، در بهترین حالت از سر جهل خیانت کرده است. اگر از سر علم و آگاهی بوده باشد هم که قطعاً خیانت رخ داده است.

بد نیست در کنار بررسی کارنامه بدنه سینما، کارنامه مدیران در دوره‌های مختلف هم ارزیابی شود؛ این ارزیابی کمک می‌کند اگر در مقطعی حرکت بر اساس منافع شخصی بوده، مشخص شود که واقعاً باور دارم این اتفاق در صورت وقوع، حتماً خیانت بوده استسینمای ایران از شرایط زیر صفر خود را به جایگاه امروز رسانده است. در بسیاری از سال‌های اخیر سینمای ایران جزو ۱۵ کشور اول سینمای جهان از نظر تولید و محتوا بوده است. جشنواره‌های سینمایی بسیاری در این سال‌ها در جهان بوده‌اند که در نبود نماینده‌ای از سینمای ایران احساس کمبود می‌کردند و می‌کنند. حتی شده به اندازه یک کرسی از سینمای ایران تلاش کردند که سهمی در ویترین خود از سینما ما داشته باشند. این تفاوت همان پیشرفت امیدوارکننده‌ای است که ما را مجاب می‌کند که انتظار بالاتری از سینما داشته باشیم.

از منظری که شما سؤالتان را طرح کردید، اتفاقاً بد نیست در کنار بررسی کارنامه بدنه سینما، کارنامه مدیران در دوره‌های مختلف هم ارزیابی شود تا ببینیم در هر دوره‌ای هر مدیر چه برنامه و رویکردی برای سینما داشته و چقدر در جهت‌دهی سینما به سمت نقطه مدنظر خود موفق بوده است. این ارزیابی کمک می‌کند اگر در مقطعی آن طور که شما معتقد هستید، حرکت بر اساس منافع شخصی بوده، مشخص شود که واقعاً باور دارم این اتفاق در صورت وقوع، حتماً خیانت بوده است. این قضاوت ناشی از تندروی نیست، باور دارم که این مردم و این نظام حقش چنین نگاهی نیست. در هر حوزه‌ای، به‌خصوص در حوزه سینما که ما معتقدیم چنین ظرفیت‌های کلانی می‌تواند داشته باشد.

اگر در مقطعی خطایی از سوی مدیریت سینما رخ داده، باید آن را به‌عنوان یک خیانت موردبررسی قرار دهیم. به‌خصوص که سینمای ایران از همان روز نخست یک مشکل اساسی هم داشته است؛ به دلیل سابقه سینما در سال‌های پیش از انقلاب، همواره سوءتفاهم و سوءظنی نسبت به آن در حاکمیت و نظام وجود داشته است. به‌واسطه آن سابقه همواره برخی آدرس‌های غلط از سوی برخی افراد پیرامونی، دست‌اندرکاران سینما اعم از مدیران و سینماگران را تهدید می‌کرده است.

از سوی دیگر عده‌ای هم بوده‌اند که مدام با این نگاه که انقلاب تمام شد، سودای بازگشت به سینمای قبل از انقلاب را در سر داشتند و هر از گاهی دست‌فرمانشان به مرز سینمای پیش از انقلاب هم نزدیک شده که نشانه‌ها و نمونه‌های آن را همین سال‌های اخیر هم در تولیدات سینما دیده و می‌بینیم. اگر به این نگاه میدان داده شود، از آن جهت که سینما همه نوع مخاطب بالقوه دارد، می‌تواند تبدیل به یک تهدید شود.

* اشاره داشتید به مقطع انقلاب و سوءتفاهم‌هایی که نسبت به سینما وجود داشته است؛ بد نیست همین‌جا گریزی به کارنامه و مقطع ورود شما به سینما هم داشته باشیم. غالب روایت‌ها از رزومه شما با حضور در «آیت فیلم» آغاز می‌شود. در بحبوحه انقلاب و روزهای اوج آرمان‌گرایی‌های انقلابی چه شد که دغدغه سینما پیدا کردید و اساساً چه نسبتی با «آیت فیلم» داشتید؟

بد نیست همین‌جا این نکته را که اتفاقاً خودم هم دیده‌ام در برخی منابع ذکر شده اصلاح کنم و آن اینکه بنده اساساً ارتباطی با «آیت فیلم» نداشته‌ام و عضویتی هم در آن نداشتم. پیش از انقلاب عکاسی می‌کردم و فعالیت‌هایی هم در حوزه تئاتر داشتم. مشغله و دغدغه اصلی من در سال‌های پیش از انقلاب همین تئاتر و عکاسی بود. بعد از انقلاب هم مهندسی می‌خواندم و این سؤال امروز شما برای خودم هم مطرح است که واقعاً چه شد به سمت سینما کشیده شدم. البته از ابتدا علاقه و زمینه‌اش را داشتم.

قبل از انقلاب سینما نمی‌رفتم و صرفاً فیلم‌هایی مانند «کلبه عمو تم» و «کتاب آفرینش» را دیده بودم که آن‌ها را هم در کانون دانشجویان می‌دیدیم. از این منظر می‌توانم بگویم ورودم به سینما برمبنای احساس تکلیف بودانقلاب فرهنگی باعث یک گردهمایی در مجموعه انجمن‌های اسلامی شد و حاصل آن گردهمایی تأکید روی این مسئله بود که ما در یکی از فقیرترین و در عین حال ضروری‌ترین حوزه‌ها یعنی فرهنگ و هنر، نیرویی نداریم. غالباً پیش از انقلاب از محافل هنری آن زمان دوری می‌کردیم و اساساً برخی آن را یکی از مظاهر ضدفرهنگ می‌دانستند. به همین دلیل هم برخی سینماها را آتش می‌زدند.

من هم سینما نمی‌رفتم و صرفاً فیلم‌هایی مانند «کلبه عمو تم» و «کتاب آفرینش» را دیده بودم که آن‌ها را هم در کانون دانشجویان می‌دیدیم. از این منظر می‌توانم بگویم ورودم به سینما برمبنای همین احساس تکلیف بود. اینکه امام (ره) بعد از ورود به کشور و در اولین سخنرانی خود اشاره داشتند که «ما با سینما مشکل نداریم» و «سینما از مظاهر تمدن جدید است» نشان از اهمیت این حوزه داشت و نگاه‌ها را نسبت به این موضوع تغییر داد. حالا کار در سینما و هنر جزو مطالبات انقلابی شده بود.

درست است که امروز به‌راحتی از دستاوردهای سینما سخن می‌گوییم اما ۴۰ سال پیش شرایط متفاوت بود و این حضرت امام (ره) بود که در مهم‌ترین زمان و مهم‌ترین سخنرانی خود، با یک جمله که به نظر ناشی از یک آینده‌نگری بود، نگاه‌ها را به این حوزه تغییر دادند. البته همان زمان هم نگاه‌ها نسبت به فرهنگ‌سازی سینما به‌خصوص در آمریکا خیلی جدی بود و خیلی از انتظاراتی که امروز از سینما داریم را پیش‌تر کاربردش را در سینمای آمریکا دیده بودیم. به‌دلیل همین احساس تکلیف بود که درگیر دوره‌های آموزشی شبانه‌روزی شدیم و مشغول به یادگیری شدیم و پس از آن بود که به گروه تلویزیونی جهاد پیوستم و همکاری با گروه شهید آوینی را به‌عنوان فیلم‌بردار آغاز کردم.

* این دوره‌های آموزشی شبانه‌روزی که به آن اشاره می‌کنید ارتباطی با دوره‌های معروف «تل فیلم» در آن سال‌ها داشت؟

بله همان دوره‌ها بود.

* یعنی همان دوره‌هایی که داوود میرباقری تعریف می‌کند اساتیدی همچون بهروز غریب‌پور در آن سینما و هنر نمایش را آموزش می‌دادند؟

این‌ها هم‌دوره با ما نبود. اساتید ما کمی قدیمی‌تر بودند و عملاً در دوره «صفر» آموزش دیدیم چرا که خود ما در گام بعدی «دوره اول» این آموزش‌ها را برگزار کردیم. حاضران در دوره صفر غالباً بچه‌های انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌های مختلف بودند که براساس مصاحبه‌هایی درباره سطح اطلاع و ورودشان به مسائل هنری در این دوره‌ها پذیرفته می‌شدند. دو گروه ۶۰-۷۰ نفری از خانم‌ها و آقایان بودند که در این دوره‌ها حضور داشتند.

جالب است بدانید که زمینه تخصصی من در این دوره‌ها فیلم‌برداری بود که به جهت آشنایی قبلی‌ام با عکاسی انتخاب کرده بودم. بعد هم در گروه جهاد تلویزیون که بعدها نامش «روایت فتح» شد، فیلم‌برداری، تدوین و کارگردانی می‌کردم و بعدها هم تهیه‌کنندگی چند برنامه ترکیبی را برعهده گرفتم. اساساً ویژگی «جهاد» این بود که همه، همه کار می‌کردند. بعضی هم بودند که منحصراً در یک حوزه کار می‌کردند اما من در همه این حوزه‌ها ورود می‌کردم و همین باعث شد که شناختی از همه آن‌ها پیدا کنم.

کار در لابراتوار و فیلم‌برداری را آن زمان از آقای اکبر عالمی، مرد شریف، دانشمند و سخت‌کوش سینما فراگرفتم و هنوز هم خود را وامدار ایشان می‌دانم. استاد مبرزی که همواره خود را در حوزه‌های مختلف به‌روز نگه می‌داشت. خلاصه در حوزه‌های مختلف آموزش می‌دیدیم. خاطرم هست با استفاده از راش‌های مختلف برنامه‌ای ۴۵ دقیقه‌ای با نام «اصحاب فیل» را هم‌زمان با اولین سالگرد حادثه طبس آماده کردم که حتی یادم هست بعد از اخبار ساعت ۹ شب از شبکه اول تلویزیون پخش شد. این اولین کاری بود که ساختم.

* در مقام کارگردان یا تدوینگر؟

بیشتر در مقام کارگردان حضور داشتم و تدوین آن را بچه‌های تدوینگر آن‌وقت تلویزیون کمک کردند. بعدها بیشتر مشغول جبهه شدیم تا بعد از عملیات طریق‌القدس. آذرماه سال ۶۰ بود که عملیات تمام شد و به تهران آمدم. وقتی بازگشتم مطلع شدم برخی از بچه‌های هم‌دوره‌ای ما در «تل فیلم» به وزارت فرهنگ و هنر رفته‌اند. آقایان مرادخانی، مسعودشاهی، پارسایی و برخی دیگر از دوستان. آقای مهدی کلهر در وزارتخانه معاون شده بود که از من هم دعوت کردند برای کارهای مدیریتی به آنجا بروم.

تشخیص آقای انوار بود که باید وارد عرصه نظارت شوم. این تشخیص هم حاصل کلاس‌هایی بود که معمولاً بعدازظهرها در آن شرکت می‌کردیم. خدا رحمت کند اساتید بزرگواری که در آن دوره‌ها مباحث اخلاقی، معرفتی و دینی را تدریس می‌کردند و هر شب هم ما در جلساتشان حضور داشتیمنگاهم آن زمان این بود که اگر اینجا می‌توانم یک فیلم را کارگردانی و یا تدوین بکنم در اداره کل تولید وزارت فرهنگ، گروه‌های تولیدی بسیار بیشتری برای کار هست و با اهدافی که آن زمان داشتیم احساس می‌کردم می‌توانیم مؤثرتر باشیم. با چنین نگاهی بود که وارد وزارت فرهنگ و هنر آن زمان شدم. در حوزه تولید مشغول بودم تا زمانی که آقای انوار به وزارتخانه آمدند و با دعوت ایشان از حوزه تولید به حوزه «نظارت و ارزشیابی» و «همکاری‌های سمعی و بصری» رفتم و هم‌زمان مسئولیت هر دو اداره کل را برعهده گرفتم.

* این به نظرم نقطه عطف مهمی در کارنامه شما است چراکه آغاز ورودتان به سینما مشابه بسیاری از سینماگران دیگر است اما از جایی به بعد شما دیگر «سینماگر» نیستید و تبدیل به «مدیر سینمایی» می‌شوید. این تفاوت مسیر از کجا ناشی شد و چقدر خلقیات و انتخاب شخصی شما در آن مؤثر بوده‌است؟

بخشی از آن شاید همین‌طور که شما اشاره می‌کنید به خصوصیات شخصی بازگردد اما بخش دیگر آن مربوط به نکته‌ای بود که به آن اشاره کردم؛ احساس می‌کردم اگر تا پیش از این من یک تدوینگر صرف بودم، با حضور در گروه تولید وزارتخانه می‌توانستم گروهی از تدوینگران را تحت مدیریت داشته باشم. نگاهم این بود که می‌توان محصول کار را چندین برابر ضریب داد.

خاطرم هست همان موقع یکی از اعضای شورای مرکزی جهاد هم از من سؤال کرد که چرا می‌خواهی به وزارتخانه بروی؟ همین جمله‌ای که امروز می‌گویم را آن روز هم گفتم و هنوز فکر می‌کنم واقعی‌ترین و راست‌ترین دلیلم همین بود. آن روز هم گفتم الان یک نفر هستم و آنجا با ۱۸۰ پرسنل تولیدگر می‌توانم با ظرفیت بیشتری همین کارها را بسازم.

* در آن فضای آرمانی، نگران این نبودید که در کنار تخصصی که مثلاً در فیلم‌برداری و تدوین داشتید، قرار گرفتن در جایگاه یک «مدیر» هم بلدی و تخصص خاص خود را می‌خواهد؟

نه واقعاً چنین نگرانی نبود چراکه پیش از آن مسئول کمیته سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان هم بودم و هم‌زمان در جهاد هم قائم‌مقام گروه بودم. به تعبیری چنین سابقه‌ای داشتم مضاف بر اینکه ورودم به وزارت ارشاد برای نظارت و مدیریت نبود، بلکه واقعاً برای تولید رفته بودم و بعدها آقای انوار بود که تشخیص داد باید به حوزه نظارت بروم. این جابه‌جایی عامل اصلی قطع کامل ارتباط من با جریان تولید در سینما بود.

تشخیص آقای انوار بود که باید وارد عرصه نظارت شوم. این تشخیص هم حاصل کلاس‌هایی بود که معمولاً بعدازظهرها در آن شرکت می‌کردیم. خدا رحمت کند اساتید بزرگواری که در آن دوره‌ها مباحث اخلاقی، معرفتی و دینی را تدریس می‌کردند و هر شب هم ما در جلساتشان حضور داشتیم. براساس مجموعه این آموزش‌ها و ویژگی‌ها بود که آقای انوار تشخیص دادند در حوزه نظارت می‌توانیم نقش مؤثرتری داشته باشیم و این همان نقطه‌ای است که ما را از جریان تولید جدا کرد تا همین سال‌های اخیر که مجدد و به‌صورت پراکنده سروقت تولید هم رفته‌ام.

* مهر

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«دنگ و فنگ روزگار» روی آنتن می‌رود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: سریال جایگزین “نون.خ” مشخص شد؛ “دنگ و فنگ روزگار” از ۱۷ فروردین به آنتن شبکه یک می‌رسد.

ایفای نقش‌های محوری این مجموعه برعهده سیروس گرجستانی و محمد نادری است؛ دو دوستی که طی شراکت دچار مشکلاتی می‌شوند و ناچار هستند طی سال‌ها این مشکلات را پنهان کنند. همین مسأله باعث رقم خوردن اتفاقات مختلف طنز می‌شود.  

«دنگ و فنگ روزگار» سریالی اپیزودیک است که در کنار آن یک داستان محوری و اصلی روایت می‌شود. هر هفته یک قصه جدید شروع شده و با پایان هفته به اتمام می‌رسد به این ترتیب این مجموعه ۳۰ قسمتی تقریباً ۵ فصل ۶ قسمتی را در برمی‌گیرد.

*جالب است با روی آنتن رفتن “دنگ و فنگ روزگار” شروع جدید و جالب توجهی برای گروه فیلم و سریال شبکه یک به حساب می آید که سال ۹۸ را با دو طنز آغاز کرده و بنابر گفته معاون سیما تلویزیون به فقدان طنز پایان می‌دهد.

سیروس گرجستانی، محمد نادری، نیما شاهرخ‌شاهی، بیژن بنفشه‌خواه، زهره فکور صبور، سوگل طهماسبی، محمد فیلی، غلامرضا نیکخواه، امیر غفارمنش، ساعد هدایتی، شیرین آقارضا کاشی، پانته آ مهدی‌نیا، سینا رازانی، زهرا داوودنژاد، مهری آل‌آقا، مریم شاه‌ولی، مینا نوروزی، ساقی زینتی، بیتا خردمند، عباس محبوب، طاهر علایی، فریده دریامج، ژیار محمدزاده، ساره صحرایی، ستاره صحرایی، سیروس میمنت و … از جمله بازیگران این مجموعه پُربازیگر هستند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

سربرنیکوف جایزه بهترین کارگردانی و جنگ آنا بهترین فیلم سینمای روسیه را از آن خود کردند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: «جنگ آنا» ‌امسال برای دومین بار جایزه بهترین فیلم سینمای روسیه را در یک رویداد سینمایی ملی از آن خود کرد.

به گزارش سینماپرس، به نقل از تاس،  درامی از جنگ جهانی دوم به نام «جنگ آنا» ساخته آلکسی فدورچِنکو به عنوان برنده جایزه بهترین فیلم در جوایز ملی فیلم «نیکا» روسیه انتخاب شد.

این دومین باری است که این فیلم که درباره یک دختر ۶ ساله است که پس از کشته شدن همه اعضای خانواده‌اش در جریان جنگ جهانی دوم از این رویداد جان سالم به در می‌برد، یک افتخار ملی کسب می‌کند. در ماه ژانویه نیز این فیلم به عنوان بهترین فیلم روسیه برنده جایزه عقاب طلایی شده بود.

در مراسم اهدای جوایز که در مسکو برگزار و به صورت مستقیم از تلویزیون پخش شد،  فدرچنکو از مارتا کوزلووا بازیگر خردسالی که این نقش را ایفا کرد تقدیر کرد و گفت: اگر ما این دختر را نداشتیم، این فیلم ساخته نمی‌شد.

جایزه بهترین کارگردان سال هم به کیریل سرِبرِنیکوف برای فیلم «تابستان» اهدا شد. این فیلم سال پیش در حالی که کارگردان آن در حبس خانگی بود، در بخش اصلی جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد.

جایزه بهترین بازیگر مرد نیز به آلکسی سربریاکوف برای ایفای نقش در فیلم «ون‌گوک» به کارگردانی سرگی لیونف رسید که درباره مشکلات رابطه بین یک مرد و پدر مشهور اوست. او این جایزه را به صورت مشترک با یوگنی تسی‌گانوف برای ایفای نقش نگهبان یک زندان صرب دریافت کرد که به دلیل سرطان تنها دو ماه از زندگی‌اش باقی مانده است.

جوایز نیکا از سال ۱۹۸۹ اهدا می‌شود. سه سال بعد نیز جوایز ای گل یا عقاب ایجاد شد و از آن زمان این دو جایزه در رقابت هستند تا هر یک به عنوان اسکار روسی شناخته شوند.

امسال سی و دومین دوره برگزاری اهدای این جوایز بود که از سوی آکادمی علوم و هنرهای سینمایی روسیه برگزار می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

عکس/ سینما در سالی که گذشت-۱۰


عکس/ سینما در سالی که گذشت-۱۰

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

استفاده از برخی سوپراستارها در تئاتر نوعی کلاهبرداری است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: میکاییل شهرستانی در برنامه مستند پرتره «رخ» تصریح کرد که استفاده از سوپراستارهایی که برای تئاتر تربیت نشده‌اند و فقط برای گیشه به تئاتر می‌آیند، نوعی کلاهبرداری است.

به گزارش سینماپرس، قسمت یازدهم از مجموعه مستند پرتره «رخ» به تهیه‌کنندگی سیدمازیار هاشمی امروز یکشنبه ۱۱ فروردین با موضوع زندگی میکائیل شهرستانی روی آنتن شبکه مستند می‌رود.

یازدهمین قسمت از این مجموعه که «میکائیل» نام دارد، به نویسندگی و کارگردانی سهیل سلیمی ساخته شده و امروز ساعت ۱۵ پخش می‌شود. این قسمت به زندگی میکائیل شهرستانی هنرمند پیشکسوت می‌پردازد.

وی در این مستند تصریح کرد: استفاده از سوپراستارهایی که برای تئاتر تربیت نشده اند و فقط برای گیشه به تئاتر می آیند، نوعی کلاهبرداری است.

این مجموعه در ١٧ قسمت ٦٠ دقیقه‌ای تهیه و تولید شده و به زندگی و آثار هنرمندانی همچون حسن فتحی، سیروس الوند، ثریا قاسمی، همایون اسعدیان، بیژن بیرنگ، امین تارخ، سیروس گرجستانی، حبیب دهقان نسب، شهره سلطانی، سعید نیکپور، سیاوش طهمورث، میکائیل شهرستانی، احمد نجفی، جمشید گرگین، رضا بنفشه‌خواه، قاسم زارع و مهران رجبی می‌پردازد.

کارگردانی این مجموعه آثار را سهیل سلیمی، بهزاد خداویسی، مهدی زنگنه، شهره سلطانی، بهروز پناهنده، سعید عباسی، روح اله مهرابی، مهدی بوستان پرور و سیاوش گرجستانی بر عهده داشته‌اند.

مجموعه مستند پرتره «رخ» در ایام نوروز هر روز ساعت ۱۵ به روی آنتن می‌رود و تکرار آن ساعت ۲۴ پخش خواهد شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

جامعه ادبی در سوگ حسین جلال‌پور – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بنیاد شعر و ادبیات داستانی با صدور پیامی، درگذشت حسین جلال‌پور، شاعر، پژوهشگر، منتقد ادبی و استاد دانشگاه را تسلیت گفت.

به گزارش سینماپرس،  حسین جلال‌پور دبیر انجمن ادبی «هوای تازه»، روز گذشته ۱۰ فروردین در سانحه رانندگی در محور جاسک – خورموج درگذشت. به همین مناسبت بنیاد شعر و ادبیات داستانی با صدور پیامی، درگذشت این شاعر، پژوهشگر، منتقد ادبی و استاد دانشگاه را تسلیت گفت.

در این پیام آمده:

مسافر دریا بود و گفته بود که تا سپیده نمی‌پاید…

«در روزهای آغازین سال جدید، خبر درگذشت شاعر محجوب و ادیب خطه جنوب، جامعه ادبی کشور را در بهت و سوگ فرو برد.

دکتر حسین جلال‌پور از ابتدای تاسیس پایگاه نقد شعر از منتقدین این پایگاه بود. شاعران و ادب‌جویان جوان نیز در دوره‌های آموزشی کلک‌خیال، از دانش و تخصص او بهره‌های بسیار برده‌اند.  

بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان درگذشت ایشان را به خانواده‌ محترم و جامعه ادبی کشور تسلیت می‌گوید و برای آن مرحوم، غفران الهی می‌طلبد.»

* زنده‌یاد حسین جلال‌پور، متولد ۱۳۵۵ در شهر گناوه بود و آثاری همچون مجموعه غزل «کلاغِ بعد از باغ» و تصحیح‌ «دیوان محمدخان دشتی»، دیوان و مثنوی‌های «همای و همایون»، «گل و نوروز»، «گوهرنامه» و «کمال‌نامه» از خواجوی کرمانی را در کارنامه ادبی خود داشته است.

مشاهده خبر از سایت منبع