بایگانی فینال

دفتر سینمایی

تلویزیون در تسخیر دو برادر خواننده – اخبار سینمای ایران و جهان

تسنیم: خوانندگان بسیاری از مسیر تلویزیون به شهرت و درآمدِ میلیاردی رسیده‌اند و خواهند رسید. ارگان‌های نظارتی هم این مسئله را می‌بینند و می‌گذرند.

 آنها برادرند. یکی عادل و دیگری میعاد نام دارد. یکی هنوز کودک است و دیگری نوجوان. تا همین چندی پیش صفحه اینستاگرام‌شان طرفدارانی داشت؛ اما حالا چند برابر شده‌اند.

این دو برادر فعالیت‌شان را در فضای مجازی شروع کرده بودند و به پیش می‌رفتند. تا اینکه به یک‌باره پایشان به تلویزیون باز شد. تلویزیونی که دیگر خودش کشف و شهود نمی‌کند و دنباله‌روی اینستاگرام شده است.

عادل و میعاد در اقدامی عجیب به تلویزیون دعوت شدند و در برنامه‌های مختلف با آنها صحبت شد. کار تا جایی بالا گرفت که این دو برادر به همراه پدر و مادرشان به برنامه‌ی «فرمول یک» با اجرای علی ضیا رفتند. وقتی این اتفاق افتاد، ماجرا شکل دیگری گرفت.

دو برادر که خواننده‌اند، پدر و مادری که ناشنوا هستند، صفحه‌ی اینستاگرامی که حالا پس از حضورشان در تلویزیون فالوورهای بسیاری دارد…

اینها همان سناریویی است که در یک سال و نیم گذشته بارها و بارها در برنامه‌های مختلف تلویزیون و برای خوانندگان بسیاری تکرار شد و انتهایش به معرفی خوانندگانی ختم شد که اکنون بازار کنسرت‌های موسیقی پاپ در ایران، دستشان است.

دکتر صابری، بهنام بانی، حمید هیراد، هوروش بند، پازل بند و ماکان بند از جمله‌ی این گروه‌ها هستند. هر کدام از این گروه‌ها به نوعی و به واسطه‌ی برنامه‌های پرمخاطب تلویزیون شهرت سراسری یافتند و بلافاصله کنسرت‌هایشان آغاز شد.

هر کدام از این خوانندگان با کمترین سابقه‌ی هنریِ ممکن به پربیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیون ایران دعوت می‌شدند و در قالب مهمان برنامه مقابل مجری‌های معروف می‌نشستند. فردایِ روز برنامه هم فالوورهای اینستاگرامشان چندین برابر و چند هفته بعد هم کنسرت‌هایشان آغاز میشد.

یکی از مهمترین شاهکارهای تلویزیون در این مسیر همین آقای دکتر صابری بود. پزشکی که در بسیاری از برنامه‌های تلویزیونی حضوری مستمر داشت و در نهایت هم خواننده شد و کنسرت برگزار کرد. آقای دکتر بر روی صحنه کاری کرد که دیگر پلی‌بک هم برای مردم عادی شود.

اما گویی در تلویزیون و سازمان صدا و سیما هیچ نظارتی بر چگونگی دعوت از مهمانان وجود ندارد. چرا که عادل و میعاد تازه‌ترین شاهکارِ تلویزیون در همین مسیر هستند. آنها همان مسیری را رفته‌اند که دیگر خوانندگانِ موسیقی پاپ در یک سال و نیم گذشته رفته‌اند. آغاز فعالیت در فضای مجازی، حضور در برنامه‌های پرمخاطب تلویزیون و در ادامه برگزاری کنسرت‌های متعدد و کسب درآمدهای میلیاردی…

البته عادل و میعاد گام آخر را هنوز عملی نکرده‌اند اما به راحتی می‌شود حدس زد که این مرحله هم به زودی عملی خواهد شد.
البته این دو برادر از هم‌اکنون درآمدزاییِ حاصل از مشهور شدن در تلویزیون را آغاز کرده‌اند. در صفحه اینستاگرام‌شان بابت پُست‌های تبلیغاتی برای خوانندگان دیگر مبالغ هنگفتی دریافت می‌کنند.

در میان این بازارِ مکاره؛ ارگان‌های نظارتی در تلویزیون گویی خواب هستند. دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم گویا معیار مشخصی برای سنجش کیفیِ آثار و خوانندگان ندارد. دیگر ارگان‌ها هم که اصلا اهمیتی برایشان ندارد که گوش مردم هر روز با چه ترانه‌ها و موسیقی‌هایی عادت داده می‌شود.

مافیای موسیقی مسئله‌ی شاخ و دُم داری نیست. همین روندی که در یکی دو سال گذشته در موسیقی پاپ ایران طی شده را اگر دنبال کنیم؛ مافیای موسیقی ایران را درخواهیم یافت…

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

یازده شب ٢٢ فیلم

مجله اینترنتی “دفتر سینمایی”

آخرین داستان :اشکان رهگذر

انیمشن خوش ساخت 

مسیر داستان گاهی اوقات بیننده را سردرگم میکند

بعضی صدا ها خیلی خوب انتخاب شده ولی بعضی ها را میشد از صدا پیشه گان بهتری استفاده کرد

صحنه ها ی داستان به ناگاه ذهن را درهم میریخت 

هیجان داستان درجاهایی که نباید کم میشد یا کلا افت میکرد

بخش حماسی داستان خوب بود 

موسیقی های مناسب با مسیر انتخاب شده بود 

پیمان طالبیان

دفتر سینمایی

سانس فوق‌العاده فیلم «غلامرضا تختی» برای روشندلان – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فیلم سینمایی «غلامرضا تختی» به کارگردانی بهرام توکلی برای روشندلان به نمایش درخواهد آمد.

به گزارش سینماپرس، برای اولین بار در جشنواره فیلم فجر یک سانس ویژه برای نابینایان اختصاص داده می‌شود. فیلم سینمایی «غلامرضا تختی» به کارگردانی بهرام توکلی و تهیه‌کنندگی سعید ملکان روز جمعه ۱۲ بهمن ماه در سانس ساعت ۱۳ سینما بهمن برای نابینایان یک اکران ویژه خواهد شد.

نابینایان می‌توانند به اتفاق یک همراه در این نمایش ویژه حضور پیدا کنند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

برگزاری نشست خبری «بنفشه آفریقایی» / کلیت فیلم واقعی است – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: کارگردان فیلم «بنفشه آفریقایی» درباره انتخاب عنوان اثر گفت: «نام فیلم در ابتدای تابستان بود و بعد نامش شد زنگاری. در ادامه کم کم خود بنفشه آفریقایی در داستان نقش ویژه ای گرفت و بالا آمد.»

به گزارش سینماپرس؛ نشست خبری فیلم «بنفشه آفریقایی» با حضور مونا زندی حقیقی(کارگردان)، رضا بابک، مریم شیرازی و ندا جبراییلی (بازیگران)، پیمان یزدانیان(آهنگساز)، علیرضا شجاع نوری (تهیه کننده) و حمید بابابیگی(فیلمنامه نویس) و با مجری گری محمود گبرلو در حال برگزاری است.

در ابتدای این نشست فاطمه معتمدآریا از طریق تماس تصویری با اهالی رسانه حاضر در نشست،  گفت:به همه دوستان سلام می کنم. خیلی خوشحالم عوامل فیلم را می بینم. ممنونم از تمام زحماتی که بابت تهیه این فیلم کشیدید.

مونا زندی حقیقی هم در مورد نحوه انتخاب و چینش بازیگرانش و حضور رضا بابک در این فیلم گفت: صددرصد آقای بابک انتخاب ما برای نقش فریدون بودند. اما در مورد آقای آقاخانی و خانم معتمدآریا چون بحث سن بازیگران مطرح بود، بعد از انتخاب خانم معتمدآریا،  توصیه ایشان حضور آقای سعید آقاخانی بود که پیشنهاد بسیار خوبی بود. یکی از سختی های کار پیر کردن آقای بابک بود به گونه ای که پشت شان خم شود و تکیده شوند.

او در پاسخ به این سوال که«با توجه به واقعی بودن داستان فیلم، تا چه حد داستان پردازی کارگردان در فیلم موثر بوده» گفت: کلیت فیلم و اینکه زنی شوهر سابقش را از خانه سالمندان به خانه می آورد و مسائلی از این دست کاملا واقعی است اما برخی مسائل مثل رنگرز بودن شکوه زاییده ذهن فیلمنامه نویس است.

علیرضا شجاع نوری تهیه کننده فیلم در مورد نگاه و انگیزه اش از حضور در این فیلم و همچنان استقبال احتمالی از فیلم گفت: دنبال ساخت فیلمی بودیم که به حال دل ما ایرانی ها بیاید. اگر می خواهیم به سمت جهان گیر شدن سینمای خودمان برویم باید روایتگر داستان هایی باشیم که آن را زیست می کنیم.

او گفت: همه خارجی هایی که فیلم هایی از این دست را می بینند دوست دارند زندگی در این فضای نوستالژیک را تجربه کنند. اگر ما بتوانیم فیلم هایی ارائه کنیم که در کوچه پس کوچه های ما چه می گذرد، این می تواند برای خارجی ها خوشایند باشد. البته این اصلا اتفاق آسانی نیست. باید ساخته شود تا جا بیفتد. این حالت در سینمای هالیوود یا مثلا سینمای ایتالیا هم هست. بدون آن که به این کشورها رفته باشیم دل مان برای بعضی جاها تنگ می شود. من فکر می‌کنم ما باید تلاش کنیم در این حوزه فیلمسازی قدم برداریم.

مونا زندی حقیقی در مورد انتخاب نام فیلم گفت: نام فیلم در ابتدای تابستان بود و بعد نامش شد زنگاری. در ادامه کم کم خود بنفشه آفریقایی در داستان نقش ویژه ای گرفت و بالا آمد. ضمن اینکه بنفشه آفریقایی بسیار گیاه ویژه ای است و به همین علت با شخصیتی مثل شکوه همخوانی داشت. به این علت در نهایت به این اسم رسیدیم.

کارگردان فیلم در مورد مواجهه مخاطبان با تم داستان گفت: امیدوارم مخاطبان این فیلم را دوست داشته باشند. بازخوردهایی هم که دریافت کرده ام بازخورده های خوبی بوده اند. مخصوصا خانم ها که از لحاظ شخصیتی دوست داشتند همانند شکوه باشند.

حمید بابابیگی فیلمنامه نویس، در مورد تاس به عنوان یکی از نمادهای فیلم گفت: عناصر فیلم که در کنار هم قرار گرفته‌اند هرکدام معانی خاصی داشته اند. مثلا آن بازی تخته که زن و شوهر سال هاست که با هم بازی نکردند، نشانه ای است از گذشته ای که زن می خواهد از آن فرار کند یا عناصری دیگر مثل عکس جوانی های شکوه که به عنوان نشانه ای از فریدون وارد زندگی زن و شوهر می شود.

مونا زندی حقیقی در این مورد ادامه داد: وجود تاس در فیلم یک اتفاق ویژه ای را به وجود آمد. تاس هایی که بازیگران می ریختند و مثلا جفت ۶ یا جفت ۱ می آمد همه اتفاقی بود و با یک پلان این اعداد به دست می آمد و برای ما نشانه جالبی بود. مثلا وقتی که فریدون به خانه آمد تاس جفت ۶ آمد اما وقتی رفت تاس جفت ۱ آمد. این تاس خیلی به شکل گیری روند فیلم کمک کرد.

کارگردان فیلم در خصوص زندگی شوهر سابق یک زن با آن در خانه شوهر فعلی اش در یک خانواده روستایی گفت: این خانواده روستایی نیستند و از شهر تهران به جای دیگری رفته اند. اما فکر می کنم نکته اینجاست که این زن و شوهر تلاش کرده اند با کمک هم و بدون قضاوت و با کنار گذاشتن برخی تعصبات مسائلی که در گذشته برایشان پیش آمده را حل کنند. ضمن اینکه اصلا موضوعی غیر اخلاقی در فیلم اتفاق نمی افتد.

رضا بابک در مورد تقسیم نقش ناعادلانه میان دو مرد حاضر در فیلم گفت: من این مورد را قبول ندارم و به نظرم در داستان توازن برقرار بود. سعی همه ما در این بود که بتوانیم به کاراکتر های خاص خودمان برسیم نه به چیزی برسیم که نمود بیرونی داشته باشد. خیلی از اتفاق ها بین ما فقط در یک نگاه یا یک واژه کوتاه بود. من زیاد این ناعدالتی در توزیع نقش بین دو شخصیت مرد در فیلم را قبول ندارم.  

یزدانیان، آهنگساز فیلم هم در بخش دیگری از نشست خبری گفت:من درمورد موسیقی نمی خواهم صحبت کنم بلکه می‌خواهم در مورد فیلم صحبت کنم. من به کاراکترها و طراحی ها نگاه می کنم تا بتوانم یک قطعه را بسازم. آن قدری که کاراکترها در فضای فیلم حل شده اند و آنقدر که این فیلم منسجم است و مثل زندگی است، توانستم موسیقی این فیلم را بسازم.

شجاع نوری تهیه کننده فیلم در مورد طراحی صحنه توضیحاتی را ارائه داد و گفت: ما مدت ها دنبال لوکیشین فیلم بودیم. ابتدا خانه های سمت تفرش را دیدیم و در ادامه هم خانه های اطراف تهران را بازبینی کردیم تا در ادامه توانستیم این خانه را در آمل پیدا کنیم. خانه ای که کاملا مخروبه بود و شهرداری می خواست آن را پارکینگ کند. ما از شهرداری اجازه گرفتیم فضای این خانه را ساختیم و رنگ کرده و گچ کاری کردیم و توانستیم این خانه را برای فیلم آماده کنیم.

زندی حقیقی در مورد بازی ای که شکوه و فریدون در بالکن می کنند و کمی دور از باور به نظر آمدن این حالت گفت: این قسمت را من خیلی در فیلم دوست دارم. این یک نشانه ای است از یک بازی قدیمی که شکوه و فریدون در دوران زندگی شان انجام می دادند و در انتهای فیلم هم شوهر فعلی شکوه تلاش می کند تا این بازی را با شکوه تکرار کند که به دلیل حال ناخوش او این بازی به پیش نمی رود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

عکس/ نشست خبری انیمیشن «آخرین داستان»


عکس/ نشست خبری انیمیشن «آخرین داستان»

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

قدمی رو به جلو برای کارگردان پس از ۱۲ سال وقفه – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: فیلم سینمایی بنفشه آفریقایی اگر چه تصاویر زیبایی دارد؛ اما از ریتمی کند بهره می گیرد و اساسا مخاطب عام را با خود همراه نمی سازد.

سید عرفان فاطمی/ مونا زند حقیقی کارگردانی که بعد از ۱۲ سال با فیلم سینمایی بنفشه آفریقایی به جشنواره فجر آمده است؛ اثری که نام اصلی آن زنگباری بود و پیش از این در بخش بازار جشنواره جهانی فجر و چند اکران بین المللی حضور داشته است؛ فیلمی که با ساخته ی قبلی این کارگردان یعنی فیلم سینمایی عصرجمعه تفاوت های زیادی دارد و این در حالی است که یکی از سرمایه گزاران این فیلم یعنی سید محمود رضوی است؛ تهیه کننده نام آشنایی که معمولا با بودجه های دولتی فیلم می سازد و اکنون معلوم نیست با چه هدف و دیدی در این فیلم سرمایه گزاری کرده و بنابر ادعای خود در این فیلم از جیب شخصی هزینه کرده است.



داستان فیلم سینمایی بنفشه آفریقایی در یکی از شهرهای شمالی می گذرد و اثر سعی دارد با روایتی مینیمال به مشکلات سالمندانی بپردازد که در آستانه پیری به خانه سالمندان حواله می شوند و سبک زندگی ایشان را در جامعه پیرامونی خود به تصویر بکشد و در این مسیر از یک عشق مثلثی بهره می گیرد و این گونه است که  شخصیت گُلی با بازی فاطمه معتمدآریا تصمیم می گیرد تا شوهر سابق خود را که توسط فرزندان  به خانه سالمندان فرستاده شده است را به خانه خود که در آن با همسر جدیدش زندگی می کند بیاورد و از او مراقبت کند.


فیلم سینمایی بنفشه آفریقایی اگر چه تصاویر زیبایی دارد؛ اما از ریتمی کند بهره می گیرد و اساسا مخاطب عام را با خود همراه نمی سازد و تمامی نشانه های آن حاکی از آن است که بخش وسیعی از گروه های بیننده توسط این فیلم جذب نخواهند شد و حتی مخاطبی که با اثر ارتباط برقرار کند با توجه به ریتم کند فیلم در لحظاتی دچار خستگی شده و البته این همه از مشکلات اساسی و قدیمی این گونه آثار در صنعت سینمای ایران است که هم از فیلمنامه و هم از تدوین حاصل می شود که البته در مورد این فیلم بیشتر به فیلمنامه اثر بر می گردد و این در حالی است که حمید بابابیگی در مقام نویسنده اثر می توانست در خیلی از صحنه ها آب و تاب بیشتری به قصه دهد و کشمکش های قوی تری میان شخصیت ها برقرار کند و این همه در حالی است که شخصیت های اثر بازی های نسبتا قابل قبولی را به نمایش می گذارند؛ به خصوص رضا بابک که در نقش فرد سالمند که با بازی متفاوت خود می تواند از شانس های جدی جلب نظر داوران در بخش مکمل مرد باشد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

اوج گیری شبکه نمایش خانگی با افزایش تولید سریال – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: تعداد سریال های شبکه نمایش خانگی روز به روز افزایش می یابد و بر تعداد طرفداران این سریال ها نیز افزوده می شود.

به گزارش سینماپرس؛ با اینکه در سال اخیر معرفی شبکه نمایش خانگی بعنوان یک رقیب قوی برای صدا و سیما ، این رسانه را بر آن داشته است تا بر کیفیت محصولات خود بیفزاید، با این حال همچنان سریال سازی در شبکه نمایش خانگی با قدرت بیشتر و افزایش رغبت سرمایه گذار های خصوصی در حال پیگیری است.

این افزایش رقبت سرمایه گذاران خصوصی به ساخت سریال های شبکه نمایش خانگی ، باعث رشد سریال سازی در کشور ، افزایش کیفیت محصولات و بالا رفتن سطح انتظار مخاطبین شده است.

مهران مدیری یکی از بنیان گذاران سریال سازی در شبکه نمایش خانگی است و با مجموعه قهوه تلخ جانی به سریال سازی در شبکه نمایش خانگی بخشید. مدتی به دلیل ساخت مجموعه دورهمی و همچنین فیلم سینمایی ساعت ۵ عصر ، از سریال سازی فاصله گرفته بود.

اما این دوری با انتشار خبر احتمال ساخت سریال شب های برره ۲ برای شبکه نمایش خانگی توسط مهران مدیری در ابهام قرار گرفت.

مدتی بعد ، اخبار تکمیلی منتشر شد که از ساخت سریال هیولا توسط مهران مدیری و با همکاری پیمان قاسمخانی حکایت داشت.

گفته می شود این سریال در ژانر اجتماعی ، کمدی آماده می شود.

این سریال داستان زندگی مردی است که در آرامش همراه با همسرش زندگی می کنند. اما با ظاهر شدن مردی در داستان زندگی این دو شخص، زندگی آنها تا حدودی تغییر پیدا میکند و با چالش ها و مشکلاتی مواجه می شوند و تصمیمات عجیبی در این رابطه می گیرند.

گفته می شود مهران مدیری در این سریال نقش اصلی را به فرهاد اصلانی سپرده است و خود نیز به عنوان یک شیاد در هیولا ایفای نقش می کند.

این سریال در پانزده قسمت تدارک دیده شده است و گفته می شود فیلمبرداری این مجموعه از ۱۷ آذرماه ۱۳۹۷ شروع شده است و دانلود سریال هیولا بزودی از طریق شبکه نمایش خانگی مقدور خواهد بود.

سریال ممنوعه

اما یکی دیگر از سریال های پربیننده شبکه نمایش خانگی سریال ممنوعه می باشد که به تازگی فصل اولش به پایان رسیده و با شروع فصل دوم توانسته مخاطبین بیشتری را جذب کند

سریال ممنوعه به کارگردانی امیر پورکیان و با حضور بازیگران بزرگی همچون میلاد کی مرام ، نیکی کریمی ، خاطره اسدی، امیرحسین آرمان، آناهیتا درگاهی، مجید مظفری و آتیلا پسیانی ، الهه حصاری ، پژمان بازغی ، هادی حجازی فر ، لیلا زارع ، آناهیتا درگاهی ، نیلوفر رجایی‌فر و نیما شعبان نژاد تولید و پخش شده است.

در واقع یکی از عواملی که باعث شد فروش این سریال روز به روز بیشتر شود نام های بزرگی است که در آن ایفای نقش میکنند

این سریال که فیلمنامه آن در ژانر اجتماعی نوشته شده است، به آسیب های جوانان که مهم ترین آنها اعتیاد به مواد مخدر پرداخته است

نکته قابل توجه این است که این توقف که بدلیل وجود چند سکانس جنجالی در ممنوعه رخ داده بود نه تنها باعث آسیب نشد ، بلکه به نوعی تبلیغاتی برای این سریال شد.

بطوریکه پس از شروع پخش مجدد دانلود سریال ممنوعه به شدت افزایش یافت و مخاطبین آن افزایش چشمگیری داشتند.

شما همچنین میتوانید با مراجعه به سایت سبزپندار به آدرس www.sabzpendar.com  از جدیدترین محصولات شبکه نمایش خانگی مطلع شده و آن ها را بصورت قانونی تهیه و دانلود کنید.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

رهگذر: مسئولان هیچ درکی از سینمای انیمیشن ندارند/ وقتی سانس های اول را به فیلم های ما اختصاص می دهند قرعه کشی چه معنایی دارد؟ – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: اشکان رهگذر کارگردان انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» که در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد گفت: بی توجهی مسئولان نشان می دهد که سینمای انیمیشن درک نمی شود؛ آن ها مرتب می گویند سینمای انیمیشن برای ما مهم است چون شنیده اند که مهم است اما درک نکردند که چرا مهم است. یکی از نمونه های بی توجهی به سینمای انیمیشن اختصاص سانس های اول جشنواره به این آثار است، وقتی سانس های اول را به فیلم های ما اختصاص می دهند قرعه کشی چه معنایی دارد؟

سیدرضا منتظری: امروزه انیمیشن در دنیا به صنعتی مهم تبدیل شده که همه افراد با هر سنی طرفدار آن‌ هستند و مخاطبان بسیاری را جذب نموده است اما در کشور ما همواره به دلیل کمبود بودجه های دولتی، فقدان مدیریت های دغدغه مند و خوش فکر، کمبود سالن های سینما، چرخه اقتصادی ضعیف، عدم وجود پخش کننده های حرفه ای جهانی و… ما شاهد یک نوع بی توجهی همگانی به حوزه انیمیشن هستیم.

مدیران سینمایی هم سال ها است که شعار حمایت از سینمای انیمیشن را می دهند اما در عمل هیچ اقدامی برای توسعه و رشد این گونه مهم نمی کنند؛ ما در سینمای کشورمان نه چشم اندازی برای سینمای انیمیشن تعیین کرده ایم و نه اهداف و مأموریت های این صنعت را شناخته ایم و نه حتی در بازاریابی برای ارائه محصولات مان موفق بوده ایم. مدیران سینمایی ما هنوز به این باور نرسیده اند که انیمیشــن بــه عنــوان هنر-صنعــت، یکــی از دریچــه هــای مهــم برقــراری ارتبــاط بــا دنیــای معاصــر و منظــری بــرای نمایــش هنــر و فرهنــگ ملــی هــر کشــور اســت. هنــری کــه بــی شــک نیازمنــد دیــده شــدن از منظــر صنعــت اســت؛ انیمیشــن ایــران بــه دلیــل عوامــل مختلفــی نتوانســته اســت بــه یــک تولیــد صنعتــی منتهــی گــردد و ایــران از ظرفیــت هــای وجــودی ایــن رســانه قدرتمنــد در بخــش انیمیشــن صنعتــی، بســیار کــم بهــره مانــده اســت.

به بهانه حضور ۳ انیمیشن در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر با اشکان رهگذر انیماتور جوان گفتگویی انجام دادیم که ماحصل آن از نظر مخاطبان گرامی می گذرد.

*منتظری: خیلی مایلم در ابتدا از شما به عنوان یک انیمیشن ساز جوان این سوأل را بپرسم که دیدگاه تان نسبت به وضعیت حوزه انیمیشن در سینمای ایران چگونه است؟ آیا صرف اینکه در جشنواره های متعدد انیمیشن ها حضور دارند و به دلیل شور و شوقی که در جشنواره ها حاکم است این آثار هم دیده می شوند برای سینمای انیمیشن کافی است یا باید تدبیری جدی و ویژه تر برای رشد و اعتلای سینمای انیمیشن صورت گیرد؟ چقدر معتقد هستید که حوزه انیمیشن در کشور ما سال ها است در حال درجا زدن است و مسئولان هم جز وعده و شعار هیچ کار عملی برای ارتقای این هنر-صنعت انجام نمی دهند؟

رهگذر: من هم مانند شما وضعیت سینمای انیمیشن ایران ار از لحاظ کیفی تأیید نمی کنم البته تأکید می کنم که ما نمی توانیم خودمان را با امثال «پیکسار» هم مقایسه کنیم چرا که قیاسی مع الفارق است! ما از نظر بودجه حتی یک دویستم بودجه آن ها را در اختیار نداریم و از سوی دیگر تجربه مان هم نسبت به آن ها بسیار کمتر است. البته این اتفاق نه تنها در سینمای انیمیشن که در سینمای زنده ما هم وجود دارد. مگر سینمای زنده ما امتیاز بالایی در قیاس با سینمای زنده جهان دارد؟ هیچ فکر کرده ایم که اگر فقط ۲-۳ کارگردان را از سینمای کشورمان حذف کنیم هیچ چیز از سینمای ما در دنیا نمی ماند؟

با این همه من معتقد هستم سرعت رشد انیمیشن در کشور ما بسیار سریع است. من بسیار خوشحالم که ما با همین انیمیشن در «انسی» شرکت کردیم؛ رویدادی که در آن ۲۰ انیمیشن تاپ دنیا با هم رقابت می کنند. این دستاوردی عالی برای صنعت انیمیشن سازی در کشور ما محسوب می شود.

شما در «آخرین داستان» به داستان «ضحاک» از پادشاهان افسانه ای کشورمان پرداخته اید؛   متأسفانه به دلیل فقدان سیاست گذاری های کلان فرهنگی نسل جوان و نوجوان رغبت و توجه چندانی نسبت به اساطیر ملی و تاریخ کهن ندارند و بیشتر با فرهنگ غرب و شرق عجین شده و به واسطه حضور انیمیشن ها و بازی های مختلف رایانه ای و… به فرهنگ بیگانه بیش از فرهنگ ملی شان علاقه مند شده اند، فکر می کنید از این اثر شما استقبالی می شود؟

بسیار نکته درست و به جایی را اشاره کردید. دقیقاً همینطور است. نوجوانان ما به خاطر وجود بازی های متعدد در حال حاضر کل اسطوره های دنیا را می شناسند اما از اساطیر خودشان اطلاعی ندارند. اما از آنجایی که خوشبختانه مدتی است مفاهیم ملی تبدیل به یک ارزش شده و حتی صحبت کردن راجع به تاریخ و… یک نوع فیگور دانستن و روشنفکری در بین همین نوجوانان شده و به نوعی یک موج آگاهی در میان این نسل به وجود آمده ما می توانیم انتظار آن را داشته باشیم که این نسل از اثر ما استقبال کنند. همانطور که در جشنواره فیلم کودک اصفهان هم همین اتفاق رخ داد و خوشبختانه ما شاهد آن بودیم که بدون هیچ گونه تبلیغاتی و تنها از راه تبلیغات مردمی انیمیشن ما با استقبال خوبی از سوی خانواده ها و به خصوص نوجوانان روبرو شد. جالب آنجا است که در ایام جشنواره در کل شهر اصفهان من حتی یک بنر یا پوستر یا تبلیغ راجع به کار خودمان ندیدم.

به نکته جالبی اشاره کردید؛ مبحث مهم بی توجهی به سینمای انیمیشن!؛ فکر می کنید مسئولان سینمایی چقدر موظف هستند تا از این گونه مهم حمایت کنند؟ آیا تخصیص سالن های ثابت برای اکران این نوع آثار می تواند به رشد سینمای انیمیشن کمک کند؟ در ضمن نظرتان راجع به بهره برداری و سوء استفاده مسئولان از انیمیشن سازان چیست؟ چرا آن ها دم از حمایت از سینمای انیمیشن می زنند اما در عمل هیچ اقدامی نمی کنند و این سینما همانند بسیاری دیگر از گونه های سینمایی از جمله سینمای مهجور کودک و نوجوان در آستانه اضمحلال است؟ شما به عنوان یک انیمیشن ساز چه میزان نیاز دارید که آثارتان امکان تبلیغات مناسب داشته باشند و به خانواده ها و مخاطبان هدف تان معرفی شوند؟ در ضمن مایل هستم نظرتان را راجع به استمرار تولید آثار انیمیشن در مورد اسطوره های ملی-میهنی مان بدانم.

اجازه بدهید من از سوأل آخر شما شروع کنم؛ ما قطعاً نیاز داریم که به اساطیر ملی و میهنی مان بپردازیم اگر نپردازیم با یک فاجعه فقدان و ولنگاری در حوزه فرهنگ روبرو می شویم. این فاجعه فرهنگی مدت ها است شروع شده و ما نباید اجازه دهیم که ادامه پیدا کند و تبعاتش گسترده تر شود. ما روی گنجی از ادبیات خوابیده ایم اما مـتأسفانه هیچ استفاده ای از آن نمی کنیم و رسماً ادبیات و گنجینه های مهم فرهنگی مان را در زباله دان انداخته ایم.

خوشبختانه من شخصاً در خانواده ای بزرگ شدم که عشق به ادبیات و اساطیر در آن زیاد بود. عشق و علاقه به شاهنامه از پدرم به من منتقل شده و من از دوران کودکی با کتاب های شاهنامه و هزار و یک شب و… زندگی کرده ام و شاید باور نکنید اگر بگویم از همان دوران کودکی با شنیدن قصه های این کتاب های ارزشمند مرتب در ذهن خودم تصویرسازی های مختلفی انجام می دادم. من ۹ سال برای ساخت «آخرین داستان» تلاش کردم و خوشحالم که توانستم این اثر آبرومند راجع به شاهنامه را به سینمای ایران هدیه کنم. من بسیار متأسفم که ما راجع به اسطوره های ملی و میهنی و گنجینه های ادبی مان کار آبرومندی در سینما نداریم. در حوزه انیمیشن تنها ۲-۳ اثر نه چندان حرفه ای راجع به شاهنامه ساخته شده و در سینما هم که اصولاً پرداختی به این مقوله نشده است. واقعاً این چه سینمایی است که به مخزن حماسی و پر از ایده و اتفاق نمی پردازد؟

من تأکید می کنم که یک نوع دغدغه ملی در من نهادینه شده و امیدوارم که بتوانم این دغدغه ملی را در مخاطبان اثرم زنده کنم. سینمای انیمیشن قطعاً نیاز به حمایت های جدی و فوری و ویژه دارد و نباید به صورت سردستی به آن نگاه کرد. من باز هم تأکید می کنم که توانستم با دغدغه این اثر را به سرانجام برسانم.

آیا به طور کامل از ماحصل «آخرین داستان» راضی هستید؟ فکر نمی کنید می شد بسیار حرفه ای تر آن را تولید کرد؟

مسلماً این اثر ضعف های خودش را دارد و من به عنوان یک کارگردان بیش از دیگران به ضعف های اثرم واقف هستم اما خوشحالی من از این است که از کاری که کردم و زحمتی که کشیدم و وقتی که گذاشتم پشیمان نیستم.

دلیل انتخاب تعداد کثیری از چهره های مشهور بازیگر از جمله: پرویز پرستویی، حامد بهداد، لیلا حاتمی، باران کوثری و… به عنوان صداپیشه برای این اثر چه بود؟ آیا صرفاً دنبال آن بودید که زمان اکران بتوانید تبلیغات روی این زمینه داشته باشید؟

واقعاً و صادقانه عرض می کنم که صرفاً هدف مان این نبوده اما خوب گیشه هم برایمان حازئ اهمیت است. بیشتر هدف من این بود تا یک مدل مشابه از سینمای جهانی را در «آخرین داستان» پیاده سازی کنم و به جای دوبله که مرسوم است از «وویس اکتینگ» بهره مند شوند. این تکنیکی است که تاکنون در صنعت انیمیشن سازی کشور ما از آن بهره گرفته نشده و من خوشحال که توانستم از پتانسیل بازیگران مطرح سینما استفاده کنم. وویس اکتینگ شیوه ای است که در آن بازیگران فقط حرف نمی زنند بلکه پتانسیل های بازیگری شان را به صدای شان انتقال می دهند.

حضور در جشنواره فیلم فجر و گرفتن جایزه بهترین اثر انیمیشن چقدر برایتان مهم است؟

ببینید من فیلمم به معتبرترین فستیوال آثار انیمیشن در دنیا یعنی «انسی» رفته و قطعاً جشنواره فیلم فجر برایم مهم نیست و تنها به خاطر اصرار شخص آقای رضاداد این اثر را به فجر فرستادم در صورتی که مایل بودم در فصل پاییز آن را اکران کنم.

پس قطعاً اعتراضی هم ندارید به اینکه چرا به فیلم های مستند، کوتاه و انیمیشن در سانس های اول جشنواره اکران داده اند؟

به هنر صنعتی که می تواند بسیاری از شعارهای اشتغال زایی را اقناع کند و می تواند گستره ای از مخاطب خفته سینما را بیدار کند در کشور ما بی توجهی می شود. پرفروش ترین فیلم های دنیا انیمیشن هستند. این بی توجهی مسئولان نشان می دهد که سینمای انیمیشن درک نمی شود. آن ها مرتب می گویند سینمای انیمیشن برای ما مهم است چون شنیده اند که مهم است اما درک نکردند که چرا مهم است.

من معتقدم این کار رسانه ها است که به این مسأله بپردازند که چرا آثار انیمیشن باید در سانس اول جشنواره به نمایش درآیند! واقعاً قرعه کشی با این شرایط از پیش تعیین شده هیچ معنایی ندارد و من نمی دانم دلیل این کار چه چیزی است.

راستش من امید چندانی به آینده هم نداریم. سر این اثر دولت حتی یک ریال کمک مالی به ما نکرد. بعد از موفقیت های پی در پی ما در جشنواره های جهانی یک مدیر و یک مقام مسئول در سینمای ایران پیدا نشد که حتی یک تبریک خشک و خالی به ما بگوید. این در حالی است که مجموعه انیمیشن سازی «هورخش» ۲ سال در جشنواره انسی درخشید اما آقایان نه آن را دیدند نه آن را شنیدند نه توجهی کردند.

اشاره کردید به عدم حمایت های دولتی از اثرتان، «آخرین داستان» چقدر برایتان هزینه داشت؟

واقعاً این را نمی توانم دقیق بگویم چرا که هنوز کارهای ما به اتمام نرسیده و مواردی همچون ترجمه و… اثر باقی مانده است و مهمتر از همه بهتر است که به این سوأل شخص تهیه کننده پاسخ بدهند چرا که از نظر قانونی ایشان مالک اثر هستند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

پرتره ای که دنبال سیمرغ بهترین فیلم جشنواره خواهد بود – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: بهرام توکلی فیلمساز وابسته به جریان شبه روشنفکر است که در سال های اخیر با بودجه های دولتی فیلم می سازد، امسال نیز با فیلم غلامرضا تختی به جشنواره فجر آمد تا برای دومین سال پیاپی در مهمترین رویداد سینمایی کشور حاضر باشد.

مسعود نفری/ بهرام توکلی فیلمساز وابسته به جریان شبه روشنفکر است که در سال های اخیر با بودجه های دولتی فیلم می سازد و امسال نیز با فیلم غلامرضا تختی به جشنواره فجر آمد تا برای دومین سال پیاپی در مهمترین رویداد سینمایی کشور حاضر باشد؛   او که تجربه کار در ژانرهای مختلف را دارد این بار به سراغ یک سوژه تاریخی رفته است تا بتواند بخش دیگری از توانایی های کارگردانی خود را به رخ بکشد و این در حالی است که ژانر بیوگرافی که تعداد آثار موجه ساخته شده از آن در صنعت سینمای ایران شاید به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسد در سینمای جهان طرفداران زیادی دارد و فیلمسازان سعی می کنند با الهام از زندگی شخصیت های گوناگون شناخته شده دست به خلق اثر هنری بزنند؛ اما شاید سخت ترین قسمت های ساخت چنین آثاری قسمت های مناقشه برانگیز زندگی این شخصیت که اتفاقا تعبیرهای گوناگونی از آن وجود دارد برای مثال در همین فیلم تختی، فیلمساز با چیدن پازل های مختلف فیلم سعی می کند به بیننده القا کند که تختی خودکشی کرده است و نه اینکه کشته شده است اما توکلی در نشست خبری بعد از پایان فیلم ابراز داشت که اساسا نمی خواسته وارد مسئله مرگ تختی شود و هدف آن به تصویر کشیدن زندگی او بوده است اما به طور واضح می توان با دیدن فیلم متوجه هوشمندی کارگردان و سعی ویژه او برای نشان دادن افسردگی ها و تحت فشار قرار گرفتن های خانوادگی و حکومتی گردید که این همه ذهن مخاطب سینمایی اثر را در پاسخ به سوال چگونگی مرگ تختی به سمت خودکشی می­ برد.



فیلم سینمایی غلامرضا تختی اثری خوش ساخت و دلنشین از برای مخاطب سینمایی است؛ اثری که به روایت زندگی اَبر پهلوان معاصر ایران، یعنی غلامرضا تختی در سه مقطع زمانی می پردازد که در این میان تصویر سازی از در دوران بچگی تختی به زندگی بسیار فقیرانه او در کپر و تمسخر همواره تختی توسط دوستان و اطرافیان و در مقابل عجز او در دفاع از خود خلاصه و به ابتدای دوران نوجوانی او که کشتی را تحت نظر مربی ادامه می دهد نیز ادامه پیدا نموده و تا به آنجا پیش می رود که با سرزنش مربی مبنی بر رها کردن کشتی مواجه می شود اما در این مقطع نقطه عطف زندگی تختی بدون هر مقدمه ای شکل گرفته و  او  در انزوای کامل شروع به تمرین های جدی نموده و به صورت رسمی  در عرصه کشتی حاضر شده و با شکست های مداوم حریف در عین جوانمردی به قهرمان ملی مورد احترام مردم مبدل می شود.


فیلم سینمایی غلامرضا تختی بار دیگر ثابت می کند که کارگردانان در تمامی آثار سینمایی پرتره در روایت رویدادهای واقعی و مستند فقط بخش هایی که مورد علاقه و مورد توجه خود می باشد را نقل می کنند و از این جهت توکلی نیز به برجسته سازی رابطه تختی با مصدق و جبهه ملی می پردازد و این همه بار دیگر ضرورت توجه بیشتر متولیان فرهنگی در واگذاری و برون سپاری تولید آثاری این چنینی را متذکر می شود و این همه در حالی است که تهیه کننده توانمند اثر نیز در این فرایند بی تاثیر نبوده و از این حیث اگر چه سعید ملکان با توانمندی و نفوذ خود بودجه های هنگفتی از مجموعه های حکومتی همچون بنیاد سینمایی فارابی و یا سازمان سینمایی اوج می گیرد؛ اما بیشتر سیاست گذار است تا سیاست پذیر و به نوعی با جیب بیت المال به دنبال طرح دغدغه های شخصی خود و روایت های منوالفکرانه خویش می باشند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

عکس/ اولین روز سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر


عکس/ اولین روز سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر

مشاهده خبر از سایت منبع