سینماپرس: نوید اسماعیلی در گفتگو با سینماپرس گفت: فیلم سینمایی «استعفا» با محوریت پاسداشت شهدای نیروی انتظامی را ۲۰ تیرماه کلید می زنم و پس از اتمام تولید آن در نیمه دوم سال سریال «بهار دختر حاج اویس» را که اثری اجتماعی است جلوی دوربین می برم.
کارگردان فیلم های سینمایی «طبقه یک و نیم» و «پاکول» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: «استعفا» اثری دلی است؛ این فیلم تلاش ها و رشادت های نیروی انتظامی را به تصویر می کشد و به نوعی برای پاسداشت و تقدیر شهدای نیروی انتظامی تولید خواهد شد و من قطعاً آن را به چهل و دومین جشنواره بین المللی فیلم فجر خواهم فرستاد و امیدوارم آن ها مانند گذشته خودی و غیرخودی نکرده و فیلم ما را هم ببینند.
وی ادامه داد: پیش از این قرار بود حسین مهری بازیگر نقش اول این فیلم باشد اما به تازگی مهدی زمین پرداز را جایگزین وی کرده ایم چرا که آقای مهری پیشنهاد دستمزد بسیار نجومی و بالایی را دادند که همین باعث شد با ایشان به توافق نرسیم.
اسماعیلی سپس با انتقاد شدید از افزایش نجومی دستمزد بازیگران و بی تدبیری مدیران سینمایی و نهادهای صنفی در این رابطه اظهار داشت: در کجای دنیا بازیگران چنین بی ضابطه و قانون درخواست دستمزدهای نجومی می کنند؟ چرا برخی تهیه کنندگان این دستمزدهای نجومی را می پذیرند و این ارقام هنگفت را به آن ها پرداخت می کنند؟ من حقیقتاً از بازیگران سینما به شدت دلم پر است چون می بینم برخلاف ادعاهای شان اصلاً به فکر هنر و فرهنگ نیستند، حتی فیلمنامه ها را هم مطالعه نمی کنند و به شغل شان تنها به عنوان یک بیزینس نگاه می کنند و برایشان مهم نیست که در فیلمی و چرا بازی می کنند و فقط پول را می بینند و بس!
این سینماگر تصریح کرد: تازه جالب است آن ها در فضای مجازی ژست اپوزوسیون هم گرفته و دولت را نقد می کنند! شما در ابتدا باید بیایید و خودتان را نقد کنید که هم از دولت پول می گیرید هم برای مردم ارزشی قائل نیستید و هم به فکر کسب درآمدهای هنگفت هستید!
وی در بخش دیگری از این گفتگو در خصوص تولید اولین سریال نمایش خانگی خود نیز خبر داد و گفت: در نیمه دوم سال و پس از ساخت «استعفا» سریال «بهار دختر حاج اویس» را که اثری اجتماعی است جلوی دوربین می برم.
اسماعیلی متذکر شد: ما پیش از این ۴ فیلمنامه داشتیم که وحید اسماعیلی و امیر یوشی نویسندگان آن بودند و سال ها روی این فیلمنامه ها کار کرده بودند؛ نویسندگان ما پس از مذاکراتی که با یکدیگر داشتند این ۴ فیلمنامه را با هم ترکیب کردند و به فیلمنامه سریال «بهار دختر حاج اویس» رسیدند که ان شاالله در ۳ فصل ۱۰ قسمتی و مجموعاً ۳۰ قسمت ساخته خواهد شد.
این کارگردان جوان خاطرنشان کرد: بعد از اتمام پروژه «استعفا» بازنویسی نهایی این سریال به پایان می رسد و سپس این اثر را که مانند سایر کارهای گذشته مان از هیچ پلتفرم و ارگان و نهادی کمک نگرفته را به صورت کاملاً مستقل به تولید خواهیم رساند. مجری طرح و مدیر تولید این پروژه هم این روزها مشغول مذاکره با چند پلتفرم به روز و مطرح هستند تا ان شاالله بلافاصله پس از اتمام ساخت بتوانیم این سریال را به پخش برسانیم.
اسماعیلی در خصوص داستان این سریال اظهار داشت: «بهار دختر حاج اویس» روایتگر زندگی دختری است که در زمان کودکی و همزمان با روزهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی توسط پدرش که فردی وابسته به دربار بوده در خیابان رها می شود و سپس یک خانواده مذهبی او را پیدا کرده و بزرگش می کنند؛ دختر بعد از بزرگ شدن خلافکار شده و به زندان می افتد و از قضا قاضی پرونده اش همان پدری است که سال ها قبل او را رها کرده بوده؛ من معتقدم این سریال جذابیت های زیادی برای مخاطب دارد و به دلیل نوع روایت و داستان بکرش می تواند با استقبال خوبی از سوی مردم روبرو شود.
وی در پایان این گفتگو افزود: تاکنون هیچ یک از بازیگران این پروژه قطعی نشده اند و این روزها مشغول جمع بندی نهایی برای رسیدن به لیست بازیگران مورد نظرمان هستیم تا پس از آن با آن ها وارد رایزنی شویم.
سینماپرس: شانزدهمین جشنواره موسیقی نواحی با هدف تعالی و بهینهتر شدن و همچنین استفاده از ظرفیت سایر استانها و فراگیری آن در پنج منطقه برگزار شود.
به گزارش سینماپرس، محمدعلی مراتی، دبیر شانزدهمین جشنواره موسیقی نواحی ایران اعلام کرد: امسال مقرر شد که جشنوارهی شانزدهم موسیقی نواحی با هدف تعالی و بهینهتر شدن و همچنین استفاده از ظرفیت سایر استانها و فراگیری آن در پنج منطقه برگزار شود. روند انتخاب استانها برای برگزاری جشنوارهی موسیقی نواحی تقریبا یک سال به طول انجامیده است. ما سعی کردهایم که انتخاب محل برگزاری جشنواره با طرح «ساتراپی» وزارت کشور که ایران را به پنج منطقهی اجتماعی تقسیم کرده است، هماهنگ باشیم. جزئیات این پنجمنطقه فرهنگی در رسانهها اعلام شده، اما اگر بخواهم بیشتر توضیح دهم، این جشنواره باحضور استانهای تهران، قزوین، مازندران، خراسان شمالی، سمنان، گلستان، البرز، و قم با برگزاری در استان گلستان بعنوان منطقه اول، استانهای اصفهان، فارس، بوشهر، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد و خوزستان با برگزاری در استان چهارمحال و بختیاری بعنوان منطقه دوم، استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، زنجان و گیلان با برگزاری در استان آذربایجان شرقی بعنوان منطقه سوم، استانهای کرمانشاه، ایلام، لرستان، همدان، مرکزی و کردستان با برگزاری در استان کرمانشاه بعنوان منطقه چهارم، استانهای خراسان رضوی، خراسان جنوبی، کرمان، یزد، سیستان و بلوچستان و هرمزگان با برگزاری در استان کرمان بعنوان منطقه پنجم صورت خواهد پذیرفت.
او ادامه داد: در این طرح که در یک گسترۀ ملی به همت دفترموسیقی معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، توسط انجمن موسیقی ایران و با همکاری ادارات کل فرهنگ و ارشاد استانهای سراسر کشور بهصورت غیررقابتی برگزار خواهد شد، دیگر قرار نیست جشنواره صرفا در یک استان برگزار شود و برگزاری آن با توجه به هزینههایی که اداره کلها برای تقویت موسیقی منطقهشان تخصیص میدهند، به صورت گردشی صورت میگیرد و یک منطقه به عنوان نماینده انتخاب و از کمک استانهای دیگر هم استفاده میشود. در این طرح همان طور که در بالا گفته شد، مسئول برگزاری منطقهی یک استان گلستان، منطقهی دو استان چهارمحال و بختیاری، منطقهی سه استان آذربایجان شرقی، منطقهی چهار استان کرمانشاه و منطقهی پنجم استان کرمان است.
دبیر شانزدهمین جشنواره موسیقی نواحی ایران، درباره محور اصلی و تمرکز موضوعی جشنواره شانزدهم نیز توضیح داد: بنده از دوره چهاردهم که به عنوان دبیر حضور داشته ام، سعی کردهام تا یک محتوای فرهنگی-موسیقایی را هرساله به تصویب شورای محترم سیاستگذاری جشنواره برسانم و با همراهی و پشتیبانی آقای دکتر الهیاری (رئیس جشنواره) که همیشه حامی من بودهاند – و البته این طرح منطقهای بدون کمک و راهنمایی ایشان انجام نمیشد – ما امسال طرح «ایران فرهنگی» را با هدف وحدت در کثرت موسیقایی در نظر گرفتیم. واژهی وحدت در کثرت که معادل unity diversity است و کلیدواژهای در موسیقیشناسی اقوام در دنیا به شمار میرود. در کشورهای چندقومیتی مانند ایران هم که اقوام مختلف، جامعهی ملی آن را تشکیل دادهاند این وحدت در کثرت معنا پیدا میکند. هدف ما در این جشنواره این است که در مناطق مختلف ایران، به تنوع و کثرت موسیقایی در عین وحدتی که ما به آن «ایران» میگوییم توجه کنیم.
این موسیقیدان همچنین توضیح داد: در این طرح ممکن است این سوال پیش بیاید که این مناطق الزاماً به لحاظ اشتراکات فرهنگی طراحی نشدهاند، اما ما در موسیقی شناسی معاصر، موسیقیهای مختلف این مناطق را در یک حوزه میبینیم. برای مثال در حوزهی موسیقی خراسان شمالی، کردها، ترکها و قومیتهای دیگری را داریم که با همدیگر موسیقی «بخشی» و «عاشقی» را تشکیل میدهند. به نظر من وجود این اختلافهای موسیقایی و تنوع فرهنگی راهحلهای خود این اقوام برای ساختن یک ملت بوده است. در استان آذربایجان غربی هم کردها و ترکها کنار همدیگر هستند و در موسیقی سازهای مشترکی هم با همدیگر دارند. مثلا سازی مثل بالابان که متعلق به ترکهاست، در موسیقی کردی هم با اسم متفاوتی وجود دارد. این موارد عناصر موسیقی شناسی معاصر هستند که ما به آنها توجه کردهایم و قرار نبوده که صرفا کردها یا ترکها با هم قومیهایشان یک منطقه را تشکیل بدهند. این تنوع و کثرتی که این اقوام برای ساختن موسیقیشان به صورت اصیل دارند، چیزی بوده که ما به آن توجه داشتهایم.
مراتی در بخش دیگری از سخنانش درباره جزئیات جشنواره شانزدهم موسیقی نواحی توضیح داد: جشنوارهی امسال که با پوستاندازیهای مختلفی طراحی شده، از دو قسمت جشنوارهی منطقهای نواحی ایران و جشنوارهی ملی- بینالمللیتشکیل شده است. ما در بخش منطقهای نواحی ایران، به تمام ظرفیتهای موسیقی مناطق مختلف کشور توجه داریم و در بخش ملی – بینالمللی به موسیقی یک منطقهی واحد به نام ایران و تقابل آن با اقوام مختلف دنیا توجه کردهایم. در قسمت ملی بینالمللی که احتمالا طبق پیشبینی ما در هفتهی وحدت مهرماه برگزار میشود، ما به کشورهای مختلفی نامه زدهایم و از آنها دعوت کردهایم تا گروههای موسیقی و نمایندگانشان را به جشنواره معرفی کنند.
وی افزود:در این جشنواره این ظرفیت وجود دارد که موسیقی اقوام مختلف که مانند زنجیر و حلقههای مختلف فرهنگی به هم ارتباط دارند، در کنار همدیگر شنیده شوند. برای مثال ما در موسیقی خراسان ساز دوتار را داریم و در قزاقستان ساز دمره را داریم که بسیار به دوتار شبیه است و سنت موسیقایی خراسان و قزاقستان شباهت بسیار زیادی به همدیگر دارند که میتوانند در بخش ملی – بینالمللی جشنواره، کنار همدیگر شنیده بشوند. نکتهی مهم این است که جشنوارهی موسیقی نواحی اصلا رقابتی نیست. به این دلیل که در جشنوارههای نواحی نمیشود که ارزش موسیقی دانان مختلف را با هم مقایسه کرد.
او در پاسخ به این پرسش که امسال بخش پژوهش موسیقی در جشنواره داریم وجود دارد؟ گفت: بله؛ قطعا ما هرساله بخش پژوهش را داریم و آن را بخش موثر و مفیدی میدانیم. تابهحال هم مقالههای خوبی دریافت کردهایم. در سال جاری هم در این پنج استانی که در جشنواره موسیقی نواحی شرکت دارند، بخش پژوهشی وجود دارد. درخصوص ادامه داشتن بخش پژوهش در جشنوارهی امسال، برای اولین بار سراغ استان قم و محقق قمی ارزشمندی که در موضوع نقارهنوازی مذهبی فعالیت میکند، رفتهایم. در مورد موسیقی تعزیه هم برای اولین بار امسال از استان قزوین گروههای تعزیه شرکت خواهند کرد و یک محقق هم در گروه تعزیهی استان قزوین وجود دارد؛ بنابراین سعی کردهایم که امسال آن بخش پژوهشی را که در سه روز جشنواره، صبحها در هر منطقه برگزار میشود را مورد توجه قرار بدهیم.
مراتی درباره میزبانی تهران از جشنواره شانزدهم نیز در توضیحاتی گفت: همانطور که پیشتر گفتم، جشنوارهی امسال به دو بخش منطقهای و ملی – بینالمللی تقسیم شده است. بخش منطقهای جشنوارهی موسیقی نواحی که به نظرم بخش اساسی هویت ملی و هویت زبانی ایران است در تیرماه برگزار میشود که جزئیات زمانبندی و جدول اجراها هفته آینده از سوی ستاد خبری جشنواره اعلام خواهد شد و همچمین بخش ملی – بینالمللی آن در تهران برگزار خواهد شد. انتخاب تهران برای برگزاری جشنوارهی موسیقی ملی – بینالمللی این بوده که پایتخت از شرایط میزبانی و ظرفیت بالاتری برای برگزاری بخش دوم جشنواره برخوردار است.
او ادامه داد: یکی از اهداف برگزاری این جشنواره بحث اسطوره سازی در این رویداد است. در موسیقی نواحی پیشکسوتان و بزرگان فراوانی داریم که از لحاظ خصوصیات انسانی و موسیقایی اسطوره محسوب میشوند. با این اسطورهسازی امیدواریم بتوانیم قدمی در تغییر ذائقهی موسیقایی نسل جوان برداریم. به عنوان مثال ما در گذشته هنرمندان بزرگی همچون حاج قربان سلیمانی و بزرگان دیگری را داشتهایم که نسل جوان با آنها آشنایی کافی ندارند. جشنوارهی امسال، اما به این موضوعات توجه دارد و امیدواریم بتوانیم بزرگان موسیقی نواحی که شریفترین و باکرامتترین و در عین حال متواضعترین شخصیتهای فرهنگی کشور هستند را به نسل جوان معرفی کنیم. طبق تجربه بنده اگر نسل جوان با این اسطورهها آشنا شوند، ارتباط خوبی با آنها برقرار میکنند. دکتر مرآتی تاکید کرد: امروز ما با یک تسلسل نسلی مواجه هستیم و میخواهیم به نسل جوان بگوییم، موسیقی که در خانوادهها یا قومیتهای مختلف وجود داشته در حال حاضر به چه شکلی ادامه پیدا کرده است. جشنوارهها تنها مسیر تغذیهی این فرهنگها و معرفی آنها هستند و نشان میدهند که این فرهنگهای موسیقایی مختلف در گذشته چگونه بودهاند و در حال حاضر در چه وضعیتی قرار دارند. این فرهنگهای موسیقایی امکان زنده نگه داشته شدن را دارند و وظیفهی دولتها هم همین امر زنده نگه داشتن فرهنگهاست.
دبیر جشنواره در پاسخ به این پرسش که اجراها در سالن و یا در فضای باز برگزار میشوند نیز گفت: براساس تجربهی بنده که در جشنوارههای مختلف موسیقی در ایران و اروپا و افریقا حضور داشتهام، جشنوارههای موسیقی که در فضاهای باز برگزار میشوند از کیفیت صوتی مناسبی برخوردار نیستند و بنده موافق برگزاری جشنواره در فضای باز نیستم. با توجه به سالنهای مناسبی که در نقاط مختلف کشور وجود دارد، انتخاب برگزاری جشنواره در سالنهای سرپوشیده قطعا کیفیت بهتری را به شنونده ارائه میدهد. حتی سازهای ایرانی مانند دوتار و کمانچه که از سیمهای ظریفی برخوردارند و با توجه به آکوستیک این سازها، فضای باز شرایط مناسبی را برای شنید صوت این سازها فراهم نمیکند. مسئولان برگزاری جشنواره هم به مقوله کیفیت صدا توجه ویژهای دارند.
این اتنوموزیکولوگ اضافه کرد: با توجه به شعار وحدت در کثرت جشنواره، گروههای قومیتی مختلفی در جشنواره موسیقی نواحی شرکت میکنند. برای مثال قومهای کتولی، قزلباش، ترکمن، قزاق و دیگر قومیتها در این جشنواره حضور خواهند داشت. در چیدمان هیئت انتخاب از افراد استانهای مختلف استفاده شده و موسیقیدانهای استانهای مختلف به این امر کمک کردهاند. هدف ما این است که تمام اقوام با توجه به ظرفیت اجرای موسیقیشان در این جشنواره شرکت کنند. در عین حال که امسال جشنواره موسیقی نواحی به صورت منطقهای برگزار میشود، اما همچنان مسئلهی پررنگ بودن هر قومیت را در نظر گرفتهایم و میخواهیم هر قومی نمایندهی خودش را در جشنوارهی امسال داشته باشند و حضور اقوام مختلف فراتر از حضور اقوام در جشنوارهی سال گذشته باشد. در جشنوارهی موسیقی نواحی امسال به ویژگیهایی مثل اجرا، اصالت، نخبه بودن و ویژگیهای هنری هر منطقه هم توجه کردهایم و این موارد مطمئنا برای مخاطب رنگ آمیزی خیلی زیبایی را دارد.
او در پایان سخنانش نیز یادآور شد: در چیدمان مناطق ممکن است تفاوتها دیدگاههای متفاوتی وجود داشته باشد و برخی میگویند قومهایی که خیلی به هم نزدیکتر هستند که باید در یک گروه باشند، اما باید گفت خود اقوام در طول سالهای متمادی تصمیم گرفتند که بدون توجه به زبان ها، موسیقی مشترک ایجاد کنند.
سینماپرس: انسیه شاهحسینی نویسنده و کارگردان سینما بر لزوم تداوم ساخت آثار بیوگرافی با محوریت فرماندهان قهرمان دوران دفاع مقدس تأکید کرد و گفت: باید سالی ۱۰ فیلم مانند غریب ساخته شود.
به گزارش سینماپرس، انسیه شاهحسینی نویسنده و کارگردان شناختهشده سینما در پاسخ به این پرسش که این روزها مشغول انجام چه کاری است، به تسنیم گفت: اکنون مراحل پیش تولید فیلم سینمایی «دست ناپیدا» را در خوزستان سپری میکنیم. این فیلم، روایت متفاوتی از دوران دفاع مقدس است و در خط مقدم میگذرد.
او ضمن اشاره به داستان فیلم گفت: «دست ناپیدا» به زندگی زنانی میپردازد که در طول دوران جنگ تحمیلی، ایثارگرانه در حاشیه رود کارون لباسهای رزمندگان را میشستند. این فیلم بر اساس تجربیات شخصی خودم در دوران دفاع مقدس ساخته میشود و در اصل، ادامه فیلم سینمایی «شب بخیر فرمانده» است و همان حال و هوا را دنبال میکند.
شاهحسینی در پاسخ به این پرسش که آیا بازیگران و عوامل فیلم مشخص شدهاند یا خیر، گفت: بازیگران اصلی فیلم هنوز مشخص نشدهاند و هماکنون در خوزستان مشغول انتخاب عوامل بومی فیلم هستیم. فیلمنامه خوبی داریم و در حاشیه کارون، لوکیشنهای بسیار جذابی برای فیلمبرداری وجود دارد. خوشبختانه تعامل و همراهی خوبی با گروه ما برقرار شده است و روند پیشتولید به خوبی جلو میرود.
این سینماگر با اشاره به تعویق زمان پیشتولید «دست ناپیدا» بیان کرد: طبق برنامهریزیهای صورتگرفته میخواستیم فیلم را در مهر ماه سال گذشته کلید بزنیم، اما متاسفانه حمایتهای لازم از کار صورت نگرفت و همین باعث شد که روند پیشتولید عقب بیفتد. از اینرو احتمالاً تا اواسط شهریور سال جاری درگیر فیلمبرداری خواهیم بود.
کارگردان فیلم سینمایی «پنالتی» در پاسخ به این پرسش که آیا نخستین اکران فیلم «دست ناپیدا» در چهل و دومین جشنواره فیلم فجر خواهد بود یا خیر گفت: من و کلیه عوامل فیلم، حداکثر تلاشمان را میکنیم تا به یاری خدا «دست ناپیدا» به جشنواره امسال برسد. امیدوارم نخستین اکران فیلم را در فجر چهل و دوم شاهد باشیم.
شاهحسینی در بخش دیگری از سخنان خود ضمن تحسین فیلم سینمایی «غریب» که این روزها بر پرده سینماهای کشور درحال اکران است، گفت: «غریب» فیلم بسیار خوبی است و از تماشای آن لذت بردم. من پیش از این شخصیت شهید بروجردی را میشناختم و مشخص بود که گروه سازنده زحمت زیادی را کشیدهاند تا اثر باکیفیتی ساخته شود.
این سینماگر ضمن تأکید بر گسترش روند ساخت آثار بیوگرافی با محوریت فرماندهان قهرمان دوران دفاع مقدس که طی سالهای اخیر در سینمای ایران آغاز شده است، گفت: بسیار خوشحالم که در سالهای اخیر، موج ساخت آثار بیوگرافی با محوریت شهدا و قهرمانان دفاع مقدس در سینمای ایران آغاز شده است. ضروری است که چنین فیلمهایی بیش از این ساخته شود. از نظر من باید سالی ۱۰ فیلم مانند «غریب» در سینما ساخته شود تا بتوانیم شمار بیشتری از شهدا و قهرمانان پرافتخار دوران دفاع مقدس را به مردم معرفی کنیم.
سینماپرس: رئیس سازمان صداوسیما تاکید کرد: بر اساس قانون اساسی صداوسیما متولی صوت و تصویر فراگیر در تمام بسترها است و مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در خصوص شبکه نمایش خانگی برای تثبیت همین موضوع است.
به گزارش سینماپرس، پیمان جبلی در گفتوگو با ایلنا، درباره اینکه نظارت بر شبکه نمایش خانگی برعهده سازمان صدا و سیما قرار گرفته است، گفت: بر اساس قانون اساسی صداوسیما متولی صوت و تصویر فراگیر در تمام بسترها است و برای اینکه این موضوع تثبیت و بر مبنای قانونیاش تاکید شود، شورای عالی انقلاب فرهنگی همین را تصویب کرده است.
رئیس سازمان صداوسیما درباره اینکه مطرح میشود با وجود نظارت صداوسیما شبکه نمایش خانگی دچار ممیزیهای زیادی میشود، بیان کرد: برای تولید محتوا در حوزه صوت و تصویر فراگیر باید به هر شکل نظارتی صورت گیرد.
وی تاکید کرد: حتما باید یک هنجارهایی وجود داشته باشد، حتما باید یک مواردی رعایت شود که مسئول تشخیص و سیاستگذاری این حوزه به لحاظ جایگاه قانونی، سازمان صدا و سیماست. همچنین هنجارگذاری، نظارت، صدور مجوز تولید و انتشار برعهده صداوسیما است.
خبرگزاری مهر -گروه هنر-زهرا منصوری: در همین سالهایی که سینمای بلند داستانی ایران شرایط چندان ایدهآلی را در جذب مخاطب و فروش در گیشه تجربه نمیکند و فرآیند عرضه محصولات نمایشی در آستانه ورود به دورانی تازه بهواسطه فراگیر شدن بسترهای عرضه جدید در فضای مجازی قرار دارد، «سینمای کوتاه ایران» انگیزه بالایی برای یافتن مخاطبانی تازه برای خود دارد.
«فیلم کوتاه» یکی از محصولات بصری مهم و جریانساز در دنیای جدید محسوب میشود و به همین دلیل دیگر بهسختی میتوان تولیدات این حوزه را نادیده گرفت.
به همین منظور سرویس هنر خبرگزاری مهر قصد دارد با سرفصل ثابت «هر هفته یک فیلم کوتاه در مهر» به معرفی بخشی از تولیدات «سینمای کوتاه ایران» در قالب گفتگو با عوامل این آثار بپردازد.
فیلم کوتاه «لاری» بیستوهشتمین فیلمکوتاهی است که در قالب این سلسله گفتگو میزبان عواملش بودیم.
«لاری» سوژهای خاص درباره یکی از پدیدههای تلخ اجتماعی در مناطق حاشیهای شهرهای بزرگ دارد که تلاش کرده است این آسیب اجتماعی را در قالبی سینمایی به تصویر درآورد.
آنچه میخوانید حاصل گفتگوی خبرگزاری مهر با میثم مرادی کارگردان و مهدی رضایی مدیر فیلمبرداری فیلم کوتاه «لاری» است.
* بد نیست از اینجا شروع کنیم که چطور به چنین ایده خاصی برای فیلم «لاری» رسیدید و چقدر این پدیده مصداق واقعی دارد؟
میثم مرادی: این پدیده را ابتدا از زبان چند نفر از اهالی محلهای که مادربزرگ خودم در آنجا زندگی میکند، شنیدم. اتفاقاً فیلمبرداری این فیلم را هم در همان منطقه انجام دادیم. آنجا بود که از اهالی شنیدم واقعاً چنین مکان زیرزمینیای به نام «حیاط نشاط» در محل وجود دارد که بهصورت غیرقانونی و در قالب شرطبندی و قمار، بچههای بیسرپرست را به جان هم میاندازند و از مبارزه آنها پول درمیآورند. زمانی که خودم برای اولینبار درباره این موضوع شنیدم، شوکه شدم و با خودم گفتم مگر امکان دارد؟
مرادی: اولین کاری هم که کردم این بود که سراغ یکی از نهادهای متولی در حوزه آسیبهای اجتماعی رفتم و از آنها خواستم تا برای تولید این فیلم همراهی کنند، اما در پاسخ گفتند، فکر میکنید خودمان از وجود این مراکز خبر نداریم! بعد که پیگیر شدم دیدم پیش از من یکی دو خبرنگار هم روی این موضوع کار کردهاند و گزارشهایی هم درباره آن منتشر شده بود. حدود ۵ ماه پیگیر تحقیق برای اطلاع از واقعیت ماجرا وقت گذاشتم و از جایی به بعد احساس کردم که حتماً خودم باید به چشم ببینم. نمیتوانستم به چیزهایی که دور میشنیدم قناعت کنم.
وقتی بیشتر پیگیر شدم دیدم نه فقط در آن محله که در حاشیه محلههای دیگری مانند شوش و هرندی هم این حیاطهای نشاط وجود دارند! حتی مطلع شدم که در یکی از این حیاطها دو پسربچه نوجوان و بدسرپرست، مردهاند! یکی نامش مهران بود و دیگری عباس.
* واقعاً در قالب همین شرطبندیها جانشان را از دست داده بودند؟
مرادی: بله. این بچهها را با مواد و مشروبات از خود بیخود میکنند و به جان هم میاندازند! در بافت فرهنگی آن مناطق که خودم هم مدتها در آنجا زندگی کردهام، خیلی این مفهوم برای بچهها جا افتاده که راه بزرگی کردن، همین دعوا و کتککاری است. خلاصه تلاش کردم تا از نزدیک هم بخشی از واقعیتها را ببینم و بعد از آن بود که برای ساخت این فیلم مصر شدم.
اولین کاری هم که کردم این بود که سراغ یکی از نهادهای متولی در حوزه آسیبهای اجتماعی رفتم و از آنها خواستم تا برای تولید این فیلم همراهی کنند، اما در پاسخ گفتند، فکر میکنید خودمان از وجود این مراکز خبر نداریم! با تعجب گفتم خب بالاخره باید جلوی این پدیده گرفته شود.
همین مسئله انگیزه شد که نزدیک دو سال و نیم روی نگارش فیلمنامه و تأمین سرمایه این فیلم زمان بگذارم. بدون تعارف و اغراق، شخصاً خیلی برای به سرانجام رسیدن این فیلم تلاش کردم و دوست داشتم کار بهگونهای باشد که صدای این بچهها هم شنیده شود. بهگونهای ساخت این فیلم برایم حیثیتی شده بود.
میثم مرادی
* فکر نمیکنید در فیلم، مراودات موجود میان آدمهای بزرگسال، بهزور به روابط میان کودکان تحمیل شده است؟ دو بچهای که جثه کوچکی هم دارند، چطور میشود که برای آدمبزرگهایی که خودشان اهل نقشه کشیدن و سواستفاده از دیگران هستند، نقشه بکشند؟
مرادی: چه خوب که این سوال را مطرح کردید چرا که یکی از مسئولان انجمن سینمای جوانان هم پیشتر این مسئله را درباره فیلم مطرح کرده بود. نمیدانم شما چقدر مسیرتان به این مناطقی که در فیلم نشان دادهام، افتاده،،کافی است فقط دو روز بهصورت گذری از این مناطق عبور کنید تا متوجه شوید که اتفاقاً حرفها و اعمال این بچهها بهگونهای است که شاید شما از یک فرد ۵۰ ساله ساکن مرکز شهر هم توقع نداشته باشید. حتی یکی از دوستان معتقد بود که فضای فیلم واقعی و باورپذیر نیست.
* این همان مشکلی است که من هم دارم و احساس میکنم فضا فیک و مصنوعی شده است.
مرادی: شاید اصلاً تماشای همین فیلم این دغدغه را برای شما بهوجود بیاورد تا بروید و از نزدیک هم این فضاها را ببینید. متأسفانه همه اینها واقعیت دارد و ما اتفاقاً خیلی از جزئیات و کلمات را در فیلم نمیتوانستیم به کار ببریم و امکان نمایش خیلی از اتفاقات را هم نداشتیم. واقعاً شاید برای ما باورپذیر نباشد که فردی دختر ۹ ساله خود را در قمار ببازد.
مرادی: تا از نزدیک این فضاها را ندیده باشید، نمیتوانید آن را درک کنید. من خودم با وجود اینکه سالها در آن مناطق زندگی کرده بودم و مادربزرگم ساکن همین مناطق است، تا زمانی که وارد این جمعها نشدم و از نزدیک ندیدم، نتوانستم واقعیت را باور کنم * اتفاقاً این مشکلی است که پیشتر با فیلم «بچهخور» محمد کارت هم داشتم! واقعاً چرا باید چنین تصویری از شرطبندی روی یک دختر بچه در فیلم بازنمایی شود؟
مرادی: چون واقعیت دارد و شما هم تا از نزدیک این فضاها را ندیده باشید، نمیتوانید آن را درک کنید. من خودم با وجود اینکه سالها در آن مناطق زندگی کرده بودم و مادربزرگم ساکن همین مناطق است، تا زمانی که وارد این جمعها نشدم و از نزدیک ندیدم، نتوانستم واقعیت را باور کنم. آنچه هم که در فیلم به تصویر کشیدیم، روایتی بسیار سانسورشده از واقعیت جاری در این مناطق بود.
* البته در برخی نماها، تلاشهایی برای ارجاع به برخی اتفاقات غیرقابل نمایش داشتید.
مرادی: تلاش کردیم در حد امکان اشارههایی بکنیم اما نکته مهم این است که متأسفانه باید بپذیریم که این واقعیتها وجود دارد.
* اینکه واقعیت است درست اما اجازه دهید مثالی بزنم. در مستند «مشق امشب» که یکی از مستندهای خوب دورههای اخیر جشنواره «سینماحقیقت» بود، شاهد حضور پسربچهای مقابل دوربین بودیم که به معنای واقعی مرد بود و مانند یک مرد بزرگ هم صحبت میکرد. مشخص بود که به اجبار شرایط سخت حاکم بر زندگیاش وارد مراودات زندگی بزرگترها شده، تصویر آن کودک و بزرگیاش باورپذیر است و فیک نیست اما اینجا ردونشانی از رنجی که این بچهها را بزرگ کرده باشد، نمیبینیم.
مرادی: واقعاً تنها جوابی که میتوانم بگویم این است که این حس بستگی به تجربه مشاهده از نزدیک شرایط این بچهها دارد. شاید خیلی از شرایط اجتماعی که امروز ما با پوست و خونمان تجربه میکنیم و برایمان حتی عادت هم شده است، شنیدنش از طرف یک فرد خارجی که در محیط اجتماعی ما زندگی نکرده است، باورپذیر نباشد.
* بخشهایی از فیلم «لاری» بهشدت مخاطب را به یاد سریال «یاغی» میاندازد. این تشابه را قبول دارید؟
مرادی: اتفاقاً من سریال «یاغی» را از قصد، ندیدم.
* این البته پاسخ خوبی نیست که کارگردانان معمولاً در مقابل این نقد میگویند فلان کار را اصلاً ندیدهایم!
مرادی: واقعاً ندیدم. متن این فیلمنامه را هم تقریباً سه سال پیش در بانک فیلمنامه ثبت کرده بودیم. این موقعیت از آن موقعیتهایی است که هر کارگردان و یا حتی مستندسازی میتواند به آن بپردازد. به این دلیل تصمیم گرفتم که کار محمد کارت را نبینم که وقتی برای برخی از دوستان داستانم را مطرح کردم گفتند، سریال او هم چنین فضاهایی دارد. سریال «یاغی» خودش براساس یک کتاب بود که نویسنده آن کتاب هم برداشت خودش از این مدل قمار و شرطبندی را روایت کرده بود. فضای کلی شاید شباهتهایی داشته باشد اما فکر میکنم متن و زیرمتن فیلم من متفاوت از آن سریال باشد.
* یک نکته دیگر شباهت فضای کلی فیلم و حتی برخی دیالوگها با فیلمهای دهه ۵۰ و ۶۰ و مشخصاً سینمای مسعود کیمیایی در آن سالها است. واقعاً تحتتأثیر سینمای کیمیایی بودید؟
مرادی: اگر فیلم کوتاه قبلیام را دیده باشید میدانید که اساساً خیلی تحتتأثیر فیلمساز دیگری نیستم. کمااینکه فیلم قبلیام اساساً مسیری متفاوت از این فیلم داشت. تلاشم این است که براساس یافتهها و پژوهشهای که داشتهام فیلمنامه بنویسم و فیلمم را بسازم. خیلی بهدنبال آن نیستم که بخواهم از روی دست فیلمساز دیگری نگاه کنم و ایده بگیرم.
* یکی از ویژگیهای مثبت فیلمکوتاه «لاری» جنبه فنی و مشخصاً فضای بصری آن است. جناب رضایی بد نیست شما هم توضیحاتی درباره این جنبه از فرآیند تولید فیلم بدهید.
مهدی رضایی: بد نیست از همین ماجرای شباهت فیلم با حال و هوای فیلمهای کیمیایی که شما آن را مطرح کردید شروع کنیم. واقعیت این است که ما قصهای داشتیم که با هر پرداختی که سراغ آن میرفتیم، بالاخره بخشهایی از آن یادآور سینمای آن سالها میشد. این اولین تجربه همکاری من با میثم مرادی بود و نکتهاش هم این بود که این مدل اتفاقات، پیشتر سوژه فیلمهای دیگری شده بودند اما از همان جلسات اولیه یکی از دغدغهها این بود که خروجی کارمان شبیه کارهای دیگر نشود. حتی در قاببندیها و مشخصاً سکانسهای مربوط به دعوا و درگیری تلاش کردیم که متفاوت عمل کنیم. تلاشمان این بود که به حد ممکن به کاراکترها نزدیک شویم. شاد راحتترین تصمیم برای هر کارگردانی این باشد که همه چیز را خیلی ساده برگزار کند اما ما در جزئیات کار هم سختگیریهایی داشتیم.
* مثل نورپردازی که در فضاسازیها بسیار مؤثر است.
رضایی: بله. میخواستیم در همان تایم ۱۵ دقیقهای فیلم هم همه چیز شبیه به هم و تکراری نباشد. در نورپردازی به این نکته توجه داشتیم که رنگهایی را استفاده کنیم که با زیرمتنهای قصه ارتباط داشته باشد. مثلاً در سکانسی که در حمام مشغول کار است، رنگهایی را استفاده کردیم که در سکانس درگیری وجود نداشت. در عین حال میخواستیم نورهایی را استفاده کنیم که در واقعیت هم وجود داشته باشد. قصه برای من چالشهایی داشت اما مهمترین نکته برایم نگاه کارگردان به این سوژه بود.
مهدی رضایی
* جریانی در سینمای کوتاه بهوجود آمده است که ضمن تمرکز بر سوژههای اجتماعی، تلاش بسیار زیادی هم برای واقعنمایی اغراقشده دارد. قاببندیها و تصاویر در «لاری» اما بسیار سینمایی بود و برخی اجزا در قاب، بهصورت باسلیقهای چیده شده بود که این ویژگی فیلم را از آن جریان رئالیسم اغراقشده، متمایز میکند.
رضایی: واقعیت این است که همواره حتی در زندگی شخصی خودم هم تلاش میکنم نظمی حاکم باشد. با همین نگاه وقتی سراغ دوربین روی دست در یک فیلم میروم هم معنایش این نیست که دوربین هرجایی دلش خواست برود. بالاخره دوربین روی دست هم برای خودش شخصیتی دارد که باید آن را حفظ کنیم. در فضای فیلم کوتاه معمولاً اولین سوالی که از گروهها میپرسم این است که چقدر بودجه برای مسائل فنی در نظر گرفتهاید؟
رضایی: تلاش کردیم در همه قابها و نماها، در عمق تصویر شاهد یک نور امید باشیم. این نور نشانه آن است که در هر شرایطی امید به زندگی وجود دارد، حتی اگر برخی جلوی این نور را در زندگی دیگران گرفته باشند
* یعنی خیلی وقتها بودجه در کیفیت یک فیلم کوتاه تعیینکننده است؟
رضایی: در بخش ابزار بله اما در زمینه نگاه حاکم بر یک فیلم، خیر. اگر من دوربین ارزانتری برای این فیلم در اختیار داشتم شاید کیفیت کار خروجی کمی کمتر میشد اما نگاهم قطعاً همین بود. نظمی که شما میگوئید حتی در پلانهای روی دست هم وجود دارد، همچنان در کار وجود میداشت. در این پروژه از خیلی چیزها زدیم اما در نهایت ابزاری را تهیه کردیم تا به زبان سینما حرفمان را مطرح کنیم.
خلاقیتمان هم این بود که تلاش کردیم در همه قابها و نماها، در عمق تصویر شاهد یک نور امید باشیم. این نور نشانه آن است که در هر شرایطی امید به زندگی وجود دارد، حتی اگر برخی جلوی این نور را در زندگی دیگران گرفته باشند. میثم تأکید داشت در عین اینکه نگاه مستند میخواهیم به این روایت داشته باشیم، لازم نیست بهگونهای مستندنمایی کنیم که دوربین هر جایی سرک بکشد و هر چیزی را ثبت کند.
* شما بهعنوان کارگردان چه نگاهی نسبت به این جنس واقعگرایی داشتید؟
مرادی: مهدیجان توضیحات اصلی را داد اما آنچه مدنظر داشتیم این بود که به صورت کنترلشده به سمت مستندنمایی حرکت کنیم و گرفتار اضافهگویی نشویم. بهخصوص که در کنار مهدی رضایی، همه عوامل فنی ما، افراد کاربلدی بودند و جزو درجهیکهای سینما به حساب میآیند. خودم هم در مقام کارگردان تلاش کردم تکنیکی که بلد هستم را به اندازه خرج کنم. نمیخواستم با قابهای چشمنواز و بهرخ کشیدن توانمندیهایم چیزی را ثابت کنم.
* بهعنوان سوال پایانی میخواستم بازگشت دیگری به متن داستان داشته باشیم؛ چرا بچهها در روایت این فیلم هیچ بزرگتری ندارند. چرا شاهد حضور سایهای به نام پدر و مادر در داستان فیلم نیستیم؟
مرادی: در همان پاسخم به سوال ابتدایی به این نکته اشاره کردم که در واقعیت هم قربانی این پدیده کودکان بدسرپرست و بیسرپرستی هستند که یا پدر ندارند، یا مادر ندارد و یا هر دو را! اتفاقاً همین بچهها هستند که طعمه امثال نادرخروسها میشوند. طبیعتاً سراغ بچههایی نمیروند که اگر خراشی روی صورتشان بیفتد باید به صد نفر جواب پس بدهند. حرف اصلی فیلم هم توجه به همین کودکان بدسرپرست و بیسرپرست است که قربانی این اتفاق میشوند.
هفته گذشته تفاهمنامه «راه اندازی مدرسه تابستانه» با محوریت مهارت آموزی، اشتغال زایی و عدالت آموزشی و سایرهمیاریهای مرتبط با ایجاد استانداردهای آموزش غیرحضوری و تولید محتوا، ارائه مدرک و سایر حمایتهای مادی و معنوی سازمان فنی و حرفهای و ظرفیت رسانه ملی و شبکه آموزش میان علی عبدالعالی مدیر شبکه آموزش سیما و غلامحسین حسینی نیا رئیس سازمان فنی و حرفهای کشور امضا شد.
در این تفاهم نامه همکاری به استفاده از ظرفیتهای برنامههای تلویزیونی روی آنتن در راستای ترویج و فرهنگ سازی رشتههای جدید، نوآور و اشتغال آفرین سازمان فنی حرفه ای، بهره گیری از توانمندیهای پژوهشگران، محققان، اساتید، استارت آپها و دانشجویان نخبه سازمان فنی حرفهای کشور برای مساله حل اشتغال در کشور با تکیه به ابزارفرهنگ ساز در رسانه ملی و راه اندازی خانههای فناوری تاکید شده است.
علی عبدالعالی مدیر شبکه آموزش درباره مدرسه تابستانه تلویزیون گفت: وقتی حرف از آموزش میزنیم کلاس درس، تخته سیاه، میز و نیمکت و معلمی که تدریس میکند با یادمان میآید این کلاس درسی که امروز در مدارس برقرار است از نظر ظاهری تقریبا هیچ فرقی نسبت به کلاس درس هفتاد سال پیش نکرده است و هنوز قدیمی است و در شرایط زندگی کنونی این نوع کلاس برای دانشآموزان هیچ جذابیتی ندارد. همه حرف ما در شبکه آموزش این است که مدرسه باید متحول شود.
مدیر شبکه آموزش با اشاره به ساختار مدرسه تابستانه تلویزیون ادامه داد: در شبکه آموزش یک سریال داریم که هیچ کلاس درسی در آن نیست. در این مجموعه تلویزیونی یک عده دختر و پسر نوجوان میآیند شبکه آموزش را به دست میگیرند یک نفر مدیر شبکه میشود، یک نفر مدیر پخش میشود و آنها کارها و تصمیمات غلط نفرات قبلی را زیر سوال میبرند.
این در حالی است که مدرسه تلویزیونی با ساختار جدید از مهرماه سال گذشته همزمان با آغاز سال تحصیلی روی آنتن شبکه آموزش بود. مدرسه کنکور به تازگی راه افتاده و همچنین رادیو مدرسه هم با مشارکت شبکه امید و رادیو جوان اتفاق افتاده و حالا نوبت به راهاندازی مدرسه تابستانه رسیده است.
عبدالعالی میگوید: در مدرسه تابستانه مباحث مختلفی مانند هوش مصنوعی مطرح میشود و کودکان و نوجوان خودشان به دنبال این موضوع میروند و استادی میآورند تا برایشان تدریس کند. در این سریال یک جاهایی متوجه میشوید که آموزش اتفاق میافتد بدون اینکه خبری از نحوه آموزش گذشته باشد. سریال نمایشی مدرسه تابستانه که از ۱۰ تیر روانه آنتن شبکه آموزش سیما میشود را برای نوجوان در نظر گرفتهایم شنبه تا پنجشنبه به مدت ۹۰ دقیقه پخش میشود.
وی افزود: سریال عروسکی را هم برای رده کودک در نظر گرفتهایم که در آن مهارتهای زندگی و آموزشی به کمک عروسکها به کودکان آموخته میشود به نظر من چنین کاری در این حد فاخر حتما برای اولین بار در حال شروع شدند است.
جهانبخش سلطانی بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون در گفتگو با خبرنگار مهر درباره تازهترین فعالیتهای خود گفت: قرار بود کار جدید آقای حسن اکلیلی که فصل تازه «آقای گرفتار» است، در اصفهان کلید بخورد که ما به همین دلیل راهی اصفهان شدیم اما به دلایلی کار متوقف شد. همه قرارداد هم بسته بودیم اما به دلایلی ناگهان اعلام کردند که کار نیاز با بازنویسی بیشتر دارد و کار متوقف شد. من هم که بیش از ۴۰ سال است در تهران ساکنم، از اصفهان به خانه برگشتم!
وی در پاسخ به اینکه آیا بیشتر به حضور در پروژههای تلویزیونی تمایل دارد، توضیح داد: تمایل اصلی ما که کار در سینماست و بیشتر هم ترجیح میدهم در کارهای سینمایی حضور داشته باشم، اما وقتی کاری در سینما نباشد دیگر تفاوتی ندارد که با چه پیشنهادی سرکار بروم. بیشتر به دلیل گذران امور در این دوران سخت، در پروژهها حضور داریم. احتمالاً برای اغلب بازیگران هم حضور در سینما در اولویت باشد چرا که فیلمهای سینمایی در جشنوارهها دیده میشوند و بهواسطه نقد و بررسی ماندگاری بیشتری هم پیدا میکنند. بازیگران نقش اصلی فیلمهای سینمایی معمولاً بیشتر در معرض نقد و پرسش قرار میگیرند و به همین دلیل بیشتر احساس میکنند که حضور موثری در صحنه دارند.
سلطانی در عین حال با تأیید مخاطبان بیشتر سریالهای تلویزیونی نسبت به فیلمهای سینمایی گفت: قطعاً مخاطبان تلویزیون هم حرمت و احترام دارند اما برای بازیگری که در انتظار پیشنهاد جدید است، حضور در یک پروژه سینمایی و همکاری با کارگردانان بزرگ جذابیت بیشتری دارد. جشنوارههای فجر هر سال از حضور مخاطبانی سرشار میشود که علاقه دارند فیلمهای جدید بازیگران را ببینند و از زوایای مختلف کار آنها را نقد کنند.
هیچگاه از ورود به بازیگری پشیمان نمیشوم
این بازیگر باسابقه درباره اینکه آیا هیچگاه از ورود به عرصه بازیگری پشیمان شده است یا خیر هم گفت: واقعیت این است که ما از روی دانش و آگاهی ورود به این عرصه را انتخاب کردهایم و اصلاً مسئله پشیمانی برایمان موضوعیت ندارد. اگر بازیگر نمیشدیم سراغ چه کار دیگری میرفتیم؟ آهنگری؟ بالاخره کار هنری هم اوج و فرود دارد و میزان فعالیت و پیشنهاد کاری، به پارامترهایی مثل سن و سال ما هم بستگی دارد. مهم است که آیا فیلمسازان در بستر روایت دراماتیک خودشان آیا نقشی متناسب با سن و سال ما دارند که بتوانیم در آن مانا و ماندگار شویم؟ قطعاً اگر به عقب بازگردم بازهم همین حرفه را انتخاب میکنم.
شاید بتوانم با این شعر حس و حالم به این حرفه را بیان کنم که «یک قصه بیش نیست غمِ عشق، وین عجب. کز هر زبان که میشنوم نامکرر است» زمانی هم که بخواهیم اعتراضی به شرایط کنیم، میگوییم: «به کام اهل هنر روزگار باید و نیست، به طبع بیهنران آسمان نباید و هست!» دیگر چه میتوان گفت؟
سلطانی گفت: من امروز روی این حرفه مسلط هستم و نسبت به ابعاد مختلف آن اشراف دارم. شاید بتوانم با این شعر حس و حالم به این حرفه را بیان کنم که «یک قصه بیش نیست غمِ عشق، وین عجب. کز هر زبان که میشنوم نامکرر است» زمانی هم که بخواهیم اعتراضی به شرایط کنیم، میگوییم: «به کام اهل هنر روزگار باید و نیست، به طبع بیهنران آسمان نباید و هست!» دیگر چه میتوان گفت؟
این بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون درباره ماندگارترین تصویری که مردم از نقشآفرینیهای او به یاد دارند، گفت: اغلب کارهایی که من در آنها نقشآفرینی کردهام در میان جامعه مخاطبان جایگاه ویژهای داشته است. از فیلمهای مرتبط با هشت سال دفاع مقدس میتوانم به «افق» مرحوم ملاقلیپور اشاره کنم تا «حماسه مجنون» و «شب دهم» ساخته جمال شورجه. در آن سالها حدود ۴ سال در آبادان و اهواز مشغول کار در فیلمهای دفاع مقدسی بودیم و در منطقه دارخوین شبها در چادر شهید خرازی میخوابیدیم. آن سالها با عشق و علاقه در فیلمهای دفاع مقدسی بازی میکردیم و مردم هم خیلی دوست داشتند.
وی افزود: در قاب تلویزیون هم تجربه همکاری با مرحوم پوراحمد در مجموعههای «قصههای مجید» و «سرنخ» را داشتم. فیلم سینمایی «شرم» هم در قالب همین همکاری شکل گرفت که بابت حضور در آن در جشنواره فیلم فجر و در رقابت با اکبر عبدی و فرامرز قریبیان، سیمرغ بهترین بازیگری نقش مکمل مرد را دریافت کردم. خیلی از مردم پس از سالها هنوز بنده را با «قصههای مجید» و «سرنخ» به یاد میاورند. زمانی برای ساخت «سرنخ ۲» راهی اصفهان هم شدیم اما آن پروژه هم به سرانجام نرسید.
مردم تعجب میکنند که اینقدر موهایم سفید شده است!
سلطانی گفت: خیلی از مردم من را با نقشهای دفاع مقدسی هم میشناسند، بهخصوص که به تازگی فیلم «افق» در چند نوبت از تلویزیون بازپخش شده است و برخی مردم ابراز تعجب میکنند که من در آن فیلم حضور داشتهام! فیلمی که نشاندهنده قدرت نیروهای ما در جنگ بود و برای ساخت آن چیزی در حدود ۸ ماه زیر آب بودیم! داستان فیلم هم سرشار از عشق و حماسه بود. بعد از این سالها مردم تعجب میکنند که اینقدر موهای ما سفید شده است. مردم قهرمانی را که دوست دارند، میخواهند برای همیشه همان شکلی باقی بماند و هیچ تغییری نکند.
وی درباره واکنشهای خاص مردم در کوچه و خیابان نسبت به خود هم گفت: ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، مردم نسبت به ما لطف دارند. اساساً هنرمند واقعی همیشه ماناست و هیچگاه نمیمیرد، چرا؟ چون هنرمند همواره در روح و جان یک جامعه حضور دارد. جامعه سرشار از خاطرات هنرمندان است و چون مردم این خاطرات را به یاد دارند و با آثارشان زندگی میکنند، میتوانیم بگوییم یک هنرمند واقعی هیچوقت چشم از جهان نمیبندد.
جهانبخش سلطانی در نمایی از «یوسف پیامبر»
این بازیگر باسابقه ادامه داد: برخی از مردم گاهی بابت نقش ناظم که در «قصههای مجید» بازی کرده بودم، از من گلایه میکنند که چرا با جوانی که سر پرشوری برای زندگی داشت، اینگونه رفتار میکردی و آزارش میدادی! من هم در جواب میگفتم در یکی از قسمتها که از بچهها خواستم درباره مفیدترین شغل بنویسند و انتظارم از مجید این بود که درباره ما ناظمها بنویسد، او درباره شغل «مردهشور» نوشت! من چه رفتاری باید میداشتم؟ (میخندد)
سلطانی درباره ارتباط با مجید باقربیگی بازیگر نقش «مجید» هم گفت: من ارتباطی با او نداشتم اما بعد از آن سریال هم کسی سراغش نرفت و این اصلاً شوخی نیست که یک نوجوان در اوج شهرت رها شود. مجید هم در آن سریال خیلی درخشید. همان سالها من خودم سراغش رفتم. تله فیلمی را نوشتم و با تهیهکنندگی و کارگردانی خودم هم ساختم و نقش یک آن را به مجید سپردم تا در کنار خودم بازیگری را باردیگر تجربه کند. آن سالها تلویزیون اصفهان هم در این زمینه مساعدت کرد.
از حافظه پوراحمد تعجب میکردم
بازیگر فیلم «قصههای مجید» با ذکر یاد کیومرث پوراحمد گفت: مرگ حق است و هر چه خدا بخواهد، همان میشود. ما همه ابزار و وسیلهایم و کاش در زندگیمان بتوانیم ابزار خیر شویم. ما خیلی با هم دوست بودیم و منزلشان فقط ۱۰ دقیقه تا منزل ما فاصله داشت. معمولاً پیش او میرفتم و سناریو و کتاب میخواندیم. حتی خاطراتی را از زمان انتخاب من به یاد داشت که من به یاد نداشتم. روزی عکسی به من نشان داد و گفت این عکس را به یاد داری؟ گفتم نه. گفت این مربوط به همان زمانی است که من از نجف آباد به اصفهان میآمدم و تو مدام اصرار میکردی که نقشی به تو بدهم! تعجب کردم که اینقدر دقیق آن خاطرهها را به یاد داشت.
جهانبخش سلطانی و زندهیاد پوراحمد در پشتصحنه فیلم «شرم»
این بازیگر در پاسخ به اینکه آیا نقشی هست که هنوز علاقهمند باشد که به او پیشنهاد شود، گفت: من در کارنامهام نقشهای متنوعی را بازی کردهام. خدا را شکر که بستر آماده بود و توانستم از نقشهای تاریخی تا نقشهای دفاعمقدسی، اجتماعی و حتی کمدی در کارنامهام داشته باشم. یادم هست فیلم «مهریه بیبی» که در آن مقابل آقای خمسه بازی میکردم، در گیشه قیامت کرد.
سلطانی در پایان با ذکر خاطرهای از حضور در فیلم کمدی «مهریه بیبی» گفت: من در آن سالها قهرمان فیلمهای دفاع مقدسی بودم. اکبر عبدی قرار بود در کنار خمسه در این فیلم بازی کند اما به دلایلی اختلاف پیش آمده بود و عبدی از کار کنار رفته بود. رضا بانکی که پیشتر بهعنوان فیلمبردار با من کار کرده بود و میدانست در پشت صحنه اهل شوخی و مزاح هستم، من را به این پروژه معرفی کرد. ابتدا هم کارگردان مخالفت کرده بود که من در نقش کمدی بازی کنم اما وقتی بازی کردیم کار آنقدر در گیشه گرفت که بعدها علیرضا خمسه نفرینم کرد! گفتم چرا؟ گفت از وقتی تو مقابل من نقش کمدی بازی کردی، هیچکس دیگر به من پیشنهاد نقش کمدی نداد!
به گزارش خبرنگار مهر، اکران آنلاین فیلم سینمایی «دسته دختران» به کارگردانی منیر قیدی و تهیهکنندگی محمدرضا منصوری از پنجشنبه یک تیرماه آغاز میشود.
این فیلم که از سی فروردین ماه روی پرده سینماها آمده به فروش چهار میلیاردیدست پیدا کرده است.
فیلم سینمایی «دسته دختران» روایتی از زنان خرمشهر است که در ۳۴ روز مقاومت این شهر اسلحه بر دست در کنار مردان جنگیدند. این فیلم تنها اثر دفاع مقدسی این روزهای سینمای ایران است که منیر قیدی با بازسازی تصاویر زنده و مستند از نبرد خانهبهخانه خرمشهر، اولین تصویر سینمایی با نگاه زنانه از آن مقاومت را خلق کرده است.
«دسته دختران» در جشنواره چهلم فیلم فجر نامزد دریافت ۷ سیمرغ بلورین شده بود.
در این اثر سینمایی علاوه بر نیکی کریمی، پانتهآ پناهیها، فرشته حسینی، هدی زینالعابدین، صدف عسگری، حسین سلیمانی و مهدی حسینی وند به ایفای نقش میپردازند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، فیلم کوتاه «تشک» به نویسندگی و کارگردانی آرش حسنپور به دهمین دوره جشنواره «زیروپلاس» روسیه راه پیدا کرد.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: «تشک نمناکی که لکه زرد رنگ روی آن افتاده برای خشک شدن از بالکن خانه پسر بچه ۸ سالهای به نام محسن آویزان شده است که باعث تمسخر و قضاوت دوستان او میشود … .»
در این فیلم کوتاه محمد سروش علیشاهی. سالار قدیمی. محمد امین محمدی و فاطیما نیشابوری، یدالله شادمانی نقش آفرینی کردهاند.
ادیگر عوامل این فیلم کوتاه میتوان به آرش حسنپور نویسنده، تهیه کننده و کارگردان، وحید ابراهیمی تصویربردار، علی نیازی صدابردار، محمد نجاریان تدوین، محمود موسوینژاد صداگذار، علی نیکرفتار عکاس، علی فراورده طراح پوستر، آرش حسنپور طراح صحنه و لباس، میثم قراگزلو طراح چهرهپردازی، رامین کاظمی مدیر تولید، امین هنرمند آهنگساز، کامران سحرخیز اصلاح رنگ و نور و… اشاره کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سازمان سینمایی، ششمین دوره جایزه پژوهش سال سینمای ایران در راستای سیاستهای تحولی دولت سیزدهم و با هدف تقویت فضای تحقیق و پژوهش در حوزه سینمای ایران، همزمان با هفته پژوهش، در نیمه دوم آذر سال ۱۴۰۲ برگزار خواهد شد.
بدین منظور از تمامی استادان، دانشجویان، سینماگران و پژوهشگران حوزه سینما دعوت میشود تا با ارسال آثار خود در این رویداد ملی شرکت کنند.
متن فراخوان این رویداد فرهنگی به شرح زیر است:
محورهای پژوهشی: سینما، امید آفرینی و اعتمادسازی سینما، دین، انقلاب و دفاع مقدس سینما، اقتصاد، اشتغال و کار آفرینی سینما، صنعت، تکنولوژی، زیرساخت و فناوری سینما، مخاطب، خانواده و سبک زندگی ایرانی- اسلامی سینما، عزت، اقتدار و هویت ملی سینما، آیندهنگری، راهبردها، تمدن نوین اسلامی.
شرایط آثار:
۱_ مقالات علمی، پژوهشی، پایان نامههای کارشناسی ارشد، رسالههای دکترا، پژوهش بصری، طرح نامه (پروپوزال)، (اعم از چاپ شده در نشریات علمی- پژوهشی یا دیگر نشریات علمی- تخصصی مورد تایید، همچنین مقالات چاپ نشده آماده انتشار) در فاصله زمانی اول مهر ماه ۱۴۰۰ تا بیستم مهرماه ۱۴۰۲ به نگارش یا انتشار درآمده باشند.
۲_ مراکز تحقیقاتی و پژوهشی میتوانند رزومه، اسناد و مدارک کلیه فعالیتهای کمی و کیفی خود را در حوزه پژوهشهای مربوط به سینمای ایران، در مدت زمان اعلام شده، به دبیرخانه جایزه پژوهش اعلام دارند.
۳_ پایاننامهها مطابق با شرایط و معیارهای هر دانشگاه قابل پذیرش هستند.
۴_ آثار «پژوهشی بصری» برای مطالعه و شناخت سینمای ایران (فیلم به مثابه مقاله یا کتاب پژوهشی) آثار ارسالی باید کمتر از ۳۰ دقیقه و سال تولید آنها از سال ۱۴۰۰ به بعد باشد.
۵_ آثار نباید در دورههای پیشین این جایزه ارائه شده باشند.
* دبیرخانه جایزه پژوهش سینمایی سال حق استفاده از چکیده پژوهشها در سامانه، کتاب، مجلات، بروشورها و تولید خبر مربوط به این رویداد را دارد.
جوایز:
به پژوهشگران برگزیده جوایزی به شرح زیر اهدا خواهد شد:
برترین طرح پژوهشی: تندیس، لوح تقدیر و مبلغ ۲۵۰ میلیون ریال
برترین رساله دکتری: تندیس، لوح تقدیر و مبلغ ۳۰۰ میلیون ریال
برترین پایاننامه کارشناسی ارشد: تندیس، لوح تقدیر و مبلغ ۱۵۰ میلیون ریال
برترین مقاله علمی: تندیس، لوح تقدیر و مبلغ ۲۰۰ میلیون ریال
برترین پژوهش بصری: تندیس، لوح تقدیر و مبلغ ۳۰۰ میلیون ریال
در صورت عدم احراز رتبه «برترین» در هر کدام از بخشها، به اثری که شایسته تقدیر شناخته شود، لوح تقدیر و پنجاه درصد از مبلغ جایزه اعطا خواهد شد.
بخش حمایتی: حمایت از سه «طرحنامه پژوهشی (پروپوزال)» پذیرفته شده درباره سینمای ایران هر اثر تا سقف ۳۵۰ میلیون ریال جهت اجرا
گاه شمار: مهلت ارسال: ۲۵ مهر ۱۴۰۲ اعلام برگزیدگان و برگزاری اختتامیه: هفته پژوهش ۱۴۰۲
راههای ارتباطی:
دریافت فرم ثبتنام: https://apf.farhang.gov.ir
شماره تماس دبیرخانه: ۳۸۵۱۲۲۳۴- ۳۸۵۱۲۷۳۹ و ۰۹۱۲۵۳۶۶۶۸۵
نشانی پست الکترونیک: cinemares@chmail.ir جهت ارسال آثار