X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

درآمدهای تبلیغاتی تلویزیون باید شفاف شود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بعضاً درآمدهایی که می‌شنویم برای تبلیغ یک کالا بدست می‌آید که متأسفانه برخی از این درآمدها ناشی از عدم تبلیغ مجموعه رقیب است که می‌تواند موسسه یا کالا باشد.

به گزارش سینماپرس، یکی از اتفاقات جالب توجه اجرای قانون بازنشستگان بود که به واسطه پیگیری احسان قاضی‌زاده هاشمی با جدیت دنبال شد؛ به تعبیر این نماینده مجلس قانون منع به کارگیری بازنشستگان بهترین قانون مجلس دهم است. او در این باره به خبرنگار خبرگزاری تسنیم،  گفت: عده زیادی ترک خدمت کردند برآورد ما ۶۰۰۰ نفر در قوای مختلف و ۲۰۰ نفر مقامات سیاسی اعم از استانداران، سفیران و معاون وزرا بوده است. البته عده‌ای هم کوچ کردند یا دور بزنند و فرار کنند که ۱۰۰۰ نفر هستند. خوشبختانه عده زیادی همکاری کردند تا فصل جدیدی از مدیریت روی کار بیایند و با تغییر چهره مدیریتی کشور مواجه شویم. البته که صداوسیما هم جزو نهادهایی بود در امتداد اجرای این قانون حرکت کرد و البته در سال ۹۸ ادامه خواهد داشت.

وی تأکید کرد: بسیاری می‌گفتند این قانون در نظام اجرایی کشور اخلال بوجود می‌آورد و دیدیم نزدیک به ۱۵ استاندار تغییر کرد و هیچ اخلالی بوجود نیامد. این قانون صرفاً به خاطر روی کارآمدن عده‌ای نیست بلکه به واسطه اجرای این قانون، باید کادرسازی صورت بگیرد. چرا که همین‌ نسل جدید هم به عنوان مدیر سرکار آمدند ماندگار نیستند و باید به فکر نسل‌های بعدی باشیم؛ برای آن روزها بیندیشیم.

عضو شورای نظارت بر صداوسیما با اشاره به پولشویی و عدم شفافیت مالی در عرصه فرهنگ و هنر، افزود: متأسفانه در یکی دو سال اخیر شنیدم در عرصه فرهنگ و هنر خصوصاً سینما، موسیقی و حتی کتاب ما شاهد یکسری سرمایه‌گذاری‌هایی برای سودهای بادآورده هستیم. به عبارتی از علاقه‌مندی مردم به عرصه فرهنگ و هنر در قالب برنامه‌سازی‌های مختلف به دنبال کسب و خلق پول هستند و طبعاً مفاهیم به شدت در آن‌ها تنزل پیدا کرده است. به عبارتی دیگر کپی‌کاری‌های دست چندم، سخیف و کارهای غیربومی، بومی‌سازی می‌شود. اعتقاد دارم حوزه نظارتی وزارت ارشاد بایستی فعال‌تر عمل کند و ما بتوانیم در قالب انجمن‌های صنفی تهیه‌کنندگان روی منابع مالی، ورودی و خروجی‌ها نظارت داشته باشیم و به یک شفافیت مالی در عرصه فرهنگ و هنر برسیم.

بیشتر بخوانید

نحوه نظارت بر صداوسیما تغییر می‌کند + جزئیات

اعضای قبلی شورای نظارت بر صداوسیما ابقا شدند

وی به با اشاره به لایحه اداره شدن صداوسیما و موضوع اسپانسرهای تلویزیونی، خاطرنشان کرد: این طرح اداره صداوسیما در کمیسیون فرهنگی مجلس تکمیل شده و البته این طرح واجد ایراداتی است که حتی در کمیسیون جمع‌بندی شده من با این طرح مخالفم و نقدهایی بر آن وجود ندارد. اما راجع به اسپانسرینگ من معتقدم این شفافیت مالی در درآمدهای سازمان صداوسیما هم بایستی وجود داشته باشد. درآمدهای در قراردادها و خارج از قراردادها و بعضاً درآمدهایی که می‌شنویم برای تبلیغ یک کالا بدست می‌آید که متأسفانه برخی از این درآمدها ناشی از عدم تبلیغ مجموعه رقیب است که می‌تواند موسسه یا کالا باشد. در این راستا نیازمند شفافیت تبلیغاتی مبتنی بر اخلاق تبلیغاتی در صداوسیما هستیم. ما در شورای نظارت بر صداوسیما گزارش‌هایی در حوزه تبلیغات بوده که این گزارش‌ها را از صداوسیما خواستیم حتماً منعکس بشود و باز هم پیگیریم. یعنی اگر از طرفی هم به صاحبان کالاها اعلام می‌کنیم در صورت اجحاف و تبعیضی در حوزه تبلیغات، می‌توانند طبق قانون به شورای نظارت بر صداوسیما مراجعه کنند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

بازیگرانی که پیش از سینما شغل‌های عجیب داشتند – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: تعدادی از بازیگران شایسته هالیوودی پیش از بازیگری و شهرت در سینما شغل‌های عجیب و غریبی را تجربه کرده‌اند.

شاید یکی از عجیب‌ترین شغل‌های سابق بازیگران هالیوودی شغل گذشته کریستوفر واگن بازیگر شایسته فیلم «شکارچی گوزن» است. اون در ست ۱۶ شسالگی به عنوان یک شغل تابستانه به عنوان مربی شیر در یک سیرک کار می‌کرد. او در مصاحبه‌ای اعلام کرده بود که نام آن شیر «شِبا» بوده است که بسیار از گذراندن وقت با اون بسیار خرسند بوده است.

بازیگرانی که پیش از سینما شغل‌های عجیب داشتند

جرج کلونی

او پیش از بازیگری در دوران مدرسه شانس خود را در بازی بیس بال امتحان کرد و بعد از ترک مدرسه نیز شغل‌های متفاوتی را مثل کفش فروشی و کار در مزرعه تجربه کرده است. کلونی همچنین به عنوان بازاریاب در شرکت بیمه نیز کار کرده است. کلونی راجع به اولین روز کاریش در شرکت بیمه خاطره‌ای تعریف کرد که در آن روز تنها یک بیمه فروخت و آن شخصی که از وی بیمه را دریافت کرده بود در همان روز مرده است!

بازیگرانی که پیش از سینما شغل‌های عجیب داشتند

ووپی گلدبرگ

او مدتی به عنوان کارگر ساختمانی کار کرده و در مورد آن گفته که به شدت به کارکردن و پول درآوردن نیاز داشته است. او همچنین در سردخانه‌ها به عنوان آماده کننده اجساد برای دفن کار کرده است.

او در ابتدا از این کار می‌ترسید، گلدبرگ در رابطه با این شغلش می‌گوید رییس او برای اینکه ترس گلدبرگ از اجساد نابود شود، یک بار در تابوت خوابید و به یکباره از آن بیرون پرید تا او را بترساند که دیگر از جسد نترسد، اگرچه فکر احمقانه‌ای بود، اما واقعا نتیجه داد!

بازیگرانی که پیش از سینما شغل‌های عجیب داشتند

جانی دپ

قبل از اینکه جانی دپ را به عنوان بزرگترین و جزو گرانترین بازیگران هالیوود بشناسیم، او به عنوان بازاریاب تلفنی کار می‌کرد و قلم خودکار می‌فروخت.

بازیگرانی که پیش از سینما شغل‌های عجیب داشتند

برد پیت

او نیز پیش از بازیگری برای جلب توجه مشتری در رستوران الپالو لوکو که در هالیوود قرار داشت، با لباس مرغ در اطرف این رستوران می‌چرخید و مردم را به حضور در این رستوران دعوت می‌کرد.

بازیگرانی که پیش از سینما شغل‌های عجیب داشتند

مگان فاکس

شغل قبلی مگان فاکس شبیه شغل گذشته برد پیت است، او نیز با پوشیدن لباس شبیه موز برای فروشگاه‌ها تبلیغات انجام می‌داد.

بازیگرانی که پیش از سینما شغل‌های عجیب داشتند

دنی دویتو

بازیگر و کمدین آمریکایی برنده گلدن گلوب، در گذشته به عنوان آرایشگر کار کرده و به اصلاح مو مشغول بوده است، اما نکته تعجب برانگیز اینجاست که او نیز گاهی در سردخانه کار کرده و موها اجساد را کوتاه کرده است!

بازیگرانی که پیش از سینما شغل‌های عجیب داشتند

هیو گرانت

گرانت، پیش از بازیگری در باشگاه فوتبال فولهام انگلیس کار کرده است، اما او دراین باشگاه پست مناسبی نداشت و به عنوان کارگر، تنها چمن‌های ورزشگاه این باشگاه را کوتاه کرده و خط کشی دور زمین را انجام داده است.

بازیگرانی که پیش از سینما شغل‌های عجیب داشتند

شان کانری

بعد از شغل‌های عجیب دنی دویتو وگلدبرگ در سرد خانه ها، شغل قبلی شان کانری بازیگر جیمزباند نیز با مرگ و میر در ارتباط بوده است. او به عنوان جلا دهنده تابوت مردگان کار کرده است، البته به کارهای دیگری مثل کار در ساختمان و حتی بادیگارد خصوصی نیز کار کرده است.

بازیگرانی که پیش از سینما شغل‌های عجیب داشتند

تام کروز

در ابتدا در یک هتل کار می‌کرد، اما بعد از آن تصمیم گرفت که یک کشیش شود، تام در یک خانواده کاتولیک و مذهبی بزرگ شد و قصد داشت کشیش شود، به همین دلیل در ۱۴ سالگی، حتی در یک سمینار فرانسیسکویی در سینسیناتی شرکت کرد که مربوط به علاقه‌مندان به شغل کشیشی بود شرکت کرد، اما در نهایت کروز، مغلوب جذابیت و معروفیت که هالیوود می‌توانست برای او به ارمغان بیاورد شد.

بازیگرانی که پیش از سینما شغل‌های عجیب داشتند

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

توضیحات محمدرضا گلزار درباره تقلب در مسابقه «برنده باش» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: محمد رضا گلزار درباره ادعای یکی از تماشاگران مبنی بر تقلب در «برنده باش» توضیحاتی ارائه داد.

به گزارش سینماپرس، پس پخش برنامه «برنده باش»  حواشی بسیاری پیرامون انتخاب شرکت کنندگان، جوایز آن‌ها و روند مسابقات ایجاد شد، حواشی که در ویژه نوروزی این برنامه، ادعای یکی از تماشاگران بود. این‌بار یکی از تماشاگران که در قسمت ۵۴ این برنامه حضور داشت، می‌گوید: «در این قسمت شرکت کننده نفر سوم که یک خانم بود که از مسابقه حذف می‌شود، اما وقتی برنامه پخش شد، این خانم تا مراحل بعدی پیش رفته و ۱۵ میلیون تومان برنده شده است.»

پس از این ادعا شرکت کننده سوم، قسمت ۵۴ مسابقه «برنده باش» با انتشار ویدیویی از خود توضیحاتی را درباره این حواشی بیان کرد: «در ابتدا حذف شدم، اما بعد از صحبت با عوامل، آن‌ها قبول کردند که سوال شبهه دارد و به مسابقه برگشتم.»

«در قسمت ۵۴ یک سوال شک بر انگیز باعث حذف این خانم شد، اما پس از پیگیری، او دوباره به مسابقه برگشت و از سوال ۵ شروع به پاسخ دادن کرد و پانزده میلیون تومان برنده شد.»؛ این بخشی از پاسخ عوامل برنامه «برنده باش» است که با انتشار ویدیویی از پشت صحنه آن قسمت به ادعای این تماشاگر پایان داد.

عوامل این برنامه نوشتند: با توجه به مسائل پیش آمده که در برنامه «برنده باش»  اتفاق افتاد و نظر به اینکه سوال شبه انگیزی مطرح شد و باعث باخت شرکت کننده مسابقه شد، که اشتباه را سریع تیم سازنده برنامه متوجه شدند و بعد از ضبط برنامه سریعا شرکت کننده را دوباره دعوت به ادامه مسابقه کردند و، چون تماشاچیان هر قسمت عوض می‌شوند با تماشاچیان جدید ضبط شد و این شرکت کننده موفق شد در حضور جمع به مبلغ ۱۵ میلیون تومان جایزه دسترسی پیدا کرد و اینکار باعث شد که حق کسی توی این  برنامه از بین نرود.»

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

آیت‌الله طالقانی با انحراف جبهه ملی و مجاهدین خلق از آنها جدا شد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کارگردان مستند «پدر طالقانی» معتقد است نقطه افتراق آیت الله طالقانی از جریان‌های مختلف کشور فقط اسلام بوده است.

«پدر طالقانی» روایتی متفاوت از یک شخصیت متفاوت است؛ کسی که بیش از ۴۰ سال با هر دو پهلوی مبارزه می‌کند. او همراه با بسیاری از جریان‌های آن روزگار، مسیری را شروع می‌کند که در نهایت به برچیده شدن پهلوی می‌انجامد.

در ادامه متن کامل گفتگو با محمدعلی محمد دوست کارگردان این مستند را می خوانید.

نام مستند را «پدر طالقانی» گذاشته‌اید. این نام دقیقا همان لقبی است که مجاهدین خلق به ایشان داده بود. دلیل این نامگذاری چه بوده است؟ ‌

نام این فیلم یعنی «پدر طالقانی»، بیش‌تر به شخصیت خود آقای طالقانی برمی‌گردد. جدای از دلیل این نام‌گذاری، باید به شخصیت آقای طالقانی اشاره کنم. به نظرم، در تاریخ کسی نیست که به اندازه ایشان سابقه مبارزاتی با هر دو پهلوی را داشته باشد. ایشان از جمله کسانی است که هم با رضا شاه و هم با محمدرضا مبارزه کرده است. مبارزه ایشان از سال ۱۳۱۸ آغاز شده و تا سال ۱۳۵۸، یعنی نزدیک به ۴۰ سال ادامه دارد که خود قابل توجه است. او عمده این سال‌ها را در زندان‌های رژیم پهلوی گذرانده و آن فضا را تجربه کرده است. نکته مهمی که در این‌جا وجود دارد این است که سابقه طولانی مبارزاتی ایشان باعث شد که با گروه‌های مختلفی در این مسیر همراه شود. البته این جمله به این معنی نیست که او یک حرکت مارپیچی داشته است و به انواع و اقسام گروه‌ها نزدیک می‌شده است بلکه گروه‌های مختلف به ایشان نزدیک می‌شدند و از او استفاده می‌کردند.

جالب است بدانید که قبل از آن ‌که گروه‌ها به سمت ایشان بیایند، ارتش پهلوی با او کار می‌کرده است. در دهه ۲۰ و در زمانی که موضوع جدایی آذربایجان رخ داد، با ارتشی خموده و بی‌حوصله‌ مواجه بودیم که اصلا قابلیت مبارزه با شورشی‌ها را نداشت. این ارتش نیاز به کسی نظیر طالقانی داشت و به همین دلیل او مامور شد که برود و ضمن تهییج ارتش، آنان را آماده مبارزه کند. حضور ایشان در کنار ارتش باعث شد که این غائله بزرگ ختم به خیر بشود. جالب است که بعدا وقتی از او سوال می‌شود که چرا با ارتش پهلوی همراه شدید؟ می‌گوید که در این‌جا بحث تمامیت ارضی کشور مطرح است و ربطی به شاه ندارد. این مملکت برای شاه نیست بلکه برای من و شما است و نباید اجازه داد که کسی به آن تعرض کند. حال از بد روزگار، کسی مانند محمدرضا سکان کشور را در دست گرفته است اما این موضوع دلیل نمی‌شود که ما اجازه دهیم که کشور قطعه قطعه شود.

بعد از ارتش، نوبت به جبهه ملی در ماجرای ملی شدن صنعت نفت می‌رسد. در همین‌جا هم می‌بینید که جبهه ملی به آقای طالقانی نزدیک می‌شود. در حقیقت در وسط مثلثی که در ملی شدن صنعت نفت قرار داشت (مصدق، کاشانی و فدائیان اسلام)، تنها یک شخص وجود دارد و آن هم آقای طالقانی است. او تلاش می‌کند تا اعضای این مثلث را به هم نزدیک کند. جبهه ملی، طالقانی را از خود می‌داند، فدائیان وقتی فرار می‌کنند و هیچ جایی برای پنهان شدن ندارد، تنها جایی که پیدا می‌کند، طالقانی است و … بنابراین می‌توان گفت که طالقانی برای جبهه ملی و فدائیان اسلام، کار پدرانه انجام می‌دهد. وقتی کمی جلوتر می‌رویم و با جبهه ملی دوم روبه‌رو می‌شویم، باز هم ردپای طالقانی را می‌بینیم. ایشان در این مقطع هم کار مبارزاتی خود را آغاز می‌کند در حالی که اعضای فدائیان و جبهه ملی اول، گم شده‌اند یا راه دیگری را در پیش گرفته‌اند. جالب است که وقتی آنان در سال۱۳۴۰ دوباره فضا را آماده می‌بینند، باز هم به گرد طالقانی می‌آیند و از او دعوت می‌کنند که به مجمع‌شان برود. البته ایشان تنها در یکی دو جلسه شرکت می‌کند و یک سخنرانی با موضوع بعثت پیامبر دارد. پس، با مرور این سیر می‌توان فهمید که سیر مبارزاتی ایشان در خط اسلام است و هیچ فرقی نکرده است.

وقتی آیت‌الله بروجردی فوت می‌کند، پیشنهادی از سوی تعدادی مطرح می‌شود و می‌گویند که ما باید به عنوان یک تشکل سیاسی، در مراسم ترحیم ایشان شرکت کنیم اما جبهه ملی می‌گوید که این موضوع ربطی به ما ندارد؛ یک آخوند فوت کرده است و ربطی به ما ندارد. در این‌جا است که آیت‌الله طالقانی واکنش نشان می‌دهد و می‌گوید که این چه حرفی است؟ اگر آقای بروجردی به شما ربطی ندارد پس من هم به شما ربطی ندارم. در همین مقطع، اعضای مذهبی جبهه ملی جدا می‌شوند و نهضت آزادی را شکل می‌دهند. در این‌جا باز هم می‌بینند که بدون طالقانی نمی‌توانند کار کنند و دوباره به سراغ ایشان می‌روند و خواهش می‌کنند که در کنارشان باشد. واکنش آقای طالقانی به این موضوع بسیار قابل توجه است. ایشان می‌گوید که جوانان‌تان را به من بسپارید تا آنان را تربیت کنم. در حقیقت او می‌داند که اگر این جوانان به درستی هدایت نشوند، ممکن است که مسیر نهضت آزادی منحرف شود. بعد از زندانی‌ شدن آقای طالقانی و پس از آزادی مجدد، باز هم مسیر مبارزه را پیش می‌گیرند در حالی که نهضت آزادی هم منحل شده است. ایشان در همین مقطع راجع به اسرائیل صحبت می‌کند و همین مساله باعث می‌شود که تبعید شود. گروه بعدی که به سراغ ایشان می‌رود، سازمان مجاهدین است. جوانان نهضت آزادی، تشکلی به نام «سازمان مجاهدین» را تشکیل می‌دهند و دوباره می‌گویند که ما به طالقانی نیاز داریم. آنان اعتقاد دارند که منبع و رهبر ایدئولوژیک، طالقانی است. البته باید اشاره کرد که این حسی است که آنان به آیت‌الله طالقانی دارند و ایشان، متقابلا چنین حسی به آنان ندارد. اعضای مجاهدین خلق، جزوات خود را با الهام از تفکرات آیت‌الله طالقانی آغاز می‌کنند اما زمانی که به نقطه تعارض با ایشان می‌رسند، دیگر جزوه‌ها را به او نشان نمی‌دهند. این جریان در تیم دوم اعضای مجاهدین هم ادامه دارد.

در ایستگاه پایانی، وقتی به انقلاب می‌رسیم، می‌بینیم که امام خمینی در کشور نیست و هیچ گروهی توانایی سازماندهی امور را ندارد. تنها کسی که باقی می‌ماند، طالقانی است. او وقتی که از زندان آزاد می‌شود، به صورت بسیار سیستماتیک، کمیته‌های مختلف را تشکیل می‌دهد و هر کدام وظیفه خاصی را برعهده می‌گیرند. در حقیقت، ایشان کار تشکیلاتی انجام می‌دهد و به کمک همین کار، انقلاب را هدایت می‌کند.

خط قرمز آیت‌الله طالقانی در همکاری با این گروه‌ها چیست؟ ‌

برای پاسخ به این سوال، یک مثال روان‌شناسی می‌زنم. در سیستم روان‌پزشکی یک مساله‌ای به نام «تشخیص افتراقی» وجود دارد. مثلا وقتی که شما عطسه می‌کنید می‌گویند که یا سرما خورده‌اید و یا حساسیت دارید اما این موضوع برای تشخیص بیماری، به تنهایی کافی نیست و برای این که دقیق تشخیص بدهید که چه بیماری دارید باید نشانه‌های افتراقی را پیدا کنید. این مساله در موضوع آقای طالقانی نیز کاربرد دارد. یعنی باید دید که ایشان تا چه زمانی عضو جبهه ملی است، تا کجا با نهضت آزادی همراه است، در چه مسائلی با فدائیان همراهی می‌کند.

باید گفت که آقای طالقانی تا زمانی با گروه‌ها همکاری و همراهی داشته است که از مسیر درست منحرف نشده‌اند. ایشان تا زمانی با سازمان مجاهدین همراه است که در خط اسلام قرار دارد و به محض این که مارکسیسم را انتخاب می‌کنند، آنان را پس می‌زند و فتوا می‌کند که پول دادن به آنان حرام است. هم‌چنین تا جایی با جبهه ملی همراه است که برای کشور کار می‌کنند و به محض این که می‌گویند بروجردی به ما ربطی ندارد، از آنان جدا می‌شود. بنابراین اگر همراهی آقای طالقانی با گروه‌های مختلف را بدون این وجه افتراقی در نظر بگیرید، کمی مشکل‌ساز می‌شود.

بعد از گذشت سال‌ها از فوت آیت‌الله طالقانی، ‌ تاکنون شخصیت ایشان به صورت دقیق معرفی نشده است؛ موافقید؟

دقت کنید که آقای طالقانی هیچ وقت، هیچ پست اجرایی نداشته است و همین مساله باعث شده است که ایشان هیچ‌گاه دیده نشود. ایشان بیش از آن‌که یک آدم اجرایی باشد، یک شخصیت تربیتی بوده است و اعتقاد دارد که تا زمانی که تربیت نیرو را به درستی انجام نداده است، نباید سراغ کار اجرایی برود. اگر دقت کنید می‌بینید که ایشان در طول زندگی خود به دنبال حاشیه نیست. شاید همین مساله باعث شده است که خیلی به چشم نیاید. نکته بعدی که باعث شده است، شخصیت ایشان خیلی معرفی نشود، عمر کوتاه ایشان پس از انقلاب است. او تنها چند ماه پس از انقلاب به رحمت خدا رفت. در حقیقت، این قدر اتفاقات ریز و درشت پس از انقلاب رخ داد که ایشان در دل آن گم شد.

نکته سوم که بسیار هم مهم است، این است که عده‌ای خواستند تا به صورت آگاهانه این آدم دیده نشود. این اتفاق شبیه به همان چیزی است که برای شریعتی رخ داد. ما نمی‌توانیم شخصیتی نظیر شریعتی و طالقانی را از تاریخ این کشور حذف کنیم. مثلا گفته می‌شود که چون شریعتی مخالف آیت‌الله مطهری بوده است و ما طرفدار مطهری هستیم، شریعتی باید نادیده گرفته شود. در صورتی که چنین نیست. حسین مهدیان می‌گوید که در جلسه‌ای با حضور آقای مطهری نشسته بودیم و یک روحانی جوان آمد و شروع به بد و بیراه گفتن به شریعتی کرد. آقای مطهری در واکنش به این صحبت‌های او بسیار ناراحت شد و فقط در گوش او کتک نزد. مطهری گفت که شما به چه حقی راجع به ایشان این‌گونه حرف می‌زنید؟ اگر آقای طالقانی با کسی اختلاف نظر دارد، یک موضوع اندیشه‌ای بین دو دانشمند است و ما کلاس اولی‌ها نباید در آن دخالت کنیم. این که گفته می‌شود، چون طالقانی با سازمان مجاهدین بوده است، بنابراین از ما نیست، بسیار غلط است. باید به دنبال اشتراکات با آقای طالقانی بگردیم. شهید بهشتی می‌گوید که اگر کسی به اندازه درصد کوچکی با من اشتراک داشته باشد، با او مشارکت می‌کنم.

یکی از دلایلی که آقای طالقانی در این سال‌ها دیده نشده است، این است که عده‌ای به صورت آگاهانه نخواستند که ایشان دیده شود. در همین پروژه، به سراغ یک گروه تلویزیونی رفتیم اما در جواب خواسته ما می‌گوید من دعو طالقانی ندارم؛ برو راجع به شهید باقری فیلم بساز. البته این شهیدان بر سر ما جا دارند اما اگر امثال آقای طالقانی نبود، امثال باقری و متوسلیان بیرون نمی‌آمد. دقت کنید که چه کسانی از مسجد هدایت بیرون آمدند. کسانی امثال رجایی بیرون آمدند که ما تا ابد به او می‌بالیم. باید این دو مساله را از هم تفکیک کرد. مکر دشمن است که می‌گوید به جای طالقانی، راجع به باقری فیلم بساز در حالی که می‌توان راجع به هر دو فیلم ساخت. هر کس جای خود است.

این مستند نزدیک به ۲ ساعت بود. با این حال، به نظر می‌رسد که هنوز اطلاعات زیادی وجود دارد که بیان نشده است و قابلیت تبدیل شدن به فیلم را دارد. آیا روند ساخت این مستند را ادامه می‌دهید؟

در ابتدا قرار بود که یک مجموعه ۱۳ قسمتی از این موضوع بسازیم. موضوع طالقانی بسیار گسترده است و اطلاعات زیادی پیرامون ایشان وجود دارد. باید بگویم که محدود کردن این اطلاعات به یک یا دو قسمت محال است. مگر آن که به صورت گذرا از ایشان عبور کنید و تنها چند داستان از ایشان روایت کنید. این طرح، در قالب یک مجموعه ۱۳ قسمتی به تلویزیون ارائه شد اما هیچ کس قبول نکرد. در آخر، سازمان اوج تصمیم گرفت که هزینه ساخت ۶ قسمت را تامین کند. جلو رفتیم و گفتند که ۶ قسمت زیاد است و ۲ قسمت باشد. ازشان پرسیدیم که توجیه‌تان چیست؟ شما که مشکل مالی ندارید؟ در پاسخ گفتند که اکنون مخاطبان به دنبال سریال‌های کوتاه هستند. دقت داشته باشید که ما راجع به برهه‌ای ۵۰ -۶۰ ساله از تاریخ ایران حرف می‌زنیم. پدر آقای طالقانی یکی از مشروطه‌خواهان مهم بوده است. بنابراین وقتی موضوع ایشان را آغاز می‌کنید باید دوران رضاخان، عصر مشروطه و … را بیان کنید. سپس به سراغ خود ایشان بروید و راجع به حوزه علمیه قم صحبت کنید، تشریح دهه ۲۰، پهلوی دوم، جریانات چپ و راست روشنفکری دینی و … همگی از جمله موضوعاتی است که حتما باید بیان شود.

بعد از آن که موضوع دو قسمتی بودن از سوی سازمان اوج مطرح شد، آقای قاسم تبریزی، مشاور پروژه به شدت مخالفت کرد. به ایشان گفتم که با پولی که سازمان اوج می‌دهد، مصاحبه‌های تمام قسمت‌ها را می‌گیریم و با کمک خداوند، ۵-۶ قسمت را می‌سازیم. ایشان با همین ترفند قبول کرد که بیاید. باید بگویم که تاکنون ۳ قسمت ۶۵ دقیقه‌ای ساخته شده است که برای پخش قرار شد ۵ قسمت ۴۰ دقیقه‌ای باشد. هنوز شبکه مورد نظر برای پخش این کار انتخاب نشده است اما از آن‌جا که شبکه افق در ساخت این مجموعه مشارکت داشته است، قطعا از افق پخش خواهد شد.

اصولا پیدا کردن اسناد و اطلاعات، در مستندهای تاریخی کار بسیار سخت و طاقت‌فرسایی است. چه روند پژوهشی را دنبال کردید و چه سختی‌هایی در این راه وجود داشت؟

در ابتدا که موضوع ساخت این فیلم مطرح شد، دیدیدم که یک نفر روی این موضوع کار کرده است و چند کتاب منتشر کرده است. با خود گفتیم که بهتر است ایشان را بیاوریم و از تحقیقات‌شان استفاده کنیم. ایشان قبول کرد تا همراه ما باشد. ۱۵ جلسه دو ساعته با ایشان صحبت کردیم و او هر آن‌چه که از طالقانی بلد بود، به ما انتقال داد. البته باید توجه داشت که پژوهش مجلد با پژوهش ساخت یک مستند فرق دارد. برای مثال، هدف از پژوهش مجلد، ارائه یک مقاله و منتشر کردن چند عکس است در حالی که در پژوهش یک فیلم، حتی باید نحوه لباس پوشیدن سوژه را هم بدانید چرا که قرار است بازسازی شود. بر همین اساس، متوجه شدم که که اطلاعات ایشان برای آغاز کار بسیار عالی است اما برای ساخت یک فیلم کم است. بنابراین به سراغ افراد مختلف رفتیم و تلاش کردیم تا آن پژوهش اولیه را تکمیل کنیم. البته افرادی هم بودند که قبول نکردند، جلوی دوربین بیایند. برای مثال، اعظم طالقانی گفت که اگر آقای شاه‌حسینی بیاید، من هم می‌آیم. آقای شاه‌حسینی قبول نکرد که بیاید و بنابراین خانم اعظم طالقانی را نیز از دست دادیم. با این حال، به غیر از از ۲-۳ نفر، همه افراد مرتبط دیگر جلوی دوربین آمدند و صحبت کردند؛ از هم‌درس‌های ایشان در حوزه تا مردم طالقان و بچه‌های جبهه ملی.

خاطرم هست که با رئیس جبهه ملی، پیش از آن که فوت کند، مصاحبه کردم که در این قسمت ۱۱۰ دقیقه‌ای فیلم آورده نشده است. از ایشان پرسیدم که آیا آقای طالقانی عضو جبهه ملی بود؟ با تاکید گفت که بله ایشان عضو جبهه ملی بود. در ادامه پرسیدم که آقای طالقانی تا کجا با جبهه ملی بود؟ در پاسخ گفت تا زمانی که بحث آقای خمینی به راه افتاد. بعد از آن دیگر طرفدار خمینی بود. بنابراین نمی‌توان گفت که طالقانی عضو جبهه ملی بوده است. او تنها با بعضی از تفکرات آن موافقت داشته است و زمانی که این اعتقادات با تفکرات امام خمینی تضاد داشت، طرفدار امام بود.

نیمی از کسانی که مصاحبه‌هایشان در فیلم است، ممنوع‌التصویر هستند؛ یا بچه‌های نهضت ملی هستند، یا بچه‌های جبهه ملی هستند و یا درگیر فتنه ۸۸ هستند. البته ما فیلتر این‌گونه قرار ندادیم. گفتیم که آقای طالقانی در برهه‌ای از تاریخ با این افراد بوده است و آنان می‌توانند مشاهدات خود از او بیان کنند. به ما ربطی ندارد که بگوییم او ممنوع‌التصویر هست یا نیست. نگاه ما به آنان به مانند یک کتاب و سند است. وقتی شما یک سندی به دست می‌آورید، نمی‌گویید که این سند برای ساواک است پس باید آن را کنار گذاشت. شما آن سند را می‌خوانید و می‌بینید که در داخل آن چه نوشته شده است.

آیا این مساله بر روی پخش تلویزیونی‌تان تاثیر نخواهد گذاشت؟

من تصمیم‌گیرنده نیستم اما ممکن است که تاثیراتی بر روی این موضوع داشته باشد. البته ما این فیلم را برای تلویزیون نساختیم. ممکن است شما بگویید که جاهایی از این فیلم کسل‌کننده است اما باید بگویم که این فیلم به عنوان یک منبع مطرح است و بعدا هر کس بخواهد راجع به طالقانی تحقیق کند، این فیلم به او کمک خواهد کرد. در حقیقت، یک منبع مطالعاتی برای کسانی که می‌خواهند روی این برهه از تاریخ کار کنند، ساخته‌ام و کاری به پخش آن ندارم. اگر می‌خواستیم که به ملاحظات پخش توجه کنیم، بسیاری از مباحث را اصلا نباید مطرح می‌کردیم.

امیدوارم که نهادهای مختلف توجه ویژه‌ای بر این موضوع داشته باشند. البته باید بگویم که سازمان اوج حمایت کرد اما بودجه‌ای که به این کار اختصاص داده شد، بسیار کم بود و بنابراین نتوانستیم خیلی از کارها را نجام بدهیم. برای مثال، نتوانستیم که برای آن موسیقی بسازیم. به نظرم از این مجموعه، یک نسخه بلند دیگر نیز می‌تواند تدوین شود تا در بخش هنر و تجربه و جشنواره‌های دیگر حضور یابد. امیدوارم مدیران فرهنگی به این فیلم توجه داشته باشند.

* تسنیم

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

شاعری که هیچ‌کس نفهمید چند ساله بود که به دنیا آمد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: سیدحسن حسینی را باید «شاعر مردمان اهل بهشت» خواند کسی که شاید بی‌راه نباشد اگر گفته شود خوب شناخته نشد و ناشناس ماند و به تعبیر خودش «روزی هم که مُرد هیچ‌کس نفهمید او چند ساله بود که به دنیا آمد!»

به گزارش سینما پرس، سیدحسن حسینی را باید «شاعر مردمان اهل بهشت» خواند کسی که شاید بی‌راه نباشد اگر گفته شود خوب شناخته نشد و ناشناس ماند. شاعری که ۱۵ سال از درگذشتش می‌گذرد و هنوز ناشناخته مانده است. انگار که او در عروجی خودخواسته در روزهای ابتدایی فروردین جان به جان‌آفرین تسلیم کرد تا کسی یادی از او نکند و بیشتر ناشناس بماند. روزهایی که روزنامه‌ها و رسانه‌ها نیز در حالت تعطیلی هستند و یاد او نیز در این تعطیلی فراموش می‌شود. 

این بخشی از واگویه‌ها و خاطرات مرحوم سیدحسن حسینی است:

«انواع و اقسام تهمت‌ها را در محیط‌های گوناگون شنیده‌ام:

توده‌ای است!

حزب‌اللهی است!

بی‌خط است!

اهل حق است!

علی اللهی است!

چپ‌گراست!

مرتجع است!

و افترا… انواع و اقسامش را شنیده‌ام. همیشه این شعر [طاهره] صفارزاده آرامم می‌بخشد:

و افترا مسیر کثیفی بود

که کوردلان

در آن به تفرج می‌رفتند!»

شاعر، استاد دانشگاه، منتقد ادبی و مترجم تنها عناوینی برای این چهره شعر پس از انقلاب است که بیش از همه انسانی وارسته بود. برای ساکنان کوچه ادبیات پس از انقلاب اسلامی «سید» و «قیصر» دو نام همواره با هم و جدانشدنی‌اند. چهره‌هایی که حسرت آنها تا همیشه بر دل همه خواهد ماند؛ چه آنهایی که وجودشان را درک کردند و چه آنهایی که فقط نام و رسم و اثرشان را لمس کرده‌اند. بسیاری «قیصر» را چهره جمالی شعر پس از انقلاب و «سید» را چهره جلالی آن می‌دانند و جوش و خروش‌های شاعرانه او را اینطور تعبیر می‌کنند.

چهره‌ای که مبارزه برای رهایی و آزادی را در روزهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی دنبال می‌کرده و در مرور خاطراتش با آن مواجه می‌شویم: «از دیگر هم‌رشته‌ای‌ها عقبم. آن‌ها واحد تغذیه آزمایشگاهی را گذرانده‌اند و من مانده‌ام با موش‌هایی که باید روی آنها تاثیرات سوء تغذیه بررسی شود. من از دیگران عقب مانده‌ام چون در شانزده آذر ماه ۱۳۵۳ در تظاهرات شرکت داشته‌ام و یک ترم محرومیت از درس، ضمیمه پرونده تحصیلی من است… شانزده آذر ۱۳۵۳ دانشگاه مشهد و خوابگاه پسران بچه‌مسلمان‌های اهل نماز و روزه و ورزش و «چپی» ‌ها… در اعتصاب شریکند. برای اولین بار در عمرم شعار می‌دهم؛ بی‌اختیار و با صدایی که دورگه است و از هیجان و خجالت می‌لرزد: «برای شادی روح شهدای شانزده آذر صلوات!»بعضی‌ها صلوات می‌فرستند و بعضی دیگر رو بر می‌گردانند. دانشجوی کم‌حرفی که تازه سبیل گذاشته و از مدت‌ها پیش عینک می‌زند، دم می‌گیرد: «اتحاد، مبارزه، پیروزی!» از شعارش بوی مخالفت با صلوات را می‌شنوم، اما همه دم می‌گیریم. شعار با لب‌هایمان غریبی می‌کند. دل‌مان نمی‌آید شعار ندهیم اما به دل‌مان هم نمی‌چسبد.»

او شاعری از دیار صلوات بود. او همواره همین بود و دلش هم نمی‌خواست خلاف این عمل کند یا حتی ژست مخالف بگیرد. وقتی تک‌نگاری او از نماز را در روایت «سجده» می‌خوانیم متوجه نگاه عمیق او به نماز و اعمال آن می‌شویم. او حتی وقتی غرق در رندی زبان شعر حافظ است هم به این منزل نزدیک می‌شود و کلامش را به آستان فاتح بدر و خیبر می‌رساند، جایی که آخرین نقطه اتکای روح سید است: «از شحنه نجف مدد می‌طلبم تا صحنه روحم دگرگون شود. آفتابِ مروتی که اگر بر دنیا نمی‌تابید، دنیا با همه خورشیدهایش از ازل تا ابد یک روز نحسِ طولانی بیش نبود.» توصیفی که شاید بعد از او هم کسی نتوانسته از مولای متقیان داشته باشد که خودْ امیرکلام بود. اصلا به همین خاطر است که او وقتی در دفاع از حقوق معلمان قلم می‌زند، تازیانه کلمات را بر سر مسببان این وضع وارد می‌آورد تازیانه‌اش هم نوش است و به همین دلیل باشد که او را با برچسب‌هایی که خودش به آنها اشاره می‌کند(در ابتدای همین آمده)، قضاوت می‌کنند. «پیش‌تر گفته بودم معلمی یعنی نفاق به‌علاوه خرج زن و بچه! حالا خرج زن و بچه هم متنفی است و برای این قشر تحقیر شده تا مغز استخوان، نوعی نفاق ناگزیر و ظاهرالصلاح باقی مانده و دیگر هیچ! معلم باید به سیگارفروش میادین شهر و درآمد آبرومندانه‌اش حسرت بخورد و دلش تا فیلتر بسوزد…»، «همه‌چیز در این دیار، بالا می‌رود و گران می‌شود، الا نرخ تعلیم و بهای معلم! صنف تا سرحدِ خواری صبورَ معلم، برای سیاستگذاران مملکتی، که در آن فرهنگ و علم به پشیزی نمی‌ارزد، مانند اره است! این است که حیران مانده‌اند و نمی‌دانند چگونه اعلام کنند که بابا ما اصلا محصل و دانشجو و معلم نمی‌خواهیم!» او در حالی که اینچنین با تیغ واژگان که دستانش به شدت با آنها آشنا است، علیه وضع موجود زمانه خویش می‌شورد اما در متنی که با عنوان «دست‌ها» از او برجای مانده، بر این باور است «بیا در روزگاری که دست‌ها لجن‌مالی دست‌های دیگر را بیشتر دوست دارند، با هم باشیم و مومنانه یکدیگر را بشوییم.» به همین خاطر است که سید را نباید در یک متن خلاصه کرد و بهتر است از زوایای مختلف به تماشای او نشست تا اگر او را تیغ به دست می‌بینیم آن را نیز در ادامه سجده‌ها و توجهش به شاه نجف ببینیم. به عبارتی تیغ کشیدن او نیز علوی است و ریشه در سیادت او دارد.

اما سید هم از اتهامات و افتراها بی‌نصیب نبود و در ابتدای همین متن دیدیم که او نیز از برچسب‌هایی که طی سالیان مختلف به او زدند گلایه داشته است. انگار این رسم است هرکه سر به آستان جریانی نسایید را برچسب‌باران کنیم و مرام او را در نظر نگیریم و فقط خط و خطوطش را آن هم بر اساس موهومات قضاوت کنیم. به همین خاطر است که پانزده سال پس از مرگ او نیز هنوز ناشناس مانده و گمان می‌کنم در آسمان مشهورتر از زمین باشد. نگاهش به «آزادی» را در «اقیانوس ناآرام» باید تماشا کرد و مقایسه‌ای که برای تفهیم حرفش می‌کند را که به شدت دلنشین و علمی است، باید آرام آرام سر کشید.

سید حسن حسینی شیفته زبان فارسی است و او آنقدر این زبان را دوست دارد که آن را زبان «مردمانِ اهلِ بهشت» می‌داند و به همین مناسبت بی‌راه نیست اگر بگوییم او «شاعر مردمان اهل بهشت» است. سید آرزو می‌کند: «آنچه بر شکوه مقدس این زبان، گهگاه خدشه‌ای وارد می‌کند، سخت شکنجه‌ام می‌دهد: سیاست! کاش همه سیاستمداران دنیا برای خودشان زبان خاصی اختراع می‌کردند و دروغ‌ها و دورنگی‌هایشان را به همان زبان خاص، این سوی و آن‌سوی می‌پراکندند! فارسی معصوم‌تر از آن است که این همه «دروغ» را بی‌دریغ برگرده ظریف و دل‌نشینش بار کنند!» او تاکید می‌کند: «به فارسی می‌اندیشم، به فارسی فریاد می‌زنم و حتی به فارسی سکوت می‌کنم. سکوت من سرشار از عباراتِ جنینی و هنوز زاده نشده فارسی است!»

هرقدر فکر می‌کنم می‌بینم که نمی‌توان تصویر درستی از سیدحسن حسینی نشان داد مگر اینکه بی‌عجله (که رسم رسانه عجله کردن و درنگ نکردن است) گوش به سخن سید شعر انقلاب بدهیم. او را باید با «سکانس کلمات» در «گنجشک و جبرئیل» به تماشا نشست و با «نوشداری طرح ژنریک» «حمام روح» گرفت تا بتوان دقیق‌تر این چهره جلالی شعر پس از انقلاب را درک کرد. باید جذب «براده‌ها» یش شد تا بتوان فهمیدش ولی انگار که خودش هم پیش از مرگش می‌دانسته که چنین نخواهد شد زیرا در یکی از قطعات «سکانس کلمات» می‌نویسد: «روزی هم که مُرد هیچ‌کس نفهمید او چند ساله بود که به دنیا آمد!»

روحش شاد و یادش جاودان!

* فارس

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

دیدار مقام معظم رهبری با هنرمندان تئاتر – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: چندی پیش حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی با جمعی از هنرمندان و مدیران تئاتر کشور دیداری خصوصی داشتند.

به گزارش سینماپرس، چندی پیش حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی با جمعی از هنرمندان و مدیران تئاتر کشور دیداری خصوصی داشتند و از در رابطه با وضعیت تئاتر کشور بحث و گفت و گو کردند.

خبرنامه سینما انقلاب، خبر داده است به مناسبت ۷ فروردین روز هنرهای نمایشی این گفتگو به زودی منتشر می‌شود.

این اولین دیدار خصوصی مقام معظم رهبری با هنرمندان تئاتر بوده است که در آذرماه ۱۳۹۷ برگزار شده است.

متن کامل این دیدار به زودی منتشر می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

وعده‌های محقق نشده معاونت مطبوعاتی در سال ۱۳۹۷ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: دربندی، مدیرکل مطبوعات و رسانه‌های داخلی کشور گفت: وزارت ارشاد از نظر قانونی مسئول تأمین کاغذ دفاتر روزنامه نیست. وی عملکرد مطبوعات در سال ۹۷ را بررسی و از تدوین برنامه‌های سال آینده بر اساس منویات رهبر معظم انقلاب خبر داد.

به گزارش سینماپرس، فراز و نشیب‌های بسیاری در سال ۹۷ سر راه اهالی رسانه قرار گرفت، استعفای معاون مطبوعاتی، نوسانات ارزی، بحران کاغذ و تعطیلی نمایشگاه مطبوعات از مهمترین رویدادهای مطبوعاتی در سال جاری که چند روز بیشتر به پایان آن باقی نمانده است، به شمار می‌رود.

در یک گفتگوی تفصیلی با سید محمدرضا دربندی مدیر کل مطبوعات و رسانه‌های داخلی، فراز و نشیب‌های مطبوعات در سال ۹۷ بررسی و درباره ویژه برنامه‌های این اداره کل برای ساماندهی وضعیت رسانه‌ها در سال ۹۸ سوالاتی مطرح شد.

آقای دربندی آخرین آمار از مطبوعات و رسانه‌های فعال در کشور را بفرمایید؟

از ابتدایی که کار مجوز نشریات آغاز شده است تاکنون، ۱۰۷۶۰ رسانه مجوز گرفته اند که از این تعداد ۶۲۰۰ رسانه فعال هستند. طبق آمار دقیق تر، ۳۰ خبرگزاری و ۱۵۷۰ پایگاه خبری فعال داریم. ۴۶۰۰ نشریه هم شامل روزنامه، هفته نامه، ماهنامه، فصلنامه و… مجوز دارند. البته آن تعدادی هم که مجوز دارند و فعالیت نمی‌کنند، پس از مدتی متوقف شده اند.

در سال ۹۷ در کل، چند رسانه مکتوب و الکترونیکی به رسانه‌های داخلی اضافه شد؟

در سال جاری، ۱۲۰۰ رسانه مکتوب (بجز روزنامه که به کسی مجوز داده نشد) و ۶۰۰ پایگاه خبری مجوز گرفتند.

چرا به روزنامه مجوز ندادند؟

زیرا اعضای هیئت نظارت معتقد هستند تعداد روزنامه‌های فعلی کشور کافی است و نیازی به روزنامه جدید وجود ندارد. در همین رابطه به کسانی که درخواست مجوز روزنامه داشتند، گفته شد که کارشان را از هفته نامه آغاز کنند، و اگر در آینده فعالیت موثر داشتند، مجوز روزنامه به آنها داده خواهد شد.

وعده‌های محقق نشده معاونت مطبوعاتی در سال ۹۷/ وزارت ارشاد از نظر قانونی مسئول تأمین کاغذ دفاتر روزنامه نیست

در سال ۹۷ چند روزنامه تعطیل شد؟

امسال هیچ روزنامه ای توسط هیئت نظارت تعطیل نشد و این خودش خبری مسرت بخش است که دو علت دارد، دلیل اول این است که رسانه‌ها به رشدی رسیده اند که مصالح ملی و خط قرمزها را به خوبی تشخیص می‌دهند و رعایت می‌کنند و نکته دوم نیز اقدامی است که اداره کل مطبوعات براساس اصل «پیشگیری بهتر از درمان است» انجام می‌شود. به طور مثال ما نامه ای ارسال می‌کنیم برای روزنامه‌ها که مثلا قرار است ترامپ اول اردیبهشت درباره برجام اظهار نظر کند، اگر این اتفاق افتاد، لطفا این کارها را انجام دهید و این موارد را رعایت کنید و…،   آنها هم مراعات می‌کنند. اما به هرحال امسال نیز برخی از رسانه‌ها به دلیل مشکلات چاپ، گرانی کاغذ، بیمه کارکنان و… خودشان فعالیتشان را متوقف کردند.

 اداره کل مطبوعات داخلی برای کمک به این رسانه‌ها چه می‌کند؟  

براساس ماده ۱۶ قانون مطبوعات، اگر رسانه‌ای فعال نباشد، پس از ۶ ماه عدم انتشار و پس از تذکر، مجوزش لغو می‌شود. اما دوستان ما برای همراهی با این رسانه ها، فعلا مجوز آن‌ها را لغو نمی‌کنند، اما با درنظر گرفتن شرایط نابسامان فعلی، یک سال به آن‌ها فرصت می‌دهیم و بعد درمورد آن‌ها تصمیم می‌گیریم. البته از این تعداد، برخی فقط چاپ کاغذی روزنامه را متوقف کرده‌اند و فایل الکترونیکی آن هر روز منتشر می‌شود.

وضعیت پرداخت یارانه مطبوعات در سال ۹۷ به چه صورت بود؟ چند درصد از این یارانه به مطبوعات پرداخت شد؟

در ابتدا باید بگویم امسال پس از ۳ ماه هم‌فکری و هم‌اندیشی، اصلاحاتی در دستورالعمل توزیع یارانه انجام دادیم، حدود ۲ هفته هم از اهالی رسانه‌ها نظرسنجی کردیم و در حال حاضر هم فرمول توزیع یارانه در سامانه منتشر شده است. در سال ۹۷، حدود ۵۰ درصد از مبلغی که دولت قرار بود بدهد، پرداخت شد و ما هم این مبلغ را براساس دستورالعمل جدید بین رسانه‌ها توزیع کردیم.

درباره تعطیلی جشنواره مطبوعات و نمایشگاه مطبوعات امسال صحبت کنید؟

جشنواره مطبوعات خیلی سال است که برگزار نمی‌شود، اما درباره برگزاری نمایشگاه مطبوعات باید بگویم، صرف نظر از هزینه‌هایی که گریبان‌گیر مدیران رسانه‌ای می‌شد، حدود ۵ میلیارد هم برای وزارت ارشاد هزینه برداشت، در شرایطی که باید صرفه‌جویی کنیم، ۵ میلیارد پول زیادی است، با تعطیل کردن نمایشگاه این هزینه را از گردن دولت و رسانه‌ها ساقط کردیم که خود مطبوعاتی‌ها هم از این تصمیم راضی بودند.

وعده‌های محقق نشده معاونت مطبوعاتی در سال ۹۷/ وزارت ارشاد از نظر قانونی مسئول تأمین کاغذ دفاتر روزنامه نیست

آیا فعالیت دیگری جایگزین نمایشگاه مطبوعات شد؟

به جای نمایشگاهی که در تهران برگزار نشد، دوازده نمایشگاه استانی برگزار کردیم، این نمایشگاه‌ها در کنار نمایشگاه کتاب استان‌ها برگزار و باعث صرفه جویی حداکثری در هزینه‌ها شد.

مدیران رسانه ای معتقدند که یکی از دلایل وضعیت نامناسب مطبوعات، بحران کاغذ است. بالاخره قرار است چه تصمیمی برای رفع این بحران گرفته شود؟

در وهله اول باید گفت که وزارت ارشاد از نظر قانونی مسئول تأمین کاغذ نیست و ما فقط یارانه کاغذ می‌دهیم، اما از خرداد ماه که کاغذ گران شد، ما به عنوان یک امر وجدانی برای حل این مشکل، پیش‌قدم شدیم و با چند تاجر کاغذ صحبت کردیم که ۳ شرکت از آن‌ها با ماهمکاری کردند و تا یک ماه و نیم پیش به فهرستی از مطبوعات که در اختیارشان قرار می‌دادیم،  کاغذ را به قیمت مناسب یعنی ۵۱۵۰ تومان ارائه دادند.

کدام وعده‌های معاونت مطبوعاتی در سال ۹۷ عملی نشد؟ تدوین برنامه‌های سال آینده با بهره گیری از بیانیه رهبری

این فهرست بر اساس چه معیارهایی تهیه می‌شد؟

برای تهیه فهرست کمیته‌ای تشکیل دادیم که وضعیت روزنامه‌ها و نشریات را بررسی می‌کند، که چه تعداد از صفحاتش به آگهی اختصاص یافته است، یا اندازه آن چند در چند است و…؛ طبق این کارشناسی، مثلا ۳ تن برای او تعریف می‌کردند و توزیع عادلانه‌ای شکل گرفته بود.

 آیا هنوز هم این رویه ادامه دارد؟

تا یک ماه و نیم گذشته این رویه ادامه داشت، اما در حال حاضر، پروفرمایی که تاجرین به بانک مرکزی ارائه کرده‌اند تا ارز به آنها تعلق گیرد، براساس درجه اهمیت بود که هنوز به کاغذ اختصاص پیدا نکرده است، با توجه به اینکه این تجار کاغذهایشان را در طول سال توزیع کرده‌اند، در حال حاضر انبارهایشان خالی است و کاغذ موجود نیست و به همین دلیل قیمت کاغذ افزایش یافته و بحرانی ایجاد شده است. ما از وزیر ارشاد خواستیم که با رئیس کل بانک مرکزی صحبت کند و امیدواریم که هرچه سریعتر این مشکل رفع شود.

به نظر شما کیفیت اخبار روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها توانسته رضایت مخاطبان را جلب کند؟

در دنیا روزنامه‌خوانی روبه کاهش است، در همه کشورهای جهان تمام روزنامه‌ها به واسطه سایت و سامانه، از مخاطبان خود پول می‌گیرند. حتی عده‌ای که علاقه‌مند به برقراری ارتباط با فیزیک روزنامه هستند، دیگر آن را از کیوسک تهیه نمی‌کنند، بلکه اشتراک می‌خرند و آن را به صورت الکترونیکی دریافت می‌کنند.  

ایران هم از این تغییر بی‌بهره نبوده است، اخیرا آماری به دست آمده که طبق آن، مردم به طور متوسط ۱۹۴ دقیقه با صدا و سیما در ارتباط هستند، ۱۶۹ ساعت در اینترنت فعالیت دارند که میزان ارتباط آن‌ها با روزنامه‌ها ۲۸ دقیقه است. آمار دیگری هم وجود دارد که نشان می‌دهد ۷۰ درصد از مخاطبان بین ۱۸ تا ۲۹ سال روزنامه نمی‌خوانند، البته عکس این آمار برای مخاطبان بالای ۴۵ سال صدق می‌کند؛ بنابراین با توجه به این وضعیت و تزلزل جایگاه روزنامه ها، کیفیت اخبار، تحلیل، مقاله‌ها و… رضایت بخش بوده است.

آیا فعالیت این حجم از رسانه‌ها در فضای مجازی لازم است؟ به نظر شما آیا نباید صدور مجوز کمی بیشتر سخت گیری شود؟

ما در فضای مجازی دو نوع رسانه داریم، گروه اول رسانه هایی است که مجوز دارند و قابل کنترل هستند، اما مشکل اصلی ما، شبکه‌هایی هستند که مجوز ندارند. البته  تعداد آنها هم کم نیست. درواقع خود ما هم از فعالیت این رسانه‌ها اذیت می‌شویم، ارشاد فقط مسئول رسانه هایی است که مجوز دارند، و لازم است شورای عالی فضای مجازی یا جایی دیگر به فعالیت آن رسانه‌های مخرب رسیدگی کند.

در سال ۹۷، رسانه‌ها تا چه اندازه در انعکاس مشکلات جامعه و جریان سازی موفق بودند؟

به نظرم موفقیت آن‌ها قابل قبول و چشمگیر بود. ۹۰ درصد رسانه‌ها باتوجه به صلاح ملی، به بیان مشکلات پرداختند. البته بعضی وقت‌ها دولت مردان از اینکه مطبوعات درباره گرانی دلار و… صحبت می‌کردند، ناراحت می‌شدند، که ما هم در جواب این ناراحتی‌ها گفتیم که نمی‌توان مانع نوشتن انتقادات روزنامه نگاران شویم و این مطالب را بد نمی‌دانیم.

چه  وعده هایی که در سال ۹۷ عملی شد؟

ما حمایت نقدی از رسانه‌ها را وعده داده بودیم که در ۴ نوبت پرداخت شد، همچنین قرار بود دستورالعمل تبلیغات دولتی را اصلاح کنیم که در طی ۳ ماه این موضوع را بررسی کردیم و جمع بندی این گفتگوها را از ۲۰ بهمن منتشر و به مدیران رسانه‌ای اعلام کردیم، البته دوستان و همکاران ما تا اوایل اسفند فرصت دارند نظرات خود را بیان کنند.

پس از جمع‌آوری پیشنهادها، طرح کلی نوشته و برای تایید به وزیر ارشاد ارائه می‌شود. موضوع سوم کنترل قیمت کاغذ بود که تا یک ماه و نیم اواخر سال در دست اقدام بود. همچنین کمک به نشریات برای حضور در فضای مجازی وعده دیگری بود که برای تحققش با یک موسسه صحبت کردیم؛ و قرار شد آن موسسه برای طراحی و مدیریت هرسایت در طول یکسال ۲۰۰ هزار تومان دریافت کند و از هر نشریه برای تبلیغ کار خود کمک بگیرد.

در این بین چه وعده هایی عملی نشد؟

قول داده بودیم که به مدیران مسئول و خبرنگاران وام دهیم، این موضوع را دنبال کردیم، اما تا آخرین لحظات، بخش حقوقی وزارتخانه اشکالاتی وارد کرد که این امر محقق نشد. گفته بودیم دنبال ساماندهی اقتصاد رسانه‌ها و خودکفایی آن‌ها هستیم که به دلیل بحران اقتصادی فعلی و پرداختن به امورجاری انجام نشد. همچنین رتبه بندی روزنامه‌ها بود، که، چون تعداد نشریات، پایگاه خبری و خبرگزاری کم است، آن‌ها را رتبه بندی کرده ایم، منتهی، چون بررسی روزنامه‌ها فعلا انجام نشده، رتبه بندی آن‌ها را برای سال ۹۸ آماده خواهیم کرد.

چه طرح هایی که برای توسعه تولید و توزیع مطبوعات در سال ۹۸ دارید؟

برنامه‌های ما به یک عامل اساسی به نام بودجه بستگی دارد. بعد از اعلام بودجه می‌توانیم درباره چشم اندازها اظهار نظر کنیم، اما همه برنامه‌ها براساس بیانیه مقام معظم رهبری شکل خواهد گرفت و محوریت فعالیت‌ها، برگرفته از بیانیه ایشان خواهد بود.  

وعده‌های محقق نشده معاونت مطبوعاتی در سال ۹۷/ وزارت ارشاد از نظر قانونی مسئول تأمین کاغذ دفاتر روزنامه نیست

وعده‌های حمایتی اداره کل مطبوعات داخلی برای خبرنگاران در سال ۹۸ چیست؟

در سالی که گذشت توجه ویژه‌ای به بدنه رسانه‌ها داشتیم، از این رو حدود ۳ هزار سهمیه بیمه پایه و ۳ هزار سهمیه بیمه تکمیلی از صندوق هنر دریافت و خبرنگارانی که بیمه نبودند را از این طریق بیمه کردیم، همچنین موضوع بعدی وام‌های ۳ تا ۴ میلیونی بود که به صورت بلاعوض یا اقساط بلند مدت به آنان اهدا شد. مشاوران حقوقی، بیمه‌ای و مالیاتی در اداره کل مستقر و اعلام کردیم هرکسی نیاز به راهنمایی در این زمینه‌ها دارد به اداره مراجعه و سوالات خود را مطرح کند.

مسئله بعدی ارائه اینترنت بدون فیلتر روی موبایل خبرنگاران بود، اسامی سیصد، چهارصد نفر از خبرنگاران را برای دریافت اینترنت رایگان به وزارت ارتباطات دادیم و تا چندماه این کار انجام شد، اما بعدها مورد مخالفت مسئولان قرار گرفت.

همچنین صدور کارت خبرنگاری که زمان بر و سخت بود، این سخت گیری‌ها را تا حد ممکن از میان برداشتیم، در حال حاضر خبرنگاری که معرفی نامه و چند نمونه از کارهایش را ارائه دهد، می‌تواند کارت دریافت کند، از سوی دیگر وقتی یک خبرنگار میخواهد برای پوشش یک برنامه به خارج از ایران برود، کارت بین‌المللی در اختیار او قرار می‌دهیم که با آن کارت، هم کارش را انجام می‌دهد و هم می‌تواند از موزه‌ها و اماکن آن کشور به صورت رایگان بازدید کند.

* باشگاه خبرنگاران جوان

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

چرا FBI به دنبال توطئه برای شهروندان است؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کولت سرا کارگردانی است که برای تماشاگرانش شناخته شده نیست، اما در سال‌های اخیر به یکی از تالیف‌گران اکشن‌های بی مووی‌تبدیل شده است.

کولت سرا کارگردانی است که برای تماشاگرانش شناخته شده نیست، اما در سال‌های اخیر به یکی از تالیف‌گران اکشن‌های بی مووی‌تبدیل شده است. کولت سرا نقشی مشابه جان‌وو، جان مک تیرنان، ریچارد دانر، تونی اسکات، فلکس انریکه آلکالا، پیتر گاسینگ بانچ، جاناتان موستو، رینگو لام، شلدون لتیچ، دین سملر، سیدنی جی فیوری، فرانک کاپلو، سایمون وست، دوایت اچ لیتل، اندرو دیویس، راجر اسپاتیس‌وود، لوئیس لوسا، فیلیپ نویس، اسکات هیوکوکس، هارولد بکر، و سایر BMOVIE  سازان دهه نود را ایفا می‌کند. اما تفاوت آثار جوم کولت سرا با سایر فیلمسازان هالیوودی این است که آثار او یک خط سیر مشخص دارد و ترکیبی از اکشن‌های دهه نود با چاشنی فرمولیزه شده هیچکاکی به سبک «شمال از شمال غربی» است.  

در فیلم سینمایی قطار محلی که تلویزیون آنرا با نام “مسیر همیشگی” پخش می‌کند، «مایکل‌مک‌کالی» (لیام نیسون) مسافر اخراجی یک شرکت بیمه، برای جلوگیری از یک فاجعه بزرگ امنیتی باید هویت یک بیگانه را در میان مسافران قطار محلی شناسایی کند و در صورت عدم شناسایی، تهدید بزرگی در مورد خانواده‌اش عملی می‌شود.

 مایکل هر روز برای رفت و آمد میان محل سکونت و  محل کارش سوار این قطار می‌شود. این ماموریت ناخواسته را جوآنا، زن ناشناس مرموزی (ورا فارمیگا) به او محول می‌کند و به او وعده پاداش ۱۰۰ هزار دلاری می‌دهد.  

مایکل در دستشویی قطار بیست و پنج هزار دلار وعده داده شده  توسط زن مرموز را پیدا می‌کند. او وسوسه می‌شود و به تکاپو می‌افتد تا بقیه صد هزار دلار را با یافتن مسافر غیر معمولی پیدا کند. این صدهزار دلار  مشکلات زندگی او را  در آستانه اخراج حل خواهد کرد و او را از منجلابی که در آن گرفتار شده نجات خواهد داد.  

 مسیر “قطار محلی” تا ایستگاه پایانی چند کیلومتر فاصله دارد و ورود مسافران جدیدی در هر ایستگاه از یکسو و از دست دادن  زمان مشکلات مایکل را چندین برابر می‌کند. از طرف دیگر با اضافه شدن مظنونان، هیجان فیلم به شکل قابل اعتنایی افزایش پیدا می‌کند.  

اما یکی از اشکلات بزرگ فیلم این است که مشخص نیست، این زن مرموز عضو کدام سازمان است، بخشی از سازمان FBI است یا عضوی از  سازمان سیا؟ مامور امنیتی است یا یک تبهکار!؟  جایگاه این زن در طول مسیر فیلمنامه تردیدهایی را در باورپذیری روایت بوجود می‌آورد.

فیلم «مسافر همیشگی»، یکی از دیگر از همان فیلم‌های خاص و همواره کلیشه‌ای زوج کارگردان – بازیگر جوم کولت سرا و لیام نیسن است که قهرمان اصلی فیلم در نقش پدر خانواده و یک شهروند معمولی تلاش می‌کند، از توطئه پیچیده‌ای که برای او و اطرافیانش ترتیب داده شده، نجات پیدا ‌کند.

در واقع رهایی از این توطئه، فرمول همیشگی “اقتدار قهرمان” در مجموعه فیلم‌های “جان سخت” را در ذهن متبادر می‌کند.

قهرمان اصلی در چنین الگوی نمایشی باید نزدیکان خود یا بخشی از شهروندان را از خطر بزرگی رها سازد. در چهار فیلم «ناشناخته»، «بدون توقف»، «دویدن در تمام شب»، «مسافر همیشگی»، کولت سرا با یک فرمول واحد داستانی و قهرمانی بشدت تیپیکال، یکسان و مشابه روایتش را پیش می‌برد. قهرمانی به مثابه سایر آثار گذشته کولت سرا، کاراکتری کاملا معمولی است و برای اینکه از اتفاقات و رویدادهای بدفرجام جلوگیری کند در مسیر پیشگیری، به قهرمان فیلم حادثه‌ای تبدیل می‌شود.

فرمول روایی او به اغلب آثار هیچکاک شباهت دارد و در بررسی و ارزیابی اولیه، هر دو فیلمساز هیجان زائدالوصفی را خلق می‌کنند، با این تفاوت که فیلم‌های کولت سرا  نیاز جدی به تحلیل عمیقی ندارد، چون یک فرمول ثابت و چند کلیشه‌ یکسان را با ارائه مفاهیمی همسان در اثرش ارائه می‌دهد.

در اغلب آثار او مثل فیلم فرانتیک (رومن پولانسکی) قهرمان آمریکایی‌ در خارج و حتی داخل  مرزهایشان، همواره در معرض تهدیدهای مختلفی قرار دارد و فیلم «مسافر همیشگی» تقریبا همان مضمون را با همان الگوی ثابتی ارائه می‌دهد، با این تفاوت که جغرافیا تغییر می‌کند و پیامدهای یک توطئه بزرگی که شهروندان را تهدید می‌کند به سازمان پلیسی FBI نسبت داده می‌شود.  

کل فیلم به مثابه سوار شدن در ترن هوایی در شهربازی است که تماشاگر آنچنان در گره هیجانی فیلم غرق می‌شود که هیچگاه گذشت زمان را حس نخواهد کرد.

تماشاگر  هیجانی بی‌وقفه‌ای را درک می‌کند و  یک دیوانگی هیچکاکی کاملا باسمه‌ای را پشت سر می‌گذارد.

علت همذات پنداری با شخصیت اصلی صرفا به دلیل معمولی بودن اوست. اما هیجان در فرمول تبدیل این شخصیت معمولی به شخصیتی جهش یافته(قهرمان)، باور پذیری چنین آثاری را برای تماشاگر حرفه‌ای و نخبه سینما سخت می‌کند. به همین دلیل چنین آثاری به هیچ وجه در خاطر تماشاگر باقی نمی‌ماند.   

اما حضور لیام نیسن به فیلم لطمه می‌زند و حضور او  در نقش قهرمان اصلی، از میزان باورپذیری فیلم می‌کاهد. نیسن با اینکه با ایفای نقش در مجموعه «ربوده شده» تبدیل به بازیگر پولسازی شد، اما به حیات قهرمانی‌اش روی پرده سینما، عمر کوتاه و  کلیشه ثابتی اعطا کرد.

در واقع کولت سرا به دو کلیشه مبتلاست، نخست کلیشه لیام نیسن که نقش او در آثار کولت سرا کاملا مشخص است و تمامی تیپ‌های ثابتی که نیسن در فیلم‌های کولت سرا بازی کرده کاملا قابل تعویض با یکدیگر هستند.

کلیشه دوم فرمول داستانی ثابتی است که در تمامی آثار کولت سرا کماکان حفظ شده است و هیچ تفاوتی میان آثار کولت سرا در فیلم‌های بدون توقف، دویدن در سراسر شب، ناشناخته و مسافر همیشگی وجود ندارد. در واقع با الگوگیری از ربوده شده با یک کلیشه آشنا، یک روایت ثابت را با  سرگرمی‌های تکراری بازآفرینی می‌کند، این مجموعه آثار بشدت سرگرمی آفرین هستند، اما الهام بخش نیستند و در حافظه تماشاگر باقی نمی‌مانند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

برگزاری کارگاه کارگردان ایتالیایی در جشنواره جهانی فیلم فجر – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: پائولو ویرتزی کارگردان ایتالیایی برای برگزاری کارگاه تخصصی کارگردانی مهمان سی‌وهفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر خواهد شد.

به گزارش سینماپرس، پائولو ویرتزی فیلمساز ایتالیایی که برای کارگردانی فیلم‌هایی چون «زندگی زیبا»، «اسم من تانینو است»، «ناپلئون و من» و «شب‌های جادویی» شهرت جهانی دارد، در سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر کارگاه تخصصی کارگردانی برگزار خواهد کرد.

ویرتزی در سال ۱۹۹۴ جایزه چیاک طلایی جشنواره ونیز را برای فیلم «زندگی زیبا»، در سال ۱۹۹۷ جایزه شیر طلای کوچک و جایزه بزرگ هیات داوران ونیز را برای فیلم «تخم مرغ آب پز» از آن خود کرده است. وی همچنین در سال ۲۰۰۲ لوح تقدیر سینمای دیجیتال آینده را برای فیلم «اسم من تانینو است» از جشنواره ونیز دریافت کرد.

این فیلمساز در سال های ۱۹۹۵، ۲۰۱۴ و ۲۰۱۷ جایزه ایتالیایی داوید دوناتللو (اسکار سینمای ایتالیا) را برای فیلم‌های «زندگی زیبا»، «سرمایه انسانی» و «مثل دیوانه» از آن خود کرده است.

ویرتزی در جشنواره‌هایی چون بروکسل، فورت لادردیل، جیفونی، مون پلیه، سویل، صوفیه، سن لویی و وایادولید جوایز ارزشمندی کسب کرده و در سال‌های ۲۰۱۰، ۲۰۱۴ و ۲۰۱۷ نامزد دریافت جایزه از مراسم فیلم اروپایی شده است.

دو فیلم «اولین اتفاق زیبا» در سال ۲۰۱۰ و «سرمایه انسانی» در سال ۲۰۱۴، این کارگردان در مقام نماینده سینمای ایتالیا برای رقابت در مراسم اسکار بهترین فیلم خارجی زبان به فرهنگستان علوم هنرهای سینمایی معرفی شدند.

این کارگردان بزرگ ایتالیایی، تاکنون موفق به کسب ۷۲ جایزه سینمایی شده است و ۵۳ بار نامزد دریافت جایزه از جشنواره های مختلف بوده است.

آدرس سایت رسمی جشنواره Fajriff.com و پست الکترونیکی جشنواره Info@Fajriff.com است.
سی‌وهفتمین دوره جشنواره جهانی فیلم فجر از ۱۸ تا ۲۶ آوریل ۲۰۱۹ (۲۹ فروردین تا ۶ اردیبهشت ۱۳۹۸) به دبیری رضا میرکریمی در تهران برگزار می‌شود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اجرایی بدون حسین محب اهری – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کارگردان نمایش «ساعت هشت در کشتی» که از ۶ فروردین در تالار هنر در حال اجراست، اجرا در تعطیلات نوروز را فرصتی برای جذب مخاطب غیرمعمول تئاتر دانست.

به گزارش سینماپرس، مریم کاظمی کارگردان نمایش «ساعت هشت در کشتی» که از ۶ فروردین در تالار هنر روی صحنه رفته، درباره اجرای آثار نمایشی در ایام تعطیلات نوروز و تأثیر آن در جذب هر چه بیشتر مخاطبان و علاقه‌مندان به تئاتر به خبرنگار مهر گفت: امسال به لحاظ اجتماعی و اقتصادی و همچنین روحی شرایط مردم متفاوت است، البته در اجرای تئاتر کودک این موضوع رنگ می‌بازد ولی بی‌تأثیر هم نیست.

وی اظهار کرد: فکر نمی‌کنم اجرا در تعطیلات نوروز در جذب مخاطب تأثیرگذار باشد ولی نوروز یک فراغ بال و خاطر به لحاظ فرصت و زمان به خانواده‌ها می‌دهد. شاید کسانی که به مسافرت نمی‌روند بخواهند در تهران به تماشای فیلم در سینما یا تئاتر بنشینند یا به پارک بروند.

کارگردان نمایش «ساعت هشت در کشتی» تأکید کرد: هدف من از اجرای تئاتر در نوروز جذب کسانی است که به طور معمول به تئاتر نمی‌روند زیرا فکر می‌کنم مخاطبانی که به صورت معمول تماشاگر تئاتر هستند در ایام نوروز از فرصت خود به شکل دیگری استفاده می‌کنند.

کاظمی درباره جایگزینی اصغر همت به جای زنده‌یاد حسین محب اهری در نمایش «ساعت هشت در کشتی» و تغییراتی که این جایگزینی در فضای نمایش ایجاد کرده است، توضیح داد: خلاقیت‌های هنری اعضای یک گروه،  نمایش را شکل می‌دهد. در طراحی اولیه نمایش روی خلاقیت، نوع گویش، طنز و فیزیک حسین محب اهری به خاطر سال‌ها شناخت و تجربه همکاری با او، برنامه ریزی کرده بودم. بعد از فوت محب اهری دچار یأس شدم که آیا می‌توانم بازیگری را جایگزین او کنم و اصلاً می‌توانم این نمایش را به صحنه ببرم یا نه. آقای اصغر همت به دلیل علاقه‌ای که به حسین محب اهریداشت به من پیشنهاد داد که ایفای نقش او را عهده‌دار شود.

وی ادامه داد: پیشنهاد آقای همت برای من جذاب بود زیرا هر بازیگری ویژگی‌های خود را دارد و من به عنوان کارگردان آگاه بودم که با بازیگری مواجه هستم که منش صحنه‌ای، بیان و فیزیک متفاوتی دارد. تفاوت‌هایی که در فضای اجرای نمایش ایجاد شده جالب و جذاب است و این تنوع بازی‌ها خیلی خوب است.

این کارگردان تئاتر در ادامه سخنان خود ضمن اظهار خوشحالی از حضور اصغر همت در نمایش «ساعت هشت در کشتی»، بیان کرد: آقای همت در کارهای بزرگسال به ایفای نقش می‌پردازد و من خوشحالم که بار دیگر در یک نمایش برای کودکان حضور پیدا کرده است زیرا در تمرین‌ها متوجه شدم که سال‌ها قبل تئاتر کودک و نوجوان نیز کار می‌کرده است. من از این موضوع که هنرمندان مطرح در کارهای کودک نیز حضور پیدا می‌کنند، خیلی استقبال می‌کنم.

کاظمی در پایان سخنان خود گفت: از آقای همت خیلی متشکرم که در نمایش «ساعت هشت در کشتی» حضور پیدا کرد و جالی خالی محب اهری را با اجرای قوی خود پر کرد.

نمایش «ساعت هشت در کشتی» ساعت ۲۰ در تالار هنر اجرا می‌شود. اصغر همت، علی فروتن، حمید گلی،  مهرادزمانی و حسن همتی بازیگران این اثر نمایشی هستند که توسط آلریچ هاپ نوشته و حسین فدایی حسین ترجمه شده است.

مشاهده خبر از سایت منبع