
سینماپرس: شب گذشته مهران مدیری با احترام برومند همسر زندهیاد داوود رشیدی گفتوگو کرد.
به گزارش سینماپرس، شب گذشته مهران مدیری میزبان احترام برومند بازیگر و همسر هنرمند فقید داوود رشیدی بود.
برومند در ابتدا درباره تجربه ناب زندگی در یک خانواده هنرمند گفت: زندگی در یک خانواده هنرمند، زیباییها و اتفاقات خاص و شیرین خود را دارد؛ البته سختی هم دارد.
او درباره چگونگی آشنایی و ازدواج خود با داوود رشیدی اظهار کرد: ما توسط یک دوست مشترک با یکدیگر آشنا شدیم. مدتی با هم معاشرت کردیم که به ازدواج ختم شد.
وی درباره فرهاد پسرش – که یکی از دانشمندان بنام ایرانی در سوئیس است- گفت: داوود همیشه عقیده داشت، باید در ایران زندگی کرد؛ اما زندگی فرهاد استثنایی بود؛ زمانی که او به پلی تکنیک لوزان رفت خیلی خوب درس خواند و امکانات خوبی از نظر علمی در اختیارش قرار گرفت. از نظر بین المللی به دستاوردهای علمی خوبی رسید و با همکاران خود مدلهای مختلفی را در زمینه کاریاش اختراع کرد. همه این موارد و اتفاقات باعث شد که در آنجا بماند. امروز از نتیجه کارهای علمی او و همکارانش در همه دنیا استفاده میشود.
برومند افزود: البته فرهاد همیشه با دانشجویان دانشگاههای فنی و مهندسی ایرانی در ارتباط است.
این هنرمند درباره زندگی خود با همسرش بیان کرد: زندگی خوبی با آقای رشیدی داشتم؛ هیچ لحظهای از زندگی با او خسته نشدم. او برعکس نقشهایی که بازی میکرد، بسیار انسان شوخ طبعی بود. در تمام دوران زندگی یک بار غر زدن آقای رشیدی را نشنیدم.
در بخشی از این گفت و گو، مدیری با بیان خاطرهای از مرحوم رشیدی گفت: آقای رشیدی خیلی تند رانندگی میکرد و شما هم همیشه حرص میخوردید؛ همسرتان باید از همه ماشینها سبقت میگرفت و آنها را رد میکرد. زمانی هم که پلیس جلوی ایشان را میگرفت، ناراحت میشدند و میگفتند باید دوباره از همه ماشینها سبقت بگیرم!
برومند هم گفت: بله دقیقاً؛ همیشه بعد از اینکه از مسافرت میآمدیم به من میگفت، این آخرین باری بود که تو را با خودم مسافرت بردم (خنده)
برومند سپس درباره هم محله ای بودن با مدیری گفت: ما با شما هم محلهای هستیم و زمانی در دلگشا زندگی می کردیم. سالها آنجا بودیم و به نظرم افراد بسیاری در حوزههای مختلف در این محله بزرگ شدند.
مدیری هم ضمن تأیید صحبتهای برومند گفت: بله؛ من هم آنجا به دنیا آمدم. البته امکانات کمی داشت. معلمهای ما عاشق این بودند که به قصد کُشت ما را بزنند؛ اما ما نمیمردیم و پر رو بودیم (خنده)
کارگردان فیلم «پرتغال خونی» گفت: شبکههای ماهوارهای با پخش فیلمها به صورت قاچاق هزینه حداقل ۳ میلیاردی تولید یک فیلم و همین طور زحمت ۷۰ یا ۸۰ نفر را نابود کرده و با خاک یکسان میکنند.
به گزارش سینماپرس، سیروس الوند در گفتگو با میزان، پیرامون پدیده قاچاق فیلم طی ماههای اخیر گفت: ما نیازمند آن هستیم که مقابل قاچاق فیلم بایستیم، البته پلیس فتا برخوردهای قابل توجه و خوبی با قاچاق فیلم انجام داده است، این بحث قاچاق فیلم سالها پیش هم یکبار پررنگ شد، اما بعد از برخورد قاطع با متخلفان این پدیده از بین رفت، در وضعیت فعلی هم ما نیازمند چنین برخوردهایی هستیم تا دیگر شاهد قاچاق فیلم نباشیم.
وی با اشاره به پخش همزمان فیلمهای چرخه اکران آنلاین در شبکههای ماهوارهی خارج از کشور افزود: شبکههای ماهوارهای خلاف اینکه همیشه خودشان را حامی هنرمندان و سینما اعلام میکنند، اما به راحتی فیلمهایی که در حال اکران هستند را به نمایش میگذارند، آنها فکر نمیکنند که این اقدامشان چه بلایی سر آن اثر خواهد آورد.

کارگردان فیلم «پرتغال خونی» در همین راستا اظهار کرد: بدون شک پخش فیلمهای سینمایی ایرانی در حال اکران از شبکههای ماهواره اقدامی ناشایست و غیر قانونی است و امیدوارم راهی برای برخورد جدی با این شبکهها هم پیدا شود. تاکنون برخوردهای خوبی با قاچاق داخل کشور رخ داده اما باید دنبال راهکاری درست برای مقابله به این شبکه ها باشیم.
کارگردان فیلم سینمایی «زن دوم» پخش غیرمجاز فیلمهای ایرانی از شبکههای ماهوارهای ویران کننده خواند و افزود: شبکههای ماهوارهای با پخش فیلمها به صورت قاچاق هزینه حداقل ۳ میلیاردی تولید یک فیلم و همین طور زحمت ۷۰ یا ۸۰ نفر را نابود کرده و با خاک یکسان میکنند، متاسفانه فعلا کاری نمیتوان کرد، زیرا دستمان به آنها نمیرسد، اما امیدوارم کمی انسانیت داشته باشند و فیلمها را به این شکل پخش نکنند.

وی با اشاره به تاثیر بیماری کرونا بر سینمای کشور تاکید کرد: در شرایط فعلی من چارهای به جز اکران آنلاین فیلم «آنجا همان ساعت» نداشتم، بعید میدانم که سینماها تا سال ۱۴۰۰ به وضعیت عادی برگردند، به همین دلیل با سرمایه گذار فیلم صحبت کردم و وی هم به اکران آنلاین این اثر رضایت داد.
الوند حفظ با اشاره به امیدواری خود برای فروش «آنجا همان ساعت» در چرخه اکران آنلاین خاطرنشان کرد: من نسبت به سرمایهای کار وارد فیلمم شده و اعتمادی که سرمایه گذار به من داشته مسئولم، پنجاه سال است که در عرصه سینما فعالیت میکنم و به خودم اجازه نمیدهم که سرمایه گذار اثر متضرر شود به همین دلیل برای اکران آنلاین فیلم در اولین گام با وی وارد صحبت شدم و رضایت کامل وی را دریافت کردم.
سینماپرس: خانه عاشیقهای ایران با همکاری مدیریت مراکز فرهنگی هنری منطقه ۴ شهرداری تهران داستان «دده قورقود» از روایتهای موزیکال ادبیات عاشیقی را در فرهنگسرای اشراق برگزار میکند.
به گزارش سینماپرس، داستان فولکور ادبیات عاشیقلار به سرپرستی عاشیق سلجوق شهبازی ساعت ۲۰ روز شنبه ۱۷ خرداد با حضور جمعی از اساتید، مدیران و کارشناسان فرهنگی هنری در کتابخانه سراج منطقه ۴ برگزار میشود.
طی این برنامه که به همت خانه عاشیقهای ایران با مدیریت فرهنگی هنری منطقه ۴ – فرهنگسرای اشراق، برگزار میشود، یکی از ۱۲ داستان «دده قورقود» را اجرا، ضبط تصویری و مستند خواهند کرد.
عاشیق سلجوق شهبازی (مؤسس و مدیرعامل خانه عاشیقهای ایران) درباره این برنامه اظهار کرد: یکی از داستانهای فولکلور ادبیات عاشیقلار (دیرسه خان اوغلو بوغاج) از اثر جاودانه «دده قورقود» توسط ۴۰ نوازنده و خواننده (عاشیق) اجرا خواهند شد.

وی در توضیحات تکمیلی این برنامه توضیح داد: هنر عاشیقها مراحل و سطحبندیهای مختلفی دارد که عالیترین سطح آن را «حاق و دده» میگویند. از گذشتههای دور نوازندگان و خوانندگان دورهگردی بودند که به آنها «اوزان»، بعدها «عاشیق» و به ساز آنها «قوپوز» میگفتند. افرادی که هنر عاشیقی را انتخاب میکنند و ادامه میدهند و از این راه کسب درآمد میکنند اگر بتوانند تمام مراحل را به خوبی پشت سر بگذارند در نهایت به مرحلهای میرسند که به آنها «دده» به معنای «پدر معنوی مردم» میگویند. چنین فردی جایگاه بسیار ویژهای در بین مردم ترکزبان دارد؛ برای مثال اگر اختلاف یا دعوایی در هر خانواده و روستا و شهر و منطقهای وجود داشته باشد با ورود او پایان پیدا میکند. در واقع دده جایگاه یک پیر یا مراد را برای مردم بازی میکند.

سینماپرس: اخیراً درباره مجموعه عموپورنگ نوشتیم که داریوش فرضیایی در رویکردی عجیب پس از آنکه سالها با بلند کردن دو دست پایان برنامهاش را اختصاص به دعای دسته جمعی با کودکان میداد و رکن اصلی دعاخوانیاش دعای «اللهم عجل لولیک الفرج» بود، مدتهاست این بخش را از برنامهاش حذف کرده و رنگ و بوی برنامه را به سمتی برده که خدا و معنویت به طور کلی حذف شدهاند، اماای کاش این عقبنشینی معنوی به همین جا ختم میشد.
به گزارش سینماپرس، ظاهراً برنامه عموپورنگ هر قدر جلوتر میرود به شکلی ناگزیر بیش از پیش تن به سکولاریسم و اومانیسم پنهان و پیدا میدهد و این تن دادن را باید مانند بسیاری از برنامههای پربیننده سیما به انفعال در برابر اسپانسرها مربوط دانست.
تقریباً هیچ برنامه پربینندهای در سیما نیست که پس از مدتی به طور خودخواسته همه جنبههای دینی و معنوی در آن مفقود شوند. اگر همین دو ماه پیش درباره کمرنگ شدن نقاط مثبت سریال «پایتخت» مرثیهخوانی میکردیم که در آن موضوعاتی، چون تکریم پدر (عموپنجعلی) نماز خواندن و مسجد رفتن و گلدسته مسجد (نماد معنویت) و انتقال آن پشت کامیون جای خود را به نمادها و رفتارهایی، چون خوشگذرانی در ترکیه و بیاحترامی به پدرو مادر و مصرف گرایی و بیبندوباری میداد و گرایشاتی از این دست به شکلی عجیب و تدریجی و در مقابل چشم مدیران غافل سیما پررنگ میشد، اگر همین یک ماه پیش نوشتیم که یکی از پربینندهترین برنامههای سیما که به طور مستقیم با معنویت گره خورده بود، آنقدر تحت آماج مغرضانه برخی رسانهها با این گزاره قرار گرفت که احسان علیخانی مردم را به گریه وامی دارد! تا جایی که خود علیخانی هم باورش شد یک جای کارش ایراد دارد و از ادامه تولید برنامهای بینظیر و موفق که اتفاقاً فیک هم نبود و ناشی از خلاقیت ایرانی تولید میشد، دست کشید و ما این رویکرد را غفلتزا و خسرانآفرین میدانستیم، در واقع قصد داشتیم نسبت به ادامه این روند به مدیران سیما هشدار بدهیم.
از این نمونههای تحلیل رفته و آفت زده در میان برنامههای پربیننده سیما باز هم میتوان مثال زد. برنامه عموپورنگ یکی از آنهاست که باید برای معصومیت از دست رفته آن گریست.
کاراکترهای نااهل «بچه محل»
نام مجموعه جدید عموپورنگ «بچه محل» است و جالب است که در یکی از قسمتهای اخیر ساکنان محل دور هم جمع میشوند تا برای تاسیس مکان یا بنایی تازه در محله نیازسنجی و هماندیشی کنند و هر یک از اعضا پیشنهادی میدهد؛ یکی عنوان میکند که مرکز فرهنگی تاسیس شود، یکی دیگر جایی برای تفریح، اما دریغ از یک پیشنهاد برای ساخت مسجد، البته بیمسجدی محله تقریباً در همه مجموعههای پیشین نیز بروز و ظهور داشت و موضوع تازهای نیست؛ معلوم نیست چرا عوامل برنامه و مدیران شبکه ۲ سیما اینقدر روی تهی بودن برنامههای کودک از معنویت دستکم به شکل غیرمستقیم اصرار دارند، اما موضوع وقتی نگران کننده میشود که این غفلت به جایی میرسد که به تدریج شاهدیم سکولاریسم تنها آسیب برنامههایی از این دست نیست و ردپای پررنگ اومانیسم و ارجاعات همجنسبازانه نیز به برنامههای پربیننده کودکانهای، چون مجموعه بچهمحل باز شده است.
در برنامه بچه محل کاراکترهای جدیدی اضافه شدهاند که حضور آنها عجیب به نظر میرسد. یک عروسکساز در فضایی که قطعههای مختلف بدن انسان روی طبقههای کارگاهش به چشم میخورد با عروسکی که خود او را ساخته به نام «سربالا» حضور دارد؛ دلقکی که زیرشکمش برجستگی بیحیاگونهای دارد.
«سربالا» در رفتار و گفتار و صورتبندی ظاهری تداعیکننده فردی دوجنسیتی است که برخی مواقع با عقب زدن موهایش نقشی زنانه ایفا میکند و برخی مواقع برای ایفاکردن نقش پدر رفتارهای مردانه بروز میدهد؛ عروسکی که به خالقش میگوید بامان (پدر و مادر).
چگونه ممکن است این درهم تنیدگی جنسیتی که بیتردید با رنگآمیزی دلقکوار یادآور نمادگرایی همجنسبازان است از چشم ناظران پخش و مدیران سیما دور مانده باشد.
در خوشبینانهترین نگاه میتوان گفت که باز هم به دلیل پربیننده بودن، دستهای پنهانی که ریشه در تجارت و سرمایه دارند، کنترل محتوای بچهمحل را به دست گرفتهاند. اگر رده سنی بزرگسال سریال پایتخت برای بداخلاقیهای زائدالوصف آن بهانه و توجیه به دست مدیران میداد، اما اینجا با حساسترین سن طرفیم. طبق یافتههای محرز علمی شخصیت کودک از طریق دریافت دادههایی که بیش از همه بر ناخودآگاه کودک تاثیر میگذارد، شکل میگیرد.
وقتی سیمای جمهوری اسلامی یا همان رسانه ملی به بهانه بیپولی مهمترین، حساسترین، پربینندهترین و راهبردیترین برنامههایش را به دست پنهان سرمایه و تجارت واگذار میکند، نتیجهاش میشود جایی که هم اکنون ایستادهایم.
رنگشناسی وارونه «بچه محل»
حال و هوای غیردینی یا ضددینی برنامه بچهمحل حتی خود را در نورپردازی و رنگآمیزی صحنه و دکور هم نشان میدهد.
اگر در سری اول «محله گل و بلبل» از مسجد خبری نبود، دست کم در طراحی صحنه و نورپردازی از رنگهای شاد و رگههایی که نسبت بیشتری با هنر اسلامی دارند، استفاده میشد و به وضوح میشد رد رنگهای آبی روشن، سبز روشن و فیروزهای را حس کرد که در روانشناسی رنگها و فلسفه هنر به عنوان رنگهایی که نسبتی معین با معنویت دارند شناخته میشوند، اما هر چه جلوتر میرویم، رنگها و نورپردازیها در آثار عموپورنگ به سمت تیرگی میروند و هویت اشیا و طراحی صحنه نسبت کمتری با سبک زندگی ایرانی- اسلامی پیدا میکند.
وقتی یادمان میآید که کمتر از یک دهه پیش همین برنامه عموپورنگ با صدای امیرمحمد ترانهای ماندگار با موضوع امام زمان (ع) تولید کرده بود و آنقدر این ترانه خوب تنظیم شده بود که بر دل و جان همه سنین مینشست و چشم مخاطبان راتر میکرد و حالا مشاهده میکنیم که همه آن معنویتها جای خود را به مسائلی دیگر داده، دلمان به درد میآید و با خود میگوییم آیا زمانش نرسیده که مدیران سیما ترمزهای اومانیسم و سکولاریسم پنهان در رسانه ملی را بکشند و بهانهها را برای ادامه این روند خسرانآفرین کنار بگذارند.
*جوان
سینماپرس: درحالیکه در اغلب کشورهای دنیا روند بازگشایی پلکانی سینماها آغاز شده است، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از تصمیمگیری در این زمینه در پایان خردادماه خبر داد.
به گزارش سینماپرس، سعید نمکی وزیر بهداشت روز پنجشنبه پانزدهم خرداد زمان تصمیمگیری برای آغاز فعالیت سینماها و مراکز هنری را به پایان خرداد موکول کرد.
در شامگاه همان روز نیز سخنگوی ستاد مقابله با کرونا در ارتباط تلفنی با برنامه تلویزیونی «شهر فرنگ» شبکه خبر با بیان اینکه بازگشاییها مرحلهای و تدریجی است، اظهار کرد: معیارها برای بازگشایی صرفاً کم خطر یا پرخطر نیست، بلکه ضرورت ها نیز برای بازگشایی مشاغل و صنوف لحاظ می شود.
کیانوش جهانپور افزود:در مرحله دوم، مشاغل با خطر متوسط و ضرورت و اهمیت متوسط قرار دارند و در گام نهایی، مشاغل پرخطر و صنوفی که ضرورت کمتری دارند و به نوعی لوکس تلقی می شوند، بازگشایی می شوند.
وی گفت: در عرصه سینما نیز همین گام برداشته شده و در مرحله نخست، بازگشایی ها در مرحله تولید صورت گرفته و با اجرای پروتکلهای ابلاغ شده، در حال انجام است. برای بازگشایی مراکز تجمع فرهنگی، از جمله سالن های سینماها در آینده تصمیم گیری خواهد شد.
سخنگوی ستاد مقابله با کرونا با بیان اینکه نباید تصور کنیم که مسابقهای برای باز کردن مراکز فرهنگی، تجاری و… وجود دارد عنوان کرد: بازگشایی سینماها و تماشاخانهها در هفته آینده در دستورکار ستاد ملی مقابله با کرونا قرار خواهد گرفت.

این اظهارنظر در حالی صورت میگیرد که با بازگشایی مراکز پرخطری چون رستورانها و شهربازیها این ابهام برای اهالی هنر و سینمادارن و فیلمسازان پیش آمده است که چرا مشاغل هنری مانند سینماها باید همچنان تعطیل باشند. در حالی که بیشاز ۱۰۰ روز از بسته شدن سالنهای سینما می گذرد و با وجود تدوین پروتکلهای بهداشتی توسط سازمان سینمایی همچنان برنامهای برای بازگشایی سینماها وجود نداشته باشد.
آییننامه ۱۵بندی و سینماهایی که هنوز تعطیل هستند
اوایل اردیبهشت ماه بود که سازمان سینمایی با انتشار یکپروتکل بهداشتی در قالب آییننامه پیشنهادی ۱۵ بندی از امکان بازگشایی داوطلبانه سینماها خبر داد.
برمبنای این مقررات ۱۵بندی مقرر شد تا با توجه به پروتکلهای اعلامی از سوی وزارت بهداشت و درمان، در مقطع بازگشایی و تا اعلام وضعیت سفید قطعی، ظرفیت فروش بلیت برای هر سالن تا سقف ۴۰% مجاز باشد. همچنین چیدمان تماشاچیان بر روی صندلیها دو در میان بوده و نسبت به ردیف بعدی حالت ضربدری خواهد داشت.
در این مقررات آمده بود که سالن نمایش فیلم، سالن انتظار و سرویسهای بهداشتی و کلیه مکانهای مورد استفاده مراجعهکنندگان باید مرتباً نظافت و ضدعفونی شده و استفاده از دستکش و ماسک برای کارکنان سینما الزامی شود.
علاوه بر این اتخاذ تمهیدات لازم از سوی مدیریت سینما برای ایجاد فاصله بین ردیفها نیز الزامی است، به گونهای که افراد بتوانند بهراحتی در میان آنها تردد کنند.
در دسترسبودن مایع ضدعفونیکننده برای مراجعهکنندگان و گندزدایی کامل سینما طبق پروتکل اعلامی وزارت بهداشت و درمان هر روز یک بار الزامی است. ضمن این که قرار است بهمنظور نظافت بیشتر و رعایت مقررات بهداشتی فاصلهگذاری بین سانسها با نیمساعت تأخیر خواهد بود.
آییننامه مذکور فروش گیشه با رعایت فاصله و استفاده از مواد ضدعفونیکننده را بلامانع دانسته و تبسنجی از مراجعان و ممانعت از ورود افراد مشکوک را نیز الزامی کرده است.

ضمن این که بوفههای سینما نیز موظف به رعایت حداکثر موازین بهداشتی بوده و مجاز به عرضه مواد غذایی، تنقلات و نوشیدنی به صورت فلهای نخواهند بود.
این طرح البته با مخالفتهای بسیاری روبهرو شد. اغلب سالنداران بهعنوان یکی از طرفهای ذینفع، ریسک بازگشایی سینماها را نپذیرفتند. زیرا از نظر آنان میزان استقبال از نمایش فیلمها به اندازهای نیست که هزینههای جاری بازگشایی سینما را جبران کند.
بازگشایی پلکانی سینماهای دنیا
پس از ماهها تعطیلی با هدف جلوگیری از گسترش کرونا، برخی از کشورهای جهان سالنهای سینما را بازگشایی و برخی دیگر زمان مشخصی را برای این کار تعیین کردهاند. به این ترتیب سینماهای کره جنوبی از ۲۹ آوریل (۱۰اردیبهشت)، نروژ از ۷ مه (۱۸ اردیبهشت)، هنگ کنگ از ۸ مه (۱۹ اردیبهشت)، بلغارستان و جمهوری چک از ۱۱ مه (۲۲ اردیبهشت)، بوسنی و هرزگوین از ۱۴ مه (۲۵ اردیبهشت)، دانمارک از ۲۱ مه (۱ خرداد) و اتریش از ۲۹ مه (۹ خرداد) بازگشایی شدند.

درهای سینماهای فنلاند، یونان و هلند از ۱ ژوئن (۱۲ خرداد)، آلمان از ۱۵ مه تا ۱۵ ژوئن (۲۶ اردیبهشت تا ۲۶ خرداد)، لهستان از ۶ ژوئن (۱۷ خرداد)، ایتالیا از ۱۵ ژوئن (۲۶ خرداد)، اسپانیا از ۲۵ مه تا ۸ ژوئن (۲۱ اردیبهشت تا ۱۹ خرداد) و انگلستان از ۴ ژوئیه (۱۴ تیر) به روی علاقهمندان باز خواهد شد.
ادوارد فیلیپ نخستوزیر فرانسه نیز روز پنجشنبه در یک نطق تلویزیونی اعلام کرد: رستورانها، کافهها و باغهای فرانسه از ۲ ژوئن (۱۳ خرداد) بازگشایی میشوند و سینماها در سراسر این کشور از ۲۲ ژوئن (۲ تیر) اجازه میزبانی از تماشاگران را خواهند داشت.
بازگشایی سینماها در ایران؛ چشماندازی که هنوز مبهم است
بهجز آییننامه ۱۵بندی که آن هم به صورت جدی دنبال نشد، برنامه دیگری درباره چگونگی آغاز فعالیت سینماها ارائه نشده است. به این ترتیب به فرض صدور مجوز از سوی ستاد ملی مبارزه با کرونا، نمیتوان به داشتن چنین برنامهای امیدوار بود.
حالا باید دید سازمان سینمایی چگونه میخواهد چرخهای زنگزده اکران سینما را به حرکت درآورد. سرعت این حرکت البته کم خواهد بود و پیشبینیها این است که استقبال مخاطبان نیز حداقل در دو هفته اول چندان بالا نباشد، اما به هرحال با توجه به ماندگاری شرایط فعلی و لزوم راهاندازی فعالیتهای صنفی و اقتصادی، به نظر میرسد چارهای جز آغاز اکران با درنظرگرفتن این ضوابط پیش روی سینماگران و سینماداران نباشد.

بهنظر میرسد، با توجه به طرح سینمای آنلاین و استقبال نسبی که از آثار شاخص در این سامانه شده و همچنین حمایتهای نصفه و نیمه سازمان سینمایی مثل حمایت ۵۰ میلیون تومانی از فیلمهای متقاضی این طرح، حتی خود مدیریت سینمایی هم انجام چنین طرحهایی را بیشتر از بازگشایی سینماها میپسندد.
اگرچه طرحهای حمایتی و ترمیمی برای جبران خسارت سینماگران و فیلم در جای خود دارای ارزش است و میتواند سهمی هر چند کوچک در حمایت از اهالی سینما داشته باشد اما از آن مهمتر سیاستگزاریهای ایجابی برای روزهای بازگشایی سینما است.
*آنا
سینماپرس: بازیگر سریال «هم گناه» گفت: از نظر من موفقیت در بازیگری به هیچ عنوان به لابی نیاز ندارد، زیرا ما اینقدر بازیگر کم داریم که در هر نقطه کشور اگر بازیگری شروع به بروز و درخشش کند تمام سازندگان به سمت آنها میروند.
به گزارش سینماپرس، سریال «هم گناه» به کارگردانی مصطفی کیایی به تازگی وارد فصل دوم خود شده است، این سریال توانست در دوران اوج کرونا و قرنطینه خانگی همچون سایر آثار شبکه نمایش خانگی مورد اقبال عموم قرار گیرد.
کرونا باعث موفقیت شبکه نمایش خانگی شد
مصطفی کیایی در گفتوگو با میزان، پیرامون تاثیر قرنطینه خانگی و شیوع بیماری کرونا بر موفقیت آثار شبکه نمایش خانگی و آثار پخش اینترنتی گفت: بدون شک خانه نشینی و قرنطینه طولانی مدت طی ماههای گذشته تاثیر فراوانی بر شبکه نمایش خانگی و شبکههای پخش اینترنتی گذاشته است، این برهه زمانی باعث شد تا این مدیوم از پخش با استقبال بسیار گستردهای روبرو شود و جایگاه آن در میان مردم کاملا تثبیت شود.

بیشتر بخوانید:
برای مشاهده آخرین اخبار از سینمای ایران اینجا کلیک کنید
وی در همین راستا ادامه داد: شبکه نمایش خانگی و آثار توانستند در ایام قرنطینه کرونایی جور بسیاری دیگر از مدیومها که تعطیل بودند و یا ضعیف عمل میکردند را به دوش بکشد، البته نباید فراموش کنیم که این اتفاق و قرنطینه خانگی باعث شد تا رقابت بسیار زیادی بین مدیومهای مختلف پخش ایجاد شود که طبیعتا به افزایش کیفیت برای جذب مخاطب بیشتر ختم شد.
کارگردان فیلم «چهارراه استانبول» درباره دلایل موفقیت سریال «هم گناه» اظهار کرد: طبیعتا هر موفقیتی عوامل متفاوتی را پشت خود میبیند، اما همچون آثار قبلی تاکیدم در این سریال هم بر قصه بود، قصه و فیلمنامه مهمترین دلیل برای جذب و دنبال کردن مخاطب نسبت به یک سریال است. قصه گویی حرف اول و آخر در موفقیت یک اثر را میزند، البته قصه پایه اثر است، کارگردانی، چیدمان درست بازیگران و عوامل پشت صحنه دلایل دیگری هستند که میتوان برای موفقیت اثر در نظر گرفت.

به شدت با کمبود بازیگر خوب مواجهیم
حبیب رضایی بازیگر سریال «هم گناه» درباره دلیل عدم استعدادیابی جوانان عرصه تئاتر در مدیوم سینما اظهار کرد: از نظر من بازیگری به سن و سال مرتبط نیست، بازیگری یک امر خلاقه است که المانهای مختلفی و متغیری دارد، از بین هر ۱۰ هزار نفر شاید یک نفر تبدیل به بازیگری شش دانگ شود.
وی در همین راستا ادامه داد: منظور از بازیگر تنها کسی نیست که جلوی دوربین رفته و دیالوگ میگوید، منظور بازیگر خلاق است که میدانیم در همه جای دنیا بسیار نادر هستند، ما اعضا بسیار زیادی در انجمن بازیگران داریم، میخواهم بگویم حتی سابقه و یا جوانی دلیلی نمیشود که یک فرد را بازیگر بزرگ و یا خوبی بدانیم، زیرا بازیگری یک پکیج از نبوغ و خلاقیت است.
بازیگر سریال «هم گناه» با اشاره تعداد بالای آموزشگاه های بازیگری در تهران افزود: ما در همین شهر تهران بیش از ۱۵۰ آموزشگاه بازیگری داریم که تعداد دهها برابر این عدد در آنها سالانه آموزش داده میشوند، قرار نبوده و نیست که از تمامی این آموزشگاهها بازیگران خوبی بیرون آیند، از نظر من اصطلاح آموزش بازیگری به کل غلط است، زیرا ما پرورش بازیگری داریم. به این معنا که احساسات در آدمها پرورش پیدا میکند، اینکه تا چه حد فرد قابلیت پرورش این استعدادها را دارد به هیچ عنوان قابل پیش بینی نیست.
رضایی خلاقیت را مهمترین دلیل موفقیت بازیگران دانست و خاطرنشان کرد: از نظر من موفقیت در بازیگری به هیچ عنوان به لابی نیاز ندارد، زیرا ما اینقدر بازیگر کم داریم که در هر نقطه کشور اگر بازیگری شروع به بروز و درخشش کند تمام سازندگان به سمت آنها میروند. از نظر من هیچ چیز جز توانایی به موفقیت یک بازیگر ختم نمیشود. برخی تنبلی خودشان را به لابی و بهانههای دیگر پیوند میزنند در صورتی بازیگری تماما توانایی و خلاقیت است.