X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

برخورد هوشمندانه «نون.خ» با ادعای نتانیاهو – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: سوژه مناسب سریال نوروزی شبکه یک تا جایی اهداف اجتماعی و سیاسی را با درون‌مایه طنز جلو برد که یک بار دیگر ادعای مفتضحانه رئیس رژیم صهیونیستی با ایران را به تمسخر کشید.

به گزارش سینماپرس، سریال نوروزی شبکه اول سیما امشب با بیش از دو هفته روی آنتن به پایان راه می‌رسد و البته باید منتظر «نون. خ» ‌های دیگری باشیم که قول آن را تهیه‌کننده سریال(مهدی فرجی) بنابر درخواست مدیران رسانه‌ملی داده است. کاری که تلفیقی از کمدی کلام و موقعیت بود. بسیاری از کارشناسان کار جدید سعید آقاخانی برای تلویزیون را پرتحرک‌ترین کمدی در اقلیم بومی دانستند.

شاید یکی از مخاطرات این سریال شوخی با اقوام بود که در برخی از موارد صداوسیما را در مقابل قومیت‌های مختلفی قرار می‌داد که یا آن سریال متوقف می‌شد و یا با اصلاحاتی روی آنتن می‌رفت. نکته‌ای که پیش از این مورد سوال بسیاری از رسانه‌ها بود و سعید آقاخانی پاسخ آن را این چنین داد: ” این اتفاق در «نون. خ.» نخواهد افتاد؛ چون هم من و هم برخی از هنرمندان این سریال، کُرد هستیم. جالب است بدانید که حدود ۲۰ بازیگر بومی داریم که از کردستان و کرمانشاه آمده‌اند. گاهی وقتی سطحی با قومیت‌ها برخورد می‌شود چنین اتفاقی می‌افتد [با چالش و حاشیه روبه‌رو می‌شود].

سطحی پرداختن به اقوام و آداب و رسوم نکته مهمی است که در سریال تلویزیونی «نون. خ» شاهد عمق آن هستیم حتی در پوشیدن لباس‌ها و نشان دادن آداب و رسوم و سبک زندگی هم طراح لباس و صحنه پرداز و کارگردانی دریغ نکرده است. آنقدر این وسعت دید و پرداخت، گستره داشته که ماموستا مصطفی شیرزادی، امام جمعه مریوان، از شهرستان‌های استان کردستان نیز به پخش این سریال واکنش نشان داد و گفت: «ساخت سریال‌هایی همچون «نون. خ» در تقویت همبستگی ملی و قومی تأثیرگذار است. این سریال تلویزیونی به‌خوبی ظرفیت‌های مناطق غرب کشور را منعکس می‌کند. سریال نوروزی «نون. خ» توانسته مخاطبان تلویزیونی زیادی را دنبال خود بکشاند و شور و نشاط در بین مردم ایجاد کرده است.»

یکی دیگر از مشکلات بر سر راه سعید آقاخانی نگاه مخاطب شبکه یک به سریال «پایتخت» بوده که ۶ بار با موقعیت‌های مختلف آن را دیده بود. سریالی که با رویکرد بومی به سراغ اقوام مازندرانی ما رفت و موقعیت‌ها و داستان‌های مختلفی را برای مخاطب روایت کرد. حتی قرار بود امسال با یک اسپیشال اپیزود تقدیم مخاطب کند اما به دلیل درگذشت ناگهانی نویسنده‌اش(خشایار الوند) به یک زمان دیگری موکول شد. به زعم بازدید مخاطبان از آمارها و نظرسنجی‌های متفاوت توانست در وهله نخست پخش و تازگی سوژه و شرایط اقلیمی توجه بسیاری از مخاطب را به خودش جلب کند تا جائی که برخی از مردم، مسئولین خصوصا کُردنشین‌ها خواستار ادامه «نون. خ» با موقعیت‌های جدید بودند.

«نون. خ» در کنار نمایش فرهنگ و زندگی مردم کردستان از موضوعات اقتصادی و سیاسی غافل نشد. مسئله اختلاس و حق مردم را ادا کردن را جدی در دستور کار خود قرار داد. و چند قسمتی هم هست موضوع اظهارنظر مفتضحانه «نتانیاهو- رئیس رژیم صهیونیستی» را با خلق موقعیت خرید هواپیما در یک منطقه متروکه دوباره بر سر زبان‌ها آورد. به طوریکه خبرها به گوش می‌رسد با نشان دادن این موضوع در «نون. خ» مجدداً جوک بزرگ نتانیاهو در جامعه جهانی مطرح شده است. می‌دانید که او در سال گذشته موضوع «دورقوزآباد» را در سازمان ملل عنوان کرد و بعداً معلوم شد که اصلاً منابع هسته‌ای در چنین منطقه‌ای از ایران وجود ندارد. این اتفاق در جامعه جهانی به یک جوک مفتضحانه قلمداد شد!  

سعید آقاخانی خیلی هوشمندانه این موضوع را با یک هواپیما پیش کشید و منظور خودش را رساند که در فضای مجازی هم دوباره این جوک و رفتار ساده‌لوحانه یک سیاستمدار اسرائیلی دست به دست شد. نشان دادن این دیالوگ‌ها و بازنگری تحلیل مفتضحانه نتیانیاهو درباره ایران بدون کلیشه و تکرار بر سر زبان‌ها افتاد و مردم بنویسند که یکپارچه در مقابل چنین تهدیداتی ایستاده‌اند و هر نوع همکاری یا جاسوسی برای کشورهای اسلامی تقبیح شده و همه ملت یکپارچه در مقابل تحریم‌های ظالمانه ایستاده‌اند.

پرداختن «نون. خ» به قوم کُرد یک ریسک بزرگ بود که سعید آقاخانی آن را پذیرفت. کسی که در ساخت و بازی سریال‌های طنز از تجربه خوبی برخوردار است؛ چون او و امثال او رگ مخاطب را بهتر می‌شناسند و اگر بخواهند درباره اقوام و سبک زندگی هم حرف‌های بزرگ بزنند این اصالت را بدون لودگی و خوشمزگی فریاد می‌کنند. همان‌طور که پیش از این هم سعید آقاخانی درباره نوع طنز خود گفته بود: ” بی‌مزه نخواهیم بود. نباید مخاطب حتماً غش‌غش بخندد! این لزوماً طنز نیست. ما یک مجموعه‌ای را برای عید نوروز آماده می‌کنیم که کار اجتماعی هم باشد. تماشاگر فیلم‌های مناسبتی باید آداب و رسوم فرهنگ ایرانی را هم ببیند و این اتفاق در «نون. خ.» افتاده است. “

روایت “نورالدین خانزاده” روستاهای کردستان که در زمینه صادرات تخمه آفتابگردان فعالیت می‌کند همه قشرها، سنین، مشاغل و شخصیت‌ها در آن حضور دارند. هم فضای روستایی و طبیعت بکر غرب ایران را نمایش می‌دهد و هم کوچه پس کوچه‌های تهران را! گویش کُردی در آن، نزدیک به واقع و در عین حال قابل درک برای همه مردم است. از موسیقی محلی و اقلیمی به زیبایی در آن استفاده شده و پوشش اصیل و سنتی مردم آن منطقه نیز به خوبی نمایان است.

«نون. خ» در موضوع اقتصادی هم به سراغ مسئله اختلاس رفته است. جایی که با فوت یکی از طرف‌های تجاری «نورالدین خانزاده» شخصیت اصلی داستان، بخش زیادی از پول‌های مردم از دست می‌رود. تا نورالدین مظنون به اختلاس پول‌های آن‌ها شود و اصلاً این عنوان «نون. خ» از همین‌جا می‌آید.   البته در عین حال از پرداختن به رفتار هوشمندانه «نون. خ» در ارائه کاراکتر روحانی هم نباید بگذریم. جایی که هومن حاجی‌عبداللهی برای نقش “افشه” انتخاب شد؛ معمولاً چنین نقشی حساسیت‌ها و محدودیت‌های خاص خودش را دارد. به هر حال نقش قشری از اجتماع را “حاجی عبداللهی” بازی کرد که هم پوشش متفاوتی دارند و هم اینکه برای رسیدن به آن نیاز به تحقیق‌های بسیاری است. «افشه» – «نون. خ» انصافاً تقلیدی از هیچ‌کدام از روحانیون بازی شده در سیما نبود.  

نکته آخر؛ هویت شبکه یک سیما ایجاب می‌کرد و می‌کند که در ادامه هم به سراغ اقوام مختلف و نمایش فرهنگ و گویش و طبیعت آن‌ها برود؛ چون رسالت تلویزیون خصوصاً شبکه یک که به عنوان یک شبکه ملی تعریف شده نشان دادن این سبک زندگی، آداب و رسوم و نشان دادن مشکلات، رنج‌ها و آسیب‌های موجود در اقوام و مناطق محروم و حاشیه‌نشین کشور است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

شهرام شکیبا: اسپانسرها می‌خواهند بازیگران بیایند و برای ادبیات پول نمی‌دهند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: برنامه‌ای که سلیقه‌ای، داوری نمی‌کند و تنها برنامه ادبی درست و قابل تأمل است که به تعبیر شهرام شکیبا اسپانسرها می‌خواهند بازیگران بیایند و برای ادبیات پول نمی‌دهند. البته این سوال مطرح است که تلویزیون امروز چقدر مخاطب را به ادبیات علاقه‌مند می‌کند؟!

به گزارش سینماپرس، چهارم اسفند قرار بود سری جدید «قندپهلو» روی آنتن برود و این تاریخ پخش به یازدهم اسفند موکول شد؛ بالاخره ساعت ۲۳ از شبکه آموزش پخش شد. امسال بخش کاریکاتور و حکایت‌های «الهی‌قمشه‌ای» را توأمان داشت و داوران ثابتی چون ناصر فیض و شهرام شکیبا و مهمانانی چون یوسفعلی میرشکاک، محمد صالح اعلا، بیژن بیرنگ و علیرضا بدیع، شرکت‌کنندگان خانم و آقا را قضاوت کردند. کاریکاتورهای احمد عربانی و حکایت‌های الهی قمشه‌ای را شرکت‌کنندگان می‌دیدند و براساس آن اشعار طنز را می‌خواندند. این برنامه شب گذشته با پخش قسمت فینال به پایان رسید.

اهتمام بر بطن به جای توجه به زرق و برق

شایدکمی عجیب به نظر برسد اما معتقدم «پایتخت» در حوزه سریال سازی و «قند پهلو» در حوزه سرگرمی از چند حیث با هم پهلو می زنند. هر دو مشمول استمرار تولید شده و به سری چندم خود رسیده‌اند که این تداوم محصول مطالبه مخاطب هم بوده و هر دو از هویت و مولفه ایرانی بهره می‌برند که این ویژگی با سادگی و صمیمیتی که در ذات آنها نهفته گره خورده و در یک درهم تنیدگی بی‌پیرایه به دل مخاطب نشسته است.

در زمانه‌ای که مسابقات تلویزیونی در یک فضای بیگ پروداکشن و با زرق و برق‌های فرمی جهت جذب بصری مخاطب تولید می‌شود(که در جای خود لازم است) قند پهلو به عنوان یک رقابت و مسابقه ساده و به دور از تجملات ظاهری به جای جذابیت بصری به بصیرت جذاب و اغنای درونی مخاطبانش می‌اندیشد و در کنار سرگرمی به عنصر آگاهی هم اهتمام داشته و در نهایت به پای آن نشستن هم فال است و هم تماشا.

مسابقه‌ای هویتمند مبتنی بر زبان فارسی

اغلب مسابقات تلویزیونی ما به ازای خارجی دارد و حتی به تقلید از نمونه‌ها و برندهای جهانی آن هم متهم شده و به عنوان نقطه ضعف آن مورد نقد قرار می‌گیرد اما “قند پهلو” مسابقه‌ای برآمده از فرهنگ و ادبیات ایرانی و فارسی است که از ظرفیت زبانی و بیانی فرهنگ خودی استفاده کرده و کمتر شاهد نمونه‌های خارجی در این زمینه هستیم که مسابقه‌ای مبتنی بر شعر طنز و ادبیات طنازانه تهیه و تولید شود. اگر قرار است تولید کالای ایرانی را پاس بداریم قطعاً تولیدات رسانه‌ای هم شامل آن شده و “قند پهلو” را می‌توان مصداقی از تولید یک کالای رسانه‌ای ایرانی دانست. در واقع قند پهلو یک مسابقه هویتمند مبتنی بر زبان فارسی است و از آنجا که زبان عصاره فرهنگ است این مسابقه را می‌توان یک محصول ناب ایرانی دانست.

استعدادهای «قندپهلویی» تخصصی‌ترند تا استعدادهای «عصر جدیدی»

قطعاً یکی از ویژگی‌های مهم برنامه‌ای از جنس «قند پهلو»، وجود عنصر داوری در آن است که از این حیث آن را در کنار برنامه‌هایی از جنس مسابقاتی مثل «عصر جدید» قرار می‌دهد که داوری نقش برجسته و محوری در آن دارد و چه بسا هویت برنامه به آن وابسته است. واقعیت این است که «قند پهلو» پیش از «عصر جدید» یک برنامه استعدادیابی در تلویزیون بوده با این تفاوت که در «عصر جدید»، استعداد به شکل عمومی مورد ارزیابی و کشف قرار می‌گیرد و در «قند پهلو» به شکل تخصصی.

«قندپهلو» یک استعدادیابی تخصصی در حوزه شعر طنز

در واقع در «قند پهلو» یک استعدادیابی تخصصی در حوزه شعر طنز انجام شد و خیلی از طنزپردازانی که امروزه در محافل فرهنگی و ادبی طنز حضور دارند و به شهرت رسیده‌اند محصول این برنامه بوده‌اند. با این حال می توان به تیم و ترکیب داوری آن این نقد را وارد کرد که تقریباً یک ترکیب ثابت دارد و این ثبات حتی اگر با عدالت‌ورزی هم همراه باشد باز ممکن است این شائبه را در عده‌ای ایجاد کند که این تخصص‌گرایی را با انحصارطلبی یکی بدانند. با این حال در سری جدید «قندپهلو» شاهد حضور داوران مهمان بودیم که به تعادل و تلطیف در کنش داوری کمک کرد. خاصه اینکه وزن و اعتبار حرفه‌ای این داوران هم قابل تامل بود.

داوری از روی تخصص و نه ذوق و محک‌های سلیقه‌ای!

قطعا حضور افرادی مثل محمدصالح علاء یا یوسفعلی میرشکاک که خودشان در شعر و ترانه سرایی دستی بر آتش دارند درکنار داوران افتخاری مثل بیژن بیرنگ یا علیرضا بدیع به اغنای بهتر فرآیند داوری و اعتبار سویه رسانه‌ای برنامه کمک کرد. جالب اینکه به واسطه پخش برنامه «عصر جدید» و چالش‌هایی که در بخش داوری آن در شبکه‌های اجتماعی ایجاد شده، موقعیت و وضعیت داوری و داوران «قند پهلو» که داوران کاملاً تخصصی در ارتباط با ماهیت مسابقه هستند بیشتر به چشم آمده و به عنوان قضاوت عادلانه در نزد مخاطب، برجسته شده است. درواقع خالص‌تر بودن عیار داوری «قند پهلو»، نمایان‌تر شده است. داورانی که غالباً مبتنی بر معیارها و تحلیل‌های فنی و تخصصی داوری می‌کنند نه ذوق و محک‌های سلیقه‌ای.

احیای شاخصه‌های ادبی و تاریخی از دل حکایت‌های طنز

«قند پهلو» ضمن حفظ و صیانت بنیان‌های هویتی خود در محتوا، مضمون و رویکرد گفتمانی از حیث فرم، موارد تازه‌ای به برنامه اضافه کرده که برخی از آن قابل توجه و تأمل است. شاید مهمترین آنها اضافه شدن آیتم «الهی قمشه‌ای» باشد که حکایت طنزی را از دل ادبیات کهن فارسی بیرون کشیده و با زبان شیرین استاد روایت می‌کند. جالب اینکه مبتنی بر این حکایت، شرکت‌کننده‌ها باید شعر طنزی بسرایند و این تمهید به شکل هوشمندانه‌ای یک رقابت موزون و شاعرانه را با تاریخ ادبیات ما پیوند می‌زند که هم اغنای برنامه از پس آن حاصل می‌شود هم احیای شاخصه‌های ادبی و تاریخی ما.

هدف صرفاً سرگرمی نیست!

لوکیشن برنامه نسبت به سری‌های قبلی کوچک‌تر شدکه البته به شکل نمادین می‌تواند واجد روایتی نقادانه هم باشد به این معنا که طعنه‌ای باشد بر کوچک شدن فضای طنز در کشور و احتمالاً پایین آمدن آستانه انتقادپذیری! با این حال دکور جمع و جور برنامه با بهره‌گیری از رنگ‌های گرم در یک صورت‌بندی زیبایی شناختی که لذت بصری مخاطب را تأمین می‌کند می‌تواند نشانگر تقدم محتوا و غنای برنامه نسبت به فرم و اداهای آن برای تولیدکنندگان برنامه بوده باشد که هدفشان نه صرف سرگرمی که ارتقاء آگاهی است.

تنوع ژانری مسابقه با کاریکاتورهای مجله گل‌آقا

از آیتم های دیگر برنامه می‌توان به بخش کاریکاتورهای عربانی در مجلات گل آقا و طنزپردازی مبتنی بر آن دانست که کاریکاتور و طنز را به مثابه دوسویه تصویری و کلامی از نقد اجتماعی در کنار هم قرار داده و تنوع ژانری مسابقه را بیشتر کرده است. ضمن اینکه تولید برنامه امسال از منزل زرویی نصرآباد و آیتم زرویی خوانی علاوه بر اینکه ادای دینی به این استاد بی بدیل در عرصه طنزنویسی بود به تعمیق برندسازی از برنامه هم کمک کرد.

واقعیت این است که تکرار یا کهنگی برنامه‌ای مثل قند پهلو بیش از آنکه در فرم اتفاق بیفتد در محتوا رخ می‌دهد. به عبارت دیگر باید محتوا و مضمون آن را معیار و محکی برای سنجش رسانه‌ای برنامه قرار داد. از این حیث با توجه به اینکه قند پهلو در پرداختن به مضامین و محتوای برنامه خود به مسائل روز جامعه و نقد آنها در قالب طنز توجه می‌کند مشمول کهنگی و زمان‌زدگی نشده اما می‌توان با با برخی تغییرات فرمی به بازتولید جذابیت‌های بصری آن افزود یا با اضافه کردن آیتم‌های تازه، تازگی آن را حفظ کرد.

«قند پهلو» مروج خنده خردوزانه است

یادمان باشد که تفاوت اجرای برنامه‌ای چون «قندپهلو» با برنامه‌های مسابقه محور دیگر تلویزیون در این است که مجری آن، جزو مولفان محتوایی برنامه هم بوده و در خلق موقعیت و فضاهای طنازانه برنامه، نقش دارد. قند پهلو طی سال‌های اخیر به یک برند رسانه ای برای مخاطبان فرهیخته تلویزیون بدل شده که مخاطبان عام را هم مجذوب خود ساخته. حفظ و صیانت از این برند در عین نقد و اصلاح آن یک ضرورت رسانه‌ای برای مراقبت و محافظت از یک برنامه خوب است. قطعاً برنامه‌ای که نقد در ذات آن وجود دارد از نقادی خودپروایی ندارد و می‌تواند با اتکاء به همین نقدها به تعالی و تکامل خود کمک کند. «قند پهلو» مروج خنده خردوزانه است و رمز موفقیت آن در حفظ و اغنای خرسندی و خردمندی است.

شکیبا: مدیران تصمیم نمی‌گیرند اسپانسرها تصمیم‌گیرنده‌اند

شهرام شکیبا مجری تلویزیون و شاعر طنزپرداز درباره علاقه خود به ادبیات گفت: زمانی تلویزیون و رادیو مرا به ادبیات علاقمند کرد اما تلویزیون امروز چقدر مخاطب را به ادبیات علاقمند می‌کند؟  برنامه‌هایی که در حوزه ادبیات در تلویزیون ساخته می‌شود سرگرمی هستند و ادبیات محض نیست البته «قندپهلو» هم وارد سرگرمی می‌شود چون ما مجبور هستیم ابتدا سرگرمی برای جذب مخاطب ایجاد کنیم و بعد در آن تا حدی هم وارد آموزش شویم. درحالیکه در برخی از کشورهای بسیار کوچک نزدیک خلیج فارس برنامه‌هایی جدی در حوزه ادبیات دارند که شاعر قصیده می‌گوید و مردم رای می‌دهند.

این نویسنده و شاعر درباره اینکه چرا برنامه‌های تخصصی در حوزه ادبیات در تلویزیون رشد نکرده است، بیان کرد: به نظر شما چه کسانی تصمیم گیرنده برای برنامه های تلویزیون هستند؟ مدیران تصمیم نمی‌گیرند بلکه اسپانسرها هستند که تصمیم می‌گیرند چه برنامه‌ای ساخته شود. کسی برای ادبیات پولی نمی‌پردازد و اسپانسرها می‌خواهند بازیگران بیایند و آنها در برنامه‌ها حضور داشته باشند.

البته ناگفته نماند در پَسِ همه این خوبی‌ها، فواید و انتقادات، یک انتقاد جدی هم باید به برنامه «قندپهلو» کرد که در سری‌های بعدی مورد توجه‌شان باشد. این برنامه در اصالت خود اسپانسری و ستاره مربعی روی آنتن نرفته اما متأسفانه این سری برپایه چنین اتفاقی جلو رفت. و پای قرعه‌کشی و ستاره مربع‌ها به این برنامه باز شد و مجری برنامه(رضا رفیع) هم مجبور بود به سبک و سیاق دیگر مجریان این ادبیات قرعه‌کشی و تبلیغات را بر زبان جاری کند. این اولین بار است که قرعه‌کشی و چنین تبلیغاتی به برنامه «قندپهلو» هم اضافه شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

مدعیان اخلاق در سینما در برابر حریم‌شکنی‌ها سکوت می‌کنند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مسعود ده‌نمکی، کارگردان سینما می‌گوید وقتی فیلمسازی به مفاهیم اخلاقی می‌پردازد مورد هجمه یک جریان قرار می‌گیرد و احساس بی‌پناهی می‌کند اما وقتی هدف بیان اعتقادات باشد با این هجمه‌ها مقابله می‌کند، وی این بار زندانیها را با موضوع انتظار اکران می‌کند.

به گزارش سینماپرس، مسعود ده‌نمکی کارگردان سینما به‌تازگی فیلم «زندانیها» را برای اکران آماده کرده است که برای نوروز روی پرده سینماست. او فیلمهایش را به‌تناسب موضوعات روز می‌سازد و این روند از اخراجی‌های ۱ آغاز شد و حالا به زندانیها رسیده است، موضوعات طنز را دستمایه القای مفاهیم قرار می‌دهد تا بتواند با طیف گسترده‌تری از مخاطبان ارتباط برقرار کند. در رابطه با اکران «زندانیها» و مختصات محتوایی این فیلم با او به گفت‌وگو نشستیم که می‌خوانید؛

ــ از ترکیب فیلمهای پیشنهادی برای اکران نوروز ۹۸ مشخص است فضای رقابتی خاصی بین فیلمهای کمدی برقرار می‌شود؛ آیا سینمای ما با مناسبات و زیرساختی که دارد می‌تواند بستر مناسبی برای رقابت فیلمها در اکران نوروزی داشته باشد؟

مضمون فیلم من رقابت‌پذیر نیست و به همان دلیل هم وارد جشنواره فیلم فجر نشدم. تلاش کردم از منظر رقابتی به محتوای فیلم نگاه نشود. به هر حال هر فیلمی هم مخاطب خودش را دارد و من هم تجربه رقابت را پیش از این داشته‌ام و دیگر با خودم هم رقابتی ندارم.

محتوای فیلم به‌گونه‌ای است که علاقه‌مندم تمام اقشار جامعه آن را ببینند و بدون پیش‌زمینه ذهنی واردش شوند. اما امیدوارم نوروز برای همه فیلمها خوب باشد، چه فیلمهای جدی و چه فیلمهای کمدی که این موضوع با توزیع متناسب فیلمها بین سینماها و تبلیغات خوب محقق می‌شود.

با توجه به اینکه نیمه اردیبهشت ماه مبارک رمضان آغاز می‌شود، برای من مهم بود که فیلم در ایام نیمه شعبان روی پرده باشد چون با محتوای آن ارتباطات معنایی دارد.

ــ درباره محتوای فیلم کمی بیشتر توضیح دهید، دلایل ارتباط معنایی آن با نیمه شعبان را بیان کنید.

در خلاصه داستان که پیش از این در اخبار آمده ذکر شده: «این فیلم داستان دانشجوی جوانی است که قصد دارد برای پایان‌نامه‌اش روی تعدادی زندانی‌ تحقیق کند». در کل فیلم تمی از طنز دارد که با مفاهیم اخلاقی و در این فیلم به‌ویژه با مفهوم انتظار مواجه هستیم.

ــ فضای سینمایی امروز به‌سمت رقابت برای فروش و کسب اکران و گیشه پیش می‌رود و توجه به مضمون و محتوا انگار رنگ می‌بازد. البته هنوز هستند فیلمسازانی که احساس تعهد اخلاقی نسبت به جامعه و تفکرشان دارند و برای همین تعهد فیلم می‌سازند، آیا شما فکر می‌کنید در این دسته از فیلمسازان طبقه‌بندی می‌شوید که هر بار یک موضوع تازه برایتان تعهد ایجاد می‌کند؟

همه کسانی که مجموعه فیلمهای ما را دیده‌اند اگر به موضوعاتش توجه داشته باشند با یک روند مواجه می‌شوند؛ اخراجی‌های ۱ جبهه و جنگ و شهادت را به‌تصویر می‌کشد، اخراجی‌های ۲ زندگی آزادگان را هدف خود قرار داده و اخراجی‌های ۳ به مفاهیم سیاسی، نقد دموکراسی و مسائل سیاسی کشور می‌پردازد. رسوایی هم به مسائل اخلاقی می‌پردازد یا معراجی‌ها که موضوع شهدای غواص را در پیش گرفته است.

پرداخت نقدگونه به مفهوم انتظار کار دشواری است

در هر فیلمم سعی کردم یکی از دغدغه‌ها و مطالباتم را پیگیری کنم، جامعه را از زاویه دید خودم مورد آسیب‌شناسی قرار دهم همان‌طور که دیدید در رسوایی ۲ نقد صریح و شفافی به وضعیت جامعه داشتیم. با توجه به اینکه کمتر در سینما به مفهوم انتظار پرداخته شده آن هم با نگاه طنز، سعی کردیم به این موضوع بپردازیم و البته پرداخت طنزگونه به این مفهوم کمی سخت بود. امیدوارم مخاطبانی که به سینمای طنز علاقه‌مند هستند بتوانند با این مفهوم هم ارتباط برقرار کنند.

مدعیان اخلاق در سینما در برابر حریم‌شکنی‌ها سکوت می‌کنند

ــ این کنجکاوی وجود دارد که؛ چگونه می‌توان با مفهوم انتظار با رویکرد طنز مواجه شد؟

دقیقاً باید مراقب بود تا نقض غرض نشود. همه کسانی که زمانی مدعی اخلاقیات در سینما بودند در برابر تمام حریم‌شکنی‌ها سکوت می‌کنند. اما امکان این حریم‌شکنی‌ها برای ما وجود ندارد ما هنوز خودمان را به برخی چیزها متعهد می‌دانیم و نمی‌خواهیم از هر شوخی و کاری استفاده کنیم، اما علی‌رغم این تعهدات فروش لازم را هم داشته‌ایم. البته این شرایط نوعی رقابت نامتقارن را فراهم می‌سازد. ما با حداقل شوخی‌ها وارد حوزه می‌شویم.

ــ مدتی است سینمای سخیف با سینما کمدی مترادف شده و تعابیری که برای آنها به‌کار می‌رود اشتباه است. یکی از راه‌های برون‌رفت از این وضعیت و معرفی فیلم طنز درست، ارائه کمدی مناسب در سینماست.

ببینید در ادبیات کهن ما طنز وجود داشته است که نمونه آنها را در مثنوی یا اشعار دیگران می‌بینید. این روش برای همراه کردن و اقناع مخاطب به‌کار گرفته می‌شود تا مفاهیم عرفانی و اخلاقی ارائه شود. چطور می‌شود که طنز در ادبیات فاخر می‌تواند وجود داشته باشد اما در سینما نه؟ ضمناً کار طنز سخت‌تر از کار جدی هم هست و نباید با سینمای سخیف یکسان شمرده شود.

ــ دقیقاً مشکل همین‌جاست که سینمای سخیف را با سینمای کمدی یکسان برشمردیم. البته کنار این بحث قهرمان در سینما را هم مدتی است پیش کشیده‌ایم، که شما همواره در آثارتان از آن استفاده کرده‌اید.

بله دقیقاً. مجید سوزوکی تبدیل به یک قهرمان ماندگار در سینما شد. قهرمان هم کسی است که در حافظه تاریخی مردم ماندگار شود. الآن در سینما چند قهرمان مانند مجید سوزوکی یا حاج قاسم داریم؟

ــ البته باورپذیر بودن قهرمان هم اهمیت زیادی دارد. مجید سوزوکی با تمام کمدی‌ای که داشت باورپذیر بود، چون در بستر خود جنگ می‌شد این تیپ‌سازیها را باور کرد. ولی به‌نظر شما در رسوایی قهرمانها باورپذیر بودند؟

شما در رسوایی همدلی مخاطب با حاج یوسف را می‌بینید، در حالی که اگر این فیلم با نگاه مذهبی ساخته نشده بود، سمپاتی مخاطب به‌سمت بدمن فیلم جلب می‌شد. قهرمان در این فیلم از آبروی خود می‌گذرد برای نجات دیگران در نظرسنجی‌های گوناگون هم می‌بینید روحانی فیلم جزء برترین روحانیون سینمای ایران است البته در هر جایی که جرأت کردند نظرسنجی بگذارند.

-از زمانی که اخراجی‌های ۱ را ساختید به‌مرور کار کردن در سینما برایتان سخت‌تر شد، این  موضوع درست است؟

من هم قرار نیست خودم را تکرار کنم. گاهی قهرمان خود یک فیلم است. حرفهایی که ما در اخراجی‌های ۳ با موضوع شکل مناظرات و دموکراسی و مناسبات سیاسی زدیم دستمایه ساخت چندین فیلم دیگر می‌شود و هیچ‌کدام به آن حجم از مخاطب نمی‌رسند. چندین سریال هم از روی رسوایی ساخته شد اما آن بازخورد اجتماعی لازم را نداشت.

احساس بی‌پناهی در سینمای معاصر

ــ آیا سختی کار کردن را به این موضوع ارتباط می‌دهید که نمی‌خواستید به تکرار برسید یا موضوع به فضای سینما بازمی‌گردد؟

وقتی مضامینی چون مضامین فیلمهایی که ساختم می‌سازید در سینما احساس بی‌پناهی به شما دست می‌دهد، به‌عنوان مثال وقتی فیلم رسوایی ۲ ساخته شد کمتر فیلمی جلوه‌های ویژه مشابه آن را داشت چرا که تخریب یک شهر به‌طور کامل در این فیلم اتفاق افتاد و گروهی که آن جلوه‌های ویژه را کار کرده بودند الآن برای سینمای هند فعالیت می‌کنند اما اینجا در جشنواره خودمان به آنها بی‌توجهی می‌شود و جایزه‌ای دریافت نمی‌کنند. جالب این است که بعد از این فیلم همه کارگردانان از آن تیم استفاده می‌کنند.

درست است که برای جوانان این‌گونه بی‌مهری‌ها ایجاد دلزدگی می‌کند اما برای من تأثیر اجتماعی فیلم اهمیت دارد که در حافظه تاریخی مردم ماندگار شود. الآن از اخراجی‌ها ۱۵ سال گذشته است اما هنوز هم فیلم جزء منتخبان مردم است.

ــ چطور با این‌همه مشکلات و بی‌پناهی در فضای سینمای فعلی کار می‌کنید؟

برای من مهم حرفی است که می‌خواهم بزنم. حالا مواقعی هم هست که بعضی فیلمها در زمانی با مقاومت فراوانی برای دیده نشدن مواجه می‌شود اما به‌مرور به مخاطبان عرضه خواهد شد، مانند رسوایی ۲ که نگذاشتند حتی یک بیلبورد شهری داشته باشد چون برخی مسئولان فیلم را به خودشان گرفته بودند و البته واقعاً هم همین بود و مردم نقد خودشان را در فیلم می‌دیدند، شهری که به‌سمت ویرانی می‌رود و در آستانه عذاب الهی قرار گرفته است. اما همان فیلم هم با حداقل تعداد سالنها فروش بدی نداشت.

* تسنیم

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

جای “کیفیت و دقت” در سریال‌های امروزی خالیست – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: چند صباحی است که سریال‌های ما درگیر زرق‌و برق‌ها شده‌اند و خبری از کیفیت و دقت نیست؛ روزهایی که شاهدیم در تلویزیون «هزاردستان» و «سربداران» ساخته می‌شدند.

به گزارش سینماپرس، چند روزی است از درگذشت جمشید مشایخی می‌گذرد که یک کاراکتر بی‌نظیری در سریال‌های تلویزیونی به شمار می‌رفت در کنار دوست شفیقش علی نصیریان که در زمره بازیگران نخبه‌ای هستند که هم در تئاتر، سینما و هم در تلویزیون خوش درخشیدند. همکاری مشترک او با مشایخی در «هزاردستان» را نمی‌توان فراموش کرد و هم در عین حال «میوه ممنوعه» هم از یاد نمی‌رود. البته نصیریان این روزها مشغول بازی در سریال «برادرجان» هم هست که احتمالاً جزو سریال‌های رمضانی تلویزیون خواهد بود.

او در کنار نگاهی به حضور جمشید مشایخی در تئاتر، سینما و تلویزیون به این نکته اشاره کرد که باید رویکردهای جدید همراه با کیفیت و دقت به امر سریال‌سازی در تلویزیون برگردد. نصیریان به تسنیم، گفت: «سریال‌های تلویزیونی بعد از پیروزی انقلاب با دقت و وسواس خاصی کار می‌شد و از جملگی این پرداخت‌های حرفه‌ای و تخصصی می‌توان به «هزاردستان» و «سربداران» اشاره کرد. دو سریالی که از لحاظ کیفی، ساختار، دکورسازی، صحنه‌پردازی، لباس، گریم، فیلمبرداری و سایر مشخصات در حد خیلی خوبی شروع شد. اما چند صباحی بعد آرام آرام تحت‌الشعاع یکسری زرق و برق‌ها قرار گرفت. البته ناگفته نماند چند اثر تاریخی و دینی هم ساخته شد که ستودنی است ولیکن در سریال‌های اجتماعی و معمولی دیگر شاهد دقت و وسواس در ارائه المان‌های والای هنری در سریال‌های تلویزیونی نیستیم. در واقع جای کیفیت و دقت در سریال‌های تلویزیونی ما خالیست.»

او همچنین به جمشید مشایخی و خاطره بازی در تئاتر مشترک‌شان اشاره کرد و افزود: در جایی خواندم و شنیدم که جمشید گفته بود علی نصیریان حق به گردن من دارد که از روی تواضع و فروتنی این نکته را مطرح کرده است. جای جمشید که همیشه او را به نام «کمال‌الملک» هنر نمایشی می‌شناختم برای همیشه در صحنه بازیگری خالی می‌ماند. همان‌طور که پیشتر گفتم جای داود رشیدی و عزت‌الله انتظامی خالی است. امیدوارم استعدادهای جوان ما به میدان بیایند و پرشور و بالنده این ضایعه‌ها و صدمات را جبران کنند که ما در فقدان این بزرگان هنر تحمل می‌کنیم.

وی خاطرنشان کرد: اواخر دهه ۳۰ نمایش‌های تلویزیونی اجرا می‌کردیم در همان تلویزیون خصوصی که تهران پخش می‌شد. من ۶۰ سال با مشایخی رفاقت کردم و خاطرات خوشی از آن دوران دارم. یادم می‌آید کلید این آشنایی در اداره تئاتر دراماتیک خورده شد؛ جایی که مشایخی وارد عرصه هنر شد. من در نمایشنامه «وظیفه پزشک» دوست داشتم نقشی به جمشید بدهم که حقیقتاً استعداد بسیار بزرگی بود. استعدادی که هم در تئاتر، هم در سینما و هم در تلویزیون خاطرات خوشی برای من، دوستان و مردم فراهم کرد. از اخلاق و منش و رفتار او سال‌ها می‌توانم بگویم که چقدر از همکاری و مجاورت با او لذت بردم.

نصیریان، مشایخی را یک استعداد متکی به خود دانست و افزود: این نکته درباره مشایخی گفته نشده که جمشید یک مستعد متکی به خود بود. چرا که در آن دوران از لحاظ تعلیمات، کلاس و مسائل آکادمی هیچ بستری چون دانشکده تئاتر وجود نداشت. حتی ما در دانشکده هنرهای زیبا یک بخش تخصصی تئاتر نداشتیم و جمشید مشایخی از یک استعداد خودجوش برخوردار بود. البته بعدها با ممارست، مطالعه و دیدن یکسری از کلاس‌ها رشد پیدا کرد و توانست خودش را در جامعه هنری مطرح کند. البته که در جامعه هم نقش‌های ماندگاری از خودش به یادگار گذاشت و یکی از ماندگارترین نقش‌هایش هم «کمال‌الملک» و «رضا تفنگچی» سریال “هزاردستان” بود. او، عزت‌الله انتظامی، داود رشیدی و محمدعلی کشاورز استعدادهای خودجوشی بودند و هستند که آن طبیعت خلاقه انسانی به آن‌ها کمک می‌کرد بتوانند این نقش‌ها را به زیبایی تجسم کنند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

تازه‌ترین آمار فروش فیلم‌های نوروز – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: دو فیلم «رحمان ۱۴۰۰» و «متری شیش و نیم» همچنان در رقابت با یکدیگر در صدر جدول فروش هفتگی سینمای ایران قرار دارند.

به گزارش سینماپرس، تازه ترین آمار فروش فیلم‌های نوروز در حالی اعلام شد که دو فیلم در پایان تعطیلات نوروز از ۱۰ میلیارد تومان گذشتند و بیشترین فروش اکران‌های نوروز برای یک فیلم کمدی و غیرکمدی در اختیار «رحمان ۱۴۰۰» و «متری و شیش و نیم» است.

رحمان ۱۴۰۰ به کارگردانی منوچهر هادی:  ۱۵ میلیارد و ۳۴۳ میلیون تومان

متری شیش و نیم به کارگردانی سعید روستایی: ۱۰ میلیارد و ۴۳۸ میلیون تومان

چهارانگشت به کارگردانی حامد محمدی : ۴ میلیارد و ۵۰۴ میلیون تومان

زندانی‌ها به کارگردانی مسعود ده نمکی : ۱ میلیارد و ۹۰۶ میلیون تومان

پیشونی سفید۳ به کارگردانی سید جواد هاشمی: ۱ میلیارد و ۱۰۸ میلیون تومان

ژن خوک به کارگردانی سعید سهیلی : ۱ میلیارد و ۹۹ میلیون تومان

غلامرضا تختی به کارگردانی بهرام توکلی: ۷۰۰ میلیون تومان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

انتقاد تند وزیر کشور از مهران مدیری – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: وزیر کشور در جلسه مدیریت بحران شهرستان پلدختر نسبت به اظهارات مهران مدیری در برنامه دورهمی انتقاد کرد.

به گزارش سینماپرس، عبدالرضا رحمانی‌فضلی وزیر کشور در جلسه مدیریت بحران شهر پلدختر از اظهارات مهران مدیری در برنامه دورهمی به شدت انتقاد کرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

درخشش آلبوم موسیقی ایرانی در آلمان – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کریستوفر فون دایلن سرپرست گروه آلمانی «شیلر» با آهنگسازی آلبومی که در ایران آن را ضبط کرده بود یکی از جوایز موسیقایی کشور آلمان را دریافت کرد.

به گزارش سینماپرس، آیدین الفت مدیر مؤسسه «شهر صدای پارسیان» در گفتگو با مهر درباره فرآیند تولید آلبوم «صبح دم» گفت: کریستوفر فون دایلن سرپرست گروه آلمانی «شیلر» سال ۹۶ بود که به دعوت مصطفی کبیری در تهران برای اولین روی صحنه رفت و مجموعه کنسرت‌هایی را نیز در تالار بزرگ وزارت کشور برگزار کرد. پس از برگزاری این مجموعه کنسرت‌ها بود که این گروه با توجه به استقبال خوب مخاطبان ایرانی تصمیم به تولید آلبومی با حضور هنرمندان ایرانی گرفت که خوشبختانه این اتفاق افتاد و آلبوم «صبح دم» با هنرنمایی تعدادی از آهنگسازان و هنرمندان فعال موسیقی کشورمان در استودیو شهر صدای پارسیان، ضبط و تولید شد.

وی ادامه داد: خوشبختانه طبق آخرین اخباری که به دست آوردیم این آلبوم در یکی از جدول‌های آماری موسیقی کشور آلمان با عنوان German Album Charts توانسته عنوان بهترین آلبوم موسیقی را نیز کسب کند که این خبر برای جامعه هنری کشورمان می‌تواند دارای اهمیت ویژه‌ای باشد. به هر حال همین که یک اثر موسیقایی ضبط شده در ایرانتوانسته موردتوجه یک مجموعه موسیقایی در کشور آلمان قرار بگیرد برای ما اتفاق خوشایندی است که امیدوارم مقدمه خوبی برای سایر فعالیت‌های هنرمندان موسیقی کشورمان در عرصه‌های بین المللی باشد.

الفت درباره برخی جزئیات همکاری مشترک فون دایلن با هنرمندان ایرانی در پروژه «صبح دم» گفت: فون دایلن پس از اتمام تور کنسرت‌هایش در اروپا، مجدداً به ایران سفر کرد تا همکاری‌اش با هنرمندان ایرانی را برای ضبط جدیدترین آلبوم شیلر باعنوان  «صبح دم» آغاز کند. در این آلبوم هنرمندانی همچون پیروز ارجمند، پویا سرایی، یلدا عباسی و نیلوفر پارساحضور داشته و مهندسی ضبط آن در ایران بر عهده امید نیک بین بوده است. ضبط این قطعات هم به مدیریت بنده و در استودیو شهر صدا صورت گرفته است. این آلبوم تنها چند روز پس از پخش جهانی آن با استقبال هنردوستان مواجه شد و فون دایلن توانست در کمتر از یک هفته جایزه بهترین آلبوم موسیقی در آلمان را به خاطر آهنگسازی و تولید آن دریافت کند.

در این آلبوم علاوه بر حضور پیروز ارجمند، پویا سرایی، یلدا عباسی به عنوان نوازنده سازهای دف، نی، سنتور و دوتار خراسان، نیلوفر پارسا هنرپیشه سینما و تلویزیون نیز با دکلمه غزلی از حافظ با گروه آلمانی شیلر همکاری کرده است. این در حالی است که حجت اشرف زاده نیز در برخی آثار آلبوم به عنوان خواننده حضور داشته است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اولین فعالیت سینمایی «مورگان فریمن» در میانسالی رقم خورد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مورگان فریمن یکی از شناخته شده‌ترین بازیگران هالیوود اولین فعالیت بزرگ سینمایی خود را بسیار دیر و در ۵۲ سالگی آغاز کرد.

به گزارش سینماپرس، مورگان فریمن، بازیگر و کارگردان صاحب نام و برنده اسکار است که بیشتر به خاطر فیلم‌هایی همچون «رستگاری در شاوشنگ»، «هفت»، «دختر میلیون دلاری» و سری‌های جدید فیلم سینمایی بتمن شناخته میشود. او جایزه اسکار خود را سال ۲۰۰۵ در بخش بهترین بازیگر نقش مکمل برای بازی در فیلم دختر میلیون دلاری دریافت کرد و با فیلم رستگاری در شاوشنگ نیز نامزد اسکار شد؛ وی همچنین در کارنامه وی جایزه گلدن گلوب برای فیلم «رانندگی برای خانم دیزی» نیز دیده میشود.

فیلم رستگاری در شاوشنگ با بازی مورگان فریمن برترین فیلم تاریخ سینما ازنگاه IMDB شناخته میشود و بدون شک فریمن با بازی درخشان خود نقش مهمی درکسب این افتخار داشته است.

فریمن متولد ایالت تنس آمریکا است، اما گفته میشود اصالتی نیجریه‌ای دارد، او از سن کودکی به بازیگری علاقه نشان داد و در سن ۱۲ سالگی در یک مسابقه نمایش برنده جایزه شد.

اولین فعالیت سینمایی کوتاه وی در سن ۳۴ سالگی با ایفای نقش در فیلم «چه کسی گفته نمیتوانم رینبو را برانم» رقم خود و بزرگترین فیلمی که او برای اولین بار درآن ایفای نقش کرد فیلم «رانندگی برای خانم دیزی» در سال ۱۹۸۹ است که در آن زمان این بازیگر ۵۲ سال داشت و بعد از آن تلاش فریمن برای تبدیل شدن به یک سوپر استار در دنیای سینما اغاز شد و دهه‌ی ۹۰ را با بازی در فیلم‌هایی همچون «شیک و پیک»، «آتش خود پرستی»، «رابین هود» و «شاهزاده دزدان» به دهه طلایی خود تبدیل کرد که تاکنون نیز ادامه دارد.

البته او قبل از فعالیت‌های سینمایی خودف در تئاتر نیز فعالیت داشته است و توانست در سال ۱۹۶۷ نخستین نقش خود را در تئاتر «برادوی» با دستمزد هفته‌ای ۷۰ دلار تجربه کند. در این مدت توانست چند نقش دیگر را در تئاتر به دست آورد و با توانایی‌های که از خود نشان داد توجه کارگردان‌های سریال‌های تلویزیونی را به خود جلب کند.

از نکات جالب توجه دیگری که میتوان در مورد این بازیگر به آن اشاره کرد حضور وی در مراسم عزاداری عاشورای حسینی در سال ۱۳۹۵ اشاره کرد این مراسم در حسینیه الخویی متعلق به شیعیان در لندن برگزار شد و مورگان فریمن برای ضبط بخش‌هایی از مستند داستان خدا در این مراسم حضور پیدا کرد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«نون.خ» مشکل گویشی ندارد فقط شیطنت مجازی است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: وقتی فیلم برای یک جامعه چند زبانه به نام ایران پخش می‌شود، باید برای همه مفهوم باشد؛ طبیعتاً نمی‌توان فیلمی با غلظت گویش کردی برای عموم مردم ایران پخش کرد.

به گزارش سینماپرس، «نون. خ» سریال شبکه اول سیما به کارگردانی سعید آقاخانی و تهیه‌کننده مهدی فرجی است که پیشتر مدیر شبکه اول سیما بود. این مجموعه درباره مردم یک شهر کُردنشین است که محصول آن‌ها تخمه است. مردم این منطقه تخمه‌های شان را به نون. خ یا نورالدین خانزاده می‌دهند و او هم همه را به تاجری می‌دهد تا به ترکیه بفرستد و با قیمتی خوب بفروشد. ماجرا از آنجا شروع می‌شود که تاجر از دنیا می‌رود. اهالی روستا که از آن تاجر طلبکارند پول شان را از نون. خ که رابط آن ها با تاجر بوده است می‌خواهند.

نمایی از سریال «نون. خ» به کارگردانی سعید آقاخانی

این مجموعه به دلیل ویژگی زبان کردی مورد استقبال شهروندان قرار گرفت. مردم مجموعه موفق پایتخت را به دلیل گویش شمالی در ذهن داشتند. این سریال با گویش کردی و شیرین زبانی، روایت‌های زندگی ایرانی را خیلی ساده و بدون اضافات فیلم های سینمایی به تصویر می‌کشد. اینگونه زندگی برای مردم آشناست و آن ها را برای ادامه سریال کنجکاو می‌کند. حسین سلطان‌محمدی منتقد تلویزیون اعتقاد دارد که سعید آقاخانی تمام تلاشش را به کار می‌گیرد تا بتواند داستان را تا پایان مدیریت کند که مخاطب برای دانستن پایان داستان، سریال را دنبال می‌کند.

او درباره جذب مخاطب سریال‌های نوروزی به این نکته اشاره کرد:  با توجه به اینکه مخاطب ما عادت کرده در مناسبت های خاص مثل نوروز و ماه مبارک رمضان برنامه های ویژه ببیند، تلویزیون را وادار به تولید می کند. حتی اگر کیفیت دچار نوسان شود، باز هم تلویزیون به دلیل تقاضای مخاطب ناچار به عرضه است. البته در مناسبت‌هایی مثل دهه فجر هم تلویزیون برنامه‌های مناسبتی دارد، اما چون مخاطب پراکنده است و تلویزیون در یک ساعت خاص بیننده ندارد، به طور معمول سریال‌های دهه فجر خیلی پررنگ ارزیابی نمی‌شوند. ولی ماه رمضان و نوروز دو محدوده زمانی است که تلویزیون در سال‌های اخیر در آن‌ها فعالیت زیادی داشته است. به همین دلیل تماشاگر انتظار دارد یک تولید جدید ببیند.

نکته‌ای که در جریان پخش سریال «نون. خ» و بسیاری از سریال‌های دیگر مخاطب مواجه می‌شود این است که مجموعه‌های ایرانی در آغاز جذابیت ندارند اما به طور معمول در ادامه، سریال به مرحله‌ای می‌رسد که تماشاگر برای رسیدن به پایان ماجرا کنجکاو می‌شود. این کنجکاوی‌ها به دلیل آمادگی ذهن مخاطب در مناسبت‌ها  بیشتر می‌شود. به دلیل افزایش شبکه‌های تلویزیونی دیگر مخاطب مثل گذشته که فصل فعال تلویزیون پاییز و زمستان بود راضی نمی‌شود. به همین دلیل در حال حاضر فصل فعال تلویزیون مناسبت‌های نوروز و ماه رمضان است.

سریال «نون. خ» را باید به عنوان یک سریال نمایشی طنز پذیرفت چرا که به تعبیر حسین سلطان‌محمدی تکیه‌کلام‌های این سریال طنز هم مثل تمام سریال‌های طنز وارد صحبت های روزمره مردم شده است. طنز این سریال در شیرین زبانی و کاراکترهای آشنای طنز است. سعید آقاخانی اگرچه در چند سال گذشته در سینما فیلم های جدی هم بازی کرده است، اما در کلیت پیشینه کمدی پررنگ‌تری دارد. بنابراین وقتی سعید آقاخانی را می بینیم و در قسمت های میانی سریال چهره‌ای مثل علی صادقی در داستان قرار می‌گیرد، وارد یک کش و قوس هیجانی می‌شویم. البته آذرنگ خیلی سابقه کمدی ندارد، ولی با گویش کردی وارد داستان می‌شود. همین طور بازیگرانی که به نظر می‌رسد کرد هستند؛ به غیر از مهیار که در سن کمتر تجربه بازیگری داشته است. این چهره‌ها آدم ها را به این باور می‌رسانند که یک اثر طنز را تماشا می‌کنند و علاقه‌مند می‌شوند بدانند این اثر طنز تا کجا پیش می‌رود.

*سلطان‌محمدی در ادامه به مقوله پرداختن «نون. خ» به موضوعات طنز آغشته به مسائلی چون اختلاس و معضلات اجتماعی کشور اشاره کرد. او گفت: “در فیلم‌های سینمایی و آثار تلویزیونی این نکات را به تکرار می‌بینید. به این دلیل که نویسنده نمی‌خواهد به طور مستقیم به این مسائل وارد شود، در راستای طنز عادی از دیالوگ‌هایی که به معضلات اجتماعی و اقتصادی نزدیک است استفاده می‌کند. بحث در رابطه با این موضوعات برای تمام مردم آشناست و اینگونه درک داستان برای مخاطب راحت‌تر می‌شود.

یکی از مقولاتی که در فضای مجازی و رسانه‌ها روی آن بحث است ضعف گویش کُردی سریال است. این منتقد تلویزیون تعبیر جالبی درباره این اعتراضات دارد. او اعتقاد دارد “اگر گویش‌شان کمی مشکل دارد با توجه به تنوع گویش‌های کُردی قابل پذیر است. ” چرا که مردم شهرها و مراکز از اینکه خودشان را اینگونه پر رنگ ببینند، استقبال می کنند. داستان سراسر صمیمیت است، هیچ کس خلاف ذاتی ندارند و همه در عالم رفاقت هستند. حتی اگر خلیل خباثت کمی دارد، در بین آن جمع این رفتار کمرنگ است. این سریال مردم کُرد و سرزمین‌شان را در چهار فصل به زیبایی به تصویر می کشد و بی نهایت مناظر جدید به نمایش می‌گذارد.   اگر گویش‌شان هم کمی مشکل دارد، با توجه به تنوع گویش‌های کردی قابل پذیرش است. اینکه کسی روی گویش‌ها حساس باشد، شیطنت‌های مجازی است و نمی تواند واقعیت داشته باشد.

سلطان‌محمدی این هجمه‌ها و ایرادات به گویش‌ سریال تلویزیونی «نون. خ» را شیطنت مجازی دانست و در پایان خاطرنشان کرد: گاهی مطرح می‌شود که در این سریال زبان کردی و فارسی با هم تلفیق شده‌اند. وقتی فیلم برای یک جامعه چند زبانه به نام ایران پخش می‌شود، باید برای همه مفهوم باشد. طبیعتاً نمی‌توان فیلمی با غلظت گویش کردی برای عموم مردم ایران پخش کرد. سعید آقاخانی اصالت کُردی دارد و با افتخار این داستان را روایت می‌کند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

نقش متفاوت عنایت بخشی و بهنوش بختیاری در سریال شبانه شبکه ۲ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: یکی از محاسن سریال نوروزی «بر سر دوراهی» چینش متفاوت و رنگارنگ بازیگران آن است که از بین آنها عنایت بخشی و بهنوش بختیاری خاص‌ترین هستند.

به گزارش سینماپرس، عنایت بخشی بازیگر سینما و تلویزیون  این شبها نقش ضدقهرمان سریال «بر سر دوراهی» را ایفا می کند. نقشی که مخاطب را به یاد کاراکترهای آثار محبوب سینمای دنیا مثل «پدرخوانده» می اندازد.

جلال که باعث بروز گره هایی در قصه می شود و بر پیچ و تاب داستان می افزاید و بخشی هنرمندانه به ایفای آن پرداخته است.

بهنوش بختیاری نیز در این سریال با ایفای کاراکتر ثریا، شمای دیگری از توانایی اش در بازیگری را به تصویر کشیده است.

«بر سر دوراهی» علاوه بر اقبال عمومی و موفقیت در کنداکتور نوروزی آن هم در کنار سه سریال طنز، توانست ظرفیت های مختلفی از بازیگران را نیز به تصویر بکشد که بخشی و بختیاری دو نمونه از این موارد است.

بهنوش بختیاری بازیگر سریال «بر سر دوراهی» درباره حضور در این سریال تصریح کرد: در اولین صحبتی که برای حضور در این سریال با من شد، فهمیدم یک نقش جدی را برایم در نظر گرفته اند و من هم به دلیل جدی بودن نقش همکاری را پذیرفتم. در این سریال کاراکتر “ثریا” را بازی می کنم که آدم خاصی است و اصلا شاد و شنگولی و انعطاف همیشگی من در نقش هایم با این شخصیت نیست.

وی تاکید کرد: کاراکترهای این سریال چند لایه هستند و تک بعدی نیستند. ثریا هم از این موضوع مستثنی نیست و کاراکتر چند بعدی دارد. فکر می کنم پنجمین یا ششمین سریالی است که برای عید بازی می کنم و خداراشکر من همیشه در نوروز یا سریال داشته ام، اگر نبوده ام هم خودم قبول نکرده ام.

عنایت بخشی درباره این نقش گفت: جلال کاراکتری چند بعدی و خاص است اما ما به ازای آن را در جامعه می بینیم و هیچ شخصیتی وجود ندارد که فقط یک نمونه از آن وجود داشته باشد. وقتی انسانی “بر سر دوراهی” قرار می گیرد، انتخاب راه درست به شعور او بستگی دارد، به دانش او وابسته است و آدم باید بداند کجا می رود و برای چه. وقتی انسان این چیزها را بداند و آگاه باشد مسلما راه درست را انتخاب خواهد کرد و به هدفی که به آن فکر می کند می رسد.

این بازیگر پیشکسوت تاکید کرد: مهم این است که شما چگونه درباره زندگی فکر می کنید و از زندگی چه می خواهید. وقتی تکلیف شما با خودتان روشن نباشد مسلما با جامعه و مردم هم تکلیف روشنی نخواهید داشت. به قول مولانا؛ پیش چشمت داشتیم شیشه ای کبود لاجرم دنیا کبودت می نمود. بنابراین عینکی که شما به چشم می زنید و زاویه دید شما به زندگی خیلی مهم است و این به شعور و مطالعه شما بستگی دارد و هیچ چیز در زندگی به سادگی و رایگان به دست نمی آید. باید تلاش کرد و به دست آورد.

*تسنیم

مشاهده خبر از سایت منبع