X

اخبار سینمایی

دفتر سینمایی

عکس / نشست خبری سیزدهمین جشنواره فیلم ۱۰۰


سینماپرس : نشست خبری سیزدهمین جشنواره فیلم ۱۰۰ صبح امروز ششم اسفند با حضور حمیدرضا جعفریان، رییس سازمان سینمایی سوره و رییس شورای سیاست‌گذاری جشنواره، یوسف منصوری دبیر جشنواره، محمد روح‌الامین مدیر هنری و الهه طه‌ئی مدیر بخش بین‌الملل در سالن کنفرانس سازمان سینمایی سوره برگزار شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

شهرام عبدلی صبح امروز درگذشت – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: شهرام عبدلی بازیگر سینما و تلویزیون امروز صبح ۶ اسفند درگذشت.

به گزارش سینماپرس، امیر رحیم زاده تهیه کننده سریال «آسوده باش» با اشاره به درگذشت شهرام عبدلی به مهر گفت: حدود یک ربع پیش بیمارستان قائم اعلام کرد که شهرام عبدلی متاسفانه بر اثر خونریزی مغزی و عارضه ای که دچار شده بود درگذشته است.

وی اضافه کرد: شهرام عبدلی چند روزی به دلیل خون ریزی مغزی در بیمارستان بستری بود و سطح هوشیاری او پایین آمده بود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

رهبر ارکستر سمفونیک صداوسیما استعفا داد – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: رهبر ارکستر سمفونیک صداوسیما چند روز پس از برگزاری تازه‌ترین کنسرت این مجموعه موسیقایی، کناره‌گیری خود را از این سمت اعلام کرد.

به گزارش سینماپرس، رهبر ارکستر سمفونیک صداوسیما چند روز پس از برگزاری تازه‌ترین کنسرت این مجموعه موسیقایی، کناره‌گیری خود را از این سمت اعلام کرد.

آرش امینی رهبر ارکستر که از سال ۱۳۹۸ رهبری ارکستر سمفونیک سازمان صداوسیما را برعهده داشته است، از رهبری ارکستر سمفونیک صداوسیما خبر داد.

دخالت یکی از مدیران دفتر موسیقی رسانه ملی دلیل اصلی کناره‌گیری این رهبر ارکستر عنوان شده است.

آرش امینی در سی و هشتمین جشنواره موسیقی فجر، علاوه بر رهبری ارکستر سمفونیک سازمان صدا و سیما، چوب رهبری ارکستر «پیامبر مهربانی» را نیز به دست گرفته بود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

بمب‌گذاری‌های تروریستی دهه ۶۰ به روایت «سال‌های سرخ» – اخبار سینمای ایران و جهان

سینماپرس: مجموعه مستند «سال‌های سرخ» به تهیه کنندگی آزیتا رصافی و کارگردانی میلاد محمدی تولید جدید شبکه مستند با نگاهی به سال‌های پر آشوب ابتدای دهه شصت تولید شده و از شنبه ۶ اسفند ساعت ۲۰ پخش می‌شود.

به گزارش سینماپرس، میلاد محمدی درباره مجموعه مستند «سال‌های سرخ» گفت: «سال‌های سرخ» در ۵ قسمت ۴۵ دقیقه‌ای به بررسی ۵ واقعه‌ تروریستی در ابعاد وسیع در ابتدای دهه‌ی ۶۰ می‌پردازد.

وی افزود: این پنج بمب‌گذاری در معابر عمومی و با تلفات بالای مردم عادی و غیرنظامی انجام شده و به ترتیب توالی زمانی و قسمت های مستند بمب‌گذاری میدان عشرت آباد تهران در اسفندماه سال ۶۰، بمب‌گذاری خیابان خیام در شهریور سال ۶۱، بمب‌گذاری میدان توپخانه در مهرماه سال ۶۱، بمب‌گذاری میدان راه آهن در شهریور سال ۶۳ و بمب‌گذاری خیابان ناصرخسرو در اردیبهشت سال ۶۴ را شامل می‌شود.

میلاد محمدی گفت: در این مجموعه علاوه بر واکاوی شرایط اجتماعی و سیاسی آن زمان و زمینه ها و انگیزه‌های این اقدامات، به طور جزئی و دقیق به اصل واقعه و چگونگی آن پرداخته می‌شود. مصاحبه با شاهدان عینی و همچنین مسولین وقت به همراه گفتگوهایی با خبرنگارانی که حوادث را ثبت و ضبط کرده اند محور روایت «سال‌های سرخ» است.

به گفته محمدی در این مستند مخاطب با راوی که پژوهشگری جستجوگر است همراه می‌شود و به کشف جزئیات ماجرا می‌پردازد.

از عوامل این مجموعه مستند می توان به تهیه کننده: آزیتا رصافی، کارگردان: میلاد محمدی، پژوهشگر و نویسنده: فرزانه ابراهیم زاده، تدوین: میلاد محمدی، تصویربردار: امیر صابری، مدیر تولید: مجتبی قربانی اشاره کرد.

«سال‌های سرخ» تولید جدید شبکه مستند است و هر شب ساعت ۲۰ از این شبکه پخش می‌شود، تکرارش هم ساعت ۲۴ و روز بعد ساعت ۱۰ خواهد بود.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

«برنده» در روز ولادت حضرت عباس(ع) تماشایی شد – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مرکز هنری رسانه‌ای «نهضت»، فیلم کوتاه «برنده» از محصولات مرکز نهضت همزمان با ولادت حضرت ابوالفضل و روز جانباز منتشر شد.

«برنده» اقتباسی آزاد از کتاب مثل چشم‌های بابا اثر راضیه دهقان سلماسی است که به قلم آیدا حافظی به یک اثر نمایشی تبدیل شد.

محمد رضا ملا عباسی تهیه کننده و کارگردان این اثر توضیح داد: در این تیزر کوشیده شده با لحنی روان برای مخاطب عمومی همراه با چاشنی جذابیت برای کودکان و نوجوانان به منظور معرفت نوگلان باغ انقلاب به موضوع جانبازان دفاع مقدس پرداخته شود.

میلاد محمدی تدوین، اکبر لطفی اصلاح رنگ و نور، جلال رحیمی مدیر فیلمبرداری، عبدالرضا رهبر مدیر صدابرداری، محمد علی نعمت طراح گریم، محمدرضا رضا نژاد طراح نشانه و پوستر عوامل اجرایی این فیلم کوتاه را تشکیل می‌دهند.

دیگر عوامل اجرایی این فیلم عبارتند از: بازنویسی فیلمنامه: محمدرضا ملاعباسی / جانشین تهیه: حسین مظلومی / مدیر تولید: فاطمه پاینده / برنامه ریز و دستیار اول کارگردان: مهشاد ولی / عکاس: سهیلا قطبی / طراح صحنه: زینب فراهانی / دستیاران فیلمبرداری: محمد مهدی هاشمی نژاد، حسین خانی و مصطفی محمدی / دستیار دوم کارگردان: علی کرامتخواه / جانشین تولید: زینب فراهانی و عرفان پاینده / دستیاران صحنه: امیرحسین پاینده، عرفان پاینده و مهدی فراهانی / طراح لباس: زهرافراهانی وعلیه بکایی

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

پردیس «۲۹بهمن» تبریزافتتاح می‌شود/اختصاص عواید به زلزله‌زدگان خوی – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سازمان سینمایی سوره، در ادامه افتتاح و بهره‌برداری از پروژه‌های طرح توسعه سینماهای حوزه هنری در سراسر کشور با شعار «دوباره سینما»، پردیس سینمایی «۲۹ بهمن» تبریز به عنوان بزرگترین پردیس سینمایی شمال غرب کشور با ۱۰ سالن نمایش و در وسعت ۱۱۰۰ متر مربع، پنجشنبه ۴ اسفند با حضور مدیران و مسئولان سینمایی در این شهر افتتاح خواهد شد.

همچنین در راستای همدردی با مردم زلزله‌زده شهر خوی، عواید فروش هفته اول این پردیس سینمایی، برای کمک به آسیب‌دیدگان این منطقه اهدا خواهد شد.

همزمان با مراسم افتتاحیه، فیلم سینمایی «در آغوش درخت» به تهیه‌کنندگی سجاد نصرالهی‌نسب و کارگردانی بابک خواجه‌پاشا هنرمند تُرک‌زبان که اولین ساخته سینمایی‌اش را با حال و هوای شاعرانه و ترکی، در طبیعت بکر آذربایجان غربی جلوی دوربین برده، پیش از اکران عمومی در سینماها برای حاضران این مراسم اکران خواهد شد. این فیلم تازه‌ترین محصول سازمان سینمایی سوره و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است.

پردیس سینمایی «۲۹ بهمن» تبریز با نام قدیم سینماآسیا که از قدیمی‌ترین و ماندگارترین سینماهای تبریز با قدمت ۷۰ ساله محسوب می‌شود پس از سال‌ها فرسودگی از اواسط سال ۱۳۹۸ به همت موسسه بهمن‌سبز وارد فاز بازسازی شد و هم‌اکنون به پردیس مجهزی با ۱۰ سالن نمایش تبدیل شده که از هفته آینده فعالیت خود را به طور رسمی آغاز خواهد کرد.

برخورداری از سالن روباز، کافه سینما، پلاتو، نمایشگاه، سالن کودک، اتاق مادر و کودک و سالن VIP مجهز به امکانات روز، از ویژگی‌های پردیس سینمایی « ۲۹ بهمن» است. آسیا، ارک، سولی، دریای‌نور، پلاتو، رنگین‌کمان، گیشه ۷، کریستال، دیانا و کافه سینما اسامی ۱۰ سالن این سینما با ۱۱۰۰ صندلی هستند.

سازمان سینمایی سوره طرح احیا و توسعه سینماهای خود در سراسر کشور را از سال ۱۳۹۸ و طی ۳ فاز در سراسر کشور آغاز کرده که هم‌اکنون فاز دوم آن در قالب ساخت و احیای ۹۶ پرده سینما در سراسر کشور به مرحله پایانی رسیده است و به زودی پروژه‌ای جدید آن در شهرهای ارومیه، مشهد، سبزوار و آبادان افتتاح خواهند شد.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

احوال‌پرسی از ابوالفضل پورعرب/ مادرم از بیمه‌ شدنم خوشحال شد – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی صندوق اعتباری هنر، سیدمجید پوراحمدی مدیرعامل صندوق اعتباری هنر در دیدار با ابوالفضل پورعرب بازیگر سینما ضمن ابراز خرسندی از بهبودی و رفع کسالت این هنرمند محبوب کشور، برای وی از خداوند سلامتی و طول عمر باعزت مسئلت کرد.

مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با تشریح وظایف و دستاوردهای صندوق اعتباری هنر به ویژه در یکسال گذشته در دولت مردمی، تکریم، حمایت، رفع مشکلات و دغدغه‌های اصحاب فرهنگ، هنر، رسانه و فعالان قرآن و عترت را همراه با حفظ شأن و جایگاه هنرمندان را از وظایف و رسالت خطیر آن صندوق عنوان کرد.

پوراحمدی با تجلیل و قدردانی از آثار تولیدی و فعالیت‌های ارزشمند هنری این بازیگر سینما و تلویزیون تأکید کرد: استاد پورعرب از جمله چهره‌های هنری است که سال‌های متمادی با نقش آفرینی‌های ارزشمندش لحظات به یادماندنی برای مردم ایران رقم زد.

مدیرعامل صندوق اعتباری هنر در عین حال تصریح کرد: صندوق اعتباری هنر احساس مسئولیت عمیقی نسبت به جامعه فرهنگ و هنر کشور در جایگاه یک نهاد حمایت کننده دارد و تلاش می‌کند تا حداقل امنیت خاطر را در میان فعالان این حوزه ایجاد نماید.

در این دیدار ابوالفضل پورعرب نیز ضمن ابراز خرسندی از مجموعه اقدامات و فعالیت‌های انجام گرفته از سوی این صندوق برای هنرمندان کشور، بابت حضور و عیادت مدیرعامل صندوق اعتباری هنر از او در بیمارستان و برخورداری وی از خدمات بیمه‌ای صندوق اعتباری هنر قدردانی کرد.

این پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون از صندوق اعتباری هنر به عنوان محل و مرکزی خودجوش و تلاشگر در جهت حمایت و پشتیبانی از هنرمندان یاد کرد و گفت: صندوق اعتباری هنر مرکزی است که پول در نمی‌آورد و کاسبی نمی‌کند اما با اهتمام ویژه و دریافت کمک‌های مالی از سوی دولت ماحصل درآمدها را خرج و صرف هنرمندان می‌کند.

پورعرب تأکید کرد: بدون تردید به اعتقاد من صندوق اعتباری هنر به جایگاهی رسیده که امروز مورد اعتماد بخش عظیمی از هنرمندان کشور قرار گرفته است.

این بازیگر مطرح کرد: زمانی که آقای پوراحمدی مدیرعامل صندوق اعتباری هنر برای عیادت و دلجویی در آذر سال جاری به بیمارستان محل بستری‌ام آمد، بلافاصله دستورات لازم برای برقراری بیمه بنده را داد. پس از آشنایی من با صندوق اعتباری هنر از نزدیک شاهد بودم که دوستان چگونه به‌صورت مستمر جویای حال من شدند این مهم برایم بسیار ارزشمند بود.

وی توضیح داد: بیشتر از خودم مادرم برای بیمه شدنم خوشحال شد و برای مسببان این امر دعای خیر کرد.

فیلم‌های سینمایی «عروس»، «نرگس»، «مردی شبیه باران»، «دست‌های آلوده» و «غریبانه» از جمله آثاری است که وی در آنها به ایفای نقش پرداخته است.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

منتقدنماها فیلمم را دوست نداشتند!/ ماجرای یک ادعا علیه بازیگران – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

محمدرضا رحمانی تهیه‌کننده و کارگردان فیلم سینمایی «آن‌ها مرا دوست داشتند» از آثار رونمایی‌شده در چهل‌ویکمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر در گفتگو با خبرنگار مهر درباره وضعیت اکران عمومی این فیلم سینمایی گفت: هنوز برخی کارهای فنی فیلم نهایی نشده است و پخش‌کننده‌ای هم برای فیلم انتخاب نکرده‌ایم به همین دلیل نمی‌توانیم درباره شرایط اکران فیلم نظر قطعی بدهیم. تصمیم‌گیری در این زمینه برعهده پخش‌کننده و سرمایه‌گذار فیلم است.

وی ادامه داد: امروز شرایط سینما به‌گونه‌ای است که نمی‌توان درباره اکران فیلم‌ها صحبت کرد. همه چیز موکول شده است به سال آینده تا ببینیم در اوایل سال چه اتفاقاتی رخ خواهد داد و واکنش مردم نسبت به سینما چگونه می‌شود. با توجه به همزمان ماه رمضان و ایام نوروز هم اکران سال آینده تقریباً با یک ماه تأخیر آغاز می‌شود چرا که همه صاحبان آثار ترجیح می‌دهند در مقطع اکران عید فطر فیلم‌شان را روانه پرده سینماها کنند.

دغدغه امروز مردم چیزهای دیگری غیر از سینماست

این کارگردان گفت: باید شرایط اقتصادی و تأثیر تحریم‌ها را هم در نظر داشته باشیم. همه این شرایط بر روی سینما رفتن مردم تأثیر گذاشته و فشار اقتصادی به‌گونه‌ای است که آرام‌آرام سبد مصرف فرهنگی مردم در حال تغییر است. ممکن است در سال آینده اساساً دیگر سینما در اولویت مردم نباشد. مردم همین امروز هم تمایل چندانی به سینما رفتن ندارند. همه چیز دست به دست هم داده تا دغدغه مردم به‌ویژه براثر فشارهای اقتصادی، چیزهای دیگری غیر از سینما باشد.

وی تأکید کرد: سینما همواره برای سرگرمی مخاطب بوده است و بهره‌گیری از فرصت سرگرمی هم نیاز به فراغت بال دارد که لازمه آن شرایط اقتصادی مناسب است. امروز شرایط به‌گونه‌ای است که حتی مردم برای دیدن فیلم‌های کمدی هم به سینما نمی‌روند. یکی از شاخص‌های بررسی وضعیت اکران هم همواره وضعیت فروش فیلم‌های کمدی است. در این وضعیت تکلیف فیلم‌های اجتماعی با سوژه‌های تلخ مشخص است.

آن‌ها که فیلمم را دوست نداشتند منتقدنما بودند!

رحمانی درباره بازخوردهایی که از رونمایی فیلمش در جشنواره فجر شاهد بوده است هم گفت: فکر می‌کنم هنوز منتقدان واقعی فیلمم را ندیده‌اند. مردم استقبال خوبی از فیلم در اکران‌های جشنواره‌ای داشتند و فیلم برای‌شان راضی‌کننده بود. منتظر واکنش منتقدان واقعی هم هستم. معتقدم آن‌هایی که در جشنواره فیلمم را دوست نداشتند، بیشتر منتقدنما بودند! آن‌ها به دلایل دیگری فیلم را دوست نداشته‌اند. گروهی از رسانه‌ها هم بدون آنکه فیلم را دیده باشند، براساس شنیده‌ها آن را نقد کردند.

وی ادامه داد: در سانس‌هایی که فیلم را در کنار مردم دیدم و حتی در سانس سینمای رسانه، اکثریت فیلم را دوست داشتند. بالاخره در میان هر جمعی، عده‌ای هم پیدا می‌شوند که شیطنت کنند. همه چیز در مسیری قرار گرفت که مشخص بود عده‌ای با پیش‌فرض‌های قبلی فیلم را دیده بودند.

این کارگردان درباره نهایی نبودن نسخه اکران شده از فیلم «آن‌ها مرا دوست داشتند» در جشنواره فجر هم گفت: یکی از گله‌های ما این است که قرار بر این بود همه فیلم‌ها تا تاریخ ۴ بهمن همه فیلم‌ها به دبیرخانه تحویل داده شود و اولین فیلمی هم که تحویل داده شد، همین فیلم ما بود. حتی چهار فیلم رزروی هم اعلام شد تا فیلم‌هایی که در تاریخ مقرر نرسیدند حذف شوند اما متأسفانه اینگونه نشد. فیلم‌هایی داشتیم که ۲۱ بهمن تحویل دبیرخانه شدند! طبیعتاً ما هم می‌توانستیم تدوین، صدا، موسیقی و تیتراژ فیلم خود را در این فرصت تکمیل کنیم.

وی درباره امکان اصلاح نسخه اکران‌شده از فیلم در جشنواره برای اکران عمومی هم گفت: طبیعتاً احتمالش وجود دارد. هنوز درباره این مسئله بررسی صورت نگرفته و باید با تدوین‌گر درباره این موضوع صحبت کنیم.

نگفتیم بازیگران فیلم برای حضور در نشست فجر پول خواسته‌اند

رحمانی درباره اظهارات مطرح شده در نشست رسانه‌ای فیلم «آن‌ها مرا دوست داشتند» درباره بازیگرانی که برای حضور در نشست‌های جشنواره فجر تقاضای پول کرده بودند و ایجاد این شائبه که بازیگران این فیلم چنین درخواستی داشته‌اند هم توضیح داد: مخاطب آن صحبت‌ها، بازیگران فیلم ما نبودند و اسمی هم مطرح نشد. این یک برداشت اشتباه از این صحبت‌ها بود. شاید عده قلیلی در حد یک یا دو نفر در میان بازیگران باشند که چنین نگاهی داشته باشند ولی جامعه بازیگران همگی شریف و قابل احترام هستند.

وی با اشاره به اینکه این موضوع از سوی مجری طرح فیلم در نشست مطرح شده است گفت: من این اظهارات را اصلاح کردم و گفتم که منظور همه بازیگران نیستند. فرد مورد نظر مجری طرح ما هم بازیگری بود که الان از ایران رفته است و پول‌های زیادی هم از تهیه‌کنندگان مختلف دریافت کرده بود. درددل‌های مجری طرح فیلم ما بیشتر متوجه چنین بازیگرانی بود و موضوع مطرح شده درباره مطالبه پول برای حضور در نشست جشنواره هم قطعاً مربوط به بازیگران فیلم ما نبوده است. بازیگران فیلم ما درگیر پروژه‌های دیگر بودند که امکان حضور در نشست را پیدا نکردند.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

هنرمند معترضی که نمی‌توان ادای اورا درآورد/این فیلم هنوز زنده است – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، پنجمین برنامه «مستندات یکشنبه» که ذیل مجموعه سینماتک خانه هنرمندان ایران به پخش فیلم‌های مستند می‌پردازد، روز یکشنبه ۳۰ بهمن ماه در سالن استاد شهناز خانه هنرمندان ایران به نمایش دو فیلم مستند «حوزه استحفاظی» ساخته آراپیک باغداساریان و «آراپیک» به کارگردانی مرتضی آکوچکیان اختصاص داشت.

پس از نمایش این دو فیلم نشست بررسی آن‌ها با حضور امیر اثباتی طراح گرافیک و از دوستان آراپیک باغداساریان، مرتضی آکوچکیان کارگردان «آراپیک» و کیوان کثیریان منتقد سینما برگزار شد.

هنرمند مهمی که درباره‌اش غفلت شده است

در ابتدای این نشست امیر اثباتی بیان کرد: برای من بودن در این جلسه هم هیجان‌انگیز است و هم احساسات‌برانگیز. خوشحالم که خانه هنرمندان ایران بعد از مدت‌ها فرصتی فراهم کرد تا از آراپیک یاد کنیم. او یکی از هنرمندان مهم معاصر است که درباره‌اش غفلت شده است. نسل جدید آراپیک را نمی‌شناسند و نسل قدیم هم کمتر درباره او صحبت می‌کند چون ساز او کمی ناکوکی داشت که باعث می‌شد دیگران با آراپیک کمتر ارتباط برقرار کنند. مثلاً عباس کیارستمی با او هم‌دوره بود و همیشه از دست او شاکی بود، چون آراپیک اصلاً اهل مماشات نبود. آیدین آغداشلو هم در دوران دانشگاه می‌گفت آراپیک در دانشگاه هرچه از دهانشان درمی‌آمد می‌گفت اما نمی‌ایستاد که جواب بشنود.

وی ادامه داد: می‌خواهم بگویم آراپیک در دایره ارتباطاتش اینچنین بود و همین باعث شد با شرایط جاری و حاکم، منطبق نشود و کم‌کم فراموش شد. باید بگویم ما در روزگاری هستیم که نوعی از «هنر اعتراضی» توجه‌ها را به خود جلب کرده است. به همین دلیل یاد کردن از آراپیک و زندگی هنری او حالا خیلی مناسبت دارد.

فیلمی که هنوز یک موجود زنده است

در ادامه آکوچکیان گفت: سال ۹۵ وقتی قرار شد در گالری آ، نمایشگاهی از کارهای آراپیک برپا کنیم، تصمیم گرفتیم مستندی هم درباره او بسازیم. من تا آن زمان آراپیک را نمی‌شناختم اما با آقای اثباتی بر اثر حادثه‌ای آشنا شدم و درباره آراپیک صحبت کردیم. ذهن آقای اثباتی کلاسه‌بندی بود و به نوعی مرجع اصلی ما بود. ضمن اینکه پژوهشی در حین ساخت فیلم اتفاق افتاد که برای من خیلی جذاب بود. به نظرم این فیلم هنوز یک موجود زنده است و هنوز بر آن اضافه می‌شود. مثلاً دو سال بعد از ساخت این مستند، نمایشگاهی برگزار کردم و چند جلد از کتاب‌های آراپیک را پیدا و به فیلم اضافه کردم.

اثباتی در این بخش از نشست توضیح داد: کاری که بچه‌ها در گالری آ برای گردآوری آثار آراپیک کردند، کار لازم و مهمی بود. اگر آن نمایشگاه برگزار نمی‌شد خیلی از چیزهایی که برای آراپیک بود و در میان اقوام و دوستان پراکنده شده بود، جمع‌آوری و حفظ نمی‌شد و ممکن بود خیلی چیزها فراموش شود. این تجربه را ما در نمایشگاه پوسترهای سال ۵۷ هم داشتیم که آن همه کار خلق و روی دیوارها نصب شد اما بعدها در انقلاب فرهنگی معلوم نشد چه بلایی سرشان آمد.

وی افزود: در آن دوران ما آنقدر پرشور و در تب و تاب خیابان‌ها بودیم که متوجه ارزش آن‌ها نبودیم. آن پوسترها بعد از انقلاب فرهنگی دور ریخته شد. درباره آراپیک هم باید بیشتر وقت می‌گذاشتیم و با او گفتگو می‌کردیم، او گرچه خوش‌سخن بود اما عادت‌های عجیب و غریبی هم داشت. مثلاً سوار ماشین نمی‌شد. ساعت‌ها راه می‌رفت و طی این راه رفتن‌ها ما درباره خیلی چیزها صحبت می‌کردیم.

از «هنر اعتراضی» تا مهربانی و تندخویی توأمان

اثباتی ادامه داد: آراپیک نگاه انتقادی خود را داشت. او آدمی با وضوح زیاد بود، تعارف نمی‌کرد، حرف زیادی نمی‌زد، درباره همه مسائل سعی می‌کرد فکر کند و بعد نظر بدهد، نظر دیگری را بخواهد و… او اهل گفتگو بود. پس چرا ما پیگیر نشدیم که بدانیم ریشه این روحیه او چه بوده است؟ فکر می‌کنم هنوز هم کوتاهی می‌کنیم، هنوز باید درباره برخی مسائل او کار کنیم و می‌توانیم به مفاهیم مهمی از او بپردازیم مثل هنر اعتراضی او. آراپیک توأمان هم مهربان بود، هم تندخو و تلخ و گزنده. او با همه اینگونه بود. باید بررسی کنیم ببینیم این روحیه را از کجا پیدا کرده بود؟ این منشی بود که در تمام زندگی داشت.

این طراح هنری باسابقه در ادامه تأکید کرد: آراپیک بودن سخت و عجیب است، به‌طوری که نمی‌شود ادای او را درآورد؛ هنر اعتراضی او خاص و استثنائی بود. به این فکر می‌کنم که او اگر در این روزگار بود چه می‌کرد؟ به عنوان یک هنرمند معترض اگر الان بود حتماً کاری می‌کرد.

آکوچکیان گفت: زمانی که تصمیم به ساخت این مستند گرفتیم، هیچ صدا و تصویر متحرکی از او پیدا نشد. این نکته برای من جذاب بود چون به رازآلود بودن این کاراکتر کمک می‌کرد. من هر بار این فیلم را می‌بینم حس سازنده را ندارم و آنچه گذشت را مرور می‌کنم. مدام تحلیل می‌کنم و دوره‌های مختلف زندگی آراپیک را بررسی می‌کنم. من حجم زیادی راش داشتم که باید آن را طبقه‌بندی می‌کردم، آنچه در این دوره‌ها مشترک بود کار گروهی بود که او می‌کرد. انگار به تاثیر کار گروهی پی برده بود.

آنقدر قوی بود که به‌راحتی از نامش می‌گذشت

این مستندساز افزود: از سوی دیگر آنقدر هنرمند قوی بود که به‌راحتی از نامش می‌گذشت. من هنرمندی را سراغ ندارم که طرح خود را با نام مستعار و بدون دریافت پول در اختیار جایی قرار بدهد. تفاوت من با آقای اثباتی این است که آراپیک را ندیده‌ام و بر اساس داده‌ها او را می‌شناسم. بر اساس همین مستندات، تحلیل من این است که او می‌خواسته گروهی را با خود همراه کند. او چیزی غیر از قدرت لایزال یک طراح را ارائه می‌کند، کار گروهی او در پوسترهای ۵۷ هم قابل توجه است. آراپیک در این آثار بهترین کارهای سیاسی خود را ارائه داده، او یک هنرمند منتقد و معترض به معنای کامل است. شاید اگر در ابتدای حاکمیت جدید فوت نمی‌کرد، حالا خلا یک منتقد تجسمی را احساس نمی‌کردیم! آن‌هایی در تاریخ هنر ماندگار هستند که اتصالی به تاریخ و هنر داشته باشند. آراپیک یک نقشه راه بود که نشان می‌دهد اگر می‌خواهی هنرمند باشی باید کدام مسیر را بروی.

در ادامه این نشست اثباتی درباره امکان وجود تصویری از آراپیک هم مطرح کرد: آقای شیردل سه ساعت فیلم از روزهای انقلاب دارد که درباره ده بیست روز ابتدایی پس از انقلاب است. در آن فیلم او به دانشکده ما هم سر زد و حدود ده دقیقه از آن راش‌ها مربوط به دانشکده ماست. چندبار از آقای شیردل خواهش کردم این ده دقیقه را به‌عنوان یک سند منحصربه‌فرد به ما بدهند. ایشان هنوز حاضر نشدند این کار را بکنند. باز از ایشان خواهش می‌کنم آن ده دقیقه را منتشر کنند، شاید تصویری از آراپیک پیدا کردیم.

گسست عمیق بین نسل ما و نسل آراپیک

آکوچکیان در این بخش از نشست گفت: من آثاری از آراپیک دیده بودم. شروع قصه این بود که می‌خواستیم نمایشگاهی از او در گالری آ داشته باشیم، قرار بود آثاری از هنرمندانی داشته باشیم که اسمی از آن‌ها نیست. آراپیک از همین افراد بود؛ من فکر نمی‌کردم روزی همان چهار فریم کاری که از او دیده بودم، منجر به یک فیلم مستند شود. یک گسست عمیق بین نسل ما و آراپیک وجود داشت. این فیلم یک فیلم معرفی کلی آراپیک است و ممکن است بشود درباره ویژگی‌های مختلف او بعداً فیلم ساخت.

اثباتی درباره گرایش‌های آراپیک توضیح داد: او به دلایلی در سال‌های قبل از انقلاب از کانون بیرون آمده بود و بعد از انقلاب هم به دلایلی حاضر نبود با کانون کار کند. نقدهایی داشت در نتیجه کشاکشی شکل گرفت که برای کانون فیلمی بسازد یا نه که در نهایت انجام نداد. طرح کوتاهی داشت که به من توصیه کرد بسازم اما من هم به دلایلی نساختم.

اندوهی که شعر لورکا وصفش می‌کند

در ادامه این نشست داود شهیدی که در این برنامه حاضر بود گفت: من در ستایش آراپیک صحبت می‌کنم و معتقدم اندوه از دست دادن این مرد را شاید شعر بلندی مثل مرثیه گارسیا لورکا توصیف می‌کند. مقاله‌ای هم در «گل آقا» برایش نوشته‌ام. او مردی همیشه مردمی و مترقی بود و فقدانش را هنوز در ذهن دارم.

گالیا خواهر آراپیک هم که در نشست حضور داشت، گفت: برادرم را خیلی زود از دست دادم ما رابطه خوبی با هم داشتیم و حیف که زود او را از دست دادیم. از دوستانش و کسانی که این فیلم را ساختند تشکر می‌کنم. روزهای آخر او در بیمارستان را فراموش نمی‌کنم. عاشق کتاب‌هایش بود. می‌خواسنیم جایی محفوظ بماند. اعتماد کردیم و کتاب‌ها را به خانه کاریکاتور اهدا کردیم. فکرش را نمی‌کردیم کتاب‌ها را گم کنند. او به این کتاب‌ها عشق می‌ورزید.

آرزویی که محقق نشد

اثباتی هم در واکنش به این سخنان مطرح کرد: آراپیک یک آرزو داشت و آن این بود که یک کتابفروشی و یک انتشاراتی داشته باشد با تمرکز روی طنز، تا ادامه‌دهنده جریان طنز سیاه تصویری در ایران باشد. دوست داشت از همین زاویه یک کتابفروشی و یک انتشاراتی داشته باشد، از قضا یک مغازه نزدیک خانه‌اش بود. این مغازه هیچ‌وقت خالی نشد تا زمانی که آراپیک بود. دوست داشت آنجا تبدیل به کتابفروشی شود، شاید اگر زنده بود، امروز ناشری در آن کتابفروشی بود.

آکوچکیان هم در همین زمینه عنوان کرد: او دوست داشت انتشارات «کاشت» را راه‌اندازی کند اما از یک جایی به بعد از اینکه یک کار گروهی را با همکارانش داشته باشد، ناامید شد. حتی پیشنهاد طراحی مجله فیلم را نپذیرفت. به نظرم ناامید شد از اینکه بار دیگر یک کار گروهی جدی انجام بدهد. یک بیماری خودایمنی هم داشت که با افسردگی تشدید می‌شد.

وی افزود: فکر می‌کنم آراپیک همین الان هم برای من یک کاراکتر رازآلود و یک آرتیست به معنای واقعی است. تاثیرگذاری برای او همیشه مسأله بود. فکر می‌کنم زمانی، جایی با کسان دیگری درباره منش آراپیک باید صحبت کرد اما او کارهایی کرده و ایده‌هایی داشته که بخشی را به ثمر رسانده است و بخشی را نه و می‌شود درباره این موضوعات هم کار کرد. من هیچ کاراکتری شبیه او پیدا نکرده‌ام. خاطراتی شبیه به هم از او زیاد وجود داشت. همه خاطراتی داشتند و چیز جدیدی نمی‌دادند. آن خاطره‌هایی را در فیلم گذاشتم که از کاراکتر آراپیک چیزی را در ذهن ما روشن می‌کرد. شنیده بودم که کسی گفته بود چرا من در فیلم نبودم، اما شنیده بودم که آراپیک با او در تضاد بوده است. مطمئنم اگر آراپیک آن سال فوت نمی‌کرد، تا الان هم زنده نبود چون یک تلنگر برای او مثل یک بمب بود و این همه فشار را نمی‌توانست تحمل کند.

این جنس سوژه‌ها پایانی ندارند

این مستند درباره اظهارنظر مخاطبی درباره اینکه چرا خانواده آراپیک در این فیلم نیستند و اینکه برخی چیزها در این فیلم برای مخاطب عطشی ایجاد می‌کند اما اطلاعات بیشتری از او در این فیلم نیست، گفت: واقعیت این است که این جنس سوژه‌ها پایان ندارد. بخشی از اینکه برخی چیزها را در فیلم نگذاشتیم به دلیل محدودیت‌هایی بود که داشتیم و باید در یک بازه زمانی فیلم را آماده نمایش می‌کردیم. اینکه چرا با خانواده صحبت نکردیم هم به این دلیل بود که خانواده معذوریت‌هایی داشتند. اگر فیلم توانسته باشد عطشی را که می‌گویی ایجاد کرده باشد تا بیشتر به دنبال شناخت او بروید، یعنی فیلم کار خود را کرده است.

مخاطب دیگری هم گفت در آخرین لحظاتی که آراپیک زنده بود، به‌عنوان یک انسان ظلم‌ستیز، رویکردش به مرگ و زندگی چه بود؟ که اثباتی در پاسخ گفت: اجازه بدهید با نگاه شما به آراپیک مخالفت کنم. با این نگاه ممکن است یک هاله قدسی برای او ایجاد شود و این خیلی خطرناک است. آراپیک یک شخصیت کاریزماتیک بود اما با همه ایرادهایی که داشت یک انسان بود. او اهل سیاست به آن معنا نبود و ممکن بود درباره تبیین اوضاع خطا هم داشته باشد اما طناز و با اصول بود. او با قدرت مستقر به دلیل اینکه در ذات خود می‌تواند فسادبرانگیز باشد مخالف بود. او به زندگی دلبسته بود و تلاش می‌کرد جهان جای بهتری باشد. او خون دل زیاد خورد و آنقدر نامه به ارشاد نوشت تا برای کارهایش مجوز بگیرد.

وی افزود: آراپیک می‌دانست که در چه میدانی است. او طنز عجیب و غریبی داشت. روزی که فوت کرد از صبحش من به دنبال داروهایش بودم. ساعت یازده شب به او رسیدم. من تحمل دیدن او را در آن وضعیت نداشتم. بیهوش شدم و از خستگی روی تخت کناری او افتادم. او اما با همان طنز همیشگی اش می‌گفت تو آمدی از من مراقبت کنی ولی حالا یکی لازم داریم که از تو مراقبت کند. در روزهایی که در بیمارستان بود، همان نگاه طنازانه‌اش را داشت. برای کارکنان بخش اسم گذاشته بود، مثلاً برای یکی از پرسنل بیمارستان که سختگیر بود اسم موسولینی را انتخاب کرده بود. او جهان را همیشه از زاویه خاص خودش می‌دید.

مخاطب دیگری بیان کرد که این فیلم یک نکته فرامتنی دارد، ما همیشه محدودیت مالی برای ساخت فیلم داریم اما فیلم شما از دل یک نمایشگاه و گالری خلق شده است. مخاطب دیگری هم عنوان کرد که این فیلم بیش از اندازه اثری ساکن است.

آکوچکیان به عنوان کارگردان مستند در پاسخ به این نظرات مطرح کرد: فرم مستند را اینگونه انتخاب کردم چون آدم‌هایی که در فیلم صحبت می‌کنند مهم هستند. از درگذشت سوژه فیلم سی سال می‌گذرد و به‌راحتی اطلاعات از او به دست نمی‌آید و فکر کردم بهتر است یک فرمت داستانی برای آن داشته باشیم. فکر می‌کنم هنرمند با انتخاب‌هایش هنری را خلق می‌کند. من اصلاً فکر نمی‌کنم این مستند ساختار ساکنی دارد. به هر حال ابعاد مختلفی از کاراکتر را نمی‌بینیم و به همین دلیل الان برخی می‌گویند مستند دومی هم باید درباره آراپیک ساخته شود.

کارگروهی می‌کردیم اما جریان سیاسی نبودیم

اثباتی هم گفت: آنچه در فیلم هم من به آن تاکید کردم، این بود که آراپیک تن نمی‌داد عضو یک گروه یا حزب باشد. شاید این تصمیم را تجربه زیسته آراپیک ساخته باشد. اگر الان جریان چپ را بازخوانی کنید، متوجه گرفتاری‌های آن می‌شوید. آراپیک نمی‌خواست خود را درگیر این گرفتاری‌ها کند. آراپیک با ما کار گروهی می‌کرد اما ما هیچ‌کدام به عنوان جریان سیاسی کاری نمی‌کردیم. آراپیک خیلی اهل مطالعه سیستماتیک نبود که تفاوت گروه‌ها را بشناسد. البته شم درستی داشت که با تکیه بر همان، مسیر عدالت‌خواهانه و ضدتمامیت‌خواهی را در هر مقیاسی دنبال می‌کرد.

وی در پایان صحبت‌های خود گفت: من آن روزی که آراپیک را در جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان در سال ۵۴ دیدم، شخصیتش برایم جذاب بود. آن روز دیدم که برخی از بچه‌های دانشگاه دور یک نفر حلقه زده‌اند، او در مرکز توجه بود چون کاریزمای عجیبی داشت. به نظرم برخورد آراپیک با دیگران جذاب بود. کاریزمای آراپیک برای من زیاد بود، در نمایشگاه سال ۵۷ ارتباط ما بیشتر شد و او برای من تبدیل به الگویی شد که تلاش می‌کردم بیشتر از او یاد بگیرم.

مشاهده خبر از سایت منبع

دفتر سینمایی

ماجرای غصب اراضی مردم/ «املاک ملت» چه می‌شود؟ – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی خانه مستند انقلاب اسلامی، مجموعه مستند «املاک ملت» با موضوع غصب املاک و اراضی مردم توسط پهلوی اول و دوم آماده نمایش شد و به‌زودی به روی آنتن می‌رود. این مستند که در استان‌های خوزستان، خراسان جنوبی، هرمزگان، گیلان و گلستان تصویربرداری شده، با ارائه اسناد و گفتگو با مردم محلی و کارشناسان به بررسی ابعاد مختلف این ماجرا پرداخته است.

از ویژگی‌های این مستند روایت عمومی و مردمی از ماجرای غصب مالکانه املاکشان توسط پهلوی است که بعضاً دست اول و خارج از قواعد روایت رسمی موجود از تاریخ بیان شده‌اند.

در این مجموعه مستند اشاره شده است که رضاخان (پهلوی اول) قبل از کودتا و به سلطنت رسیدن مالک هیچ زمین، ملک و دارایی چندانی نبوده اما بر اساس اسناد در زمان فرار از ایران در شهریور ۱۳۲۰، میلیون‌ها تومان در بانک و در حدود ۱۵ میلیارد متر مربع زمین را به شیوه غصب مالکانه در سراسر ایران تصاحب کرده است.

مجموعه مستند «املاک ملت» محصول خانه مستند انقلاب اسلامی به کارگردانی امیراطهر سهیلی و مهدی فلاحی ساخته شده، همچنین محمدصادق دهقانپور تدوین این مستند را برعهده داشته است.

مشاهده خبر از سایت منبع