علی رهبری آهنگساز و رهبرارکستر با انتشار متنی نسبت به درگذشت حسن ناهید هنرمند فقید عرصه نی نوازی ابراز همدردی کرده و از وی به عنوان یکی از بهترین معلمان خود یاد کرد.
علی رهبری آهنگساز و رهبر ارکستر روز سه شنبه دوم اسفند با انتشار متنی نسبت به درگذشت حسن ناهید هنرمند فقید عرصه نی نوازی ابراز همدردی کرده و از وی به عنوان یکی از بهترین معلمان خود یاد کرد.
در متن منتشر شده از سوی علی رهبری آمده است:
«از شنیدن خبر فوت استاد حسن ناهید بسیار غمگین شدم. استاد حسن ناهید علاوه بر اینکه ۲ سال معلم نی بنده بودند، سه سال هم در دوران ریاست من در هنرستان عالی موسیقی ملی بهترین شاگردان را تربیت کردند. استاد ناهید هم مانند دهلوی ها و استادان دیگر با رضایت فراوان زحمت کشیدند اما با نارضایتی بی حد زندگی کردند و از دنیا رفتند. (گلایه ها و دردهایشان در فضای مجازی موجود است.)
خبر درگذشت ایشان و مراسم خاکسپاریشان را تمام رسانه ها منتشر کرده و تابوتشان را هم عده زیادی حمل کردند. این سرنوشت اکثر موسیقی دانها در ایران بوده و هست که باید حتما فوت کنند تا صدها نفر از آنها یاد کنند و برایشان عزاداری کنند.
استاد حسن ناهید یک معلم واقعی بود، معلمی بسیار هنرمند، خوش رو، عالی و مهربان؛ و من به خوبی یادم هست که طی دوران دانشجویی ام در هنرستان عالی موسیقی ملی به پیشنهاد استادم حسین دهلوی جهت آشنایی بیشتر با سازهای ایرانی ۲ سال نزد استاد اسماعیلی تمبک و در کنار آن ۲ سال هم نزد استاد ناهید ساز نی را فراگرفتم. جالب آن که همراه با استاد ناهید که در آن زمان معلم بسیار جوان با ادب و خوش پوشی بودند و شاید بیست و چند سالی هم بیشتر سن نداشتند علاقه زیادی به ساز نی پیدا کرده بودم.
در سه سالی هم که قبل از پیروزی انقلاب، ریس هنرستانهای موسیقی بودم در کنار ایشان شاهد تربیت شدن نی نوازان فراوانی بودم.
درگذشت ایشان را به دوستداران موسیقی مخصوصا موسیقی سنتی ایران تسلیت می گویم. روحشان شاد.»
سینماپرس: تهیهکننده سریال «آسوده باش» که شهرام عبدلی برای بازی مقابل دوربین این سریال به شهر مشهد سفر کرده بود، ضمن آرزوی سلامتی برای این بازیگر تاکید کرد، وی به هنگام بازی در صحنه تصویربرداری این سریال دچار عارضه مغزی نشده و در آن لحظه در هتل در حال استراحت بوده است.
به گزارش سینماپرس، همچنین پیگیریهای ایسنا حاکی از آن است که بازی شهرام عبدلی هنوز در این پروژه آغاز نشده بوده است.
روابط عمومی پروژه هم اعلام کرد، تصویربرداری سریال «آسوده باش» به کارگردانی حسن حجگذار و تهیهکنندگی امیر رحیمزاده و مرتضی اسکافی از اوایل هفته گذشته در شهر مشهد آغاز شده است. بخش عمده تصویربرداری این سریال در مشهد و شهرهای اطراف آن و ۲۰ درصد آن در سه کشور ترکیه، ارمنستان و آلمان انجام خواهد شد.
از فاطمه گودرزی، میرطاهر مظلومی، پرویز فلاحیپور، نفیسه روشن، آرام جعفری، شهرام عبدلی، امیر غفارمنش، حسن اسدی، شهنام شهابی، مجید شهریاری، رضا توکلی، اصغر سمسارزاده، پوراندخت مهیمن و سعیده عرب به عنوان بازیگران اصلی نام برده میشود.
در خلاصه داستان «آسوده باش» با مضمونی اجتماعی آمده است: عمارتی اصیل و ریشهدار، شانه به شانه، نذر زوار حرم میشود، ولی حالا این عمارت به دست وراثی افتاده که تصمیم دیگری گرفتهاند …
دیگر عوامل این پروژه عبارتند از: نویسندگان: اسماعیل بایگی، حسن حجگذار، مجری طرح و سرمایهگذار: شرکت هلدینگ پتروارتان – امیر رحیمزاده، مدیر تولید: علیرضا طحانزاده، مدیر تصویربرداری: عارف نامور، مدیر صدابرداری: حامد شیوندی، طراح چهرهپردازی: امیرحسین غفاری، طراح صحنه و لباس: علی مربی، عکاس: آرش شاهمحمدی، مشاور رسانهای: امین اعتمادیمجد، دستیار اول کارگردان و مدیر برنامهریزی: پیام حنفی، گروه کارگردانی: معین سعیدی، پریا حیدری، منشی صحنه: پریسا تاج، جانشین تولید: مرسده رحیمزاده، گروه فیلمبرداری: مجتبی نظری (دستیار اول)، مرتضی حسنی، رضا محمودی، مهدی عراقیه، مدیر طراحی و تبلیغات: سعید زرگران، سینه موبیل: رضا میرزایی، امور مالی: زینب روحبخش، گروه صدا: رسول هادی، پدرام شیوندی، گروه صحنه و لباس: امیرمسعود صداقتی، سامان خطایی، مصطفی اسدزاده، مائده وحیدیان، گروه گریم: آتنا صالحیان، سجاد خیابانی، محمدامین یوسفی، ثریا سروری، گروه تدوین: نیلوفر بشیگ، گروه تولید و تدارکات: نوا گنجی، رضا فولادی، سهراب صیفیکار، علیاصغر علوی، فرامرز کاکی، مرتضی اکبرنژاد، هادی حجگذار، علی پاکدل، تیزر پشت صحنه: مصطفی صابریراد، رضا صابریراد، ساخت فیلم پشت صحنه: علی سیدی، مدیر تدارکات: اصغر بازگشا، مدیر تشریفات: مهدی باوقار.
سینماپرس: ستاد برگزاری سی و هشتمین جشنواره موسیقی فجر دبیر و اسامی هیات داوران «جایزه ترانه» سی و هشتمین جشنواره موسیقی فجر را معرفی کرد.
به گزارش سینماپرس، با اعلام دبیرخانه جشنواره موسیقی فجر مسلم نادعلیزاده به عنوان دبیر و علی محمد مؤدب، محمود اکرامیفر، محمدامین فروغی، ناصر فیض و محمود حبیبیکسبه داوران این دوره جایزه ترانه معرفی شدند.
در بخش «جایزه ترانه» نیز متن ترانههایی که از مهر ۱۴۰۰ تا مهر ۱۴۰۱ بهصورت تک آهنگ یا در قالب آلبوم موسیقی از سوی مؤسسات یا اشخاص حقیقی و حقوقی پس از دریافت مجوز از دفتر موسیقی تولید و منتشر شدهاند، توسط هیئت داوران بررسی و ترانههای برگزیده معرفی میشوند.
سی و هشتمین جشنواره موسیقی فجر از ۲۸ بهمن تا سوم اسفند ۱۴۰۱ به دبیری بهزاد عبدی در بخشهای رقابتی (جایزه باربد) و غیر رقابتی درحال برگزاری است. جایزه ترانه، جایزه موسیقی و رسانه، بخش سرود و نشستهای پژوهشی برنامههای دیگر این دوره از جشنواره خواهد بود.
سینماپرس: مستند «و اما نام برده» پرترهای از ملا محمدحسین صحاف کرمانی است که هم دوره چهرههای ماندگاری مثل همایون صنعتی و استاد باستانی پاریزی بوده است.
به گزارش سینماپرس، «و اما نام برده» به تهیهکنندگی و کارگردانی سید جواد میرهاشمی تولید جدید شبکه مستند سیما سهشنبه ۲ اسفند ساعت ۲۱ پخش می شود.
میرهاشمی درباره این مستند گفت: «و اما نام برده» مستندی شخصیتنگار با موضوع سیری در زندگی و خدمات علمی فرهنگی محمد اسلامپناه مشهور به ملا محمد حسین صحاف کرمانی است که یکی از شخصیتهای شناخته شده و برجسته فرهنگی کشورمان به شمار میرود. ایشان چندی پیش به عنوان میراث ناملموس ایران شناخته شده است. او تقریبا از آخرین نفرات در ایران است که صحافی را به صورت سنتی انجام میدهد؛ یعنی به جای استفاده از چرمهایی کارخانهای با با چرمهای دستی کار میکند.
وی افزود: او همدوره چهرههای ماندگاری نظیر همایون صنعتی، ایرج افشار، استاد باستانی پاریزی و … بوده که خاطرات شیرین او از همجواری با آنها در بخشهایی از مستند آورده شده است. ملا صحاف کرمانی فرد فرهیختهای است؛ کتاب و مقاله های متعددی دارد که یکی از شاخصترین کتابهای او «کتبیهها و سنگنبشتههای کرمان» نام دارد. او در این کتاب تمام کتبیهها و سنگ نوشتههای کرمان را از دوران جوانی عکس برداشته و به توصیه زندهیاد ایرج افشار تدوین و تشریح در قالب کتابی کرده است.
این مستندساز گفت: یکی از نکات قابل توجه درباره این شخصیت این است که او دو لیسانس دارد و مهندس آب است اما به دلیل علاقهمندی و شغلش (پس از بازنشستگی) یعنی صحافی، لقب ملا را به سنت پیشینیان و صحافان برای خود برگزیده است. در دورهای در سیستان و بلوچستان و خراسان صحافان را با عنوان «ملا» نام میبردند، چرا که میگفتند آنها تمام کتابها را میخواندند.
میرهاشمی درباره روند تولید این اثر توضیح داد و افزود: فیلمبرداری این مستند نزدیک به ۱۲ سال طول کشید، از سال ۸۹ آغاز شد و آخرین جلسه تصویربرداری نیز تابستان امسال بود. البته فرآیند تولید مداوم نبود و به دلیل بیماری استاد به ویژه در ۳-۴ سال اخیر و همهگیری کرونا، با سرعت کمتری پیش رفتیم. نسخه اصلی فیلم ۱۲۰ دقیقه است، اما نسخهای که از تلویزیون پخش میشود، ۸۳ دقیقه است.
عوامل تولید این مستند عبارتند از:
تهیهکننده و کارگردان: سید جواد میرهاشمی، پژوهش: هدی سادات باروتیان و سید جواد میرهاشمی، فیلمبردار: مصطفی عبدی، تدوین: پرویز حسنلو، صدابردار و صداگذار: کیان مهرگان و ایمان لطفیان، گوینده گفتار متن: انسیه ملکیان و عکاس: امید طاری فرد.
مستند «و اما نام برده» روز سهشنبه دوم اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۲۱ از شبکه مستند پخش میشود و بازپخش آن جمعه پنجم اسفند، ساعت ۱۶ خواهد بود.
سینماپرس: فیلم «خوابم میاد» ساخته رضا عطاران در شبکه نمایش خانگی در دسترس علاقهمندان سینمای ایران قرار گرفت.
به گزارش سینماپرس، «خوابم میاد» اولین فیلم سینمایی رضا عطاران در مقام کارگردان در شبکه نمایش خانگی عرضه شد.
«خوابم میاد» محصول سال ۱۳۹۰ است و داستان معلمی به نام رضا را روایت میکند که به میانسالی رسیده و هنوز نمیتواند با زنان ارتباط برقرار کند. او با دختری پاستیل فروش آشنا و به انجام کارهایی ترغیب میشود که باب میلش نیست.
علاوه بر خود عطاران، بازیگران مطرح دیگری چون اکبر عبدی، مریلا زارعی، ویشکا آسایش، سروش صحت، ناصر گیتیجاه، اصغر سمسارزاده، حسین محب اهری و فاطمه هاشمی در «خوابم میاد» نقشآفرینی کردهاند. محمدرضا تختکشیان هم این فیلم را تهیه کرده است.
«خوابم میاد» از خرداد ۱۳۹۱ به نمایش درآمد و با فروشی بالغ بر ۲.۵ میلیارد تومان در سطح کشور به دومین فیلم پرفروش سال تبدیل شد.
سینماپرس: علیرضا جاویدنیا گوینده پیشکسوت رادیو و تلویزیون با اشاره به در نظر گرفتن توانمندیهای مجریان و گویندگان بیان کرد که باید براساس اهداف برنامه این گویندگان را انتخاب کرد.
به گزارش سینماپرس، علیرضا جاویدنیا هنرمند رادیو درباره مستندهای رادیویی و اینکه چطور میتوان این آثار را ارتقا داد به مهر بیان کرد: در مرحله اول باید دید مخاطب چقدر به آن مستند ایمان دارد، باید درک کرد که چقدر مسیر زنده و رئال است.
وی با اشاره به مثالی بیان کرد: یک تهیه کننده قصد تهیه یک مستند از زندگی من را داشت که پس از انجام کار تهیه فیلم، کلام و تصویر و … کل مستند یک ساعت شد. باید هدفها را مشخص کرد و بعد دید زندگی ۵۰ ساله من نوعی را چطور میتوان در یک ساعت جمع کرد.
جاویدنیا با تاکید روی پژوهش در مستندها تصریح کرد: مستند رادیویی با هر موضوعی که باشد باید پشت آن پژوهش باشد، مثلاً زمانی که یک مستند تاریخی ساخته میشود، باید مستندساز بداند که تاریخ ساز است و اثر او در میان مردم ماندگار خواهد شد.
این گوینده برنامههای طنز درباره انتخاب مجری و گوینده در برنامهها نیز عنوان کرد: هدف برنامه است که مثلاً زمانی که برنامهای تهیه میشود باید با توجه به محتوا و مضمون آن گوینده و مجری را انتخاب کرد، ممکن است آن گوینده (که خیلی هم حرفهای است) قابلیت و آن ویژگیهایی که اجرای آن برنامه میطلبد را نداشته باشد.
وی به تاثیر صدا هم اشاره و بیان کرد: اگر قرار باشد مستندی را بشنویم، باید جنس صدا مناسب آن کار باشد. جنس صدای هر کسی مناسب هر برنامه با هر محتوا و مضمونی نیست. مستند قرار است با مخاطب ارتباط برقرار کند. همانند یک گوینده یا مجری که باید با شنونده و بیننده ارتباط بگیرد، مثلاً بهروز رضوی قطعات ادبی اجرا میکند و خیلی هم شنونده دارد، اما من نمیتوانم متون ادبی را بخوانم ممکن است تمام سعی و تلاشم را بکنم و کارم را درست انجام بدهم. شاید هم در مقطعی کارایی داشته باشد، اما درنهایت سودی ندارد.
جاویدنیا در پایان درباره ورود جوانتر ها به عرصه گویندگی نیز عنوان کرد: مهمترین نکته یا پیشنهادم برای جوانان این است که خودشان باشند، صداسازی نکنند. صدای خوب و معلومات داشتن، خیلی خوب است که برای آن هم میتوانند کتاب بخوانند هم از استادان این حوزه راهنمایی بگیرند و کسب دانش کنند.
اختتامیه دومین جشنواره ملی مستند رادیویی پژواک با هدف شناسایی و معرفی استعدادهای حوزه مستند، ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۲ در سالن همایشهای بینالمللی صداوسیما برگزار میشود.
سینماپرس: شفیع آقامحمدیان کارگردان سینما و مدیرعامل سابق مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در خصوصنسبت جشنواره فجر چهل و یکم با انقلاب اسلامی گفت: یک سری از فیلم های به نمایش درآمده در جشنواره فجر آنقدر سیاه بودند که اگر به دست جشنواره های ضد ایرانی نظیر جشنواره فیلم برلین می رسید آن ها را روی هوا قاپ می زدند که از جمله این فیلم ها می توان به «وابل» اشاره کرد! بنده واقعاً نمی دانم این آثار بر اساس چه مبنایی در جشنواره فجر انقلاب اسلامی به نمایش درآمدند؟!
کارگردان فیلم سینمایی «فرار از جهنم» و «مروارید سیاه» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: به زعم بنده فیلم های حاضر در چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر هیچ یک بر اساس تراز سینمای انقلاب اسلامی تولید نشده بودند؛ حتی فیلم هایی که از نظر مضمونی و ژانر فکر می کردیم باید در این راستا ساخته شده باشند دارای ضعف های شدید تکنیکی بودند و نتوانسته بودند با استانداردهای فنی و هنری تولید شوند.
وی ادامه داد: از نمونه این آثار می توان به «سرهنگ ثریا» و «اتاقک گلی» اشاره کرد؛ فیلم هایی که قرار بوده چهره کریه منافقین را به تصویر بکشند اما از این کار عاجز مانده اند! «سرهنگ ثریا» را کسانی می پسندند که تاریخچه منافقین را بدانند اما نسل جوان که مطالعه ای در این زمینه ندارند قطعاً نمی توانند با تماشای این فیلم به میزان لجن بودن منافقین پی ببرند.
آقامحمدیان خاطرنشان کرد: اصلاً جایگاه نظام و انقلاب اسلامی در این فیلم کجاست؟ در این اثر به لحاظ فیلمنامه ای به عمق تاریخ ورود نشده! واقعاً نقش سینما مگر جز آگاهی بخشی است؟ آیا این فیلم می تواند برای جوانان و نوجوانان آگاهی بخش باشد؟ شما بیایید با هم برویم و از چند دانش آموز دبیرستانی بپرسیم که آیا نقشی از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در این فیلم دیدید؟
این سینماگر با تأکید بر اینکه سینما بایستی با این تاریخچه جدی برخورد کند و آثاری تولید کند که آیندگان بتوانند از آن به عنوان رفرنس استفاده کنند اظهار داشت: خانم لیلی عاج زحمت کشیده بود و فیلمش خوش ساخت بود اما نتیجه «سرهنگ ثریا» چه بود؟ برای فیلم «اتاقک گلی» نیز مشخص است که زحمت زیادی کشیدند اما باز همین مشکل دیده می شود چرا چهره کریه منافقین در این فیلم به تصویر کشیده نشد؟
این تهیه کننده سینما سپس به فیلم های به شدت تلخ و سیاه که تصویری مخدوش از جامعه ایران را نشان می دادند اشاره و در این راستا تصریح کرد: فیلم «وابل» چه می خواهد بگوید؟ جز سیاهی و تلخی حرف دیگری دارد؟ فیلم باید امیدواری را در دل مخاطب شکوفا کند اما در این اثر همه شخصیت ها بدبخت و بیکار و رها هستند؛ هیچ نکته مثبت و شیرینی در جامعه انسانی آن ها وجود ندارد. در این ناکجاآباد حتی دکتر و بیمارستان نیست؛ ارتباطات شخصیت های فیلم با هم بر اساس معیارهای فرهنگ ایرانی-اسلامی نیست.
وی متذکر شد: «آن ها مرا دوست داشتند» نیز یک سیاه نمایی صرف بود؛ حقیقتاً من نمی دانم حضور این فیلم در جشنواره فجر انقلاب اسلامی چه معنایی دارد؟ چرا اجازه داده شده چنین فیلم مسموم و تلخی تولید شود؟
آقامحمدیان سپس به بخش دیگری از فیلم های جشنواره فجر چهل و یکم اشاره کرد و گفت: حضور یک سری تله فیلم که عملاً وجودشان در جشنواره ضربه به این رویداد مهم سینمایی محسوب می شد چه معنایی دارد؟ فیلم هایی که مخاطب از دیدن آن ها لذت نمی برد و حتی ممکن است در لحظاتی سخت از سینما منزجر شود! «هوک» و «آه سرد» از جمله این فیلم ها بودند.
وی خاطرنشان کرد: فیلمی مانند «سینما متروپل» در لایه های زیرین برخلاف آرمان های جمهوری اسلامی بود و «گل های باوارده» اثری بود که کارگردانش در نشست خبری فیلم گفت مزخرف است! پس حضور این آثار در جشنواره فجر انقلاب چه معنایی دارد؟
این مدیر فرهنگی در بخش دیگری از این گفتگو به اشکالات عمده ساختاری و اجرایی جشنواره فیلم فجر اشاره کرد و در این باره متذکر شد: من چند فیلم را در سینماهای مردمی مانند فلسطین و صحرا تماشا کردم؛ کیفیت نور و صدا و تصویر در این سینماها بسیار پایین تر از استاندارد است. پارسال هم وضعیت این گونه بود و صدا و رنگ و نور فاجعه بود و ما از مسئولان خواستیم به این مسأله ورود و رسیدگی کنند اما گویا هیچ گوش شنوایی وجود نداشت که دوباره امسال هم چنین فاجعه ای را دیدیم! البته بنده از مسئولان در خصوص اینکه بالاخره این رویداد را برخلاف خواسته سینماگرانی که می خواستند این جشنواره تحریم شود برگزار کردند قدردانی می کنم.
سینماپرس: دبیر و اعضای هیات داوران چهارمین «جایزه موسیقی و رسانه» سی و هشتمین جشنواره موسیقی فجر معرفی شدند.
به گزارش سینماپرس، حسین سرفراز استادیار علوم ارتباطات گروه تعاون و رفاه اجتماعی دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی به عنوان دبیر چهارمین جایزه «موسیقی و رسانه» معرفی شده است.
همچنین، اعضای هیأت داوران این جایزه را مصطفی اسدزاده (دکترای فرهنگ و ارتباطات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت ارشاد)، محمدمهدی مولایی (عضو هیأت علمی گروه روزنامهنگاری دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی)، بهارک محمودی (عضو هیأت علمی گروه روزنامهنگاری دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی) و احمد صدری (پژوهشگر و محقق موسیقی) تشکیل میدهند.
جایزه «موسیقی و رسانه»، در ۲ محور و با هدف تجلیل از نقش اهالی رسانه در نقادی و همافزایی حوزه موسیقی، افزایش نقش رسانهها در توجه عمومی به موسیقی و کلام، فرهنگسازی با موسیقی، افزایش سواد هنر موسیقی در بین عموم جامعه، توجه به گونههای مختلف موسیقی و به ویژه موسیقی نواحی و خردهفرهنگها و تبیین موسیقی به عنوان کالای فرهنگی برگزار و منتخبان آن در آیین اختتامیه جشنواره موسیقی فجر معرفی میشوند.
سی و هشتمین جشنواره موسیقی فجر از ۲۸ بهمن تا سوم اسفند ۱۴۰۱ به دبیری بهزاد عبدی در بخشهای رقابتی (جایزه باربد) و غیر رقابتی درحال برگزاری است. جایزه ترانه، جایزه موسیقی و رسانه، بخش سرود و نشستهای پژوهشی برنامههای دیگر این دوره از جشنواره خواهد بود.
خبرگزاری مهر -گروه هنر-زهرا منصوری: درست در همین سالهایی که سینمای ایران بهواسطه قهر مخاطبان سایه سنگین رکود حاکم بر گیشهها را تجربه میکند و فرآیند عرضه محصولات نمایشی در آستانه ورود به دورانی تازه بهواسطه فراگیر شدن بسترهای عرضه جدید در فضای مجازی قرار دارد، «سینمای کوتاه ایران» انگیزه بالایی برای یافتن مخاطبانی تازه برای خود دارد.
«فیلم کوتاه» یکی از محصولات بصری مهم و جریانساز در دنیای جدید محسوب میشود و به همین دلیل دیگر بهسختی میتوان تولیدات این حوزه را نادیده گرفت.
به همین منظور سرویس هنر خبرگزاری مهر قصد دارد با سرفصل ثابت «هر هفته یک فیلم کوتاه در مهر» به معرفی بخشی از تولیدات «سینمای کوتاه ایران» در قالب گفتگو با عوامل این آثار بپردازد.
فیلم کوتاه «پارادوپینگ» به کارگردانی محمدرضا حسنی رنجبر و نویسندگی رضا فهیمی فیلمکوتاهی است که در بیستمین نوبت از این سلسله گفتگوها، میزبان کارگردانش بودیم.
«پارادوپینگ» سوژهای ساده درباره نوجوانی دارد که با وجود اضافهوزن علاقه دارد بهعنوان دروازهبان در تیم فوتبال مدرسه پذیرفته شود اما با چالشهایی مواجه است.
آنچه میخوانید حاصل گفتگوی خبرگزاری مهر با محمدرضا حسنی رنجبر کارگردان فیلم کوتاه «پارادوپینگ» است.
* در این فیلم کوتاه با رضا فهیمی همکاری داشتید که در عرصه فیلم کوتاه از فیلمسازان شناختهشده است و سال گذشته با فیلم «سفیدپوش» از سوی جشنواره فیلم کوتاه تهران به آکادمی اسکار هم معرفی شد. کمی از شکلگیری این همکاری بگویید و اینکه چگونه به ایده «پارادوپینگ» با لحن نزدیک به کمدی آن رسیدید؟
من حدود سه سال است که در باشگاه ورزشی صنعت مس رفسنجان مشغول به کار هستم و با بچههای مشغول در آکادمی پایه، ارتباط دارم. از تمرینات آنها فیلم و عکس تهیه میکنم برای آنالیز و بررسی و به همین دلیل رابطه نزدیکی با بچهها داشتم. از نزدیک در جریان دغدغه این بچهها برای ورود به میدان فوتبال بودم و از آنجایی که علاقه به فیلمسازی هم داشتم، همواره دوست داشتم فیلمی درباره حال و هوای ورزشی این بچهها بسازم. آقای فهیمی یکی از اساتید و دوستان نزدیک من است که برای هر کاری با او مشورت میکنم. وقتی با او گفتم فیلمنامهای میخواهم که درباره ورزش باشد، پذیرفت و بعد از مدتی قصه «پارادوپینگ» شکل گرفت.
* یعنی بچه تپلی که دوست دارد وارد یک تیم فوتبال شود را خودتان دیده بودید؟
وقتی ایده این کار را با آقای فهیمی مطرح کردم، پیشنهاد کرد که سراغ همین بچهها بروم و پای خاطرات و دغدغههایشان بنشینم. خاطرات این بچهها را گردآوری کردیم تا به یک قصه رسیدیم.
در کارهای کودک ما همواره داریم ویژگیهای مثبت بچهها را نشان میدهیم و هیچوقت سراغ کارهای منفی آنها نرفتهایم. البته در داستان ما هم این بچه واقعاً آزاری به دیگری نمیرساند و صرفاً بهواسطه فشاری که بر روی خود احساس میکرد تلاش کرد مشکلی را برای دوستش بهوجود بیاورد تا او هم به نتیجه مطلوب نرسد
* یکی از ویژگیهای این پسربچه در قیاس با نمونههای مشابه این است که در عین تلاشش برای رسیدن به یک آرزو، اصلاً کاراکتر جنگندهای ندارد و اتفاقاً نسبت به فضای پیرامون خود بهشدت منفعل است. این تصویر هم او را باورپذیر و ملموس کرده و هم کاراکتر بانمکی از او بهتصویر درآورده است.
آریو کاراکتری است که از همه جهت تحت فشار است. او هم از سوی خانواده تحت فشار است و هم از طرف دوستانش. نکتهای که با آقای فهیمی هم درباره آن صحبت کردیم همین بود که در کارهای کودک ما همواره داریم ویژگیهای مثبت بچهها را نشان میدهیم و هیچوقت سراغ کارهای منفی آنها نرفتهایم. البته در داستان ما هم این بچه واقعاً آزاری به دیگری نمیرساند و صرفاً بهواسطه فشاری که روی خود احساس میکرد تلاش کرد مشکلی را برای دوستش بهوجود بیاورد تا او هم به نتیجه مطلوب نرسد. او بهشدت علاقه دارد که دروازهبان تیم فوتبال شود اما هم خانواده بهواسطه نگرانیهایشان مانع او شدهاند و هم دوستش دارد پیشپای او سنگاندازی میکند.
* حس انتقام بهخوبی در این داستان نمود دارد و شاید به همین دلیل است که در کارهای کودک کمتر سراغ چنین تصویرهایی میروند!
البته تأکید میکنم که در این داستان هم او انتقام سنگینی نمیگیرد، تنها میخواهد موقعیتی که خودش از آن محروم مانده است، به دیگری هم نرسد!
* بازیگر بانمکی برای نقش اصلی انتخاب کردهاید، چگونه به این گزینه رسیدید؟
انتخاب بازیگر و بازیگردانی این پروژه برعهده آقای فهیمی بود. نزدیک به یک ماه آن هم در شرایط کرونا برای انتخاب بازیگران وقت گذاشتیم. ابتدا یک فراخوان بازیگری در مدارس و فضای مجازی منتشر کردیم که در حدود ۱۲۰ نفر با مشخصات یک پسر چاق، انتخاب شدند. از میان آنها بازهم دست به انتخاب زدیم که خیلی هم این فرآیند سخت بود. شیوه آقای فهیمی هم در بازیگردانی اینگونه بود که متن در اختیار بچهها نمیگذاشت و چند دقیقه قبل از هر سکانس، دیالوگها را با آنها تمرین میکرد تا جلوی دوربین بروند. برای رسیدن به گزینه نهایی و بازی گرفتن از بازیگر اصلی آقای فهیمی بسیار زحمت کشیدند. کار در مدرسه هم سختیهای خود را داشت و در روزهای تصویربرداری علاوهبر کارگردان و عوامل فیلم، ما مربی و ناظم این بچهها هم بودیم! کار با بازیگران کودک واقعاً سخت است.
نمایی از فیلم کوتاه «پارادوپینگ»
* در مقام کارگردان، خودتان «پارادوپینگ» را بیشتر در ژانر ورزشی میدانید یا روایتی اجتماعی متناسب با گروه سنی کودک و نوجوان؟
این اولین کار حرفهای من محسوب میشود که مشاورههای آقای فهیمی در این کار بسیار به من کمک کرد. علاقه شخصی خودم در فیلمسازی پرداختن به سوژههای اجتماعی با لحن کمدی است. در عین حال بهواسطه سابقهای که در محیط ورزش داشتم، میدانم که در این زمینه هم سوژههای بسیاری وجود دارد. سوژههای بسیار زیادی در همین تیمهای ورزشی و بهخصوص باشگاههای فوتبالی وجود دارد.
* که کمتر فیلمسازی هم سراغش میرود!
بله. من به شخصه اما به این فضا علاقهمندم و شاید یک کار ورزشی دیگر هم بسازم. البته نمیخواهم خودم را در یک قالب تکرار کنم و دوست دارم در حوزهها و ژانرهای مختلف تجربه داشته باشم. در عین حال در دنیای ورزش سوژههای بسیار جذابی وجود دارد.
این فیلم در حدود ۴۰۰ میلیون تومان هزینه داشت که برای آن وام شخصی گرفتم و هنوز هم دارم قسطهای آن را پرداخت میکنم. بعد از تولید بود که در پیچینگ انجمن سینمای جوان ثبتنام کردم و فیلمم پذیرفته شد. حدود ۱۰۰ میلیون تومان هم آنها پرداخت کردند. باشگاه مس مبلغ خیلی کمی در این پروژه سرمایهگذاری کرد اما در مجموع از فیلم حمایت کردند
* اشاره به حضورتان در باشگاه مس رفسنجان داشتید؛ آیا باشگاه در زمینه تأمین مالی این پروژه از شما حمایت کرد؟
هزینههای ساخت را بهطور کامل باشگاه تأمین نکرد و تنها بخشی از آن را پرداخت. این فیلم در حدود ۴۰۰ میلیون تومان هزینه داشت که برای آن وام شخصی گرفتم و هنوز هم دارم قسطهای آن را پرداخت میکنم. بعد از تولید بود که در پیچینگ انجمن سینمای جوان ثبتنام کردم و فیلمم پذیرفته شد. حدود ۱۰۰ میلیون تومان هم آنها پرداخت کردند. باشگاه مس مبلغ خیلی کمی در این پروژه سرمایهگذاری کرد اما در مجموع از فیلم حمایت کردند.
* یعنی اینگونه بود که چون در باشگاه شاغل بودید، از فیلمتان حمایت کامل کرده باشند؟
نه اینطور نبود. فیلم را با پول شخصی ساختم و حمایتهای مالی بعد هم مربوط به پستولید پروژه بود. البته جدا از مسائل مالی در دیگر زمینهها باشگاه از ما حمایت کرد. تعدادی از همین بچهها که در فیلم میبینید، از بچههای آکادمی باشگاه مس هستند.
* به نظر میرسد ۴۰۰ میلیون تومان هم بودجه بالایی برای تولید این فیلم باشد.
هزینههای تولید بسیار بالاست و همین الان اگر بخواهید یک فیلم کوتاه دیگر را بسازید، حداقل برآورد شما ۵۰۰ میلیون تومان میشود که بخش عمدهای از آن هم مربوط به تأمین تجهیزات است. همان تجهیزاتی که ما سال گذشته برای این فیلم گرفتیم، امسال هزینه تأمین آنها چندین برابر شده است.
* یکی از نکات در تصمیم پایانی کاراکتر اصلی، تأثیرپذیری او از رفتار پدرش است. چقدر در زمینه نمایش این تأثیر تعمد داشتید؟
بالاخره در فیلم میبینیم که او سر میز ناهار چیزهایی را از پدرش میپرسد و بعد براساس همان شنیدهها که در ذهنش مانده است دست به انتقام میزند. بالاخره بچهها از پدر و مادر و محیط پیرامون خود الگوبرداری و گاه تقلید میکنند و این نکته هم در فیلم وجود دارد.
* با توجه به تأکیدی که جشنواره فیلم کوتاه تهران در زمینه توجه به گونههای مختلف داشت، فیلم شما چندان موردتوجه قرار نگرفت، انتظار توجه بیشتر نداشتید؟
من نتوانستم همه فیلمهای جشنواره را ببینم. به همین دلیل هم نمیتوانم قضاوتی در این زمینه داشته باشم. فیلمم در جشنواره پذیرفته شد اما در زمینه داوریها هیچ دلخوریای نداشتم. واقعیت این است که جایزه برایم موضوعیت نداشت و جایزه اصلیام این بود که با فیلمم توانستم مردم را بخندانم و سرگرم کنم. این دستاورد برایم بسیار مهمتر از گرفتن هر جایزهای بود.
* این بازخورد از مخاطب را غیر از اکران جشنوارهای در چه بسترهای دیگری تجربه کردهاید؟
غیر از جشنواره چند اکران محدود در رفسنجان داشتیم. البته اکران عمومی نداشتیم اما هر گروهی از مخاطبان که به تماشای فیلم نشستند، بعد از آن ابراز کردند که خیلی از فیلم خوششان آمده است. این برایم حس خوبی داشت.
* برنامهتان برای ادامه مسیر فیلمسازی چیست و آیا قصد ورود به سینمای بلند را هم دارید؟
اینگونه نیست که بعد از ساخت یک فیلم کوتاه بخواهم به سرعت وارد سینمای بلند شوم. هنوز میخواهم فیلم کوتاه بسازم و در این حوزه تجربه کسب کنم. انشالله بعد از ساخت چند فیلم کوتاه دیگر و کسب تجربه بیشتر شاید سراغ سینمای بلند هم بروم. در حال حاضر هم روی فیلم دیگری با موضوع کودکان و ارتباط آنها با آسیبهای اجتماعی کار میکنم که آن را هم با بودجه شخصی و در قالب فیلم کوتاه خواهم ساخت. فیلم «پارادوپینگ» هم در حال حاضر در اختیار پخشکننده بینالمللی قرار دارد و قرار است در چند جشنواره خارجی حضور داشته باشد. اولین حضور هم جشنواره فیلمهای کودک و نوجوان چین است که فیلم ما در آن پذیرفته شده و اردیبهشتماه سال آینده برگزار میشود.